<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1396</YEAR>
<VOL>9</VOL>
<NO>3</NO>
<MOSALSAL>0</MOSALSAL>
<PAGE_NO>153</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل روان‌کاوانۀ شخصیت‏ های فیلم دربارۀ الی (۱۳۸۷) براساس دیالکتیک خدایگان و بنده از هگل</TitleF>
				<TitleE>Psychoanalysis of the characters in “About Elly (2009)” according to Hegel&#039;s master-slave dialectic</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_65004.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2017.236995.907</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>دیالکتیک خدایگان و بنده توسط ژک لکان با الهام از نظریات هگل وارد روان‌کاوی شده است. بر این اساس، مسئلۀ مورد پژوهش در این مقاله، تحلیل روابط میان زوج‏های چهارگانۀ زن و مرد در فیلم دربارة الی (1387) ساختۀ اصغر فرهادی، فیلم‌ساز ایرانی، است. روش جمع‏آوری اطلاعات براساس مشاهدۀ فیلم بوده که محتوای آن به روش تفسیری و با رویکرد روان‌کاوانه تجزیه و تحلیل شده و در آن از روش‏های مکتب فروید استفاده شده است. شکل اول، رابطۀ بین شخصیت‏های سپیده و امیر است که در آن زن و مرد همچنان بر سر قدرت در حال نبردند. شکل دوم، رابطۀ میان شخصیت‏های نازی و منوچهر است که زن بنده و مرد خدایگان است. شکل سوم در رابطۀ بین شخصیت‏های شهره و پیمان برقرار است که زن در عین پذیرش خدایگانی مرد، تظاهر می‏کند که خودش خدایگان است. شکل آخر در رابطۀ بین شخصیت‏های الی و احمد است که دو طرف رابطه تمایل دارند که بنده باشند. نتیجۀ حاصل از این مقاله چنین است که در جامعۀ مردسالار ایرانی، روابط میان زوج‏های زن و مرد به صورت دیالکتیک خدایگان و بنده در قالب سازوکارهای دفاع روانی شخصیت‏ها در فیلم اصغر فرهادی بازنمایی شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Jacques Lacan, influenced by Freidrich Hegel, registered dialectic of Master and Slave into psychoanalytic discourses. Sigmund Freud&#039;s psychoanalysis, commonly known, is considered the science that examines the impact of unconscious actions, searching for signs of disease. Over time, psychoanalysis has been concerned with various sciences such as philosophy. One subject of dialectic of master and slave is linked with the analyst raised earlier by Hegel. The current paper aims to examine this theory through analysis of the relationships between four pair characters presented in Asghar Farhadi&#039;s film, About Elly (2009), using a qualitative research method. The  data were collected by the film&#039;s observation and library sources, then its content was analyzed based on interpretive phenomenological analysis with a psychoanalytical approach mainly inspired by Freudian school. The first mode of such master-slavery contradictory is formed by Sepideh-Amir relationship, in which both of them are in struggle for power. The second mode is formed by Nazi-Manouchehr relationship, in which Nazi (female) is Master and Manouchehr (male) is in Slave status. The third mode is formed by Shohreh-Peyman relationship, in which the female figure confirms power of the other, as she is a slave, but at the same time she pretends to be the master herself. Finally, the last mode is formed by Elly-Ahmad relationship, in which both sides have tendency to be slave. The findings show that the master-slave dialectic, present in Iranian patriarchic society, is represented in defensive psychological processes of characters in Farhadi&#039;s film.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>315</FPAGE>
						<TPAGE>333</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شیخ مهدی</Family>
						<NameE>Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sheikh Mahdi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ali.sheikhmehdi@modares.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>نازنین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هنرخواه</Family>
						<NameE>Nazanin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Honarkhah</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد رشتۀ سینما، دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>nazanin.honarkhah@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اصغر فرهادی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دربارة الی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خدایگان و بنده</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ژک لکان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فردریش هگل</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] استراترن، پل (1386). آشنایی با هگل، ترجمۀ مسعود علیا، تهران: مرکز، ‌چ 4.##[2] اونز، دیلن (1387). فرهنگ مقدماتی اصطلاحات روان‌کاوی لکانی، ترجمۀ مهدی رفیع و مهدی پارسا، تهران: گام نو،‌ چ 2.##[3] بلکمن، جروم اس (1393). 101 مکانیسم دفاع روانی، ترجمۀ غلامرضا جوادزاده، تهران: ارجمند،‌ چ 2.##[4] ساراپ، مادن (1382). راهنمایی مقدماتی بر پساساختارگرایی و پسامدرنیسم، ترجمۀ محمدرضا تاجیک، تهران: نی.##[5] شرمن، دیوید (1390). خودآگاهی هگلی و پساساختارگرایان فرانسوی، ترجمۀ محمدمهدی اردبیلی و پیام ذوقی، تهران: رخ‏داد نو.##[6] فروید، آنا (1392). من و سازوکارهای دفاعی، ترجمۀ محمد علی‌خواه، تهران: مرکز،‌ چ 3.##[7] فرهادی، اصغر (1394). هفت فیلم‏نامه از اصغر فرهادی، تهران: چشمه،‌ چ 3.##[8] کوژو، الکساندر (1387). خدایگان و بنده، ترجمۀ حمید عنایت، تهران: خوارزمی،‌ چ 5.##[9] موللی، کرامت (1393). مبانی روان‌کاوی فرویدـ لکان، تهران: نی،‌ چ 9.##[10] هگل، گئورگ ویلهلم فردریش (1390). پدیدارشناسی جان، ترجمۀ باقر پرهام، تهران: کندوکاو.##[11] هورنای، کارن (1392). روان‏شناسی زنان، ترجمۀ سهیل سمی، تهران: ققنوس،‌ چ 6.##[12] هیوارد، سوزان (1381). مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی، ترجمۀ فتاح محمدی، زنجان: هزارۀ سوم.##]13[ Lacan٫ Jacques (2005). On freud`s “trieb” in Ecricts٫ Lacan٫ J.٫ Translated by: Bruce Fink in collaboration with Héloïse Fink and Russel Grigg ٫first published٫ New York: w.w. Norton &amp; Company٫ inc.##]14[ Lacan٫ Jacques (2005). The Subversion of the Subject and the Dialectic of Desire in the Freudian Unconscious in Ecricts٫ Lacan٫ J.٫ Translated by: Bruce Fink in collaboration with Héloïse Fink and Russel Grigg ٫first published٫ New York: w.w. Norton &amp; Company٫ inc.##]15[ Lacan٫ Jacques (2005). The Instance of the Letter in the Unconscious or Reason Since Freud in Ecricts٫ Lacan٫ J.٫ Translated by: Bruce Fink in collaboration with Héloïse Fink and Russel Grigg ٫first published٫ New York: w.w. Norton &amp; Company٫ inc.##]16[ Lacan٫ Jacques (2005). The Function and Field of Speech and Language in Psychoanalysis in Ecricts٫ Lacan٫ J. Translated by: Bruce Fink in collaboration with Héloïse Fink and Russel Grigg ٫first published٫ New York: w.w. Norton &amp; Company٫ inc.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی الگوی شبستان زنانه در مساجد و مصلا‏های معاصر ایران براساس نقش سیاسی‌ـ اجتماعی زن در انقلاب اسلامی</TitleF>
