<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1399</YEAR>
<VOL>12</VOL>
<NO>4</NO>
<MOSALSAL>0</MOSALSAL>
<PAGE_NO>187</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>عوامل مؤثر بر ادراک زیبایی‌‌شناختی آثار نقاشی توسط زنان با استفاده از روش کیو (مطالعۀ موردی: شهرشیراز، سال 1399)</TitleF>
				<TitleE>Factors Affecting the Aesthetic Perception of Paintings by Women Using the Q Method (Case study: Women of Shiraz, 2020)</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_81467.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2021.322045.1574</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>افراد در حیطه‏‏ای عمومی زندگی می‏‏کنند که مؤلفه‏‏های این حیطه‏‏ها بر شکل‏‏گیری رفتارهای آن‏‏ها در برابر آثار هنری اثر می‏‏گذارند. تحلیل این مؤلفه‏‏ها ما را از نگرش افراد به‌عنوان مخاطب آثار هنری آگاه می‏‏کند و سبب شناخت بیشتر عوامل تأثیرگذار بر شیوه‏‏های ادراکی آن‏‏ها خواهد شد. ما در این پژوهش به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش هستیم که زنان تابلوهای نقاشی را چگونه درک و دریافت می‏‏کنند و چه ویژگی‏‏های جامعه‏‏شناختی یکسانی میان شیوه‏‏های ادراکی یکسان دیده می‏‏شود و در‌نهایت این شیوه‏‏های ادراکی، تأکید را بر کدام‌یک از ویژگی‏‏های زیبایی‏‏شناختی یا محتوایی تابلوهای نقاشی خواهند نهاد. در پژوهش حاضر، که از حیث هدف اکتشافی و از نظر روش ترکیبی است، از روش طبقه‏‏بندی کیو استفاده شده است. در این پژوهش، که 14 نفر در آن شرکت داشتند، پنج الگوی ذهنی متفاوت در ادراک آثار نقاشی شناسایی شد که با استفاده از پرسش‌نامه‏‏ای که درخصوص میزان مذهبی‌بودن و ارتباط با دنیای هنر تدوین شده بود مشخص شد هر‌یک از این الگوهای ذهنی خود تحت‌تأثیر متغیرهای زمینه‏‏ای، روان‌شناختی یا ساختاری متفاوتی‌اند. در‌واقع، نگرش و سلیقة افراد از زیبایی آثار هنری به ویژگی‏‏های فردی یا اجتماعی هر فرد بستگی دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>People are living in public sphere that its components can influence the formation of the individual attitudes toward works of art. Analysis of these components informs us about the attitude of people as the audience of art works and leads us to a better understanding of the factors affecting their perceptual methods. The present study was conducted to investigate the factors affecting the aesthetic perception of paintings. In this study, we were sought to answer these questions: how the audience of paintings perceives these works? Which sociological features among the similar perceptual methods are the same? And finally, different perceptual methods in their taste emphasize on which formal and content aspects? In the present study, which was exploratory in terms of purpose and hybrid in terms of method, the Q classification method has been used. In this study, 14 people were participated; five different mental patterns were identified in the perception of paintings. Also using a questionnaire which was developed about the degree of religiosity and relationship with the art world, the amount of these variables was measured. The results showed that each of these mental patterns was influenced by the contextual, psychological, or structural variables are different. In fact, people&#039;s attitudes and tastes towards the beauty of art works depend on individual or structural characteristics of each person. Finally, it can be said that social and individual factors have a significant impact on aesthetic attitudes and tastes. It is necessary that in research about taste, in addition to economic, social and cultural capital, other factors such as marital status, field of study, the degree of connection with the art world and the reference personality of individuals should also be considered.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>517</FPAGE>
						<TPAGE>541</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فریبا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غروی منجیلی</Family>
						<NameE>Fariba</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Garavi Manjili</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>gharavifariba@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رسول</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>یوسفی</Family>
						<NameE>Rasool</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Yusefi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناسی ارشد پژوهش هنر، گروه هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rasoolyusefi69@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ادراک آثار نقاشی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ادراک‏‏ زیبایی‏‏شناختی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روش کیو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سلیقه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ویژگی‏‏های زیبایی‏‏شناختی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] احمدی، بابک (1393). حقیقت و زیبایی، تهران: مرکز.##[2] الکساندر، ویکتوریا (1390). جامعه‏‏شناسی هنرها (شرحی بر اشکال زیبا و مردم پسند هنر)، ترجمة اعظم راودراد، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر.##[3] ایروانی، محمود و خداپناهی، کریم (1385). روانشناسی احساس و ادراک، تهران: سمت.##[4] باستید، روژه (1374). هنر و جامعه، ترجمة غفار حسینی، تهران: توس.##[5] تادیه، ژان‏‏ایو (1377). نقد ادبی در سدة بیستم، ترجمة محمدرحیم احمدی، تهران: سوره.##[6] حریری، نجلا (1385). اصول و روش‏‏های پژوهش کیفی، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی‌ـ واحد علوم و تحقیقات.##[7] خوشگویان‏‏فرد، علیرضا (1386). روش‏‏شناسی کیو، تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.##[8] دانایی‏‏فرد، حسن؛ حسینی، سید یعقوب؛ شیخها، روزبه (1392). روش‏‏شناسی کیو: شالوده‏‏های نظری و چارچوب انجام پژوهش، تهران: صفار.##[9] رامین، علی (1390). نظریه‏‏های فلسفی و جامعه‏‏شناختی در هنر، تهران: نی.##[10] راودراد، اعظم و شایگان، خشایار (1391). «ویژگی‏‏های اجتماعی مخاطبان نقاشی مدرن و مردم‏‏پسند در ایران»، دوفصل‌نامة جامعه‏‏شناسی هنر و ادبیات، س4، ش2، ص 39ـ64.##[11] رحیمی، فاطمه (1397). «جهان متن و زیبایی‏‏شناسی دریافت در پوئتیک ارسطو و پوئتیک مدرن امبرتو اکو»، نشریة هنرهای زیبا‌ـ هنرهای تجسمی، دورة 23، ش 4، ص 13ـ20.##[12] ریتزر، جورج (1384). نظریه جامعه‏‏شناسی در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثی، تهران: علمی.##[13] شمیلی، فرنوش (1394). «بررسی تأثیر آموزش هنر بر سازمان ادراکی و حافظة بصری افراد»، پایان‏‏نامة دورة دکتری تخصصی، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا.##[14] صالحی‏‏امیری، سیدرضا و سپهرنیا، رزیتا (1394). الگوی ارتقای سرمایة فرهنگی در ایران، تهران: ققنوس.##[15] طباطبایی، زهره (1393). «مدل درک و دریافت ارزش‏‏های زیبایی‏‏شناسی و هنری جهت حفاظت از میراث هنری»، پایان‏‏نامة دورة دکتری تخصصی، دانشکدة حفاظت و مرمت، دانشگاه اصفهان.##[16] گرونو، یوکا (1392). جامعه‌‌شناسی سلیقه، ترجمة مسعود کیانپور، نشر مرکز، تهران، ایران.##[17] مریدی، محمدرضا و تقی‏‏زادگان، معصومه (1384). «بررسی جامعه‏‏شناختی عناصر ساختاری سیستم هنر»، مجلة علوم اجتماعی دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، س2، ص163ـ191.##[18] مکاریک، ایرنا ریما (1385). دانش‏‏نامة نظریه‏‏های ادبی معاصر، ترجمة مهران مهاجر، محمد نبوی، تهران: آگاه.##[19] مک‏‏کوایل، دنیس (1380). مخاطب‏‏شناسی، ترجمة مهدی منتظرقائم، تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه.##[20] ملکی، امیر و رفیعی، ملاکه (1391). «دسترسی افتراقی به سرمایه و توزیع نابرابر سلیقه‌های هنری (تحلیل کمی رابطة بین سرمایة با مصرف فرهنگی، هنری جوانان تهرانی)»، فصل‌نامة انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دورة 8، ش 29، ص 71ـ90.##[21] مهدی‏‏زاده، محمد (1384). مطالعة تطبیقی نظریه کاشت و دریافت در ارتباطات، تهران: مرکز تحقیقات صدا و سیما.##[22] نامورمطلق، بهمن (1387). «یائوس و آیزر: نظریة دریافت»، پژوهش‌نامة فرهنگستان هنر، س3، ش پیاپی 11، ص 93ـ110.##[23] ولف، جنت(1389). زیبایی‏‏شناسی و جامعه‏‏شناسی هنر، ترجمة بابک محقق، مؤسسة تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری متن، تهران: فرهنگستان هنر.##[24] هینیک، ناتالی (1391). جامعه‏‏شناسی هنر، ترجمة عبدالحسین نیک‏‏گهر، تهران: آگه.##[25] یوسفی، رسول؛ زارع‏‏خلیلی، فتح‏‏الله (1397). «عوامل مؤثر بر ادراک زیبایی‏‏شناختی هنر (مطالعه موردی: دو دانشکدة دانشگاه شیراز در سال1397)»، نشریة جامعه‏‏شناسی هنر و ادبیات، دورة 10، ش 2، ص145ـ171.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>زنانه‌نگاری در نسخۀ مصوّر حملۀ حیدری (مقایسۀ تطبیقی جایگاه زن در نگاره‌های نسخ مصوّر حملۀ حیدری)</TitleF>
