ادبیات
سحر گرگی؛ حسین ایمانیان؛ حسین قربانپور
چکیده
راست است که زبان مهمترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامیکه موضوعِ نشان-دادن حسهای درونی پیش میآید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباطهای غیرزبانی)، بهتر و روشنتر از زبان میتواند پرده از ناگفتهها بردارد. امروزه فرازبان بهعنوان یکی از مهمترین شیوههای برقراری پیوند میان شخصیتهای رمان، ...
بیشتر
راست است که زبان مهمترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامیکه موضوعِ نشان-دادن حسهای درونی پیش میآید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباطهای غیرزبانی)، بهتر و روشنتر از زبان میتواند پرده از ناگفتهها بردارد. امروزه فرازبان بهعنوان یکی از مهمترین شیوههای برقراری پیوند میان شخصیتهای رمان، کاربردی گسترده دارد و چون موضوع احساس یا ناگفتههایی که بر زبان-آوردنش بهویژه برای زنان، دشوار و نافراهم است، پیش آید، ارزش آن افزون میگردد. مُنی شافعی نویسندۀ کویتی در بیشتر آثار داستانیاش پدیدههای در پیوند با زنان کویتی یا شرقی را بازتاب داده و تا بداناندازه از ابزارهای غیرزبانی برای بازتابدادن حسهای گاه تابوشدۀ زن بهره برده که بهعنوان یکی از ویژگیهای سبکشناختی نوشتههای وی درآمده است. لیلهالجنون (شب دیوانگی)، بُرشی از زندگی دختری ناهمساز با سنتهای شرقی را بازتاب میدهد که در سر، آرزوهایی میپروراند، هرگز ناامید نمیشود و با اینکه به بخشی از حقوق شهروندی سیاسی و اجتماعی خود دست یافته، ولی در بیان حسهای عاطفی خود با مشکل روبه-روست. پژوهش پیشِ رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی، نخست به گرفتاریها یا چالشهای اجتماعی، سیاسی و مذهبیِ فراروی زنان لیلهالجنون اشاره دارد، سپس بررسی میکند چگونه این زنان از بیان آشکارِ حسهای درونی که خود از جملۀ مهمترین حقوق شهروندی زن است، منع گشته و از اینرو برای بازتاب چنین احساسی، از فرازبان و بیان غیرمستقیم بهره گرفتهاند. زنان روایت با حالتهایی دوگانه چون اضطراب، پریشانی، شرمساری، دلمُردگی از یکسو و بیپروایی، شادی و امیداوری از دیگرسو، دست و پنجه نرم می-کنند.