<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1395</YEAR>
<VOL>8</VOL>
<NO>1</NO>
<MOSALSAL>0</MOSALSAL>
<PAGE_NO>146</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>عناصر فرهنگ و کنش‌های عامیانه در داستان نویسان زن معاصر</TitleF>
				<TitleE>Elements of folk culture and practices in contemporary women novelists</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59112.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59112</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از مضامین مهم ادبیات داستانی معاصر، انعکاس فرهنگ مردم است و از آنجا که انسان و زندگی و اندیشۀ او جزء لاینفک داستان است، پیوستگی فرهنگ مردم با انسان هم به این قالب ادبی راه یافته است. بخشی از این فرهنگ، مثل آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی، پزشکی و خرافی است و بخشی دیگر شامل زبان محاوره و گویش‌های محلی، اشعار و ترانه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و بازی‌هاست. نویسندگان زن معاصر نویسندگانی هستند که به فرهنگ مردم توجه خاصی داشته‌اند. آثار آن‌ها از سویی عرصۀ به تصویر کشیدن رابطۀ انسان‌ها با این فرهنگ است که نشان می‌دهد استفادۀ بجا یا نابجا از این فرهنگ در پرورش و زندگی انسان‌ها در جامعۀ داستانی تا حدودی در جامعۀ واقعی ریشه دارد و از سوی دیگر، آشکار می‌شود که گاهی این مضامین، نقابی است بر اندیشه و نیّت پنهانی و درونی نویسنده که به او کمک می‌کند شیوۀ هنرمندانه‌تر و گاهی پیچیده‌تری در خلق اثر داشته باشد. البته با توجه به جنسیت و بینش نویسنده و زمان و مکان وقوع حادثه، نحوۀ انعکاس این مضامین گاهی متفاوت یا همانند می‌شود و از این منظر هم قابل بررسی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the important implications of contemporary literature is reflection of people and the culture of human life showing human as an integral part of the story; therefore, attachment of human culture to people has entered this literary form. Some parts of this culture include traditions and superstitions as well as social, religious, and medical customs and another part includes language and local dialects and songs, poems, proverbs and games. Modern woman writers are those who pay special attention to their culture, their works portray human relations with culture showing that appropriate or inappropriate use of this culture in education and human life in the story is rooted partly in real society; on the other hand, it becomes apparent that sometimes the content is a mask on hidden thoughts and intentions of the author helping her create a more artistic and sometimes more complex work. Of course, given the sex and insight of the author, as well as context and setting of the story, the way these contents are presented mat vary, an issue which can be examined.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>22</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ملیحه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شریلو</Family>
						<NameE>Malihe</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Shariloo</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>maliheshariloo@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>عبدالحسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فرزاد</Family>
						<NameE>Abdolhosein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Farzad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>abdolhosein.farzad@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اصطلاحات و امثال</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>باورها و آداب و رسوم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نویسندگان زن معاصر</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] استوتزل، ژان (1371). روان‌شناسی اجتماعی، ترجمة علی‌محمد کاردان، تهران: دانشگاه تهران.##[2] انجوی شیرازی، سید ابوالقاسم؛ ظریفیان، محمود (1371). گذری و نظری در فرهنگ مردم، تهران: اسپرک.##[3] ــــــــــ (1352). تمثیل و مثل، تهران: امیرکبیر.##[4] انوری، حسن (1381). فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن.##[5] پاکدامن، محمدحسن (1378). جامعه در قبال خرافات، مشهد: مرندیز.##[7] پروین‌روح، شهلا (1382). حنای سوخته، تهران: آگه، چ2.##[8] پیرزاد، زویا (1381). سه کتاب، تهران: مرکز.##[9] ثروت، منصور؛ انزابی‌نژاد، رضا (1377). فرهنگ لغات عامیانه و معاصر، تهران: سخن.##[10] ثروت، منصور (1375). فرهنگ کنایات، تهران: سخن، چ2.##[11] جاهودا، گوستاو (1363). روان‌شناسی خرافات، ترجمة محمدتقی براهنی. تهران: نو.##[12] جمال‌زاده، محمدعلی (1383). فرهنگ لغات عامیانه، تهران: سخن.##[13] جمشیدی‌پور، یوسف (1347). فرهنگ امثال فارسی، تهران: کتاب‌فروشی فروغی.##[14] خوانساری، آقا جمال (1349). عقاید النساء، تهران: طهوری.##[15] داویدیان ه.؛ غلام‌حسین ساعدی (1344). «آل و ام الصبیان»، س16 ش 1، تهران: سخن.##[16] دهخدا، علی‌اکبر (1374). امثال و حکم، ج3، تهران: سپهر.##[17] روانی‌پور، منیرو (1381). نازلی، تهران: نشر قصه.##[18] روح‌الامینی، محمود (1364). گرد شهر با چراغ، تهران: زمان، چ2.##[19] ــــــــــ (1365). زمینة فرهنگ‌شناسی، تهران: عطار.##[20] ستاری، جلال (1379). دربارة فرهنگ، تهران: انتشارات ادارۀ کل وزارت فرهنگ و هنر.##[21] ــــــــــ (1381). زمینة فرهنگ مردم، تهران: ویراستار.##[22] سمائی، مهدی (1382). فرهنگ لغات زبان مخفی، تهران: مرکز.##[23] شاملو، سپیده (1385). سرخی تو از من، تهران: مرکز.##[24] ــــــــــ (1379). انگار گفته بودی لیلی، تهران: مرکز.##[25] شریف‌زاده، منصوره (1390). چنار دالبتی، تهران: قطره.##[26] شعربافیان، حمیدرضا (1382). باورهای عامیانه در ایران به گزارش سیاحان غربی، مشهد: محقق.##[27] شکورزاده، ابراهیم (1380). دوازده هزار مثل فارسی و سی هزار معادل آن، مشهد: آستان قدس رضوی.##[28] کرمانی، ناظم‌الاسلام (1349). تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش سعید میرجانی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##[29] ماسه، هانری (1357). معتقدات و آداب ایرانی،ترجمة مهدی روشن‌ضمیر، تهران: مؤسسۀ تاریخ و فرهنگ ایرانی.##[30] میر‌عابدینی، حسن (1380). صد سال داستان‌نویسی ایران، تهران: چشمه.##[31] محجوب، محمدجعفر (1386). ادبیات عامیانه ایران، تهران: چشمه.##[32] حاج سید جوادی، صدر و دیگران (1387). دایرۀ‌المعارف تشیع، تهران: محبی.##[33] نجفی، ابوالحسن (1378). فرهنگ فارسی عامیانه، تهران: نیلوفر.##[34] هدایت، صادق (1356).نیرنگستان، تهران: چاپخانة زیبا.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تغییرات نقش زنان در تبلیغات تلویزیون ایران با تکیه بر نشانه ‏شناسی آگهی‏ های بازرگانی آقای فرش4 و نحوۀ شرکت در قرعه ‏کشی هوم ‏کر</TitleF>