				<TitleE>A survey of women’s Shabestan pattern in the mosque and contemporary Mosalla of Iran based on socio-political  role of women in the Islamic Revolution</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_65005.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2017.235196.891</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>از آنجا که زنان نیمی از پیکرۀ جامعۀ ‏اسلامی را تشکیل می‏دهند، پرداختن به حضور آنان در عرصه‏های عبادی‌ـ سیاسی بسیار مهم است. اهمیت این موضوع با پیروزی انقلاب اسلامی ‏و تأکیدات امام ‏خمینی(ره) و آیت‏الله‏ خامنه‏ای بیش از گذشته به چشم می‏آید. از بخش‏های مهم ‏حضور عبادی‌ـ سیاسی زنان، مساجد و مصلا‏های کشور است. بررسی‏های انجام‌گرفته نشان می‏دهد امروزه الگوی نوظهوری از شبستان‏های زنانه در مصلا‏ها شکل گرفته است؛ الگویی که قدری با الگوهای اولیۀ مساجد و مصلا‏ها متفاوت است. هدف از این پژوهش بررسی گونه‏شناسی مساجد و مصلا‏های تاریخی و معاصر، سنجش میزان انطباق آن‏ها با ارزش‏های اسلامی و ارائۀ الگوی سازگارتر با مبانی نظری اسلامی و انقلابی است؛ تا بتوان راهکارهایی برای طراحی‏های آتی شبستان‌ها‏ی زنانه ارائه کرد. روش تحقیق در ابتدا برای تنظیم مبانی‏ نظری، استدلال منطقی، برای بررسی نمونه‏های تاریخی، تاریخ‏پژوهشی و برای استنتاج‌های نهایی، استدلال منطقی است. براساس نتایج به‌دست‌آمده، در مساجد اولیه فضای شبستان زنانه ساده بوده و در بیشتر موارد فقط با حائلی از شبستان اصلی جدا می‏شد. در سیر تاریخی، تفکیک فضایی بیشتر شده و این تفکیک به حاشیه‏ای‌شدن فضای زنانه و تجملی‏تر‌شدن فضای مردانه انجامید. امروزه، سه الگوی کلی در بخش زنانۀ مصلا قابل تشخیص است. از میان این الگوها، شبستان زنانه به صورت بالکنی U‌شکل شیوع بیشتری دارد. پژوهش پیش ‏رو، با بررسی مزایا و معایب الگوی رایج معاصر، در‌صدد ارائۀ راهکارهای معمارانه برای ارتقای کیفی آن است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Since women make up half of the structure of the Islamic community, it is very important to address them in worship-political arenas. The importance of this issue has been shown more than before with the Islamic Revolution, the emphasis of Imam Khomeini (PBUH) and Imam Khamenei. Mosques and Mosalla of the country are conceived as the most important parts of  women’s worship-political presence. As surveys show, a new pattern of women’s Shabestan (nightlife) has been formed in Mosalla, a pattern which is somewhat different from the original patterns of mosques and Mosalla. The current research aims to investigate the typology of contemporary and historical mosques and Mosalla, examining their compliance with Islamic values and providing a more consistent pattern with the Islamic and Revolutionary theoretical foundations. Therefore, some ways and methods are presented for future design of women’s Shabestan. Research methods include logical reasoning in order to set theoretical foundations, history studies in order to examine historical examples, and logical reasoning for ultimate inferences.  Based on the research findings, women’s Shabestan space was simple in the earlier mosques, and it was separated from the main Shabestan using only one barrier.  Over the historical course, more separation of space has occurred resulting in a more sophisticated and decorated space for men and marginalization of women space. Today, three general patterns can be identified in women’s section in Mosalla. Among these patterns, women’s Shabestan in the form of balcony (like letter U) is more prevalent. The current study aims to provide architectural solutions to improve the quality of contemporary common patterns through examining their benefits and advantages.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>335</FPAGE>
						<TPAGE>357</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهدی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حمزه‌نژاد</Family>
						<NameE>Mehdi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hamzeh Nezhad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه معماری دانشگاه علم و صنعت</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hmzenejad@iust.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سولماز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آقائی</Family>