				<TitleE>Feminism in the Illustrated Manuscript of Hamle-ye Heydari (Comparative Study of the role of Women in Illustrations of Hamle-ye Heydari Copies)</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_81468.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2021.319245.1546</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مردان در حماسه‏ها عهده‏دار نقش‏های اصلی هستند و حضور زنان در سایه قرار می‏گیرد. اگر این حماسه موضوع دینی داشته ‏باشد، منع حضور زنان دوچندان می‏شود. پژوهش حاضر جایگاه زن را در نگاره‏های نسخة حملة حیدری باذل مشهدی (مورخ۱۲۲۲ ه.ق، محفوظ در کتابخانة ملی فرانسه) از منظر موضوع، ارتباط متن و تصویر، شاخصه‏های تصویری و... بررسی می‏کند. برای نشان‌دادن اهمیت جایگاه زن در این نسخه، نگاره‏های آن را با یکی از نسخ هم‏عصر، یعنی چاپ سنگی مصور حملة حیدری راجی کرمانی، مقایسه می‏کنیم. این دو نسخه تقریباً در یک دورة زمانی (عصر قاجار) اما در دو مکان مختلف (هند و ایران) مصور شده‏اند. این مقایسه تطبیقی نشان می‏دهد که حملة باذل، زن را در نقش‏های متنوع و گوناگونی به تصویر درآورده است؛ از زن در جایگاه قدیس یا فرشته گرفته تا زنانی در نقش نوازنده و رقصنده. اما تصویر زن در نگاره‏های حملة راجی به فرشته و قدیس محدود می‏شود. نگارگر این نسخه با ابداع شیوه‏ای نوین و خلاقانه، نه‌تنها بر حضور زنان چشم نپوشیده، بلکه آنان را دوشادوش یا حتی پیشاپیش مردان ترسیم کرده ‏است. این موارد سبب می‏شود که زن در نگاره‏های حملة حیدری باذل از چارچوب‏های فکری و فرهنگیِ سنتی فراتر رود و نقش‏هایی را عهده‏دار شود که در تصاویر کمتر حماسه‏ای می‏توان نظیر آن را پیدا کرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In the Persian epic men play the main roles while the presence of women is usually under shadow. If the epic also has a religious theme, the role of women is becoming even more insignificant. However, in one of the illustrated manuscripts of Hamle-ye Heydari of Bazel Mashhadi (dated 1222 A.H., Bibliothèque Nationale de France) women were painted in the important roles. This copy not only did not ignore the presence of women but also depicted women next to the men or even ahead of them. This article explore the drawings from the perspective of subject, text-image relationship, visual features, and so on in order to show the prominent position of women in this illustrated copy. In addition, I compare this copy with one of the contemporary lithographic copy of Hamle-ye Heydari by Raji Kermani to show how the painter breaks traditions to emphasize on the women participation in the paints. These two manuscripts are depicted in the same period of time, the Qajar era, but in two different places; the first one in India and the second one in Iran. This comparative study shows that in the Hamle-ye Bazel women were portrayed in the variety of roles from the saints or angels to the musicians or dancers. While the image of women in the painting of Hamle-ye Raji are just limited to the angel and saint. Furthermore, in Hamle-ye Bazel women have a dominant role even if the text has no mention to them but in Hamle-ye Raji only there are a few images of the women. All of these reasons prove that woman in Hamle-ye Bazel’s paintings goes beyond the traditional framework and take a role that is exclusive in Persian manuscript tradition.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>543</FPAGE>
						<TPAGE>566</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فاطمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ماه‌وان</Family>
						<NameE>Fatemeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mahvan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>f.mahvan@ferdowsi.um.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حملة حیدری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حماسة دینی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>باذل مشهدی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>راجی کرمانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زنانه‏نگاری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حضرت فاطمه(س)</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] باذل مشهدی، محمد‌رفیع (۱۲۲۲). حملۀ حیدری (نسخۀ خطی)، پاریس: کتابخانۀ ملی فرانسه.##[2] ـــــــــــــــ (بی‏تا). حملۀ حیدری، تهران: علمی.##[3] بلنیتسکی، الکساندر (۱۳۹۰). هنر تاریخی پنجکنت، ترجمۀ عباس عزتی، تهران: مؤسسۀ تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن)، فرهنگستان هنر.##[4] بهنام، عیسی (۱۳۴۶). «ایلام مهد اولیه تمدن ایرانی»، هنر ‏و مردم، ش ۵۸، ص2ـ7.##[5] راجی کرمانی، ملابمانعلی (بی‏تا). حملۀ حیدری (نسخۀ خطی)، تهران: کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی.##[6] سهراب، سحر (۱۳۹۵). «نگارگران زن و زن در نگاره‏های مکتب هند و ایرانی گنجینة هنرهای تزئینی اصفهان»، پایان‏نامة مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور تهران.##[7] صفا، ذبیح الله (۱۳۶۹). حماسه‌سرایی در ایران، چ 5، تهران: امیرکبیر.##[8] کاشفی خوانساری، علی (۱۳۸۰). «حملۀ حیدری (تأملی دربارۀ داستان‏های منظوم مولای متقیان و معرفی یک شاعر)»، کتاب ماه هنر، ش ۳۱، فروردین و اردیبهشت، ص ۲۸ـ۳۲.##[9] کنبی، شیلا (۱۳۸۹). رضا عباسی اصلاح‌گر سرکش، ترجمة یعقوب آژند، چ2، تهران، فرهنگستان هنر.##[10] میرانصاری، علی (۱۳۶۸). «باذل مشهدی»، دانش‌نامۀ بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دایرة‏المعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۱، ص ۴۳۲۱.##[11] ولی‏یاری اسکندری، زهره (۱۳۹۰). «بررسی جایگاه و شکل عنصر زن در نگارگری سنتی ایران (از مکتب هرات تا ابتدای دورة قاجار)»، پایان‏نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.##[12] یاسینی، راضیه (۱۳۹۳). «بررسی تطبیقی تصویر زن در ادب فارسی و نگاره‏های ایرانی»، پژوهش‏نامة زنان (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، س5، ش ۲، پاییز و زمستان، ص ۱۳۹ـ۱۶۲.##[13] ــــــــــــــ (۱۳۹۷). تصویر زن در نگارگری، تهران: علمی و فرهنگی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل دیدگاه &quot;نجات زمین توسط زنان&quot; در رمان هرس با رویکرد بوم‌فمینیستی</TitleF>