				<TitleE>Changes in women&#039;s roles in Iran TV ads relying on the semiotics of commercials Mr. Carpet 4 and the way of participation in Home Care lottery</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59113.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59113</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>زندگی امروز، در جوامع مدرن، مشحون از پیام‏های تبلیغاتی است. این پیام‏ها در قالب‏های متنوع و متعدد، از زندگی روزمره تا زندگی کاری افراد را تحت‏تأثیر قرار می‏دهد. یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در بحث تبلیغات، مسئلۀ بازنمایی زن در آگهی‏ها و تبلیغات تجاری است. بخش بزرگی از بازنمایی‏ها در آگهی‏ها، زنان را در قالب نقش‏های کلیشه‏ای به تصویر می‏کشد. هدف این تحقیق، بررسی تصویری است که تبلیغات ایران از جنسیت به مخاطبان ارائه می‏دهد. روش مقالة حاضر نشانه‏شناسی رولان بارت است. نشانه‌شناسی روشی از بازنمایی است که در پی آشکارسازی معانی و مضامین پنهان موجود در متن است. در این مقاله، به مطالعة آگهی‏های تجاری می‏پردازیم که برخلاف سایر آگهی‏ها، زن را در نقش‏های جدید به نمایش می‏گذارد. در‌عین‌حال، در این شکل از بازنمایی نیز همچنان با ارائۀ تصویر زن به‏گونه‏ای مواجهیم که بازتولید فرهنگی در فنای نمادین را به دنبال دارد. نتیجة تحقیق نشان می‏دهد روال تبلیغات در ایران نیز، همانند کشورهای غربی، نگاه‏ جنسیتی دارد. زنان در نقش‏های جدید به شکل زن مدرن ایرانی به‌منزلۀ ابزاری در خدمت سرمایه‏داری درآمده‏اند. همچنین، در کشور ما که حکومتی اسلامی دارد، ظاهر‌شدن زنان با چهره‏های آرایش‌کرده، با مصوبات قانون اساسی کشور مغایرت دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Living in modern societies is full of advertising messages. These messages in diverse and numerous forms affect every day and working life of people. One of the most challenging subjects in advertising is representation of women in advertising and commercial promotions. A large part of representations in advertisements depicts women in their role as cultural stereotypes. The purpose of this study is to evaluate the image of gender that Iran ads show to audience. The current articles use Roland Barthes theory of semiotics. Semiotic is a method of representation that seeks to reveal hidden meanings and themes in the text. In this paper, we study the advertisements that unlike the others show women having new roles. However, in this form of representation, we face illustration of women in such a way leading to cultural reproduction of symbolic annihilation. The research results show that advertising process in Iran, like Western countries, has been sexist. Women in new roles as modern Iranian women have been used as a tool in the service of capitalism. Also in our country, which follows Islamic rules, appearance of women with makeup is in contrast to the laws of Constitutions of Islamic Republic of Iran. </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>23</FPAGE>
						<TPAGE>44</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهران</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سهراب زاده</Family>
						<NameE>Mehran</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sohrab Zadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه کاشان و عضو هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ms3102002@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>طاهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>یوسفی فر</Family>
						<NameE>Tahereh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Yoosefifar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی دانشگاه کاشان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>t.yoosefifar@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عباسی</Family>
						<NameE>Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Abbasi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناسی ادبیات فارسی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ty19672@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تبلیغات</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنسیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نشانه‏شناسی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] آزاد‌ارمکی، تقی؛ چاوشیان، حسن (1381). «بدن به‌مثابۀ رسانۀ هویت»، مجلۀ جامعه‏شناسانی ایران، دورة 4، ش 4.##[2] اباذری، یوسف (1380). «رولان بارت و اسطوره و مطالعات‏فرهنگی»، فصل‌نامة ارغنون، ش 18، ص137ـ159.##[3] استریناتی، دومینیک (1388). مقدمه‏ای بر نظریه‏های فرهنگ عامه، ترجمۀ ثریا پاک‏نظر، تهران: گام نو، چ 6.##[4] اسدی، عباس؛ عبدی، ندا (1391). «نقش و عملکرد زن در تبلیغات بازرگانی تلویزیون ایران‌ـ تحلیل محتوای پیام‏های بازرگانی شبکة 3 سیما در مهر، آبان و آذر 1391»، پژوهش‏نامۀ زنان، ش 6.##[5] امینی، اکرم (1389). «بازنمایی زن در تبلیغات تجاری ایران و جهان»، کتاب ماه علوم ‏اجتماعی، دورۀ جدید، ش 26، ص91ـ103.##[6] بشیر، حسین؛ جعفری هفت‏خانی، نادر (1386). «درآمدی بر کاربرد نشانه‏شناسی در تحلیل پیام‏های تبلیغاتی، مطالعة موردی: آگهی‏های مطبوعاتی»، اندیشة مدیریت راهبردی، ص151ـ188.##[7] پاینده، حسین (1385). قرائتی نقادانه از آگهی‏های تجاری در تلویزیون ایران، تهران: روزنگار.##[8] ــــــــــ (1385). «بررسی یک آگهی تلویزیونی از منظر مطالعات فرهنگی»، مجلة مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش 5.##[9] جنکینز، ریچارد (1385). هویت اجتماعی، ترجمة تورج یارمحمدی، تهران: شیرازه.##[10] چندلر، دانیل (1386). مبانی نشانه‏شناسی، ترجمة مهدی پارسا، چ5، تهران: سورة مهر.##[11] دنیه سن، آنه ماری (1380). درآمدی بر نشانه‌شناسی، ترجمة مظفر قهرمان، تهران: پرسش.##[12] سلطانی گرد فرامرزی، مهدی؛ رحمتی، محمدمهدی (1386). «شیوه‏های بازنمایی جنسیت در سینمای ایران»، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش 10، ص 79ـ98.##[13] کاظمی، عباس؛ ناظرفصیحی، آزاده (1385). «بازنمایی زنان در یک آگهی تجاری تلویزیونی»، مجلة زن در توسعه و سیاست، ش 17، ص137ـ154.##[14] کیوان‏آرا، محمود (1386). اصول و مبانی جامعه‌شناسی پزشکی، اصفهان: نشر دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.##[15] لالمی، شیده (1386). «بازنمایی زنان در تبلیغات»، فصل‌نامة پژوهش و سنجش، س 14، ش 52، ص115ـ136.##[16] مهدی‏زاده، سید محمد (1387). رسانه‏ها و بازنمایی، تهران، دفتر مطالعات و توسعة رسانه‏ها.##[17] وود، جولیانی (1383). «ویژگی‏های ساختاری زبان و جایگاه زن»، فصل‌نامة پژوهش و سنجش، س 11، ش 38.##[18] Bardwick, J &amp; S . schumann (1967). &quot;portrait of American men and women in TV commercial&quot;, Psaychology, 4(4), pp.18-23.##[19] Browne, B. A. (1998). &quot;Gender stereotypes in advertising on children&#039;s television in 1990&#039;s : A cross-national analysis&quot;, Journal of Advertising, 1, Pp. 83-96.##[20] Courtney, A. E. &amp; T. W. Whipple (1985). &quot;Female role portrayal in advertising and communication effectivenss: A review&quot;, Journal of Advertising, 14, 4-8, pp. 16-17.##[21] Mc Arther, L. Z. &amp; Resko, B.G, (1975). &quot; The portrayal of men and women in American television commercials&quot;, The Journal of Social Psychology, 97, pp. 209-220.##[22] Shrikhande, vaishali, (2003). &quot;Stereotyping of women in television advertisements&quot;, M. C. M. S: Mass communication, University of Pune, Indi.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تجلّی کهن الگوی «مادر مثالی» در حماسه های ملی ایران بر اساس نظریۀ روان شناختی یونگ</TitleF>
				<TitleE>Manifestation of &quot;Mother Archetype&quot;: Iran&#039;s national epic according to Jung&#039;s