						<NameE>Soolmaz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Aghaie</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد معماری اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>soolmaz.aghaie@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اصول طراحی مصلا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>انقلاب اسلامی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زن مسلمان انقلابی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شبستان زنانۀ مساجد</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مصلا</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1]     قرآن کریم.##[2]      ابن ماجه، محمد بن یزید (1377). احادیث اهل تسنن، مشهد: والیعصر.##[3]     احمدی شلمانی، محمدحسین (1377). معماری معاصر مساجد، تهران: فرهیختگان دانشگاه.##[4]     بانکی پورفرد، امیرحسین (1393). نقش و رسالت زن، تهران: انقلاب اسلامی.##[5]     بخاری، محمد بن اسماعیل (1387). صحیح بخاری (عبدالعلی نور احراری)، ج 7، تربت جام: شیخ الاسلام احمد جام.##[6]   بمانیان، محمدرضا؛ امینی، معصومه (1390). «بررسی شاخص‌های مؤثر در شکل‌گیری تعادل در معماری مسلمانان»، فصل‌نامۀ علمی پژوهشی مطالعات شهر ایرانی اسلامی، ش 5، ص 17ـ28.##[7]     بیستونی، محمد (1390). مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن (برگرفته از تفسیر طبرسی)، مشهد: به‌نشر.##[8]     پیرنیا، محمدکریم (1389). سبک‌شناسی معماری ایرانی، تهران: سروش دانش.##[9]     تقدسی‌نیا، خسرو (1375). مسجد در آیینۀ قرآن و روایات، قم: مؤسسۀ انتشاراتی ائمه(ع).##[10] [9] تونه‌ای، مجتبی (1390). فرهنگ‌نامۀ حج: فرهنگ جامع الفبایی تاریخ و جغرافیای مکه و مدینه، قم: مشهور.##[11] [10] حر عاملی، محمد بن الحسن (1414). وسائل‌الشیعه، ج 2، قم: مؤسسۀ آل البیت علیه‌السلام.##[12] حسین زائی، محمدحنیف(1396). ترجمه و شرح سنن ابوداوود سجستانی، سراوان: نشر سروج.##[13] حمزه‌نژاد، مهدی؛ رسولی، زهرا؛ یزدانفر، سید عباس (1394). «ویژگی‌های آرمانی معماری انقلاب اسلامی ایران»، فصلنامۀ مطالعات انقلاب اسلامی، شماره 12، شماره 41، ص 131ـ148.##[14] حمزه‌نژاد، مهدی؛ سعادت‌جو، پریا؛ رمضانی، شهاب‌الدین (1394). «الگوشناسی مصلا‌های معاصر ایران و آسیب‌شناسی مفهومی آن‌ها براساس راهبردهای فقه شیعه»، معماری و شهرسازی آرمان‌شهر، دوره 8، شماره 15،ص 65ـ76.##[15] خامنه‌ای، سید علی (1393). جایگاه و مسائل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد، تهران: انقلاب اسلامی.##[16] ــــــــــ (1369). اجوبه الاستفتائات، قم: پیام عدالت.##[17] ــــــــــ (1392). نقش و رسالت زن، عرصه‌های حضور اجتماعی زن، تهران: انقلاب اسلامی.##[18] خسروی، روزبه (1378). «مسجد در گذشته و حال در نگاهی گذرا»، مجموعه مقالات همایش معماری مسجد: گذشته، حال، آینده، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ج اول، ص 149ـ171.##[19] خلوصی راد، ذبیح‌الله (1378). «مسجد روستای مرندیز گناباد در گذشته و حال»، مجموعه مقالات همایش معماری مسجد: گذشته، حال، آینده، تهران: انتشارات دانشگاه هنر، ج اول، ص 172ـ179.##[20] خمینی، روح‌الله (1364). صحیفۀ نور، ج 10، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##[21] ــــــــــ (1366). رسالۀ توضیح‌المسائل، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی.##[22] ــــــــــ (1374). سیمای زن در کلام امام خمینی(ره)، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی.##[23] زمرشیدی، حسین (1388). مسجد در معماری ایران، تهران: زمان.##[24] سپهری اردکانی، علی (1378). «مسجد زردگ یا گنج گلین»، مجموعه مقالات همایش معماری مسجد: گذشته، حال و آینده، ج اول، تهران، انتشارات دانشگاه هنر، ص 211ـ222.##[25] شراب، محمدحسن (1383). العالم الاثیره، تهران: دید.##[26] صالحی، عبدالله (1386). چهل داستان و چهل حدیث از حضرت محمد(ص)، قم: مهدیار.##[27] صدوق، محمد بن علی (1376). من لا یحضره الفقیه، ج اول، تهران: انتشارات نشر.##[28] عقابی، محمدمهدی (1378). دایرۀ‌المعارف بناهای تاریخ در دورۀ اسلامی (مساجد)، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلام.##[29] کوزر، لوئیس (1387). زندگی و اندیشۀ بزرگان جامعه‌شناسی، تدوین چهارم، تهران: علمی.##[30] گوستاو لویون (1384). توصیف بنای مساجد دنیای اسلام، تهران: رسانش.##[31] لاوسون، برایان (1391). زبان فضا، ترجمۀ علیرضا عینی‌فر و فولاد کریمیان، تهران: دانشگاه تهران.##[32] ماهرالنقش، محمود (1376). معماری مسجد حکیم، تهران: سروش.##[33] محمدی، مریم (1392). معماری مساجد ایران در سده‌های نخست اسلامی، تهران: امیرکبیر.##[34] مرتضی، هشام (1387). اصول ساخت و ساز در اسلام، ترجمۀ ابوالفضل مشکینی و کیومرث حبیبی، تهران: وزارت مسکن و شهرسازی مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.##[35] مسلم بن الحجاج القشیری(1390). صحیح مسلم، ترجمه خالد ایوبی نیا،جلد چهارم، ارومیه: انتشارات حسینی اصل.##[36] مکارم شیرازی، ناصر (1381). رسالۀ توضیح‌المسائل آیت‌الله مکارم شیرازی: پاسخ‌گویی به مسائل و مبانی فکری و زیربنایی در امور شرعی، مشهد: ولیعصر.##[37] موسوی روضاتی، مریم‌دخت (1383). گنج‌نامه، تهران: دانشگاه شهید بهشتی/ روزنه.##[38] میراث فرهنگی آذربایجان غربی (1395‌). مهاباد، 12 خرداد.##[39] میراث فرهنگی استان گیلان (1395‌). رشت، 12 تیر.##[40]  نراقی، محمد‌مهدی (1415). مستند‌الشیعه، ج اول، قم: آل بیت.##[41] نوبهار، مرضیه (1380). معماری مساجد، تهران: دانشگاه هنر تهران.##[42] هاشمی شهیدی، ریحانه؛ جعفریان، رسول (1393). «سیر تحولات تاریخی حضور زنان در مساجد و اماکن اسلامی و تأثیر آن بر معماری مساجد»، فصل‌نامۀ علمی‌ـ پژوهشی شیعه‌شناسی، دوره 11، شماره 45، ص 177ـ210.##[43] هلین براند، رابرت (1380). معماری اسلامی، ترجمۀ باقر آیت‌الله زادۀ شیرازی، تهران: روزنه.##[44] هنرفر، لطف‌الله (1350). گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان: سقفی.##[45] www.musalla.ir.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مخالف‏ پوشی در سینمای ایران: رویکردی پساساختارگرایانه</TitleF>
				<TitleE>Cross-dressing in the Iranian cinema: A poststructuralist approach</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_65006.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2017.235179.890</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>«مخالف‏پوشی»‌‌ـ به معنای پوشیدن لباس مردانه از سوی زنان، یا لباس زنانه از سوی مردان‌ـ از سال‏های ابتدایی اختراع سینما وارد روایت‏های سینمایی شد و همچنان نیز ادامه دارد. بر‌اساس آنچه تاکنون در مخالف‌پوشی مشاهده شده است، این کار با هدف دستیابی به امتیازات جنسیت دیگر و خدمت به پیشبرد درام، طبق خواست فرد مخالف‌پوش، انجام می‏پذیرد. در پژوهش حاضر، کارکرد مخالف‏پوشی در 18 فیلم سینمای ایران، از دهۀ 1330 تا کنون، بر‌اساس آرای پساساختارگرای فوکو و پسافمنیستی جودیت باتلر، که در کتاب معضل جنسیت آن‏ها را تشریح کرده، بررسی شده است. در چارچوب اندیشۀ فوکو، جنسیت «برساخته‏ای فرهنگی» تلقی می‏شود که گفتمان حاکم آن را شکل می‌دهد و با پایان‌یافتن اعتبار این گفتمان، تعاریف آن نیز می‏تواند تغییر کند. از سوی دیگر، باتلر (با تأیید نظر فوکو) جنسیت را نه یک ویژگی ذاتی، بلکه ایفای نقش‏هایی می‏داند که گفتمان حاکم از هر جنس انتظار دارد. بر‌اساس یافته‏های بررسی پیش رو، مردپوشی زنان در فیلم‏های ایرانی از سر درماندگی انجام می‏گیرد و فقط در صورت رسوایی است که راز از چهرۀ زن مردپوش برگرفته می‏شود. حال آنکه زن‏پوشی، که اغلب حربه‏ای