ادبیات
شفیع الله سالک؛ مهسا رون
چکیده
رنگ، که از معیارهای سنجش شخصیت در روانشناسی جدید است، تأثیری خاص بر روان و جسم بیننده برجای میگذارد و نمایانگر اوضاع و احوال روحی اوست. در رویکرد روانشناسی رنگ ماکس لوشر، ترجیح در انتخاب رنگها به شناخت روان انسانها کمک میکند. در این پژوهش، شعر فروغ فرخزاد و خالده فروغ، از شاعران معاصر جریان رمانتیک ایران و افغانستان، براساس ...
بیشتر
رنگ، که از معیارهای سنجش شخصیت در روانشناسی جدید است، تأثیری خاص بر روان و جسم بیننده برجای میگذارد و نمایانگر اوضاع و احوال روحی اوست. در رویکرد روانشناسی رنگ ماکس لوشر، ترجیح در انتخاب رنگها به شناخت روان انسانها کمک میکند. در این پژوهش، شعر فروغ فرخزاد و خالده فروغ، از شاعران معاصر جریان رمانتیک ایران و افغانستان، براساس نظریۀ مذکور واکاوی شده است. کیفیت و میزان کاربرد رنگها در اشعار این دو شاعر نشان میدهد در شعر فروغ فرخزاد رنگ سیاه در انتخاب اول قرار دارد و بیانگر کشمکشهای درونی، ناخشنودی و انزجار او از محیط و بیان افسردگی و انزوای اوست. اما کاربرد پربسامد رنگ سبز در کنار سیاه حکایت از امیدواری او برای تغییر سرنوشت و تحول جامعه دارد. انتخاب نخست خالده فروغ اما رنگ سبز ـ نماد ایمان، آزادی و آرامش- است و سیاه در کنار آن بیانگر استبداد، خفقان و نابسامانیهای اجتماعی است. بررسی دفترهای اشعار این دو شاعر حاکی از آن است که اندکاندک طیفهای آرام و امیدبخش جای رنگهای تیره را میگیرند و این بیانگر تمایل و امید آنها به زندگی بهتر و علاقه به ایجاد تغییر برای بهتصویرکشیدن احساساتشان است.
ادبیات
معصومه نعمتی قزوینی؛ نرگس انصاری
چکیده
امروزه، مسائل و معضلات مربوط به زنان، به دلیل جایگاه ویژه و محوری ایشان در خانواده و پرورش نسلهای آینده، به یکی از دغدغههای اصلی اندیشمندان و روشنفکران مبدل شده است. جلال آل احمد (1302ـ1348) و مصطفی لطفی منفلوطی (1876ـ1924)، دو تن از مصلحان اجتماعی و نویسندگان معاصر در عرصة ادبیات فارسی و عربی، نیز هریک بهمثابة شرایط جامعة خویش و دیدگاه ...
بیشتر
امروزه، مسائل و معضلات مربوط به زنان، به دلیل جایگاه ویژه و محوری ایشان در خانواده و پرورش نسلهای آینده، به یکی از دغدغههای اصلی اندیشمندان و روشنفکران مبدل شده است. جلال آل احمد (1302ـ1348) و مصطفی لطفی منفلوطی (1876ـ1924)، دو تن از مصلحان اجتماعی و نویسندگان معاصر در عرصة ادبیات فارسی و عربی، نیز هریک بهمثابة شرایط جامعة خویش و دیدگاه ویژهای که به مسائل اجتماعی و فرهنگی داشتهاند، به طرح مسئلة زنان پرداخته و ابعاد گوناگون آن را به نقد و نظر نشستهاند. نوشتار حاضر که با روش توصیفیـ تحلیلی به مقایسة آثار این دو نویسنده پرداخته، حاکی از وجود مشابهتهای بسیاری در نحوة نگرش ایشان به مسائل زنان است که در شش محور کلی غربزدگی، آزادی، نابرابریهای اجتماعی، حجاب، ازدواج و علمآموزی قابل بررسی بوده و در عین شباهت در مفاهیم، به فراخور شرایط، در سبکهای نوشتاری تقریباً متمایزی ارائه شده است.