psychological theory</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59115.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59115</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مادرمثالی یکی از کهن‏الگوهای مهم نظریۀ روان‏شناختی یونگ است که به شکل شخصیت مادر واقعی، یا در قالب نمادهایی که بر جنبۀ مادرانه‏ دلالت دارند، در آثار ادبی تجلی می‏یابد. حماسه اثری است برآمده از جامعۀ مردسالار که قدرت‏نمایی‏های مردانه در آن بیش از نقش‏ورزی زنان به چشم می‏آید. اما آثار حماسی زیرساختی اسطوره‏ای دارند و بازتابندۀ بسیاری از اساطیر و نمادهایی هستند که به‌طور ناخودآگاه ظهور یافته‏اند. از آنجا که حیات بشری، پیش از وقوف حماسه، یک دورۀ زن‏سروری را با تقدس بزرگ‏مادران ازلی گذرانده، ناخودآگاه بشری از نمادهایی انباشته است که بر عنصر مادینۀ هستی دلالت دارند. با توجه به این انگاره، تاکنون پژوهشی در زمینۀ نمودهای کهن‏الگوی «مادرمثالی» در حماسه‏های ملی انجام نشده است. این پژوهش در پی پاسخ‏گویی به این پرسش بوده که نیروی بزرگ‏مادران ازلی در قالب چه نمادهایی در متون حماسی تجلی یافته و این نمادها چه نقشی در زندگی قهرمانان حماسه برعهده دارند؟ دستاورد پژوهش حاکی از آن است که گرچه در آثار حماسی زنان عموماً نقشی تعیین‏کننده ندارند، خلأ حضور زنان و مادران در آثار حماسی به‌طور ناخودآگاه و در قالب نمادهایی همانند آب، چشمه، باد، گیاه، کوه، غار، آتش و... پرشده که در رسیدن قهرمانان به فردیت نقش دارند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Mother Archetype is one of the most important archetypes in Carl Gustav Jung&#039;s theory manifested in literary works both as the character of a real mother or in the form of symbols that indicate maternal aspect. Epic is a work derived from the male-dominated society in which the heroic functions and masculine power grab the attentions always more than the women&#039;s presence and role. However, since most of the epic poems have a mythic infrastructure, archetypically, they reflect many of the mythological themes and symbols that have emerged unconsciously in the poem. Since human life, before the epic realization and the manifestation of the male heroes, has experienced a female dominated era with female eternal holiness (mothers and women), human subconsciousness is full of images and symbols indicating the female element of existence reflecting the epic texts as mother archetypal symbols. According to this perspective, there has been no research on the mother archetype manifestations in the national epic and most of the researchers only referred to the mother characters in these works whose role did not go beyond giving birth and training the epic heroes. that the current research focuses on the issue that although in the Persian epic works (Shahnameh and the following epic poems), the women and mothers do not generally play a decisive role, the vacuum of the presence of women and mothers as an inevitable part of the humans&#039; existence has been seen in the epic works unconsciously in the form of archetypal images and symbols, such as water, springs, rain, wind, plants, mountains, caves, fire, etc. and the mother archetype has entered the realm of consciousness in the form of these symbols.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>45</FPAGE>
						<TPAGE>66</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>رضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ستاری</Family>
						<NameE>Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Satari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rezasatari@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مرضیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حقیقی</Family>
						<NameE>Marzieh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Haghighi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>marziehhaghighi865@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>معصومه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمودی</Family>
						<NameE>Masoomeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mahmoodi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علوم پزشکی مازندران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>masoomehmahmoodi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اسطوره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حماسۀ ملی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کهن‏الگو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مادرمثالی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>یونگ</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد (1386). اسطورۀ زندگی زردشت، تهران: چشمه، چ 7.##[2] اسدی‏طوسی، ابونصر (1389). گرشاسب‏نامه، تصحیح حبیب یغمایی، تهران: دنیای کتاب، چ 2.##[3] اسنودن، روت (1388). خودآموز یونگ، ترجمۀ نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان، چ 2.##[4] اصفهانی، حمزه‏بن‏حسن (1346). تاریخ پیامبران و شاهان، ترجمۀ‏ جعفر شعار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##[5] الیاده، میرچا (1389). رساله در تاریخ ادیان، ترجمۀ جلال ستاری، تهران: سروش، چ 4.##[6] اوستا (1385). گزارش جلیل دوست‌خواه، تهران: مروارید، چ 10.##[7] اوشیدری، جهانگیر (1378). دانش‌نامۀ مزدیسنا، تهران: مرکز، چ 2.##[8] ایرانشاه‏بن ابی‏الخیر (1370). بهمن‏نامه، ویراستۀ رحیم عفیفی، تهران: علمی و فرهنگی.##[9] ــــــــــ (1377). کوش‏نامه، به کوشش جلال متینی، تهران: علمی.##[10] باقری حسن‏کیاده، معصومه (1388). «اکوان دیو و ‘وای’ اسطورۀ باد»، مجلۀ مطالعات ایرانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، س 8، ش 16، ص133ـ140.##[11] براهنی، رضا (1393). تاریخ مذکر، تهران: اول.##[12] بلعمی، ابوعلی (1352). تاریخ بلعمی، ج 1، تصحیح محمدتقی بهار، تهران: زوار، چ 2.##[13] بولن، شینودا (1392). نمادهای اسطوره‏ای و روان‏شناسی مردان، ترجمۀ مینو پرنیانی، تهران: آشیان، چ 2.##[14] بهار، مهرداد (1375). ادیان آسیایی، تهران: چشمه.##[15] ــــــــــ (1384). پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: آگاه، چ 5.##[16] ــــــــــ (1386). از اسطوره تا تاریخ، تهران: چشمه، چ 5.##[17] پورخالقی چترودی، مهدخت (1381). درخت شاهنامه؛ مشهد: بِه‌نشر.##[18] ترقی، گلی (1387). بزرگ بانوی هستی؛ تهران: نیلوفر، چ 2.##[19] حسن‏دوست، محمد (1393). فرهنگ ریشه‏شناختی زبان فارسی، ج 2، تهران: فرهنگستان، چ 2.##[20] حسین‏زاده، آذین (1386). زنِ آرمانی، زنِ فتانه، تهران: قطره، چ 2.##[21] دادگی، فرنبغ (1385). بندهشن، گزارنده: مهرداد بهار، تهران: توس، چ 3.##[22] دوبوکور، مونیک (1387). رمزهای زندة جان، ترجمۀ جلال ستاری، تهران: مرکز، چ 3.##[23] دینوری، ابوحنیفه احمدبن داوود (1368). اخبارالطوال؛ ترجمۀ محمود مهدوی، تهران: نی.##[24] دیویدسن، الگا ام. (1378). شاعر و پهلوان در شاهنامه، ترجمۀ فرهاد عطایی، تهران: تاریخ ایران.##[25] روایت پهلوی (1367). ترجمۀ مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##[26] رید، ایولین (1387). مادرسالاری: زن در گسترۀ تاریخ تکامل، ترجمۀ افشنگ مقصودی، تهران: گل‏آذین.##[27] زمردی، حمیرا  (1387). نمادها و رمزهای گیاهی در شعر فارسی؛ تهران: زوار.##[28] زند بهمن ‏یسن (1370). ترجمۀ محمدتقی راشدمحصل، تهران: مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##[29] سام‏نامه (1392). تصحیح وحید رویانی، تهران: میراث مکتوب.##[30] ستاری، جلال (1366). رمز و مثل در روان‌کاوی؛ تهران: توس.##[31] ــــــــــ (1390). سیمای زن در فرهنگ ایران، تهران: مرکز، چ 6.##[32] ــــــــــ (1392). بازتاب اسطوره در بوف کور، تهران: توس، چ 2.##[33] سرکاراتی، بهمن (1385). سایه‏های شکارشده، تهران: طهوری، چ 2.##[34] سلمانی‏نژاد، صغری؛ سیف و موسی‏وند (1391). «بررسی و تحلیل چیستی و چگونگی ظهور کهن‏الگوی آنیما و آنیموس در شعر طاهره صفارزاده»، نشریۀ زن در فرهنگ و هنر، دورۀ 4، ش اول، ص107ـ126.##[35] شایگان، داریوش (1379). بت‏های ذهنی و خاطرۀ ازلی، تهران: امیرکبیر، چ 3.##[36] شمیسا، سیروس (1376). داستان یک روح، تهران: فردوسی، چ 3.##[37] شوالیه، ژان (1384). فرهنگ نمادها (4جلد). ترجمۀ سودابه فضایلی،  تهران: جیحون، چ 2.##[38] صدقه، جان (1378).«درخت در اساطیر کهن»، ترجمۀ محمدرضا ترکی، شعر، ش 26، ص140ـ145.##[39] طبری، محمدبن‏جریر (1375). تاریخ طبری، ج 2، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، چ 5.##[40] عطایی‏رازی، خواجه عمید (1382). برزونامه، اهتمام محمد دبیرسیاقی، تهران: انجمن مفاخر فرهنگی.##[41] فانیان، خسرو (1351). «پرستش الهه‌ـ مادر در ایران»، بررسی‏های تاریخی، س7، ش‏6، ص209ـ‌248.##[42] فدایی، فربد (1387). کارل گوستاو یونگ بنیان‌گذار روان‏شناسی، تهران: دانژه، چ 2.##[43] فرامرزنامه (1382). به اهتمام مجید سرمدی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##[44] فردوسی، ابوالقاسم (1374). شاهنامۀ فردوسی، کوشش سعید حمیدیان، تهران: داد، چ 2.