				<TitleE>Analysis of “Saving the Earth by Women” in the Novel “Pruning” with an Ecofeminism Approach</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_81469.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2021.320815.1560</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بوم‌فمنیسم که از تلفیق اندیشه‌های فمنیستی و اکولوژیکی (زیست‌محیطی) حاصل شده است، هژمونی فرهنگ مردسالارانه را عاملی در فرودستی اقشار ضعیف‌ نگه داشته شده، از جمله زنان از یک سو و جنگ و تخریب خودخواهانۀ زیست‌بوم از سوی دیگر می‌داند و معتقد است آگاهی، خودباوری و توانمندسازی زنان و بازگشت آنان به اصالت طبیعی و عاملیت جنسیتی، سببی برای نجات توأمان زن و طبیعت است. در رمان هرس، زنان آسیب‌دیده از خشونت مردانۀ جنگ، در دورۀ بی‌مردیِ پس از جنگ، با تشکیل زنستان (کلونی زنانۀ) خرد در جزیره‌ای دورافتاده و ویران، به آبادانی خود و طبیعت رنجور از جنگ همت می‌گمارند؛ مسئلۀ اصلی این تحقیق، که به روش توصیفی و تحلیل محتوای قیاسی انجام یافت، تبیین و تفسیر پیوندهای اندیشگانی موجود در رمان هرس با مؤلفه‌های فلسفۀ بوم‌فمنیستی بوده است؛ دستاوردهای تحقیق گویای هم‌زمانی بیداری هویتی و خودباوری و متعاقباً توانمندسازی و عاملیت در زنان این داستان از یک‌سو، با نجات زمین و احیای طبیعت در سویۀ دیگر است؛ آن‌چنان که نظرگاه بوم‌فمنیستی به آن باور دارد و زنان را به چنین رویکردی به رشد استعلایی خود و محافظت از محیط زیست فرامی‌خواند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Derived from the integration of feminist and ecological thoughts, ecofeminism approach considers the patriarchal cultural hegemony as a factor on the one hand in the lower position of the poor-kept people, including women, and on the other in war as well as the selfish destruction of the ecosystem. It believes that the awareness, self-confidence, and empowerment of women, besides their return to natural originality and gender agency are the causes to simultaneously save both women and nature. In the novel Pruning, in the post-war widowhood, the women hurt by the male violence of the war try to develop themselves as well as the nature suffering from the war through forming a small female colony (Zanestan in Persian) on a devastated remote island. The present research conducted by descriptive method and deductive content analysis was mainly aimed at explaining and interpreting the intellectual links in the novel Pruning with the components of the ecofeminism philosophy. The research achievements indicate the simultaneity of identity awakening and self-belief, and subsequently the empowerment and agency in the women of this story on the one hand with saving the earth and with reviving the nature on the other hand. The ecofeminism approach believes in the roles and such an approach calls women for their transcendental growth and environmental protection.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>567</FPAGE>
						<TPAGE>586</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>نرگس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسکویی</Family>
						<NameE>Narges</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Oskouie</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>noskooi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>احیای محیط زیست</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بوم‌فمنیسم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تقدیس زنانگی و مادرانگی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنگ و جنسیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرهنگ و جنسیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طبیعت و جنسیت</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] اعزازی، شهلا (1393). فمنیسم و دیدگاه‌ها، تهران: روشنگران و مطالعات زنان، چ 3.##[2] الیاده، میرچا (1389). رساله در تاریخ ادیان، ترجمۀ جلال ستاری، تهران: چشمه.##[3] ــــــــــ (1393). نمادپردازی، امر قدسی و هنر، ترجمۀ محمدکاظم مهاجری، تهران: پارسه.##[4] بولن، شینودا (1384) نمادهای اسطوره‌ای و روان‌شناسی زنان، ترجمۀ آذر یوسفی، تهران: روشنگران و مطالعات زنان.##[5] ــــــــــ (1395). پیام فوری از مادر زمین: زنان را گردآورید، دنیا را نجات دهید، ترجمۀ نیسان فروزین، تهران: روشنگران و مطالعات زنان.##[6] پاک‌نیا، محبوبه؛ مردیها، مرتضی (1394). سیطرۀ جنس، تهران: نی، چ3.##[7] دوبووار، سیمون (1385). جنس دوم، ترجمۀ قاسم صنعوی، تهران: توس، چ7.##[8] رحمانی، بیژن؛ مجیدی، بتول (1388). «عوامل مؤثر بر مشارکت زنان در حفظ محیط‌زیست شهری با تأکید بر نگرش اکوفمنیستی»، مجلۀ آمایش محیط، دورۀ 2، ش پیاپی 7، ص11ـ29.##[9] رید، ایولین (1390). مادرسالاری (زن در گسترۀ تاریخ تکامل)، ترجمۀ افشنگ مقصودی، تهران: گل‌آذین.##[10] ساتن، فیلیپ دبلیو (1393). درآمدی بر جامعه‌شناسی محیط‌‌زیست، ترجمۀ صادق صالحی، تهران: سمت، چ2.##[11] شجاعت‌زاده، تهمینه؛ اسکویی، نرگس (1399). «نظریۀ افتراق و تحلیل آن در رمان هرس»، نشریۀ نقد و نظریۀ ادبی، ش 9، ص123ـ142.##[12] عباس‌زاده، محمد؛ کریم‌زاده، سارا (1396). «جهت‌گیری های زنان نسبت به محیط زیست (محل مطالعه: ارومیه)»، نشریۀ مسائل اجتماعی ایران، س8، ش2، ص121ـ150.##[13] عنایت، حلیمه؛ فتح‌اله‌زاده، حیدر (1388). «رویکردی نظری به مفهوم اکوفمنیسم»، مطالعات جامعه‌شناسی، س2، ش پیاپی 5، ص45ـ63.##[14] فریدمن، جین (1381). فمنیسم، ترجمۀ فیروزه مهاجر، تهران: آشیان.##[15] کائدی، شهره (1382). «فمنیسم، خاستگاه‌ها و نگرش‌ها»، مجلۀ پژوهش‌نامۀ ادبیات کودک و نوجوان، س9، ش پیاپی 32، ص36ـ42.##[16] کمبل، جوزف (1377). قدرت اسطوره، ترجمۀ عباس مخبر، تهران: مرکز.##[17] محمدی اصل، عباس (1390). زنان‌ـ محیط زیست، تهران: شیرازه.##[18] مرعشی، نسیم (1395). هرس، تهران: چشمه، چ 16.##[19] مشیرزاده، حمیرا (1385). از جنبش تا نظریه (تاریخ دو قرن فمنیسم)، تهران: شیرازه.##[20] وارن، کارن (1383). «فلسفۀ اکوفمنیسم»، ترجمۀ مجید لباف خانیکی، مجلۀ بازتاب اندیشه، ش پیاپی 54، ص 68ـ70.##[21] هام، مگی و گمبل، سارا (1382). فرهنگ نظریه‌های فمنیستی، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران: توسعه.##[22] هنشال، ژانت (1385). «نقش‌های جنسیتی و دغدغه‎های زیست‌محیطی»، ترجمۀ سونیا غفاری، روزنامۀ سرمایه، یک‌شنبه 17 دی، ش 365.##[23] هاراوی، دانا (1387). مانیفست سایبرگ، ترجمۀ امین قضایی، تهران: گل‌آذین.##[24] Ashkraft, Bill, et al. (2007). Post-Coloni Studies: The Key Concepts, Rutledge, london and New York.##[25] Gilman, Charlotte. Perkins (1970). The Home, Oriana, Illinois University Press.##[26] Hinterberger, A (2007). “Feminism and the Politics of Representation: Towards a Critical and Ethical Encounter whit Others”, Journal of International Women’s Studies, Vol.8 No.2##[27] Jaggar, Allison (1983). Feminism and the Object os Justice. In Sterba James, Social and Political Philosophy, Routeledge, New York.##[28] Woodward, Kate (2000). Questioning Identity: Gender, Class, Nation, Routledge. London.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>جستاری بر معناشناسی خالکوبی زنان لرستان</TitleF>