سودجویانه است، در اولین فرصت رها می‌شود و مرد زن‌پوش با بازگشتن به نقش مردانۀ خود، تقابل مرد/ زن را تحکیم می‏کند. هشت فیلمی که توجه اصلی این پژوهش بر آن‏ها متمرکز است، آثاری هستند که در آن‏ها قهرمان یا ضدقهرمانِ اثر دست به مخالف‏پوشی زده است؛ حال آنکه 10 اثرِ دیگر، که در آن‏ها مخالف‏پوشی نقشی فرعی دارند، موردِ مطالعه قرار گرفتند تا شرایطِ قیاس این دو نگاهِ متفاوت به مخالف‏پوشی فراهم شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>&quot;Cross-dressing&quot; defined as the concept of wearing female dresses by men, and male dresses by women, entered the plots of movies from the early ages of the emergence of cinema, and has still survived. The reason for cross-dressing, according to what has already been witnessed, is to gain the merits of the opposite sex, as well as the progress of the drama by the cross-dressed person. In the current article, the function of cross-dressing has been studied in 18 films of the Iranian cinema, within the poststructuralist framework of Foucault, and the post-feminist approach of Judith Butler. The movies analysis shows that there are themes in which a man dresses like a woman, or a woman dresses like a man in order to prove something to other people, or to get rid of a miserable situation. Most of the considered films are comedies, and in most cases, the films have happy endings. Based on the research findings, cross-dressing of women in the Iranian films are done out of their frustration and despair, and their secret is revealed only when a disgrace takes place, whereas cross-dressing of men is usually carried out for their personal profits.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>359</FPAGE>
						<TPAGE>384</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>بهروز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمودی بختیاری</Family>
						<NameE>Behrouz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mahmoodi Bakhtiari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mbakhtiari@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>کورش</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غنیون</Family>
						<NameE>Kourosh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghaniyoun</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناسی ارشد سینمای دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>kourosh_ghaniyoun@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پساساختارگرایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پسافمنیسم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سینمای ایران</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مخالف‏پوشی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] باروس، زوزا (1393). «پساساختارگرایی»، در دانش‏نامۀ نظریه‏های ادبی معاصر، ویرایش ایرینا ریما مکاریک، ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: آگه، ص 76ـ82، چ 5.##[2] حیدری، غلام (1383). فیلم‌شناخت ایران: فیلم‏شناسی سینمای ایران (1309ـ1357)، تهران: قطره.##[3] سلدن، رامان؛ ویدوسون پیتر (1392). راهنمای نظریۀ ادبی معاصر، ترجمۀ عباس مخبر، تهران: طرح نو،‌ چ 5.##[4] کمپبل، جورج (1393). «ساختارگرایی»، در دانش‏نامۀ نظریه‏های ادبی معاصر، ویرایش ایرینا ریما مکاریک، ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: آگه، ص 173ـ181، چ 5.##[5] محمودی بختیاری، بهروز؛ خسروی، زهرا (1390). «مردپوشی زنان در دو داستان از هزار و یک شب و دو کمدی از شکسپیر: یک بررسی تطبیقی»، هنرهای زیبا، ش 44، ص 55ـ63.##[6] مهرابی، مسعود (1368). تاریخ سینمای ایران از آغاز تا سال 1357، تهران: فیلم، چ 4.##[7] واکر، ویکتوریا؛ گلفند، الیسا؛ ویدون، کریس (1393). «نقد فمنیستی»، در دانش‏نامۀ نظریه‏های ادبی معاصر، ویرایش ایرینا ریما مکاریک، ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: آگه، ص 387ـ401، چ 5.##[8] والدس، ماریو (1393). «تقابل دوگانی»، در دانش‏نامۀ نظریه‏های ادبی معاصر، ویرایش ایرینا ریما مکاریک، ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: آگه، ص 98، چ 5.##[9] Bertens, Hans (2014). Literary Theory: The Basics (Third Edition). London: Routledge.##[10] Bonner, Frances (1998). &quot;Forgetting Linda: Women Cross-dresssing in Recent Cinema&quot;. Continuum: Journal of Media and Cultural Studies, 12: 3, PP 267-277.##[11] Butler, Judith (2002). Gender Trouble: Feminism and the Subversion of Identity. Taylor &amp; Francis e-Library.##[12] De Beauvoir, Simone (1956). The Second Sex. Translated and Edited by H. M. Parshley. London: Jonathan Cape.##[13] Kheshti, Roshanak (2009). “Cross-Dressing and Gender (Tres)passing: The Transgender Move as a Site of Agential Potential in the New Iranian Cinema”. Hypatia 24/3: PP 158-177.##[14] Modleski, Tania (1997). &quot;A Woman&#039;s Gotta Do … What a Man&#039;s Gotta Do? Cross-Dressing in the Western&quot;. Signs 22:3, PP 519-544. The University of Chicago Press.##[15] Naficy, Hamid (2001). “Iranian Cinema”. In Oliver Leaman(Ed.), Companion Encyclopedia of Middle Eastern and North African Film. London: Routledge, PP 130-222.##[16] Orr, John (1992). &quot;Peter Weir&#039;s Version: The Year of Living Dangerously&quot;. In John Orr and Colin Nicholson (eds), Cinema and Fiction: New Modes of Adapting, 1950-1990. Edinburgh: Edinburgh Universty Press.##[17] Suthrell, Charlotte (2004). Unzipping Gender: Sex, Cross-Dressing and Culture. Oxford: Berg.##[18] Tong, Rosemarie (2009). Feminist Thought: A More Comprehensive Introduction. (Third Edition). Westview Press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مطالعۀ تطبیقی مُد لباس بانوانِ دربار فتحعلی‌شاه و ناصرالدین‌شاه قاجار</TitleF>