##[45] فوردهام، فرید (1388). مقدمه‏ای بر روان‏شناسی یونگ، ترجمۀ مسعود میربها، تهران: جامی.##[46] قائمی، فرزاد (1388). «تحلیل داستان کیخسرو در شاهنامه براساس روش نقد اسطوره‏ای»، پژوهش‏های ادبی، س 7، ش 27، ص 77ـ 100.##[47] قائمی، فرزاد؛ یاحقی، محمدجعفر؛ پورخالقی چترودی، مهدخت (1388). «تحلیل نمادینگی عناصر خاک و باد در اساطیر و شاهنامۀ فردوسی براساس نقد اسطوره‏ای»، نشریۀ ادب‏پژوهی، ش 10، ص57ـ82.##[48] کزازی، میرجلال الدین (1380). مازهای راز، تهران: مرکز، چ 2.##[49] ــــــــــ (1382). نامۀ باستان، ج 3، تهران: سمت.##[50] ــــــــــ (1384). آب و آیینه، تبریز: آیدین.##[51] ــــــــــ (1384). نامۀ باستان، ج 6، تهران: سمت، چ 2.##[52] ــــــــــ (1390). رؤیا، حماسه، اسطوره، تهران: مرکز، چ 6.##[53] کویاجی، جهانگیر (1380). بنیادهای اسطوره و حماسۀ ایران، جلیل دوست‌خواه، تهران: آگاه.##[54] گرین، ویلفرد؛ مورگان، لیبر، ارل؛ ویلینگهم، جان (1385). مبانی نقد ادبی، ترجمۀ فرزانه طاهری، تهران: نیلوفر، چ 4.##[55] گزیده‏های زادسپرم (1366). ترجمۀ محمدتقی راشدمحصل، تهران: مؤسسۀ مطالعات فرهنگی.##[56] گوردن، والترکی (1379). «درآمدی بر نقد کهن‏الگویی»، نقد ادبی معاصر، ترجمه و تألیف جلال سخنور، تهران: رهنما.##[57] لاش، جان (1392). دوقلوها، توأمانی و همزادها، ترجمۀ رقیه بهزادی، تهران: علمی.##[58] لاهیجی، شهلا؛ کار، مهرانگیز (1381). شناخت هویت زن ایرانی، تهران: مطالعات زنان، چ 3.##[59] مادح، قاسم (1380). جهانگیرنامه، به کوشش سید ضیاءالدین سجادی، تهران: دانشگاه تهران.##[60] مادیورو، رنالدو؛ ویلرایت، ج. (1382). «کهن‏الگو و انگارۀ کهن‏الگویی؛ کارکرد کهن‏الگو در مقام اندام روان ناآگاه»، ترجمۀ بهزاد برکت، ارغنون، ش 22، ص281ـ 287.##[61] مختاری غزنوی، عثمان (1377). شهریارنامه، اهتمام غلام‌حسین بیگدلی، تهران: وزارت فرهنگ‏ و ارشاد.##[62] مدرسی، فاطمه (1382). «کیخسرو فرهمند به روایت فردوسی و سهروردی»، پژوهش‌نامۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، ش 37، ص85ـ102.##[63] مزداپور، کتایون (1392). «افسانۀ پری در هزار و یک‏ شب»، شناخت هویت زن ایرانی، به کوشش شهلا لاهیجی، چ 5، تهران: روشنگران و مطالعات زنان، ص290ـ342.##[64] مظفری، علیرضا (1389). «رستم و هیرمند»، زبان و ادب (دانشگاه تبریز)، س 53، ش 220، ص107ـ118.##[65] مقدم، محمد (1385). جستار دربارۀ مهر و ناهید، تهران: هیرمند، چ 2.##[66] مینوی خرد (1385). ترجمۀ احمد تفضلی، به کوشش ژاله آموزگار، تهران: توس، چ 4.##[67] نولدکه، تئودور  (2537). حماسۀ ملی ایران، ترجمۀ بزرگ علوی، تهران: سپهر، چ 3.##[68] ویدن‏گرن، گئو (1377). دین‏های ایران، ترجمۀ منوچهر فرهنگ، تهران: آگاهان ایده.##[69] هینلز، جان‏راسل (1385). شناخت اساطیر ایران، ترجمۀ باجلان فرخی، تهران: اساطیر، چ 2.##[70] یاحقی، محمدجعفر (1386). فرهنگ اساطیر و داستان‏واره‏ها در ادبیات فارسی، تهران: فرهنگ معاصر.##[71] یاوری، حورا (1382). «روان‌کاوی و اسطوره»، گسترۀ اسطوره، گفت‌وگوهای محمدرضا ارشاد، تهران: هرمس، ص351ـ375.##[72] یشت‏ها (1347). گزارش ابراهیم پورداوود، تهران: زبان و فرهنگ ایران، چ 2.##[73] یونگ، کارل گوستاو (1373). روان‏شناسی و کیمیاگری، ترجمۀ پروین فرامرزی، مشهد: آستان قدس.##[74] ــــــــــ (1387). انسان در جست‌وجوی هویت خویشتن، ترجمۀ محمود به‌فروزی، تهران: جامی، چ 3.##[75] ــــــــــ (1389). انسان و سمبول‏هایش، ترجمۀ محمود سلطانیه، تهران: جامی، چ 7.##[76] ــــــــــ (1390). چهار صورت مثالی، ترجمۀ پروین فرامرزی، مشهد: به‏نشر، چ 3.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مجانین‌العقلای زن در تصوف اسلامی</TitleF>
				<TitleE>Wise insane women in Islamic mysticism</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59116.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59116</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مقالۀ حاضر، جُستاری تحقیقی در تاریخ عرفان اسلامی است که به معرفی و بحث دربارۀ زنان عاقلۀ مجنونه می‌پردازد. بخش اول مقاله، مباحث نظری دربارۀ جنون عرفانی و مبانی آن است. شیوۀ ارائۀ این مباحث براساس آرا و دستاوردهای صاحب‌نظران کلاسیک در عرفان اسلامی است. در بخش دوم مقاله، ضمن بررسی رفتار و اندیشه‌های عقلای مجانین، نام و احوال چند تن از مجانین‌العقلای زن، بر‌اساس منابع محدود تاریخی، ذکر می‌شود. نخستین کتابی که به تصوف و تعبد زنان پرداخته است، ذکر النسوه المتعبدات الصوفیات نوشتۀ ابوعبد الرحمن سُلمی است. پس از آن، در صفۀالصفوه ابن جوزی و عقلاءالمجانین نیشابوری می‌توان احوال این زنان را یافت. مسئلۀ پژوهش حاضر این است که آیا در طول تاریخ برخی زنان نیز احوالات عرفانی خاص داشته‌اند و در زمرۀ عقلای مجانین جای گرفته‌اند؟ بر‌اساس اطلاعاتی که از منابع درجة اول فراهم می‌شود می‌توان به این پرسش پاسخ مثبت داد. روش این تحقیق تاریخی و کتابخانه‌ای است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The present article is a query research in the history of Islamic mysticism aiming to introduce and discuss the wise insane women. The first part of the article is the theoretical discussions of mystic insanity and its fundamentals. The style of the presentation of the discussions is based on the views and achievements of classical experts in the Islamic mysticism. In the second part of the article, the name and the biography of some of them based on the restricted historical resources were mentioned; in addition to the review of behaviors and thoughts of the wise insane. The main question of the research is that “did some women have special mystic status in the history? Have they been regarded as the wise insane?” The answer to these questions is positive according to the first grade resources. The research is historical using library method.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>67</FPAGE>
						<TPAGE>82</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حسینی</Family>
						<NameE>Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hoseini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>drhoseini@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>الهام</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>روستایی راد</Family>
						<NameE>Elham</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Roostaei Rad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری ادبیات عرفانی دانشگاه الزهرا</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>neyestaan_1361@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنون</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زنان عارف</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عقلای مجانین</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] ابن جوزی (1417). صفۀ‌الصفوة، بیروت: دارالمعرفه.##[2] برومند سعید، جواد (1383). آیین عشق، کرمان: دانشگاه شهید باهنر.##[3] جامی، عبدالرحمن (1382). نفحات‌الانس من حضرات القدس، تصحیح محمود عابدی، تهران: اطلاعات.##[4] حائری، محمدحسن (1379). راه گنج، تهران: مدینه.##[5] حافظ شیرازی، شمس‌الدین محمد (1388). غزلیات، به تصحیح غنی قزوینی، تهران.##[6] حسینی، مریم (1385). نخستین زنان صوفی، ترجمۀ متن ذکر النسوۀ المتعبدات الصوفیات، تهران، علم.##[7] حلبی، علی‌اصغر (1386). شناخت عرفان و عارفان ایرانی، تهران: زوار.##[8] خواجوی کرمانی (1374). غزلیات، حمید مظهری، کرمان: خدمات فرهنگی.##[9] رازی، شیخ نجم‌الدین (1345). عقل و عشق، تقی تفضلی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##[10] سجادی، ضیاءالدین (1383). فرهنگ اصطلاحات عرفانی، تهران: طهوری.##[11] صناعی، محمود (1382). پنج رسالۀ افلاطون، تهران: هرمس.##[12] عابدی، محمود (1385). یک حرف صوفیانه، تهران: سخن.##[13] عین‌القضات (1362). نامه‌ها، علینقی منزوی و عفیف عُسیران، تهران: زوار.##[14] فروغی بسطامی (1367). غزلیات، تهران: مؤلفان و مترجمان ایران.##[15] گوهرین، صادق (1368). فرهنگ اصطلاحات تصوف، تهران: زوار.