				<TitleE>A study on the semantics of Lorestan women&#039;s tattoos</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_81470.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2021.315221.1514</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از کنش‏های فرهنگی و اجتماعی رایج در میان مردم جهان ایجاد نقش روی بدن یا همان خالکوبی است. از کارکردهای خالکوبی، بازنمایی باورها و اعتقادات فردی و اجتماعی است. این نوشتار تلاش دارد با نگاهی بر خالکوبی‏های زنان لرستان، به شناسایی نقوش و انگیزة‏ ایجادشان در میان زنان لرستان بپردازد. هدف از این تحقیق نشان‏دادن انگیزة‏ اصلی خالکوبی‏های زنان لرستان است. این تحقیق به روش توصیفی‌ـ تحلیلی با جمع‏آوری اطلاعات کتابخانه‏‏ای و میدانی کوشیده به اشکال رایج در ترسیم خالکوبی‏ها دست یابد. اهمیت پرداختن به این موضوع در این است که از یک‏سو رواج خالکوبی به‌عنوان یک کنش در جامعة ایران ‏انکارناپذیر است و از سوی دیگر پژوهش دربارة خالکوبی مطابق منابع موجود بیشتر در حوزة مطالعات غرب قرار گرفته است. در‌حالی‌که این هنر نیز مانند بسیاری از هنرهای دیگر دارای ویژگی‏های منطقه‏ای و فرهنگی خاص هر اجتماع است. جامعة آماری زنان لر بین 50 تا 60 ساله است که روی اعضای بدنشان بیش از 4 بار به خالکوبی اقدام کرده‏اند. بنا بر پژوهش حاضر، نقوش خالکوبی و ایجاد آن‏ها بر بدن علاوه بر ارزش زیبایی‏شناختی، دارای انگیزه‏های معناداری نیز هست که در تمایلات فردی، آیینی، اسطوره‏ها، بافت فرهنگی و تاریخی همان جامعه ریشه دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the most common cultural and social practices among the people of the world is tattooing. One of the functions of a tattoo is to represent individual and social beliefs. This article tries to identify the patterns and motives of Lorestan women by looking at their tattoos. The purpose of this study is to show the main motivation of Lorestan women tattoos. This descriptive-analytical research has tried to achieve common forms in tattoo drawing by collecting library and field information. The importance of addressing this issue is that, on the one hand, the prevalence of tattooing as an act in Iranian society is undeniable, and on the other hand, research on tattooing is more in line with existing sources in Western studies, while this Art, like many other arts, has specific regional and cultural characteristics in each community. The statistical population of Lor women is between 50 and 60 years old who have had tattoos on their body more than 4 times. According to the present study, tattoo designs and their creation on the body, in addition to aesthetic value, also have significant motivations that are rooted in individual, ritual, myths, cultural and historical contexts of the same society.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>587</FPAGE>
						<TPAGE>621</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سارا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صادقی</Family>
						<NameE>Sara</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sadeghi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری باستان ‏شناسی دانشگاه محقق اردبیلی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sara_sadeghi809@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>اردشیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جوانمرد زاده</Family>
						<NameE>Ardeshir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Javanmardzadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار باستان‏ شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ardeshir.javanmard@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سعید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رحیمی</Family>
						<NameE>Saeed</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rahimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد، باستان‏ شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>saeed.rahimi3556@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زهرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>چراغی</Family>
						<NameE>Zahra</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Cheraghi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد، باستان‏ شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zahracheraghi751@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خالکوبی زنان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>درمان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زیبایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طلسم و چشم‌زخم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>لرستان</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] اسدالهی، عبدالرحیم؛ براتوند، سید علی محمود (1386). «آسیب‏شناسی زندان‏ها؛ خالکوبی مجرمان در مردان زندانی خوزستان»، فصل‌نامةحقوقی گواه، ش 11، زمستان، ص 55ـ66.##[2] افراسیابی، حسین؛ شریعتی‌نسب، طاهره (1398). بازنمایی معنا و تجربة خالکوبی در میان زنان جوان، جامعه‌پژوهی فرهنگی، س 10، ش 3، پیاپی 33، پاییز، ص 26ـ49.##[3] افضل‏طوسی، عفت‏السادات؛ حسن‏پور، مریم (1391) «نقش نمادهای آیینی و دینی در نشانه‏های بصری گرافیک معاصر ایران»، مطالعات ملی، دورة 13، ش اول (49)، بهار، ص135ـ161.##[4] ایزدپناه، حمید (1367). فرهنگ لکی، تهران: جهانگیری.##[5] آنیتاکه، بهنام؛ صادق، مینا (1378). مفرغ‏های لرستان و صنایع فلزی اسلامی (مجموعة موزة خرم‌آباد)، تهران: موزة خرم‌آباد.##[6] آینه‏دست، حورا (1393). «بررسی زمینه‏های اجتماعی به وجود آمدن طلسم و تعویذ و تأثیر آن بر جنبش سقاخانه»، پایان‏نامة کارشناسی ارشد، دانشکدة هنر و معماری، گروه نقاشی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی.##[7] بختورتاش، نصرت‏الله (1356). گردونة خورشید یا گردونة مهر، تهران: عطایی.##[8] بصیری، محمدصادق؛ صرفی، محمدرضا (1384). «نگاهی به محتوای اسطوره‏ای انگاره‏های درخت در تمدن جیرفت»، مطالعات ایرانی، ش 8، ص 31ـ52.##[9] بوکور، مونیک‏دو (1373). رمزهای زنده جان، ترجمۀ جلال ستاری، تهران: مرکز.##[10] بهزادی، رقیه (1368). «خالکوبی ازدیرباز تاکنون»، چیستا، ش 62، ص 181ـ196.##[11] پشتدار، علی محمد (1376). «لرها و لرستان از دیدگاه ولادیمیر مینورسکی»، ش 7، زمستان، ص 160ـ183.##[12] ثابت‏قدم، مژگان؛ صوفی، حمید و همکاران (1390). «سپیدان»، پیام بهارستان، ویژه‏نامة طب سنتی، د 2، س 3، پاییز، ص 243ـ248.##[13] جهان‏شاهی افشار، علی؛ شمس‏الدینی مطلق، محمدحسن (1393). «ریشه‏های خرافات و کارکرد آن‏‏ها در فرهنگ مردم (مورد مطالعه: باورهای مردم کرمان)»، فرهنگ و ادبیات عامه، س 2، ش 3، بهار و تابستان، ص 49ـ78.##[14] چاکری، آزاده (1393). «مطالعة قابلیت‏های عناصر بصری حرزها و نمود آن در آثار هنر معاصر»، پایان‏نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، دانشکدة هنر و معماری.##[15] چاکری، آزاده؛ شریف‏زاده، محمدرضا (1395). «تحلیلی بر نقش درمانی طلسم‏ها در بیماری‏های روانی»، کنفرانس بین‏المللی پژوهش در هنر، 25 آذر، سنگاپور.##[16] حاجیان‏ثانی، سمیرا؛ میراشه، زهرا (1398). «بررسی و مقایسة نقش‌مایه‏های عیلامی با خالکوبی‏های رایج در میان اعراب خوزستان»، چهارمین همایش ملی باستان‌شناسی ایران، آبان‏، دانشگاه بیرجند.##[17] خسروی، پروین (1394). اطلاعاتی طراحی دائم، خرم‏آباد: قائم اعظم.##[18] خوارزمی، حمیدرضا؛ توکلی، حسین‏الله (1396). «طلسم و طلسم‏شکنی در فرهنگ عامه جبال‏بارز جیرفت»، دوماهنامة فرهنگ و ادبیات عامه، س 5، ش 16، مهر و آبان، ص 137ـ160.##[19] دانشمند، پارسا (1383). «یادداشت‏های آسوریک و پهلویک»، مجلة فرهنگ، ش 51 و 52، پاییز و زمستان، ص 21ـ44.##[20] دانشنامة فرهنگ مردم ایران (1393). ج 3، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.##[21] دهخدا، علی‌اکبر (1373). لغت‏نامة دهخدا، ج 5، 6، 11 و 14، تهران: مؤسسة انتشارات دانشگاه تهران.##[22] رحمانیان، داریوش؛ حاتمی، زهرا (1391). «سحر و جادو، طلسم و تعویذ و دنیای زنان در عصر قاجار»، جستارهای تاریخی، س3، ش 2، پیاپی 6، پاییز و زمستان، ص 27ـ44.##[23] رضی، هاشم (1376). وندیداد، ج 4، تهران: فکر روز.##[24] رفیع‏فر، جلال‌الدین (1384). سنگ‏نگاره‏های ارسباران، تهران: پژوهشکدة مردم‌شناسی.##[25] سبزی، فرانک (1389). «شناخت فرهنگ خالکوبی بینکولیان واقع درخیابان بوعلی شهرکوهدشت»، پایان‏نامة کارشناسی ارشد، دانشکدة روانشناسی وعلوم اجتماعی، دانشگاه آزاد و احد تهران مرکز، تهران.##[26] سجیراتی‏پور، سهام (1388). «ریشه‏یابی نقوش خالکوبی مردم عرب خوزستان»، کتاب ماه هنر، ش 132، شهریور، ص 66ـ71.