				<TitleE>A comparative study in women&#039;s fashion during Fath-ali-Shah and Naser-al-Din Shah’s court</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_65007.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2017.235507.897</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>تغییر سبک پوشش بانوان در مقاطع زمانی مختلف دورة قاجار، صاحب‏نظران را بر آن داشته تا در یادداشت‏های خود‌ـ هرچند گذرا‌ـ بر آن نظر افکنند. با توجه به اینکه تحقیقات انجام‌شده در زمینة چرایی و چگونگی پوشش در این دوران و ارتباط آن با جریان مُد معدود و سطحی بوده، به نظر می‏رسد پرداخت دقیق‏تر به این موضوع، امری مهم باشد. این مقاله به‏ صورت تطبیقی به اشتراک‌ها و افتراق‌های پوشاک بانوان دو دربار فتحعلی‏شاه و ناصرالدین‏شاه قاجار می‏پردازد و تأکید آن بر مُد لباس و مقایسة اجزای پوشاک اندرونی و بیرونی است. اجزای پوشاک اندرونی شامل شلیته (تُنْبان)، پیراهن، آرْخالق و پوشش ‏سر و اجزای پوشش بیرونی شامل چادر، چاقْچور و روبنده است. با توجه به اینکه عواملی چون مذهب، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ابعاد روان‏شناختی پادشاهان تأثیر مستقیمی بر شکل‏گیری جریان مُد و روند تغییر و تحولات مربوط به آن را داشته است، این نوشتار با رویکرد کیفی و به شیوة توصیفی‌ـ تحلیلی، با تأکید بر دو دورة حکومتی قاجاریه‌، به بررسی مجموعه تصاویر به‎‏جا‏مانده از این دوران و مطالعة اسناد و سفرنامه‏ها‌ـ برای دسته‏بندی پوشاک و سبک مُد غالب دربار‌ـ می‏پردازد تا مؤلفه‏های اثرگذار بر تغییر یا ثبات سبک لباس این دوران را بازشناسی و تعریف کند. این پژوهش نشان می‏دهد، پایبندی به مذهب بین زنان قاجار، عامل بازدارندة مهمی در برابر تغییر کامل سبک پوشش بانوان بوده است؛ به‏ عبارت ‏دیگر، زنان در گزینش البسة خود نقش منفعلی نداشته‏اند و همچنین نفوذ سلیقه و ارادة شخص شاه، عامل بسیار مؤثری در تغییر مدل لباس زنان دربار بوده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Change of women’s clothing during the Qajar era, has given a reason to many experts and researchers to consider the issue in their writings, even so short. Given that not much research has been performed on how and why the clothing style changed during Qajar era as well as its relationship with fashion’s evolution, a deeper and more detailed research seems to be necessary in order to identify the reason for change of women’s costume. The current comparative study aims to evaluate the similarities and differences of women’s costume in Fath-ali-Shah and Naser-al-Din Shah’s court, focusing on fashion and comparing indoor/outer garment components. Indoor garment components included Shaliteh (Breeches), shirts, Arkhalig and headwear, and outer garments included Chador, Chaghchoor and Burqa. Considering that some factors, such as religious views, politics, economy as well as psychological aspects of the kings have direct impact on fashion and its changes, this study using a qualitative approach and descriptive-analytical methodology and emphasizing on two Qajar dynasties, aims to evaluate available pictures collected from this era and study the documents and logbooks which are about costume classifications and frequently used fashion in Qajar’s court, in order to identify and introduce those elements which have influence on evolution or stability of clothing style in this era. Finally, this study has shown that women’s religious view was an important forbidding factor against drastic changes in clothing style and fashion. In other words, women had not a passive role in choosing their clothes. It was also found  that kings’ will and views were two significant factors impacting women’s fashion and clothing styles in the kings’ court.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>385</FPAGE>
						<TPAGE>407</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهناز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جهانی</Family>
						<NameE>Mahnaz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jahani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mahnazjahani@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سحر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>چنگیز</Family>
						<NameE>Sahar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Changiz</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری فلسفۀ هنر، دانشگاه بین‏ المللی امام ‏رضا(ع)</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>s.changiz@imamreza.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زنان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فتحعلی‏شاه قاجار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مُد لباس</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مذهب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ناصرالدین‏شاه قاجار</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] آگ‏برن، ‏ویلیام‏فیلدینگ؛ نیم‏کوف، مایر‏فرانسیس (1381). زمینة جامعه‏شناسی، ترجمة امیرحسین آریان‏پور، تهران: گستره.##‏[2] آدمیت، فریدون (‏1351). اندیشة ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار،‏ تهران:‏ خوارزمی.##‏[3] اتحادیه،‏ منصوره (1377). اینجا تهران است؛ مجموعه مقالاتی دربارة تهران...، ‏تهران: تاریخ ایران.##[4] استاین، دانا (1368). سرآغاز عکاسی در ایران، ترجمة ابراهیم هاشمی، تهران: اسپرک.##‏[5] اسکات‏وارینگ، ادوارد (1369). ده سفرنامه، ترجمة مهراب امیری، تهران: وحید‏.##‏[6] آصفی، آصفه (1354). آشنایی با فلسفة جهان از زمان‏های قدیم تا امروز، تهران: چاپخانة مروی.##‏[7] الگار، حامد (1359). نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت ایران...، ترجمة ابوالقاسم سری، تهران: توس.##‏[8] بایندر، هانری (1370). سفرنامة هانری بایندر: کردستان بین‏النهرین و ایران‏، ترجمة کرامت‏الله افسر، تهران‏: فرهنگسرا.##‏[9] بل،‏ گرترود (1363).‏ تصویرهایی از ایران، ترجمة بزرگمهر ریاحی،‏ تهران: ‏خوارزمی.##[10] بن‏تان،‏ آگوست (1374). سفرنامة بن‏تان؛ ‏نامه‏های یک افسر فرانسوی...، ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی).‏ تهران: سپهر‏.##‏[11] به‏فر، مهری (1377).‏ «گزاری بر برابری‏خواهی و آزادی‏جویی زن قاجاری، همراه با تاج‏السلطنه»، حقوق زنان، ‏ش 4، ص‏49ـ53.##[12] پنجه‏باشی، الهه (1395). «مطالعة تطبیقی دو نقاشی از زنان در دورة قاجار با رویکرد بینامتنیت»، زن در فرهنگ و هنر، ش 4، ص453ـ472.##‏[13] پولاک، یاکوب‏ادوارد (1361). سفرنامة پولاک؛ ایران و ایرانیان، ترجمة کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی.##‏[14] دالمانی، هانری‏رنه (1378).