##[16] محمد بن منوّر (1366). اسرارالتوحید، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگاه.##[17] مدی، ارژنگ (1371). عشق در ادب فارسی، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##[18] هجویری (1387). کشف‌المحجوب، تصحیح محمود عابدی، تهران: سروش.##[19] مدی، ارژنگ (1371). عشق در ادب فارسی، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##[20] مولانا بلخی رومی، جلال‌الدین (1386). کلیات شمس، بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: هرمس.##[21] ــــــــــ (1385). مثنوی معنوی، محمدرضا برزگر صادقی، قزوین: سایه‌گستر.##[22] نیشابوری، ابوالقاسم (2003). عُقلاءُالمجانین، بیروت: دارالکتب المصر.##[1] پورجوادی، نصرالله (1366). «تحلیلی از مفاهیم عقل و جنون در عقلاء‌المجانین»، نشریۀ معارف، ش 11.##[2] تدین، مهدی (1366). «ترجمه و تلخیص عقلاء‌المجانین»، نشریۀ معارف، ش 11.##[3] حسینی، مریم (1384). «شعر زنان عارف تا پایان قرن چهارم هجری»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، ش 18، زمستان.##[4] سیاه‌کوهیان، هاتف (1388). «جنون الهی از دیدگاه ابن عربی»، فصل‌نامۀ تخصصی عرفان، س 8، ش 20.##[5] ــــــــــ (1388). «دیوانه‌نمایی و دیوانه‌نماها در مثنوی مولوی»، فصل‌نامۀ ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی، س 5، ش 15.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>شیوۀ بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی ایران و امریکا</TitleF>
				<TitleE>Representation of women in Iranian and American TV commercials</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59117.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59117</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>رسانه‏ها نه‌تنها بازتاب‌دهندۀ واقعیت‌ها بلکه شکل‏دهندۀ آن‌اند و بر درک و شناخت ما از جهان پیرامون اثر می‏گذارند. به‏رغم آنکه زنان در دهه‏های اخیر در کنار نقش‏های سنتی خود به فعالیت در عرصه‏های اجتماعی، که در گذشته مختص مردان تلقی می‏شد، روی آورده‏ و جایگاه خود را در بسیاری از آن‌ها تثبیت کرده‏اند، به‏نظر می‏رسد رسانه‏ها همچنان تصویری کلیشه‏ای از آنان ارائه داده و بیشتر بر نقش‏های سنتی و ویژگی‏های برساختۀ آنان تأکید دارند. در این مطالعه، به دنبال شناخت نحوۀ بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی ایران و مقایسۀ آن با نحوۀ بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی امریکا هستیم. ابتدا با مرور برخی تحقیقات انجام‌شده در مورد امریکا وضعیت زنان در این تبلیغات تشریح شده است. سپس مقوله‏های قابل مقایسه از این تحقیقات استخراج و در مطالعۀ مورد ایران به‌کار گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که تبلیغات بازرگانی این دو کشور در زمینۀ بازنمایی زنان تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و اغلب شبیه به هم عمل می‏کنند و هر دو نقش‏ها و ویژگی‏هایی کلیشه‏ای را به زنان نسبت می‏دهند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Not only does media reflect realities but also it shapes them and while being effective on our knowledge of world surrounding us. Over the recent decade, women, along with their traditional roles, have approached new social activities, which were considered exclusively masculine in the past, and have created a stable status for themselves. But it seems that this change is not considered by T.V. advertisements. Advertisements are still representing a kind of stereotypical image of women with its emphasis more and more on their traditional and constructed characteristics. In this study, we are interested in knowing how women in advertisements are represented in Iran and USA. First a review of some pieces of research in the subject is presented in which the manner of representation of women is described according to case of USA. Then some comparable categories are derived from those investigations and are applied to the case of Iran. The findings show that the difference between the representations of women in TV advertisements of both countries is very slight. In most cases, these advertisements are similar and both attribute stereotypical roles and characteristics to women.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>83</FPAGE>
						<TPAGE>99</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>اعظم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>راودراد</Family>
						<NameE>Azam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ravadrad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه ارتباطات، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ravadrad@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فروغ</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدی</Family>
						<NameE>Foroogh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mohammadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>fmohammadi18@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بازنمایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تبلیغات</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تلویزیون</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کلیشه‏سازی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] بیچرانلو، عبدالله (1388). «تصویرسازی و کلیشه‏سازی هالیوود از مسلمانان»، مجلة رسانه، ش 79، ص 115ـ146.##[2] پاینده، حسین (1385). قرائتی نقادانه از تبلیغات بازرگانی در تلویزیون ایران، تهران: روزنگار.##[3] راودراد، اعظم (1380). «تغییرات نقش زن در جامعه و تلویزیون»، پژوهش زنان، ش 1، ص 133ـ156.##[4] رضایی، محمد؛ کاظمی، عباس (1387). «سیاست جنسیت در تلویزیون ایران»، پژوهش زنان، ش 3، ‏ص 85ـ112.##[5] گرت، استفانی (1380). جامعه‏شناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران: دیگر.##[6] معینی‏فر، حشمت‏السادات (1388). «بازنمایی کلیشه‏های جنسیتی در رسانه: مطالعة موردی صفحة حوادث روزنامة همشهری»، فصل‌نامة تحقیقات فرهنگی، دورة 2، ش 7، ص 167ـ197.##[7] موسوی‏لر، اشرف‏السادات؛ لیلیان، شبنم (1394). «چگونگی بازنمایی زنان سنتی و مدرن در تبلیغات نلویزیونی ایران (مهر 1390ـ1391)»، جلوة هنر، ش 13، ‏ص 13ـ22.##[8] مهدی‌زاده، سید محمد (1387). رسانه‏ها و بازنمایی، تهران: دفتر مطالعات و توسعۀ رسانه‏ها.##[9] وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، «قوانین و مقررات فصل نهم، مجموعة ضوابط تولید آگهی‏های رادیویی و تلویزیونی» (17/9/1394):##http://www.ad.gov.ir/staticPages22/.##]10[ هیوارد، سوزان (1380‏). مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی، ترجمة فتاح محمدی، زنجان: هزارۀ سوم.##[11] Bresnahan, Mary Jiang; Inoue, Yasuhiro; Liu, Wen Ying; Nishida, Tsukasa (2001). &#039;&#039;Changing gender roles in prime-time commercials in Malaysia, Japan, Taiwan, and the United States&#039;&#039;, Sex Roles, 45, pp 117–131.##[12] D&#039;Acci, Julie (2004). &#039;&#039;Television, Representation and Gender&#039;&#039;. In R.C. Allen &amp; A. Hill(eds.), The Television Studies Reader, London: Rutledge, pp 373-388.##[13] Fowles, Jib (1996). Advertising and Popular Culture, Thousand Oaks, Calif: Sage.##[14] Furnham, Adrian; Paltzer, Stephanie (2010). &quot;The portrayal of men and women in television advertisements: An updated review of 30 studies published since 2000&quot;, Scandinavian Journal of Psychology, 51, pp 216–236.##[15] Goffman, Erving (1997). The Goffman Reader ,Blackwell Publisher.##[16] Hall, Stuart (2003) Representation, Sage publication.##[17] Illouz, Eva (2003). &quot;The Predicament of Cultural Studies: A Reply to RichardRortyand Todd Gitlin&quot;, Europian Cultural Studies, Vol. 6(2), pp 219-232.##[18] McArthur, L.Z., &amp;Resko, B.G, (1975). “The portrayal of men and women in Americantelevision commercials”, The Journal of Social Psychology, 97, pp 209-220.##[19] Shrikhande, Vaishali (2003). STEREOTYPING OF WOMEN IN TELEVISION ADVERTISEMENTS, Master of Mass Communication, Louisiana Sate University.##[20] Zoonen,Lisbet Van(1994). “Feminist Media Studies”, London Arnold.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی تفاوت های جنسیتی در نگرش به فرزند</TitleF>