##[27] شیرانی، راضیه (1388). «رویکردی نمادین و تصویری به طلسم‏های ایرانی»، نقش‏مایه، ش 3، بهار و تابستان، ص 21ـ34.##[28] صرامی، عارفه (1395). «بررسی تاتو به‌عنوان هنر در ساختار فرهنگی و اجتماعی معاصر»، پژوهش هنر، س6، ش 11، بهار و تابستان، ص 123ـ135.##[29] عابدینی، گلناز؛ حیدری، احمد؛ سلمانی انباردان، علیرضا (1396). «نقش گرگ از اسطوره تا تاتو»، شباک، س 3، ش اول، پیاپی 20، فروردین، ص 65ـ79.##[30] عزیزی‏فر، امیر‌عباس (1392). «بررسی طلسم و طلسم‏گشایی در قصه‏های عامیانة فارسی (سمک عیار، حسین کرد و امیر‌ارسلان نامدار)»، متن‏شناسی ادب فارسی، س 5، ش اول، پیاپی 17، بهار، ص 83ـ100.##[31] عسکری‏عالم، علی‏مردان (1387). فرهنگ و باورهای مردم لرستان، لرستان: شاپورخواست.##[32] علیرضا، فرزین (1399). آرشیو (تصاویر در مورد خالکوبی‏های زنان لرستان).##[33] فاتحی قهفرخی، مهدی (1387). «بررسی سیر تحلیلی نقوش وشم در ایران»، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، دانشکدة هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مرکز.##[34] فردوسی، ابوالقاسم (1389). شاهنامه. ج 1، به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران: دائرة‏المعارف اسلامی.##[35] قادرزاده، امید؛ محمدپور، احمد؛ غلامی، احمد (1392). «خالکوبی و بر‌ساخت هویت فردی بازتابنده»، مسائل اجتماعی ایران، س 4، ش اول، تابستان، ص161ـ182.##[36] قائم، گیسو (1388). «پیام چلیپا بر سفالینه‏های ایران»،. دو‌فصلنامة صفه، س19، ش 49، ص31ـ46.##[37] قزوینی، محمدشفیع (1370). قانون قزوینی، به کوشش ایرج افشار، تهران: دانشگاه الزهرا.##[38] کتاب طلسمات (بی‏تا). المکائد الکبری المعمول بیها تألیف شیخ‏الروحانیین، شیخ عطیه عبدالحمید (بی‏جا).##[39] کتیرایی، محمد (1348). از خشت تا خشت، تهران: مؤسسة مطالعات و تحقیقات اجتماعی.##[40] محمدی، هاشم (1386). «چشم‌زخم در ادب و فرهنگ ایرانی»، حافظ، ش 44، ص 1ـ6.##[41] مرادی، علی (1396). «بررسی عوامل مؤثر بر انگیزه‏های خالکوبی مطالعة مردان شهر کرمانشاه»، پژوهش‏های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی، س 6، ش اول، پیاپی 16، بهار، ص 73ـ90.##[42] منبع تعدادی از تصاویر از آرشیو آقای علیرضا فرزین، کارشناس ادارة میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان لرستان (خرم‏آباد) است.##[43] میتفورد، میراندا بروس (1388). فرهنگ مصور نمادها و نشانه‏ها در جهان، ابوالقاسم دادور و زهرا تاران، تهران: دانشگاه الزهرا.##[44] هال، جیمز (1390). فرهنگ نگاره‏ای نمادها در هنر شرق و غرب، ترجمة رقیه بهزادی، تهران: فرهنگ معاصر.##[45] یاحقی، محمد‌جعفر (1375). فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، تهران: سروش.##[46] یکتا، خاتون (1387). «و تنم دفتر نقاشی»، مجلة گزارش، س 7، ش 204، دی، ص 44ـ46.##[47] Atkinson, M. (2003). Tattooed: The Sociogenesis of a Body Art, University of Toronto Press, Toronto.##[48] Cooper, J. C. (1987). An Illustrated Encyclopaedia of Traditional Symbols, Thames and Hudson Ltd, London.##[49]. Demello, M. (2000). Bodies of Inscription: A Cultural History of The Modern Tattoo Community, Durham, Duke University Press Books.##[50] Richard, T. (2002). The Nomadic Peoples of Iran, Azimuth Edition, London.##[51] Mortensen, I. (1993). Nomads of Luristan, Thames and Hudson, Copenhagen, Thames and Hudson.##[52] Nathanson, C., Paulhus, D. L., Williams, K. M. (2006). “Personality and Misconduct Correlates of Body Modification and Other Cultural Deviance Markers” ,Journal of Researchin Personality, v 40, PP 779ـ802.##[53] Sabar, Sh (2010). “The Image of Joseph in the Folklore and Art of Sephardi Jews and the Jews in the Lands of Islam”, Journal of the study of the Bible and its World, Jerusalem, PP 169ـ191.##[54] Sanders, C. R. (1988). “Marks of Mischief: Becoming and Being Tattooed”, Journal of Contemporary Ethnography, 16 (4), PP 395ـ432.##[55] Zeder, M. A. (2008). Domestication and early agriculture in the Mediterranean Basin: Origins, diffusion, and impact, Proceedings of the National Academy of Sciences 105 (33): PP 11597ـ11604.##[56] https://hoosk.ir/) :1399/12/27).##[57] https://lastsecond.ir/blog/6539ـlastـtattooedـwomenـinـmyanmar) 1399/12/29).##[58] https://anahidbeauty.ir/Article/684/4606 (1399/9/19).##[59] https://fun.khabarazma.com/4326188/. (1399/9/30).##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بازنمایی زن در ضرب المثل‌های گیلکی</TitleF>
				<TitleE>Representation of women in Gilaki proverbs</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_81471.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2021.313742.1499</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ضرب‌المثل‌ها به‌منزلة یکی از عناصر مهم ادبیات شفاهی می‌توانند بازتابی از باورها و نگرش‌های حاکم بر جامعه باشند. یکی از موضوعات مهم تحقیقات حوزة اجتماعی بررسی چگونگی بازنمایی زن در فرهنگ و ادبیات شفاهی است. در این مطالعه، تلاش می‌شود با بررسی مثل‌های گیلکی به تصویری نسبتاً روشن از چگونگی جایگاه زن در جامعة گیلان دست یابیم. این مطالعه یک بررسی توصیفی تحلیلی بوده که در آن ضمن تحلیل محتوای چهار کتاب «فرهنگ مثل‌ها و اصطلاحات گیل و دیلم»، «جادکفته گبان»، «ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات گیلکی» و کتاب «ضرب‌المثل‌های گیلکی»، که حاوی 4562 ضرب‌المثل حوزة شرق و غرب و مرکز گیلان هستند، تعداد 182 ضرب‌المثل مرتبط با موضوع پژوهش احصا شده است. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل تماتیک استفاده شده و مثل‌های با مضامین مشترک و مشابه ذیل پنج مقولة کلان تصویری از سویه‌های مثبت زنان، تصویری از سویه‌های منفی زنان، زن به‌مثابة عنصری فرودست، زن به‌مثابة عنصری فرادست و زن به‌مثابة عنصری برابر در نسبت با مرد دسته‌بندی شدند و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد تصویر زن در فرهنگ مردم گیلان متنوع و چندوجهی است و اگرچه در بخشی از مثل‌ها زن به‌مثابة عنصری ضعیف و فرودست بازنمایی می‌شود، بخش درخور توجهی از ضرب‌المثل‌ها بر نقش زن به‌مثابة عنصری فرادست یا برابر با مرد در جامعه دلالت دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Proverbs as one of the most important elements of oral literature can be a reflection of the beliefs and attitudes governing society. One of the important topics of social research is how women are represented in culture and oral literature. In this study, we try to get a relatively clear picture of the position of women in Gilan society by examining Gilaki proverbs. This study is a descriptive-analytical study by analyzing the content of four books: &quot;Dictionary of Proverbs and Terms of Gil and Dilam&quot;, &quot;JadkeftehGaban&quot;, &quot;Proverbs and Terms of Gilaki&quot; and the book &quot;Gilaki Proverbs&quot; which contains 4562 proverbs east, west and center of Gilan, 182 proverbs have been counted related to the subject of research. To analyze the data, thematic analysis method and proverbs with common and similar themes were used. The following five major categories of images of positive aspects of women, image of negative aspects of women, woman as inferior element, woman as superior element and woman as equal element. They were categorized and analyzed in relation to men. Findings show that the image of women in the culture of the people of Gilan is diverse and multifaceted and although in some of the proverbs women are represented as a weak and inferior element, but a significant part of the proverbs emphasize on the superior or equal role of women to men in society.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>623</FPAGE>
