هنر
نادیا معقولی؛ شقایق یعقوبی
چکیده
تعریف زنبودن در این جهان مردانه بهوسیلۀ نشانهها طبیعیسازی شده است. درواقع تمدن بشر برمبنای مردسالاری بنا شده و در این روند یکی از راههای کنترل و محدودکردن زنان، رواج باورها و ارزشگذاری جنسیتزده بوده است. در پژوهش حاضر با فرض اینکه امروزه مقادیر زیادی از این باورها با نحوۀ بازنمایی زنان در رسانه به جامعه القا میشود، آگهیهای ...
بیشتر
تعریف زنبودن در این جهان مردانه بهوسیلۀ نشانهها طبیعیسازی شده است. درواقع تمدن بشر برمبنای مردسالاری بنا شده و در این روند یکی از راههای کنترل و محدودکردن زنان، رواج باورها و ارزشگذاری جنسیتزده بوده است. در پژوهش حاضر با فرض اینکه امروزه مقادیر زیادی از این باورها با نحوۀ بازنمایی زنان در رسانه به جامعه القا میشود، آگهیهای بازرگانی تلویزیونی مواد شوینده از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ مورد توجه قرار گرفت؛ چرا که تلویزیون رسانهای تأثیرگذار در سبک زندگی و الگوی مصرف است و در بیشتر متون ذکرشده، مصرفکنندۀ اصلی این محصولات، زنان نمایانده شدهاند. تبلیغات مانند هر متن دیگری شامل نشانهها و لایههای معنایی است و برای پیبردن به این معانی و تأثیر آنها بر رواج مردسالاری در جامعه، از تحلیل نشانهشناسانه با رویکرد به نظریات ژولیا کریستوا اندیشمند انتقادی، استفاده شد که زنان را به رهایی سوبژکتیویتۀ خود دعوت میکند. بازنمایی امری است که سبب فرهنگسازی میشود و در بستری که بازنمایی براساس فرهنگ مردسالارانه شکل گیرد، این امر رواج مییابد و بدیهی تلقی میشود. در این راستا نحوۀ بازنمایی زن معناکاوی شد تا معانی جنسیتزده طبیعیسازی شود که سبب تثبیت باورهای مردسالارانه میشود.
ادبیات
حمیده دهقانی؛ آرمان حیدری؛ رضا رضایی
چکیده
هرچند مطالعات زیادی دربارۀ زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هالهای از ابهام مانده است. یکی از مهمترین زمینههای شناخت چنین تعاملاتی، پهنۀ گستردۀ رمانها است. هدف مطالعۀ حاضر، تحلیل نحوۀ بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمانهای سهگانۀ محمد حجازی مربوط به ...
بیشتر
هرچند مطالعات زیادی دربارۀ زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هالهای از ابهام مانده است. یکی از مهمترین زمینههای شناخت چنین تعاملاتی، پهنۀ گستردۀ رمانها است. هدف مطالعۀ حاضر، تحلیل نحوۀ بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمانهای سهگانۀ محمد حجازی مربوط به دورۀ پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانهشناسی اجتماعی کرس و ونلیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمانهای مذکور است. یافتهها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل میتوان گفت انواع بازنماییهای زنان بیانگر رابطهای تخاصمی بین دالهای سهگانۀ دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکلدهندۀ هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دستهبندیهای ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شدهاند و روابط درونجنسیتی و بینجنسیتی متفاوتی را تجربه میکنند. نتیجهگیری کلی تحقیق این است که زنان داستانهای حجازی ابژههای صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیکهایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانۀ فراگیر اجرا میکنند؛ بنابراین همۀ زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژهها و تعاملات آنان را نمیتوان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر سادهسازی کرد.