				<TitleE>Examination of gender differences in attitude towards children</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59119.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59119</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>با کاهش نرخ رشد و پیرشدن جمعیت کشورها، جمعیت جوامع به یکی از موضوعات چالش‌برانگیز تبدیل شده است. این موضوع بسیاری از متفکران را به سمت درک عوامل مؤثر بر کاهش باروری سوق داده است. فهم چگونگی کاهش باروری مستلزم درک تغییرات خانواده و جایگاه زنان بر اثر تغییرات جهانی است، زیرا زنان، به‌عنوان یکی از ارکان مهم خانواده و باروری، تغییرات بسیاری را در موقعیت خود تجربه کرده‌اند. این تغییرات بر نگرش زنان و مردان به فرزند نیز بی‌تأثیر نبوده‌اند. در این مقاله، سعی شده تفاوت‏های نگرش به فرزند در میان 400 زوج 15ـ49 سالۀ تهرانی با استفاده از پرسش‌نامه بررسی شود. یافته‏های نهایی پژوهش نشان می‏دهد که تفاوت معناداری میان زوجین در زمینۀ ارزش‌های مثبت و منفی فرزند و ارزش‌های خانوادۀ کوچک و بزرگ وجود ندارد. این موضوع مؤید آن است که زوجین در زمینۀ نگرش به فرزند به همگرایی رسیده‌اند. علاوه بر این، درآمد و تحصیلات نیز با ارزش‌های مثبت رابطۀ معناداری دارند. در میان متغیرهای تحقیق، سن نیز با ارزش‌های کوچک خانواده رابطۀ معناداری دارد. نتیجه‌گیری کلی نیز بر پذیرش هنجارهای لیبرال در زمینۀ فرزندآوری تأکید دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Due to the decreased growth rate and aging population, communities population has become a controversial issue. This subject has led many thinkers to understand the factors influencing fertility decline. Understanding the quality of fertility reduction and family change requires an understanding of the status of women which is a result of global change. Women, as one of the pillars of the family and fertility, have experienced many changes in their position, and these changes affect their attitude towards children. The current paper examines the difference in attitude towards children among 400 couples in Tehran who were 15-49 years old by using the questionnaire. Final results showed that there isn’t any significant difference among couples about positive and negative values of children as well as small and large family values. This suggests that couples have parallel views towards children. In addition, income and education have also significant correlation with positive values. Among the variables, age is associated with the values of the family. The overall conclusion also insists on the adoption of liberal norms in the field of fertility.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>101</FPAGE>
						<TPAGE>116</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>امیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رستگارخالد</Family>
						<NameE>Amir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rastegar Khaled</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیارگروه جامعه‌شناسی دانشگاه شاهد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>amir_rastegarkhaled@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>ساجده</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مقدمی</Family>
						<NameE>Sajedeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Moghadami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sajedemoghadam@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ارزش خانوادۀ بزرگ</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ارزش خانوادۀ کوچک</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ارزش‌های مثبت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ارزش‌های منفی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نگرش به فرزند</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] تافلر، الوین (1372). شوک آینده، ترجمۀ حشمت‌الله کامرانی، تهران: سیمرغ.##[2] حسینی، حاتم (1383). در‌آمدی بر جمعیت‌شناسی اقتصادی‌ـ اجتماعی و تنظیم خانواده، همدان: دانشگاه بوعلی سینا،‌ چ 2.##[3] حسینی، حاتم؛ بیگی، بلال (1391). «فرهنگ و فرزندآوری؛ بررسی تمایلات باروری زنان کرد شهر مهاباد»، مطالعات راهبردی زنان، ش 58.##[4] رستگار خالد، امیر (1385). خانواده‌ـ کارـ جنسیت، تهران: شورای عالی انقلاب فرهنگی.##[5] رضائی، مهدی (1390). «زمینه‌های فرزندآوری پایین در کردستان ایران: مطالعۀ موردی شهر سقز».##[6] سگالن، مارتین (1388). جامعه‌شناسی تاریخی خانواده، ترجمۀ حمید الیاسی، چ 5، تهران: مرکز.##[7] شالی، محمد؛رفیعیان، مجتبی (1391). «تحلیل فضایی سطح توسعه‌یافتگی تهران»، برنامه‌ریزی و آمایش فضا، ش 4، ص 25ـ49.##[8] شفیعی‌فر، سیمین (بی‌تا). «بررسی نگرش زنان مجرد نسل انفجار جمعیت ایران (متولدان سال‏های 1358ـ1364) نسبت به فرزندآوری و عوامل مؤثر بر آن (مطالعۀ موردی شهر دزفول)»، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.##[9] شیخی، محمدتقی (1380). جامعه‌شناسی زنان و خانواده، تهران: سهامی انتشار.##[10] عباسی شوازی، محمدجلال (1380). هم‌گرایی رفتارهای باروری در ایران/ میزان روند و الگوی سنی باروری در استان‏های کشور در سال‌های 1351 و 1375»، جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی: نام‌ علوم اجتماعی، ش 18، ص 201ـ232.##[11] عباسی شوازی، محمد‌جلال؛ عسکری ندوشن، عباس (1384). «تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران مطالعۀ موردی یزد»، جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی: نامۀ علوم اجتماعی، ش 25، ص25ـ75.##[12] لوکاس، دیویدومیر، پاول (1384). درآمدی بر مطالعات جمعیتی، ترجمۀ حسین محمودیان، تهران: دانشگاه تهران.##[13] مشفق، محمود (1392). «برآورد میزان باروری کل جمعیت ایران در سال 1390 براساس روش‌های مختلف»، مؤسسۀ مطالعات مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور.##[14] مشفق، محمود؛ عشقی، سارا (1391). «تحلیلی بر رابطة ارزش فرزندان و باروری بین زنان تهرانی»، مطالعات راهبردی زنان، ش 58، ص 93ـ121.##[15] Abbasi-Shavazi M.J. et al., (2009). The Fall in Iranian Fertility: Theoretical Considerations.The FertilitTransitioin Iran: Revolution and Reproduction, ©Springer Science+Business Media B.V.##[16] Abbasi-Shavazi M.J., et al. (2009). The Fertility Transition in Iran: Revolution and Reproduction, 135-161. © Springer Science+Business Media B.V.##[17] Deborah Mitchell and Edith Gray (2007). Declining fertility: Intentions, attitudes and aspirations. Journal of Sociology, vol. 43, no. 1, pp 23-44.##[18] Dirk J. van de Kaa (2008). The Idea of a Second Demographic Transition in Industrialized Countries. Paper presented at the Sixth Welfare Policy Seminar of the National Institute of Population and Social Security, Tokyo, Japan.##[19] HurtienneTh. and Kaufmann(2012). Methodological Biases. Inglehart’s World Value Surveyand Q Methodology. Series of Papers: Methods of Field Research, No 3.##[20] Makoto ATOH (2001). Very Low Fertility in Japan and Value Change Hypotheses. Review of Populationand Social Policy, No. 10, 1–21.##[21] Nauck B. (2000). The Changing Value of Children. Paper presented at the seminar “Low fertility, families and public policies” , September 15-16, 2000. 16 pages.##[22] Nauck B. (2014). Value of Children and the social production of welfare. Demographic Research: Volume 30, Article 66, PAGES 1793–1824.##[23] SöderbergM., LundgrenI.,ChristenssonK. AndHildingssonI. (2013). Attitudes toward fertility and childbearing scale.BMC Pregnancy and Childbirth,13:197. 8p.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مطالعۀ تجربۀ زنان عضو هیات علمی دانشگاه از ایفای مسئولیت های خانوادگی و شغلی</TitleF>