‏ سفرنامه از خراسان تا بختیاری،‏ ترجمة غلامرضا سمیعی، تهران: طاووس.##‏[15] دروویل، گاسپار (1367). سفر در ایران، ترجمة منوچهر اعتمادمقدم، تهران: شباویز.##[16] ذکاء، یحیی (1336). لباس زنان ایران؛ از سدة 13 تا امروز، تهران: ادارة موزه‏ها و فرهنگ‏های عامه.##[17] ــــــــــ (1376). تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، تهران: علمی و فرهنگی.##[18] ــــــــــ (1382‏). زندگانی و آثار استاد صنیع‏الملک، ویرایش سیروس پرهام، تهران: دانشگاهی.##[19] ساروخانی، باقر؛ رفعت‏جاه، مریم (1383) «عوامل جامعه‏شناختی مؤثر در بازتعریف هویت اجتماعی زنان»، زن در توسعه سیاست، ش 8، ص71ـ92.##‏[20] سرنا، کارلا (1363). آدم‏ها و آیین‏ها در ایران، ترجمة غلامرضا سمیعی، تهران: نو.##‏[21] شریعت‏پناهی، حسام‏الدین (1372). اروپایی‏ها و لباس ایرانیان، تهران: قومس.##‏[22] شیرودی، مرتضی (1384). «زن در توسعه و سیاست»، علوم اجتماعی، ش 12، ص75ـ94.##‏[23] شیل، ماری‏لئونوراولف ‏(1362). خاطرات لیدی شیل...، ترجمة دکتر حسین ابوترابیان، تهران: نو.##[24] طهماسبی، محمدرضا (1392). ناصرالدین‏شاه عکاس (پیرامون تاریخ عکاسی ایران)، تهران: تاریخ ایران.##[25] عظیم‏پور، پوپک (1389). فرهنگ عروسک‏ها و نمایش‏های عروسکی، آیینی و سنتی ایران، تهران: نمایش.##‏[26] عیسوی‏، چارلز‏ (1362). تاریخ اقتصادی ایران عصر قاجار...، ترجمة یعقوب آژند، تهران: گستره.##[27] غیبی، مهرآسا (1388). هشت هزار سال پوشاک ایران، تهران: هیرمند.##‏[28] فرمانفرماییان، مهرماه (1377). زندگی‏نامة عبدالحسین میرزا فرمانفرما، تهران: توس.##[29] فلاندن، اوژن (1324). سفرنامة اوژن فلاندن به ایران در سال‌های 1840ـ1841،‏ترجمة حسین نور‏صادقی، تهران: ‏روزنامة نقش‏جهان،‌ چ 2.##[30] فووریه، ژوآنس (1385). سه سال در دربار ایران،‏ ترجمة عباس اقبال، ‏تهران:‏ علم.##‏[31] کرزن، جرج‏ناتانیل (1362). ایران و قضیة ایران، ترجمة وحید مازندرانی،‏ ج اول، ‏تهران: علمی و فرهنگی.##‏[32] گرانویل براون، ادوارد (1381). یک سال در ایران، ترجمة مانی صالحی‏علامه، تهران: ماه‌ریز.##‏[33] گرمارودی،‏ میرزافتاح (1370). روزنامۀ موسوم به چهارفصل سفرنامه...، تهران: کتابخانة مستوفی،‌ چ 2.##‏[34] لمبتون، آن‏کاترین‏سواین‏فورد (‏1375‏). ایران عصر قاجار؛ ...در باب ایران‏شناسی، ترجمة سیمین فصیحی، مشهد: جاودان خرد.##‏[35] ماساهارو،‏ یوشیدا (1373). سفرنامة یوشیدا ماساهارو...، ترجمة هاشم رجب‏زاده با همکاری ی. نی‏ئی‏یا، مشهد: آستان قدس رضوی.##‏[36] مستوفی، ‏عبدالله (1377). تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه یا شرح زندگانی من، تهران: زوار‏.##‏[37] معیرالممالک، دوستعلی‏خان (1361). رجال عصر ناصری، تهران: نشر تاریخ ایران.##‏[38] مک‏گرگر، سی‏ام (1336). شرح سفری به ایالت خراسان، ترجمة مجید مهدی‏زاده، مشهد: ‏آستان قدس رضوی.##‏[39] مکنزی، چارلز‏فرانسیس (1359). سفرنامة شمال...،‏ ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی). تهران: گستره.##[40] موریه، جیمز‏جاستی‏نین ‏(1385). سفر یکم از راه ایران،‏ ارمنستان و آسیای کوچک به قسطنطنیه در سال‌های 1808 و 1809 م، ترجمة دکتر ابوالقاسم سری، تهران: توس.##‏[41] ناصرالدین‏شاه (1377).‏ روزنامة خاطرات ناصرالدین‏شاه ...، به کوشش فاطمه قاضی‏ها، تهران: سازمان اسناد ملی ایران.##‏[42] نجمی،‏ ناصر (1370). تهران ‏عهد ناصری، تهران:‏ عطار.##‏[43] یارشاطر، احسان (1383). پوشاک در ایران‏زمین،ترجمة پیمان متین با مقدمة علی بلوکباشی، تهران: امیرکبیر.##[44] Aspers, P. &amp; Godart, F., (2013). “Sociology of Fashion: Order and Change”, Annual Review of Sociology, Vol. 39, PP 171-192.##[45] Barber, B. &amp; L. S. Lobel, (1952). “Fashion in women’s clothes and the American social system”. Soc. Forces, Vol. 31, PP 124–31.##[46] Barthes, Roland, (2013). The language of fashion, Transl. Andy Stafford, Australia: Bloomsbury Academic,##[47] Belleau, Bonnie D., (1987). “Cyclical fashion movement: women’s day dresses: 1860–1980”, Cloth. Text. Res. J. 5: PP 15–20.##[48] Curzon, George Nathaniel Cu, (2015). Persia and the Persian question, Cambridge university press.##[49] Diba, Layla, (1998). Royal Persian paintings the qajar epoch 1785-1925, New York: L.B Tauris.##[50] Falk,‏ S. ‏J, (1973‏). La Peinture Qajar‌ـ on catalogue depeintutes Qajar excutees au 18e et au 19e siecles, Tehran.##[51] Kawamura, Y., (2011). Doing Research in Fashion and Dress: An Introduction to Qualitative Methods, Oxford, UK: Berg.##[52] Kiapour, M.H. &amp; Yamaguchi K. &amp; Berg, A.C. &amp; Berg, T.L, (2014). “Hipster Wars: Discovering Elements of Fashion Styles”, Computer Vision – ECCV, Lecture Notes in Computer Science, vol 8689, PP 472-488.##[53] Nietzsche, F., (1996). Human, All Too Human: A Book for Free Spirits, Transl. RJ Hollingdale, UK: Cambridge Univ. Press.##[54] Rugh, A., (1987). Reveal &amp; Conceal: Dress in Contemporary Egypt, N. Y.: Syracuse University Press.##[55] Sproles, GB &amp; Burns, LD., (1994). Changing Appearances: Understanding Dress in Contemporary Society, New York: Fairchild.##[56] Vogelsang‌ـ Eastwood, Gillian, (2001). Qajar drees from Iran, in the National Museum of Ethnology, Leiden.##[57] Wearden, J. &amp; Baker, P., (2010), Iranian textile, United Kingdom: V&amp;A Publishing.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی تأثیر الگوی مشاوره ‏ای اسماء‌الحسنی برکیفیت زناشویی زنان متأهل</TitleF>