						<TPAGE>645</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نظری مقدم</Family>
						<NameE>Javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nazari Moghaddam</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار فرهنگ و ارتباطات دانشگاه گیلان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>j.nazaris@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بازنمایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنسیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ضرب‌المثل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرهنگ عامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گیلکی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] آزادارمکی، تقی؛ ترکارانی، مجتبی؛ ایرج حق‌ندری (1392). «تحلیل کیفی نگرش توسعه‌ای در ادبیات عامیانه: با تأکید بر ضرب‌المثل‌های لری» جامعه‌شناسی نهادهای اجتماعی، شماره1، ص9-34.##[2] برهانی شهرستانی، محمدعلی (1385). زن درآیینة ضرب‌المثل‌های ایران و جهان، مشهد: انتشارات آرمان خرد.##[3] پاینده لنگرودی، محمود (1374). فرهنگ مثل‌ها و اصطلاحات گیل و دیلم، تهران: سروش.##[4] پرحلم، محمد (1392). ضرب‌المثل‌های گیلکی، رشت: فرهنگ ایلیا.##[5] حیدری، آرمان؛ ابتکاری، محمدحسین؛ محققی، عبدالمجید (1396). «واکاوی مفهوم زن در ضرب‌المثل‌های لری با تأکید بر بعد نابرابری جنسیتی»، دوماهنامة فرهنگ و ادبیات عامه، س‌5، ش17، ص 195ـ221.##[6] دلاور، علی (1395). مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی. تهران: رشد.##[7] ذوالفقاری، حسن (1386). «هویت ایرانی و دینی در ضرب‌المثل‌های فارسی»، فصل‌نامة مطالعات ملی،س8، ش 2، ص 27ـ52.##[8] رضایی، حمید؛ ظاهری عبده‌وند، ابراهیم (1394). «جایگاه زن و خانواده در ضرب‌المثل‌های بختیاری»، فرهنگ و ادبیات عامه، س 3، ش 6، پاییز و زمستان، ص21ـ42.##[9] شکورزاده بلوری، ابراهیم (1380). دوزارده هزار مثل فارسی و سی هزار معادل آن‌ها، مشهد: به‌نشر.##[10] فخرایی، ابراهیم (1394). ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات گیلکی، رشت: فرهنگ ایلیا.##[11] کدیور، جمیله (1374). «اقتدارگرایی از منظر فرهنگ عامه»، فصل‌نامة راهبرد، ش8، ص 13ـ44.##[12] محسنیان‌راد، مهدی (1386). «هنجارهای ارتباطی در ضرب‌المثل‌ها و یازده قرن اشعار فارسی»، مجلة جامعه شناسی ایران، ش‌‌31، ص 153ـ179.##[13] محسنیان‌راد، مهدی (1387). ریشه‌های فرهنگی ارتباط در ایران. تهران: چاپار.##[14] محمدپور، احمد؛ کریمی، جلیل؛ معروف‌پور، نشمیل (1391). «مطالعة تفسیری بازنمایی زن در ضرب‌المثل‌های کردی (مورد مطالعه گویش سورانی‌ـ مُکرانی)»، زن در فرهنگ و هنر، دورة 4، ش3، ص 65ـ83.##[15] محمودی بختیاری، بهروز؛ افخمی، علی؛ تاج‌آبادی، فرزانه (1390).«بازتاب اندیشة مردسالارانه در زبان فارسی، پژوهشی در جامعه‌شناسی زبان»، زن در فرهنگ و هنر، دورة 2، ش 4، ص 91ـ107.##[16] مرادیان گروسی، علی‌اکبر (1386). جا دَکفته گَبان. رشت: گیله‌مرد.##[17] موحد، مجید؛ عسکری چاوردی، محمدجواد؛ یادعلی، زهرا (1391). «تحلیلی جامعه‌شناختی از ضرب‌المثل‌های زنانه در شهرستان لامرد استان فارس»، زن در فرهنگ و هنر، دورة 4، ش 2 تابستان، ص 101ـ120.##[18] نراقی، حسن (1380). جامعه‌شناسی خودمانی. تهران: اختران.##[19] Kiyimba, A (2005). “Gendering Social Destiny in the Proverbs of the Baganda:Reflections on Boys and Girls Becoming Men and Women”, Journal of African Cultural Studies, 2: PP 253-270.##[20] Schipper, M. (2010). Never Marry a Woman with Big Feet: Women in Proverbs from Around the World. Leiden university press.##[21] Nakhavaly, F&amp; Sharifi, Sh (2013). “On Sex Discrimination in Persian proverbs”. Theory and Practice in Language Studies. Vol. 3(1). PP 195-200.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل نشانه شناسی بدن در تبلیغات تجاری (مطالعۀ موردی: شبکۀ ماهواره ای جم تی وی)</TitleF>
				<TitleE>Analysis of body semiotics in commercial advertising, Case study: GEM TV satellite network</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_81472.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2021.320616.1557</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>تبلیغات یکی از عناصر جدایی‌ناپذیر زندگی انسان امروزی است. در این میان، رسانه به‌منزلة ابزاری برای معرفی محصولات از اهمیت ویژه برخوردار است. هدف اصلی این مقاله بررسی جایگاه بدن در گفتمان رسانه (تبلیغات بازرگانی شبکة جِم) است. بدین منظور، با استفاده از دیدگاه فیسک و بارت در سه سطح واقعیت، بازنمایی و ایدئولوژی، آگهی‌های بازرگانی تحلیل و ارزیابی شده است. تحقیق حاضر با رویکردی کیفی صورت گرفته و جامعة هدف آن آگهی‌های پخش‌شده از شبکة جِم تی‌وی در سال 1396ـ1397 بوده است که به روش نمونه‌گیری هدفمند و غیرتصادفی جهت تحلیل نشانه‌شناختی انتخاب شدند. پس از جمع‌آوری تبلیغات، 33 پیام بازرگانی مورد مطالعة عمیق قرار گرفت. مبنای نظری بحث، آرای برخی از صاحب‌نظران جامعه‌شناسی بدن است. نتایج نشان می‌دهد دو گفتمان «جنسی» و «جنسیتی» در حوزة بدن زن در تبلیغات وجود دارد. البته «گفتمان جنسی» در تبلیغات شبکة جِم غالب است و بدن، خصوصاً بدن زن، به‌عنوان تنها موجودی که جنسیت و سکسوالیته دارد به‌منزلة ابزاری در خدمت سرمایه‌داری درآمده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Advertising is one of the inseparable elements of modern human life. In the meantime, the media as a tool to introduce products is of particular importance. The main purpose of this article is to examine the position of the body in the media discourse (commercial advertising of Jam Network). From Fisk and Bart&#039;s point of view, commercials have been analyzed and evaluated at three levels including reality, representation, and ideology. They were selected by purposeful and non-random sampling method for semiotic analysis. After collecting advertisements, 33 commercial messages were studied in depth. The theoretical basis of the discussion is the opinions of some experts in body sociology. There are two discourses, &quot;sexual&quot; and &quot;gender&quot; in the field of female body in advertising. Of course, &quot;sexual discourse&quot; dominates the Jam network&#039;s propaganda, and the body, especially the female body, as the only creature that has gender and sexuality, has become a tool in the service of capitalism.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>647</FPAGE>
						<TPAGE>679</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>معصومه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>میرزاخانی</Family>
						<NameE>Masomeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mirzakhani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکتری جامعه‌شناسی، دانشکدة علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mmirzakhani50@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>باقر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ساروخانی</Family>
						<NameE>Bagher</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Saroukhani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>b.saroukhani@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خجسته باقرزاده</Family>
