ارتباطات
فریبا صدیقی؛ زینب بافکار؛ آتنا السادات زرگرچی؛ سید متین پارسائیان؛ مهتا باغشاهی؛ مبینا شاطرزاده
چکیده
نذر بهعنوان یکی از آیینهای دینی رایج، واجد کارکردهای متنوعی در بسترهای فرهنگی و اجتماعی مختلف است. این پژوهش با هدف فهم معنای نذر از منظر زنان در شهر یزد و بررسی اهداف و سطوح مختلف این کنش آیینی انجام شده است. رویکرد نظری پژوهش بر مبنای مفاهیم هدیه مارسل موس، دارم اجتماعی ویکتور ترنر، سایبان مقدس پیتر برگر، حافظه فرهنگی یان آسمن ...
بیشتر
نذر بهعنوان یکی از آیینهای دینی رایج، واجد کارکردهای متنوعی در بسترهای فرهنگی و اجتماعی مختلف است. این پژوهش با هدف فهم معنای نذر از منظر زنان در شهر یزد و بررسی اهداف و سطوح مختلف این کنش آیینی انجام شده است. رویکرد نظری پژوهش بر مبنای مفاهیم هدیه مارسل موس، دارم اجتماعی ویکتور ترنر، سایبان مقدس پیتر برگر، حافظه فرهنگی یان آسمن و تطهیر مری داگلاس شکل گرفته و روش پژوهش، مردمنگاری کیفی مبتنی بر حضور میدانی، مشاهده و مصاحبههای نیمهساختاریافته با زنان نذرکننده در شهر یزد بوده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نذر برای زنان یزدی صرفاً یک کنش مذهبی نیست، بلکه بهمثابه کنشی چندلایه عمل میکند که واجد معانی روانی، اجتماعی، فرهنگی و دینی است. از منظر مشارکتکنندگان، نذر مفاهیمی چون «پل ارتباطی با امر قدسی»، «تکیهگاه»، «کنش مشروط» و «حافظه آیینی» را در بر میگیرد. نذر همچنین در چارچوب نوعی اقتصاد اخلاقی آیینی معنا مییابد که در آن دعا و نذر برای دیگری بهعنوان شرطی برای خیر و آرامش فرد تلقی میشود. اهداف نذر در تجربه زنان در سه سطح قابل تحلیل است: سطح خرد (فردی) شامل خواستههایی چون موفقیت در تحصیل یا اشتغال؛ سطح میانه (خانوادگی) در پیوند با سلامت خانواده و حفظ پیوندهای نسلی؛ و سطح کلان (فرهنگیـدینی) مرتبط با بازیابی هویت دینی و مشارکت در رفع فقر فرهنگی از طریق نذورات آگاهیبخش. در مجموع، نذر در تجربه زیسته زنان یزدی، سازوکاری برای معنا دادن به زندگی، بازسازی کرامت شخصی، و مواجهه با عدم قطعیت زندگی روزمره است.