				<TitleE>Effectiveness of counseling model based on Asma-hosna in marital quality of married women</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_65008.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2017.239026.928</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>هدف از این پژوهش، بررسی تأثیرالگوی مشاوره‏ای اسماء‌الحسنی بر کیفیت زناشویی زنان بود. این پژوهش به روش نیمه‌تجربی با استفاده از گروه کنترل و طرح پیش‌آزمون‌ـ پس‌آزمون انجام گرفت. جامعة آماری پژوهش حاضر، مادران 30-48 ساله بودند که دخترانشان در سال تحصیلی 1395ـ1396 در دبیرستان‌های متوسطة شهر تهران تحصیل می‏کردند. نمونة آماری شامل 30 زن بود که به شیوة نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس شرکت‌کنندگان در گروه آزمایش در ده جلسة آموزشی مبتنی بر اسماء‌الحسنی شرکت کردند. محتوای جلسات آموزشی، با توجه به منابع موجود و مرتبط با اسماء‌الحسنی و حدیث معروف پیامبر، که در آن 99 اسم الهی شمرده شده، تنظیم شده است. ابزار پژوهش، پرسش‌نامة کیفیت زناشویی اصلاح‌شدة باسبی و همکاران (1995) بود که هر دو گروه آن را تکمیل کردند. در پایان، نتایج بین دو گروه از طریق تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمره‌های کیفیت زناشویی و زیرمقیاس‌های آن شامل توافق، رضایت و انسجام در مرحلة پس‌آزمون در گروه آزمایش افزایش معناداری یافته است (005/0&gt;p). با توجه به یافته‌های این پژوهش، الگوی مشاوره‏ای اسماء‌الحسنی بر کیفیت زناشویی زنان تأثیر دارد و می‏تواند در تدوین مداخلات زوج‌درمانی مورد استفاده متخصصان قرار گیرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The current study aims to examine the effect of counseling model based on Asma-hosna on marital quality of married women. The research was quasi-experimental using control group, pre- and post- test designs. The population study includes all of women aged 25 to 48 years old whose daughters were studying at high school in Tehran during the academic year of 2017, and statistical sample consisted of 30 women selected by purposive sampling and randomly assigned into two controls and experimental groups. Then, the experimental group participated in 10 educational sessions for counseling model based on Asma-hosna. The content of the training sessions is based on the available resources related to the Asma-hosna and famous Hadith of the Prophet, in which 99 names are considered divine. Both groups completed Revised Dyadic Adjustment Scale (RDAS; Busby et al., 1995) in pre- and post-tests. In the end, the results between 2 groups were compared through multi-covariate analysis. The results showed a significant increase in the mean of the marital quality scale and its subscales including the agreement, satisfaction and coherence in post-test in the experimental group (p&lt;0.005). The findings of this research confirmed the effectiveness of counseling model based on Asma-hosna on marital quality of women, and it could be applied by professionals for developing couple therapy interventions.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>409</FPAGE>
						<TPAGE>428</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>اقبال</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زارعی</Family>
						<NameE>Eghbal</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zare</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه مشاوره و روانشناسی دانشگاه هرمزگان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zobeydemanshadi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>معصومه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسمعیلی</Family>
						<NameE>Masoumeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Esmaeili</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه مشاورۀ دانشگاه علامه طباطبائی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>taranom5251@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>طیبه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شکیبایی</Family>
						<NameE>Taiebeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Shakibaei</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری مشاورۀ خانواده، دانشگاه هرمزگان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>nobahargroup@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>موسی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جاودان</Family>
						<NameE>Mousa</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Javdan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه مشاوره و روانشناسی دانشگاه هرمزگان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>javdan4920@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>الگوی مشاوره ‏ای اسماء‌الحسنی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کیفیت زناشویی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مشاورة مذهبی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] اح‍م‍دی، خدابخش؛ فتحی آشتیانی، علی؛ عرب‌نیا، علیرضا (1386). «بررسی رابطة تقیدات مذهبی و سازگاری زناشویی»، فصل‌نامة خانواده‌پژوهی، س 2، ش 5، ص 55ـ67.##[2] بخشایش، علیرضا (1393). «پیش‌بینی رضایت زناشویی براساس هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین»، فصل‌نامة علمی‌ـ پژوهشی زن و جامعه، س 5، ش 2، ص 69ـ84.##[3] حسینی، بیتا (1389). زمینة زوج‌درمانی، تهران: جنگل.##[4] خجسته‌مهر، رضا؛ فرامرزی، سحر؛ رجبی، غلامرضا (1391). «بررسی نقش ادراک انصاف بر کیفیت زناشویی»، مجلةمطالعات روان‌شناختی دانشگاه الزهرا، دورة 8، ش اول، ص 31ـ50.##[5] خدایاری‌فرد، محمد؛ شهابی، روح‌الله؛ اکبری زردخانه، سعید (1386). «رابطة نگرش مذهبی با رضایت‌مندی زناشویی در دانشجویان متأهل»، فصل‌نامة خانواده‌پژوهی، س 3، ش 10، ص 612ـ620.##[6] دباغی، پرویز (1388). «بررسی نقش معنویت و مذهب در سلامت»، مجلة دانشکدة پیراپزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران، س 4، ش اول، ش مسلسل 6.##[7] رخشانی، پلین؛ شهابی‌زاده، فاطمه؛ علیزاده، حمید (1395). «مدل دلزدگی زناشویی در ارتباط با الگوی ابعادی ارتباط با خدا، کنترل فکر و زبان»، مطالعات اسلام و روان‌شناسی، س 10، ش 19، ص 7ـ30.##[8] شاملی، لیلا؛ گودرزی، محمدعلی؛ هادیانفرد، حبیب و دیگران (1390). «پیش‌بینی وسواس مذهبی بر‌اساس تصور از خدا و راهبردهای کنترل افکار رخنه‌کننده در بیماران وسواسی‌ـ اجباری»، مجلة دانشکدة پزشکی اصفهان، س 29، ش 166، ص 1ـ12.##[9] صفورایی، محمدعلی (1390). «نقش اعتقادات، بینش‌ها و باورهای دینی در کارآمدی خانواده»، فصل‌نامةمعرفت، س 20، ش 163، ص 53ـ65##[10] طباطبایی، سید اشرف‌الدین (1379). اسماء‌الحسنی و نام‌ها و صفات خداوند در قرآن کریم، تهران: بهراد.##[11] طباطبائی، سید محمد‌حسین (1350). تفسیرالمیزان، ج 16.##[12] عبدالهی، عبدالله (1362). اسما و صفات خداوند متعال، تهران: نشر دیجیتالی.##[13] عطاری، یوسفعلی؛ عباسی سرچشمه، ابوالفضل؛ مهرابی‌زاده هنرمند، مهناز (1385). «بررسی روابط ساده و چندگانة نگرش مذهبی، خوش‌بینی و سبک‌های دلبستگی با رضایت زناشویی در دانشجویان مرد متأهل»، مجلة علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، دورة 3، س 13، ش اول، ص 93ـ110.