						<NameE>Hasan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Khojasteh Bagherzadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه رادیو، دانشکدة تولید، دانشگاه صدا‌و‌سیما</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>khojastehhasan@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آگهی بازرگانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بدن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شبکة جِم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نشانه‏ شناسی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] اباذری، یوسف؛ حمیدی نفیسه (1387). «جامعه‌شناسی بدن و پاره‌ای مناقشات»، زن در توسعه و سیاست، دورة 6، ش4.ص 160-127##[2] اخلاصی، ابراهیم (1386). «بررسی جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر مدیریت بدن در زنان، مطالعة موردی زنان شهر شیراز»، (پایان‏نامة کارشناسی ارشد جامعه‏شناسی)، دانشگاه شیراز.##[3] آزاد ارمکی، تقی؛ چاوشیان، حسن (1381)، «بدن به‌مثابة رسانة هویت»، مجلة جامعه‌شناسی ایران، دورة 4، ش 4، ص57ـ75.##[4] انگلیس، دیوید (1392). فرهنگ و زندگی روزمره، ترجمة علیرضا مرادی، تهران: تیسا.##[5] برون ینسن، کلوس (1384). «تلفیق روش‌های کمی و کیفی در پژوهش‌های ارتباطی و رسانه‌ای»، ترجمة اسماعیل یزدان‌پور، فصلنامه مطالعاتی و تحقیقاتی وسایل ارتباط جمعی(رسانه)، س16، ش3.##[6] ذکایی، محمد سعید (1385)، «فرهنگ مطالعات جوانان»، تهران: آگه.##[7] ذﻛﺎﻳﻲ، ﻣﺤﻤﺪ ﺳﻌﻴﺪ (1391). درآﻣﺪی ﺑﺮ ﺗﺎرﻳﺦ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺪن در اﻳﺮان، ﺗﻬﺮان: ﺗﻴﺴﺎ.##[8] راسخ، کرامت‌اله؛ مبری، معصومه؛ ماجدی، سید مسعود (1389). «بررسی نگرش زنان نسبت به مدیریت بدن»، فصل‌نامة زن و مطالعات خانواده، س3، ش10، ص35ـ59.##[9] ریتزر، جورج (1379). نظریة جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثی، تهران: علمی.##[10] ﺳﻠﺒﯽ، ﮐﯿﺖ و ﮐﺎودری، ران (1380). راﻫﻨﻤﺎی ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن، ﺗﺮجمة ﻋﻠﯽ ﻋﺎﻣﺮی ﻣﻬﺎﺑﺎدی، ﺗﻬﺮان: ﺳﺮوش.##[11] فاتحی، ابوالقاسم و اخلاصی، ابراهیم (1387). «مدیریت بدن و رابطة آن با پذیرش اجتماعی بردن»، مطالعات راهبردی زنان (کتاب زنان سابق)، ش 41، ص 9ـ42.##[12] فوکو، میشل (1378). مراقبت و تنبیه: تولد زندان، ترجمة نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، تهران: نی.##[13] ــــــــــ (1383). اراده به دانستن، ترجمة نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، تهران: نی##[14] فیسک، جان (1380). فرهنگ و ایدئولوژی، ترجمۀ مژگان برومند، فصل‌نامة ارغنون، چ2، ش 20، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##[15] ــــــــــ (1380). «فرهنگ تلویزیون»، ترجمۀ مژگان برومند، فصل‌نامۀ ارغنون، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ص143-125##[16] کسل، فیلیپ (1383). چکیده آثار گیدنز، ترجمة حسن چاوشیان، تهران: ققنوس.##[17] کیویستو، پیتر (1384). اندیشه‌های بنیادی در جامعه‌شناسی، ترجمة منوچهر منصوری، تهران: نی##[18] گیدنز، آنتونی (1383). تجدد و تشخص جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمة ناصر موفقیان، تهران: نی.##[19] ــــــــــ (1373). جامعه‌شناسی، ترجمة منوچهر صبوری، تهران: نی##[20] ﻟﻮﭘﺰ، ﺧﻮزه؛ اﺳﻜﺎت، ﺟﺎن (1385). ﺳﺎﺧﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﺮجمة ﺣﺴﻴﻦ ﻗﺎﺿﻴﺎن، ﺗﻬﺮان: ﻧﻲ.##[21] مهدی‌زاده، سید‌محمد (1387). رسانه‌ها و بازنمایی، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.##[22] ویمر، راجر دی.؛ دومینیک، جوزف آر. (1384). تحقیق در رسانه‏های جمعی، ترجمة کاووس سید امامی، تهران: سروش.##[23] نجفی، فرزانه (1396). «تحلیل نشانه‌شناختی نقش استفاده از بدن در آثار سه هنرمند محیطی زن: آنا مندیتا، کارین وندر مولن و تارا گودرزی»، همایش بین‌المللی مبانی نظری هنرهای تجسمی ایران با رویکرد محیط زیست.##[24] Bartky,Sandra,lee (1990). “Foucult,Femininity,and the modernization of patriarchal power”, in femininity and domination: studies in the phenemenology of oppression, PP 63-82. New york: routledge.##[25] Fredrickson B, Roberts TA. Objectification theory: Toward understanding women lived experienced and mental risks. Psychol Women Qurty1997; 21: 173-206.##[26] Shilling,Chris (1993). Body and Social Theory, London, Sage Publication.##[27] Tsianakas,V &amp; Rice, K (2005). Gender Impact Assessment: Body Image, Australia, Women&#039;s Health Publication.##[28] Toni, C. Antonucci (2004). The Dove Roport: Challenging Beauty, New York, Edelman publication.##[29] Wolf, Naomi (2002). The Beauty Myth. HarperCollins Publishers Inc. New York, NY 10022.##[30] Webster, M. &amp; Driskell, J (1983), “Beauty as Status”, American Journal of Sociology,Vol.89, No. 1.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تبیین تجربی تأثیر نوع مانکن (مدل) فروشگاهی بر رفتار خرید زنان با تعدیل‏ گری دانش مشتریان نسبت به مُد</TitleF>
				<TitleE>An Experimental Explanation for the Influence of In-Store Mannequins (Models) on Women’s Shopping Behaviors Regarding the Customers’ Knowledge of Fashion as A Moderating Variable</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_81473.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2021.316325.1527</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>این پژوهش با هدف بررسی نقش نوع مانکن فروشگاهی (مانکن بدون سر و مانکن دارای سر) بر قصد خرید و تصوّر لباس در اندام مشتری با تعدیل نقش دانش مشتریان نسبت به مُد با طرح‏ عاملی 2×2 و بر‌اساس سناریو انجام گرفته است. پژوهش در جامعة آماری بانوان دانشجو و با مشارکت 160 نفر از دانشجویان زن و دارای دانش مُد بررسی شده است. داده‏های پژوهش با استفاده از پرسش‌نامه مبتنی بر سناریو دارای متن و تصویر گردآوری شده و با تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان می‏دهد که تأثیر اصلی و تعاملی نوع مانکن و دانش مشتریان نسبت به مُد بر قصد خرید و تصور لباس در اندام مشتری معنادار است؛ به‌طوری‌که مانکن بدون سر و دانش بالا نسبت به مُد موجب افزایش قصد خرید و تصور لباس در اندام مشتری می‏شود. همچنین، نتایج حاکی است که افزایش میزان تصور مشتری منجر به افزایش قصد خرید مشتریان می‏شود و تأثیر غیرمستقیم مانکن دارای سر بر قصد خرید به واسطة تصور لباس در اندام کاهش می‏یابد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The present study is conducted to investigate the influence of in-store mannequin models (with or without head) on customers’ buying decisions and visualizing the clothes on body, having an eye to the role of customers’ knowledge about fashion as a moderating variable. Moreover, the investigation process is based on 2×2 factor analysis and a defined scenario. The research sample population consists of female university students, and the investigations are done with participation of 160 female students possessing knowledge about fashion. The research data are collected using a scenario-based questionnaire that includes texts and pictures. The process of data analysis, also, is based on Variance Analysis and Regression Analysis methods. The results showed that mannequin type and customers’ knowledge about fashion have a basic and interactive influence on buying decision and visualizing the clothes on body, and the influence is significant. Particularly, head-less mannequins and higher level of customers’ knowledge about fashion may intensify buying decision and encourage the customers to visualize the clothes on their bodies. Furthermore, the results demonstrated that the more the customers visualize clothes on their bodies, the greater would be their intent to purchase, and the indirect influence of mannequins with head on customers’ decision to buy is reduced by visualizing the clothes on body.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>681</FPAGE>
						<TPAGE>703</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>کامبیز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حیدرزاده هنزائی</Family>
