هنر
الهه پنجه باشی؛ شقایق گدازگر
چکیده
قالیهای تصویری که حاصل پیوند سنت با تجدد هستند، در زمان حکومت قاجار به اوج تولید رسیدند. این قالیها مضامین متنوعی مانند تصویر پادشاهان، آثار باستانی ایران، داستانهای ادبی، مضامین دینی و تصویر حیوانات را دربرمیگرفتند. همچنین نمونههای متفاوتی از قالیهای تصویری خلق شد که در آنها تصویر زنان جایگزین نقشونگارهای سنتی و مرسوم ...
بیشتر
قالیهای تصویری که حاصل پیوند سنت با تجدد هستند، در زمان حکومت قاجار به اوج تولید رسیدند. این قالیها مضامین متنوعی مانند تصویر پادشاهان، آثار باستانی ایران، داستانهای ادبی، مضامین دینی و تصویر حیوانات را دربرمیگرفتند. همچنین نمونههای متفاوتی از قالیهای تصویری خلق شد که در آنها تصویر زنان جایگزین نقشونگارهای سنتی و مرسوم شد. هدف پژوهش حاضر، شناخت یکی از طرحهای نادر قالی دستباف دورۀ قاجار با نقش نیمتنۀ زن و کشف علت خلق و لایههای معنایی مستتر آن، براساس رویکرد شمایلنگاری از منظر پانوفسکی است. سؤال پژوهش حاضر این است که علل پیدایش تصویر زن در قالیچههای تصویری دورۀ قاجار چیست و این تصاویر بر چه معنای نهفتهای دلالت دارند. پژوهش پیشرو از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جمعآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای صورت پذیرفته و تعداد نمونههای مورد مطالعه، سه قالیچۀ منقوش به نیمتنۀ زن است. در پیدایش تصویر زن بر قالیچههای تصویری زمان قاجار عوامل متعددی مانند همزمانی خلق این قالیچهها با دورۀ قاجار، گسترش روابط با اروپا، رواج چاپ سنگی، ورود عکس و کارتپستالها به ایران، نقاشی طبیعتگرایانه، اندیشۀ انسانمدارانه، تغییر در سبک پوشش، روابط و جایگاه سیاسی-اجتماعی زنان و کثرت تصاویر زنان در آثار هنری دورۀ قاجار مؤثر بودهاند. همگامی هنرمندان با جنبشهای آن زمان نشاندهندۀ همآهنگی آشکار تصویر این قالیچهها با تحولات فراوان حاکم بر این عصر است. قالیبافان قاجاری متأثر از شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمانۀ خود و نامطلع از خاورگرایی غربیها، جریانات و تحولات جامعه را در قالیچهها بازتاب میدهند.
هنر
اشرف السادات موسوی لر؛ منصور حسامی؛ زهرا خسروی راد
چکیده
«شمایلشناسی» از منظر نشانهشناسی یکی از روشهای مطالعات هنری اســت که در قرن بیستم به آن توجه شده است. این مقاله با تأکید بر آرای اروین پانوفسکی به مطالعة تطبیقی شمایلهای حضرت مریم با مفهوم آیات قرآنی میپردازد. هدف کلی آن خوانش شمایلشناسانة نقاشیهای مریم(س) در دورة رنسانس و رمزگشایی از زبان تصویری قرآن در رابطه ...
بیشتر
«شمایلشناسی» از منظر نشانهشناسی یکی از روشهای مطالعات هنری اســت که در قرن بیستم به آن توجه شده است. این مقاله با تأکید بر آرای اروین پانوفسکی به مطالعة تطبیقی شمایلهای حضرت مریم با مفهوم آیات قرآنی میپردازد. هدف کلی آن خوانش شمایلشناسانة نقاشیهای مریم(س) در دورة رنسانس و رمزگشایی از زبان تصویری قرآن در رابطه با زندگانی آن حضرت است. مقالة حاضر درصدد پاسخگویی به تطبیق ویژگیهای شمایلشناسانة نقاشیهای مریم با تصویرسازی نمادین از صفات قرآنی ایشان است که امکان نقد موضوعی و محتوایی از داستان زندگی حضرت مریم(س) را فراهم میکند. مسئلة اصلی تحقیق چگونگی تبدیل متن به تصویر است که در کتاب مقدس و قرآن کریم، هر دو، به تقدس و توصیف صفات او پرداخته شده است. در هنر رنسانس، این متن به تصویر کشیده شده، اما در اسلام همچنان متن باقی مانده است. این مقاله به دنبال تطبیق متون و تصاویر است. لزوم پیادهسازی مطالعات جدید در مطالعات نقاشیهای مریم بهمنزلة روشی برای شناخت ضرورت دارد. جامعة آماری شامل 20 نمونه از آثار نقاشی دورة رنسانس است که 8 نمونه از آنها به صورت تصادفی انتخاب شده است و جهت تحلیل بصری مطالعه میشود. یافتههای تحقیق نمایانگر انعکاس سه گونه شمایل از باکرة عذرا در سه دورة متوالی رنسانس است. دورة رنسانس آغازین شمایل حضرت مریم به لحاظ فرم و محتوا با مفاهیم مقدس قرآنی تطبیق بیشتری داشته است. در دورة میانی و رنسانس پیشرفته شمایلها بهتدریج تقدسزدایی شده و نمادهای مقدس و تجریدی آن به نمادهای انسانمدار و زمینی تبدیل شدهاند.