				<TitleE>The experience of female faculty members about work and family responsibility</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59120.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59120</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>روند روبه افزایش مشارکت زنان در آموزش عالی به‌عنوان عضو هیئت‌علمی و پذیرفتن نقش‌های اجتماعی هرچند از پیشرفت در عرصۀ علمی و اجتماعی نشان دارد، تعدد نقش‌های اجتماعی و خانوادگی در این حیطه چالش‌های جدیدی را به‌وجود آورده است. این مطالعه به درک پدیدار‌شناسانه از وضعیت زنان عضو هیئت‌علمی در جایگاه ایفای نقش‌های شغلی و خانوادگی آنان پرداخته است. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناختی از نوع تحقیق کیفی است. روش گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبۀ مسئله‌محور انجام شد. مشارکت‌کنندگان 13 نفر از استادان خانم عضو هیئت‌علمی دانشگاه‌های تهران‌اند که براساس نمونه‌گیری هدف‌مند انتخاب شدند. در تحلیل نتایج از تحلیل مضمون و روش کولایزی استفاده شده است. یافته‌های تحقیق در چهار مضمون اصلی «نقش خانگی و ایفای نقش در خانواده»، «نقش شغلی و ایفای نقش در دانشگاه»، «توأمانی ایفای نقش‌های شغلی و خانوادگی‌« و «مواجهه با حل مسائل و مشکلات توأمانی ایفای نقش‌های دوگانه» طبقه‌بندی شد. از درک معنایی مقوله‌ها این‌گونه استنتاج شد که استادان هیئت‌علمی زن با چالش‌هایی در‌خصوص تعدد نقش‌های شغلی و خانوادگی مواجه‌اند که در صورت اتخاذ تدابیر و راهبردهای مناسب از سوی فرد، خانواده یا سازمان مربوطه به‌راحتی می‌توانند بین نقش‌ها و مسئولیت‌های خود تعادل ایجاد کنند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The increasing  number of women as a faculty member  having social roles, although indicating progress in social and scientific fields, has developed many challenges. This study has provided a phenomenological understanding of the status of women as a faculty member in place of their career and family roles. This phenomenological research is of qualitative type. The data was gathered by interviewing 13 female professors and faculty members of Universities of Tehran while looking out at their problems. The samples were selected based on purposive sampling.  The Colaizzi’s method of data analysis was used to analyze data. The findings were classified into four main themes including &quot;maternal responsibilities in the family&quot;, &quot;job role and a role at  university&quot;, “balance between job role and family role”, and “problem solving and difficulties of dual roles”. Semantic understanding shows that female faculty members face challenges in terms of number of job and family roles and applying some personal or family strategies as well as organizations benefit can easily create balance between the roles and responsibilities of the job and the family.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>117</FPAGE>
						<TPAGE>134</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>شهلا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>باقری</Family>
						<NameE>Shahla</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Bagheri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکتری جامعه‌شناسی، دانشیار دانشگاه خوارزمی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sbagheri@khu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>شیما سادات</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حسینی</Family>
						<NameE>Shima Sadat</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hoseini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو گروه مطالعات زنان و خانواده پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sh.hoseyni55@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پدیدارشناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تعارض نقش‌ها</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زنان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مسئولیت‌های خانوادگی‌ـ شغلی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هیئت‌علمی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] احمدنیا، شیرین (1383). «اثرات اشتغال بر سلامت زنان»، رفاه اجتماعی، ش 12، ص 157ـ178.##[2] ادیب حاج باقری، محسن؛ پرویزی، سرور؛ صلصالی، مهوش (1390). روش‌های تحقیق کیفی، تهران: نشر و تبلیغ بشری.##[3] اسکویی، فاطمه؛ پیروی، حمید (1384). پژوهش کیفی در پرستاری، تهران: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی‌‌ـ درمانی ایران.##[4] جوادی یگانه،‌ محمدرضا (1378). «انسان‌ جامعه‌شناختی‌ و مرزهای‌ آن‌« (نقد و بررسی‌ کتاب‌ انسان‌ جامعه‌شناختی‌ِ رالف‌ دارندورف‌)، کتاب‌ ماه‌ علوم‌ اجتماعی، ش 22، ص9ـ12.##[5] خداکرم‌پور، زهرا (1392). «بررسی رابطۀ اشتغال با تعارض کار‌ـ خانواده»، ماه‌نامۀ اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی کار و جامعه، ش 161،‌ ص 39ـ45.##[6] رستگار خالد، امیر (1383). خانواده، کار،‌ جنسیت، تهران: شورای فرهنگی‌ـ اجتماعی زنان.##[7] ــــــــــ (1385) «اشتغال زنان و ضرورت کنترل فشارهای ناشی از کار خانگی»، دو ما‌ه‌نامۀ دانشور رفتار، ش 19، ص 33ـ52.##[8] رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۷۷). آناتومی جامعه یا سنه‌الله: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی، تهران: کاوه.##[9] روش بلاو، آن ماری و اسپنله (1372). مفهوم نقش در روان‌شناسی اجتماعی، ترجمۀ ابوالحسن سروقدمقدم، تهران: آستان قدس رضوی.##[10] زارع، زهرا؛ سفیری، خدیجه (1385). «احساس ناسازگاری میان نقش‌های اجتماعی و خانوادگی در زنان»، فصل‌نامۀ مطالعات اجتماعی‌ـ روان‌شناختی زنان، ش 11، ص177ـ201.##[11] کوئن، بروس (1372). مبانی جامعه‌شناسی، ترجمۀ غلامعباس توسلی و رضافاضل، تهران: سمت.##[12] گروسی، سعیده (1389). «بررسی رابطۀ عوامل اجتماعی با تعارض نقش‌های شغلی و خانوادگی در بین زنان شاغل شهر کرمان»، مجلۀ علوم اجتماعی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، ص121ـ139.##[13] لوئیس، کوزر؛ روزنبرگ، برنارد (1387). نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ترجمۀ فرهنگ ارشاد، تهران: نی.##[14] Doerr, Laurel Smith (2004)Flexibility and Fairness: Effects of the Network Form of Organization on Gender Equity in Life Science Careers, Boston University.American Sociological review, Vol. 47,No.1,##[15] Brown, Windy M.(2002) Masculinized Finger Length Patterns in Human Males and Females with Congenital Adrenal Hyperplasia.##[16] Chohen..M(1987).A historical overview of the phenomenologicmovement. IMAGE-journal of nursing scholarship 19 (1), pp 31-34##[17] Harvey,L.andMacDonald,M,DoingSociology,London:The Macmillan Pres LTD, 1993,P:197-198.##[18] Hecht, Laura M. (2001). “Role conflict and Role Overload: Different Concepts, Different Consequences.” Sociological Inquiry 71: pp 111-21.##[19] Higgins, E. T. (1991). Development of self-regulatory and self-evaluative processes: Costs, benefits, and tradeoffs. In M. R. Gunnar &amp; L. A. Sroufe (Eds.)##[20] EijaHuhtala, SatuUusiautti, Kaarina ,maatta(2012) See-sawing between work and home: Shift-working mothers’ perceptions on work/ family balance ,Internatinonal journal of research studies in Eucation. Vol 1,no 2.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>شاخصه های سیاسی- اجتماعی نگاه جاهلی به زن در متون تاریخی و رواییِ قرن 2-7هـ.ق</TitleF>