						<NameE>Kambiz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Heidarzadeh Hanzaee</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدة مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>kambizheidarzadeh@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تصور مشتری (زنان) از خود</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دانش مشتری (زنان) نسبت به مُد</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رفتار خرید زنان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نوع مانکن فروشگاهی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] بخشی‏زاده، علیرضا؛ کردنائیج، اسداله؛ خداداد حسینی، سیدحمید (1395). «ارائة الگویی به منظور تبیین نقش موفقیت مجتمع‏های تجاری در کشور»، مجلة بررسی‏های بازرگانی، ش 76، ص1ـ13.##[2] خرم‌شاد، محمدباقر؛ علیپوری، رضا (1394). «راهبردهای فعال‌سازی جوانان در راستای ارتقای اقتدار ملی جمهوری اسلامی»، فصل‌نامة راهبرد دفاعی، س 13، ش49، ص 179ـ218.##[3] داوری، روشنک؛ طالب‏پور، فریده؛ دادور، ابوالقاسم؛ افهمی، رضا (1395). «بررسی آگاهی و درک زنان جوان تحصیل کرده به خرید و مصرف پایدار پوشاک (مطالعة موردی: دانشکدة هنر دانشگاه الزهرا (س))»، زن در فرهنگ و هنر، دورة 8، ش 2، ص 281ـ300.##[4] عابدینی، صمد؛ رسول‌زاده اقدم؛ صمد؛ صبوری کزج، پرویز (1399). «مطالعة جامعه‏‌شناختی ادراک عدالت جنسیتی زنان با تأکید بر عامل قومیت»، زن در فرهنگ و هنر، دورة 12، ش2، ص155ـ184.##[5] طاهری‌کیا، فریز؛ نادری، آرامه (1391). «شناسایی و ارزیابی عوامل تأثیرگذار بر خرید وسواسی (اعتیاد به خرید)»، فصل‌نامة پژوهشگر (مدیریت)، س 9، ش26، ص87ـ106.##[6] مالهوترا، نارش‏کی. (1397). تحقیقات بازاریابی، ترجمة کامبیزحیدرزاده و بهار تیمورپور، چ6، تهران: مهربان.##[7] مرکز آمار ایران (1398) نتایج هزینه‌ها و درآمد خانوارهای شهری، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور.##[8] Alba, J.W., &amp; Hutchinson, J.W. (1987). Dimensions of consumer expertise. Journal of Consumer Research, 13(4), PP 411–454.##[9] Anitha, N., &amp; Selvaraj, C. (2010). The effects of mannequins on consumers’ perception and shopping attitude. Information and Processing Management, 70, PP 641-647.##[10] Aumentado, F. Siochi J. &amp; Domingo, L. M. (2017). Factors Affecting Impulsive Buying Behavior on Clothes of the Different Age Generations in District IV of Cavite, Presented at the DLSU Research Congress 2017, De La Salle University, Manila, Philippines June 20 to 22, 2017.##[11] Balaji, M.S., &amp; Jha, S., &amp; Sengupta, A. S. and Krishnan, B. C. (2018). Are cynical customers satisfied differently? Role of negative inferred motive and customer participation in service recovery. Journal of Business Research, 86, (2018), PP 109–118.##[12] Berg, H. (2015). Headless: The Role of Gender and Self‐Referencing in Consumer Response to Cropped Pictures of Decorative Models. Journal of Psychology &amp; Marketing, 32(10), 1002-1016.##[13] Cohen, A. (2014). Mannequin Size on Consumers&#039; Perception of Self and Satisfaction with Fit. (Master&#039;s thesis). Retrievedfromhttp://scholarcommons.sc.edu/etd/2634.##[14] Ellis, C. (2018). A Research Proposal: The Effect of Visual Merchandising on Female Consumer Shopping Behavior. MBA Student Scholarship. 64. https://scholarsarchive.jwu.edu/mba_student/64##[15] Fister, S.E. (2009). Consumers’ Shopping Value and their Responses to Visual Merchandise Displays in an In-store Retail Setting. Master Thesis, Oregon state university, USA.##[16] Hefer, Y., &amp; Cant, M. C. (2013). Visual merchandising displays&#039; effect on consumers: A valuable asset or an unnecessary burden for apparel retailers. The International Business &amp; Economics Research Journal (Online), 12(10), PP 1217-1224.##[17] Hsu, C., Chen, M. C., Kikuchi, K., and Machida. I. (2016). Elucidating the determinants of purchase intention toward social shopping sites: A comparative study of Taiwan and Japan. Journal of Telematics and Informatics, 4(16), PP 1–35.##[18] IrfanSabir, R. Farooqi, A. R. &amp; Shahnawaz M. (2015). Impact of Utilization of Mannequins on Society and Sales. Global Journal of Research in Business &amp; Management, 1(1), PP 38-44.##[19] Jain, V., Sharma, A., &amp; Narwal, P. (2012). Impact of visual merchandising on consumer behaviour towards women’s apparel. International Journal of Research in Management, 2(5), PP 106-117.##[20] Kerfoot, S., Davies, B., &amp; Ward, P. (2003). Visual merchandising and the creation of discernible retail brands. International Journal of Retail &amp; Distribution Management, 31(3), PP 143–152.##[21] Laroche, M., Kim, C. &amp; Zhou, L. (1996). Brand familiarity and confidence as determinants of purchase intention: an empirical test in a multiple brand context. Journal of Business Research, 37(2), PP 115-120.##[22] Law, D., Wong, C., and Yip, J. (2012). How does visual merchandising affect Consumer affective response? European Journal of Marketing, (46)1/2, PP 112-133.##[23] Lindström, A. Berg, H, Nordfält, J. L. Roggeveen, A, &amp; Grewal, D. (2016). Does the presence of a mannequin head change shopping behavior? Journal of Business Research, 69 (2016), PP 517–524.##[24] Liu, F., Li, J., Mizerski, D. &amp; Soh, H. (2012). Self-congruity, brand attitude, and brand loyalty: a study on luxury brands. European Journal of Marketing, 46(7/8), PP 922-937.##[25] Mihic, M., Anic, I.-D., &amp; Milakovic, I. K. (2018). Time spent shopping and consumer clothing purchasing behaviour. Ekonomski pregled, 69(2), PP 89-105.##[26] Oh, H., and Petrie, J. (2012). How do storefront window displays influence entering decisions of clothing stores?. Journal of Retailing and Consumer Services, 19(1), PP 27–35.##[27] Randhawa, K. and Saluja. R. (2017).Visual Merchandising and Impulse Buying Behavior-Is there any Relationship? International Journal of Business Quantitative Economics and Applied Management Research, 4(5), PP 103-120.##[28] Ramprabha, K. (2017). Consumer Shopping Behaviour And The Role Of Women In Shopping A Literature Review. research journal of social sciences and management, 7 (8), PP 50-63.##[29] Roozen I. (2019). The influence of external design elements on clothing store entry intentions for recreationally and task-oriented female clothing shoppers, The International Review of Retail, Distribution and Consumer Research, 29(4), PP 1-19.##[30] Roy, S. &amp; Goswami, P. (2007). Structural equation modeling of value psychographic trait-clothing purchase behavior: a study on the urban collegegoers of India, Emerald Group Publishing, 8(4), PP 262-277.##[31] Sen, S., Block, L., &amp; Chandran, S. (2002). Window displays and consumer shopping decisions. Journal of Retailing and Consumer Services, 9(5), PP PP 277-290.##[32] Staats, A.W., &amp; Lohr, J.M. (1979). Images, language, emotions and personality: Social behaviorism’s theory. Journal of Mental Imagery, 3(1-2), PP 85–106.##[33] Ti, C. (2009). The effects of window display setting and background music on consumers’ mental imagery, arousal response, attitude, and approach-avoidance behavior. Master thesis, Oregon state university, USA.##[34] Wanniachchi, N.H. &amp; Kumara. W.V.L. (2016). A Study on Impact of Visual Merchandising on Consumer Buying Behaviour in Clothing Retail Stores.Journal of Engineering and Technology of the Open University of Sri Lanka (JET-OUSL), 4(2), PP 42-57.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				