				<TitleE>The socio-political indicators of ignorant look at women in historical and narrative texts
of 2-7H.q century</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_59121.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2016.59121</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>انزوای سیاسی و اجتماعی زن در دورۀ پیش از اسلام و نقش کم‌رنگ وی در این عرصه، با ظهور اسلام متحول شد. با این‌همه، در دوران خلفا، با ورود عناصری از تعالیم یهودیت و مسیحیت و احیای افکار و سنن جاهلی، زمینۀ این فترت فراهم شد و بازتاب آن در متون تاریخی و روایی به‌وضوح نمایان شد. نقد و بررسی این نگاه جاهلی در متون تاریخی و روایی قرون 2ـ7 ه‌.ق. محور عمدۀ این پژوهش است، تا به این مسئله بپردازد: شاخصه‌های سیاسی و اجتماعی نگاه جاهلی به زن در متون تاریخی و روایی قرون2ـ7 ه‌.ق. چگونه بوده است؟ در پاسخ به سؤال مذکور، این مدعا مطرح می‌شود که بسیاری از روایات مندرج‌ در متون تاریخی و رواییِ قرون مورد نظر، حاوی نگرش زن‌ستیزی بوده یا سلسله‌روایات موثق و مطمئنی ندارند و در زمرۀ جعلیات قرار دارند. از دستاوردهای این پژوهش، شناسایی روایت‌های غیر‌موثق است که در اصلاح و تغییر دیدگاه‌های جاهلی به زن تأثیرگذار خواهد بود. روش تحقیق در این پژوهش تاریخی‌ـ تحلیلی است و با استفاده از متون و منابع مکتوب قرون 2ـ7 ه.ق. انجام شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Political and social isolation of women in pre-Islamic period and their blurred role in social and political life changed with the advent of Islam. However, in the era of the caliphs, under the influence of Jewish and Christian cultural elements and the revival of certain pre-Islamic Arabian traditions, the page was turned and the situation is well reflected in historical texts and traditions. This paper intends to study this backward view point reflected in historical and narrative texts available from the 2nd to 7th centuries. This research tries to address this issue: what are the social and political factors of Pre-Islamic Arabian traditions regarding woman in historical and narrative texts from the 2nd to 7th centuries. In response to this question, the present paper suggests that many of the stories found in historical and narrative medieval texts  with misogynistic attitudes are fake and the chain of narrators are not reliable. Identifying unreliable narratives and their impact on changing attitudes toward women in Islamic society is the main goal of the paper. Research method is historical analysis using medieval texts and written sources from the 2nd to 7th centuries.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>135</FPAGE>
						<TPAGE>146</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>خدیجه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عالمی</Family>
						<NameE>Khadijeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Alemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار و عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران، گروه تاریخ</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>alemi1900@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حانیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عسکری</Family>
						<NameE>Hanieh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Askari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد تاریخ اسلام از دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>izadi1347@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>پروین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سهیل‌شماعی</Family>
						<NameE>Parvin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Soheil Shamayee</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس تاریخ از دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاخصۀ سیاسی و اجتماعی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>متون تاریخی و روایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نگاه جاهلی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] قرآن مجید.##[2] آیینه‌وند، صادق و دیگران (1389). «تأثیر باورهای یهود در باز تولید نگاه جاهلی به حیات اجتماعی زن در جامعة اسلامی»، پژوهش‌نامة انجمن ایرانی تاریخ، ش 5، ص 65ـ88.##[3] ابن أبی شیبه، أبوبکر (1409). المصنف فی الأحادیث و الآثار، ج4 و2، محقق کمال یوسف الحوت، ریاض: مکتبه الرشد.##[4] ابن جوزی، جمال الدین ابوالفرج (1982). أخبار النساء، ج 1، شرح و تحقیق دکتر نزار رضا، بیروت: دارمکتبه الحیاه.##[5] ابن حنبل، احمد (1412). مسند، ج9 و16، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، چ 3.##[6] ابن کثیر قرشی، عمادالدین ابوالفداء اسماعیل بن عمر (1389). تفسیر القرآن العظیم، ج1و2، عمان: دارالفکر.##[7] ابن ماجه، ابوعبدالله محمد قزوینی (بی‌تا). سنن، ج1، محقق محمد فؤاد عبدالباقی، بی‌جا: دار إحیاء الکتب العربیه.##[8] ابوشقه، عبدالحلیم محمد (1410). تحریر المرأه فی عصر الرساله، ج1و3و4، کویت: دارالقلم للنشر و التوزیع.##[9] بخاری، ابوعبدالله محمدبن اسماعیل بن ابراهیم (1422). صحیح، ج1و2و3و4، بی‌جا، دار طوق النجاه.##[10] بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین (1424). سنن کبری، ج2و3و4، محقق عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه.##[11] ترمذی، محمد بن عیسی (1998). سنن، ج2و5، محقق بشار معروف، بیروت: دارالغرب اسلامی.##[12] حاکم نیشابوری، أبوعبدالله (1411). مستدرک علی الصحیحین، ج1و2، محقق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه.##[13] حرّ عاملی، محمد بن حسن (بی‌تا). وسائل‌الشیعه، ج20، ترجمۀ علی صحت، تهران: ناس.##[14] دارمی، أبومحمد عبدالله بن عبدالرحمن (1412). سنن، ج1و3، محقق حسین سلیم أسد الدارانی، عربستان سعودی: دارالمغنی للنشر و التوزیع.##[15] سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر جلال‌الدین (بی‌تا). الدرالمنثور، ج2، بیروت: دارالفکر.##[16] شمس‌الدین، محمد مهدی (بی‌تا). مسائل حرجه فی فقه المرأه، قم: مؤسسۀ المنار.##[17] شیخ صدوق، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی (1362). خصال، ج‏2، ترجمه و شرح محمد‌علی کمره‏اى، تهران: کتابخانۀ اسلامیه.##[18] ................ (1338). کمال‌الدین و تمام النعمه، ج‏2، ترجمۀ محمدباقر کمره‌ای، تهران: اسلامیه.##[19] ................. (1360). کتاب‌المواعظ، ترجمۀ عطاردى، تهران: بنیاد فرهنگی امام رضا.##[20] ................. (1379). معانی‌الاخبار، ج‏2، ترجمۀ عبدالعلی محمدى، تهران: مکتب صدوق.##[21] .................. (1362). امالی، ترجمۀ محمد‌باقر کمره‌ای، تهران: کتابخانه اسلامیه،‌ چ 6.##[22] .................. (1367). من لا یحضره الفقیه، ج5، ترجمۀ محمد غفارى، تهران: صدوق.##[23] .................. (1385). علل الشرائع، ج‏2، ترجمۀ ذهنى تهرانی، قم: مؤمنین.##[24] کلینی، محمد بن یعقوب (بی‌تا). اصول کافی، ج 5، ترجمه و شرح جواد مصطفوی، بی‌جا، مسجد چهارده معصوم.##[25] مجلسی، محمد‌باقر (1364). بحار الانوار، ج52 و 100، ترجمۀ سید ابوالحسن موسوی همدانی، تهران: محمد.##[26] مسلم نیشابوری، ابن حجاج قشیری (بی‌تا). صحیح، ج1و2، محقق محمد‌فؤاد الباقی، بیروت: دارإحیاء التراث العربی.##[27] مهریزی، مهدی و دیگران (بی‌تا). موسوعه المرأه فی الاخبار و الآثار، تهران: علم.##[28] نسائی، احمد بن علی (بی‌تا). سنن، بیروت: دارالقلم.##[29] نمیری، عمر بن شبه (1410). تاریخ المدینه، ج1، قم: دارالفکر.##[30] نوری طبرسی، میرزاحسین (1033). مستدرک الوسایل، ج14، تحقیق مؤسسۀ آل البیت لاحیاء التراث، قم: مؤسسۀ مطبوعاتی اسماعیلیان،‌ چ 3.##[31] نوری، یحیی و دیگران (1340). حقوق و حدود زن در اسلام، تهران: شمس،‌ چ 6.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				