##[14] علی‌بابایی، احمد (1386). برگزیدة تفسیر نمونه، ج 2، تهران: دارالکتب اسلامیه.##[15] غباری‌بناب، باقر(1387). «ضرورت و چالش‌های اساسی در بومی‌سازی روان‌شناسی در کشور اسلامی ایران»، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پروتال جامع علوم انسانی.##[16] قرائتی، محسن (1376). تفسیر نور، ج 4، تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن.##[17] کاظمیان، سمیه (1393). «طراحی الگوی آموزشی حل تعارض مستخرج از مبانی انسان‌شناسی اسلامی (مبتنی بر دیدگاه جوادی آملی) و عوامل خوددرمان‌بخش زوجین»، پایان‌نامة دکتری، رشتة مشاوره و راهنمایی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکدة روان‌شناسی و علوم تربیتی.##[18] کلینی، ثقة‌الاسلام (1392). اصول کافی، ج 4، علی مرتضوی، قم: سرور.##[19] مکارم‌شیرازی، ناصر (1385). تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه.##[20] نیکویی، مریم؛ سیف، سوسون(1384). «بررسی رابطة دینداری با رضایت‌مندی زناشویی»، تازه‌ها و پژوهش‌های مشاوره، ش 4، ص 61ـ70.##[21] یوسفی، ناصر (1390). «بررسی شاخص‌های روان‌سنجی مقیاس کیفیت زناشویی، فرم تجدید نظر شده (RDAS)»، پژوهش‌های روان‌شناسی بالینی و مشاوره، ش اول (2)، ص 183ـ200.##[22] Craig.B. Avoiding Marriage Meltdown. Forgive to live [Internet] 2014 nov; Available from: https://www.hopechannel.com/read/avoiding- marriage-meltdown.##[23] Day RD. (2009). Orthner DK. Kelleen K. Marital Quality and Outcomes for Children and Adolescents: A Review of the Family Process Literature. Marriage and Family Review; 45: issue 2/3.##[24] Day T. Chiorri C. Malmberg LE. (2014). “An approximate measurement invariance approach to within-couple relationship quality”, Sep 19; Published online. doi: 10.3389/fpsyg.2014.00983.##[25] Fincham FD. Ajayi C. Beach SRH. (2011). “Spirituality &amp; marital satisfaction in African American couples”, Journal ofpsychology ofreligion &amp; spirituality; 3 (4): PP 259-268.##[26] Finkel EJ, Slotter EB. Luchies BW, Gregory M, Gross J. (2013). “A Brief Intervention to Promote Conflict Reappraisal Preserves Marital Quality Over Time. Psychological Science”, OnlineFirst. June 26;Available from doi:10.1177/0956797612474938.##[27] Moreira-Almeida A. Koenig HG &amp; Lucchetti G. (2014). “Clinical implications of spirituality to mental health: review of evidence and practical guidelines”,Revista Brasileira de Psiquiatria; 36 (2): PP 176-182.##[28] Mullins LC، Proett D. Breckett K &amp; Harisson D. (2011). Marital adjustment an religiosity: A comparison of these under age 65 with those age 65 and older. Available from: www. Geron.uga.##[29] Mahoney A. Pargament K. Swank A &amp; Tarakeshwar N. (2011). “Religion in the home in the 1980’s and 1990’s: A meta-analytic review and conceptual analysis of links between religion, marriage, and parenting”, Journal of Family Psychology, 15: PP 559-596.##[30] Pereyra SB. (2012). A Comparison of the Effects of Negative Communication and Spirituality on Relationship Quality Among Different Groups of Latino and Anglo Couples.] Brigham[:University of Brigham Young.##[31] Perry G. (2006). “Family Life, Religion and Religious Practicein an Asian Adventist Context Part I: The People and Their Religious Practice”, Journal info. 9(71); PP 875-893.##[32] Reynolds J،Houlston C. Coleman L. (2014). Un Understanding Relationship Quality, England: OnePlusOne.##[33] Rika F. Selvaratnam DP. Ibrahim K.A. (2012). “New Approach on Measuring Quality of Marriage:The Linkage between Quality in Organization with Marital Dimensions and Variables”, International Journal Sociol Science Economics &amp;Art; 2 (1): PP 2088-5342.##[34] Lee C. Early A. (2000). “Rligiosity and family values: C0rrelates of G0d-imag in a protestant sample”, Gournal of Psychology and Theology; 28: 229-239##[35] Schreiber GA. (2011). “Image of God: effect on coping and psychospiritual Outcomes in early breast cancer survivors”,Oncol Nurs Forum. May; 38 (3): PP 293-301. doi: 10.1188/11.ONF.293-301.##[36] Schreiber GA. (2009). Brockopp DY.Image of God: effect on coping psycho- spiritual well-being and fear of recurrence in early breast cancer survivors. [Kentucky]: University of Kentucky Doctoral Dissertations.##[37] Stafford L. David P. McPherson S. (2013). “Sanctity of marriage and marital quality”, Journal of social and personal relationships; 31 (1): PP 54-70.##[38] Sullivan K. (2001). “Understanding the relationship between religiosity and marriage: An investigation of the immediate and longitudinal effects of religiosity on newlywed couples”, Journal of Family Psychology; 15: PP 610- 626.##[39] Wilmoth JD. Blaney AD &amp; Smith JR. (2015). “Marital Satisfaction, Negative Interaction, and Religiosity: A Comparison of Three Age Groups”, Journal of Religion, Spirituality &amp; Aging. 27: 222-240.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پدیدارشناسی ازدواج با محارم در دوره‌های ایلام باستان و هخامنشی</TitleF>
				<TitleE>The phenomenology of Xwēdōdah in the periods of ancient Elamite and Achaemenid</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_65009.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2017.233382.875</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از مسائل فرهنگی برخاسته از اندیشة سیاسی در ایلام باستان، ازدواج با محارم (خودوده) بوده است. ازدواج با محارم، به‏ویژه در میان خاندان سلطنتی، رایج بوده است. آنچه اهمیت تبیین این نوع آیین را دوچندان می‏کند، این است که چنین اندیشه‌ای در بازة زمانی بسیار طولانی انجام می‏شده است. پدیداری این آیین براساس شواهد باستان‏شناختی به دورة تاریخیِ ایلامی برمی‏گردد. در دورة هخامنشی، تأثیرات این آیین با تغییراتی که ناشی از اندیشة سیاسی غالب هر دوره است، تداوم داشته است. در ایران باستان، مذهب و اندیشة سیاسی به‌شدت تحت تأثیر «زیست‌جهان‏ها» بوده و افق‏های هارمونیک داشته‏اند. در این مقاله، به ازدواج با محارم به‏مثابة آیینی برخاسته از اندیشة سیاسی در جهت جاودانگی سلطنت نگریسته می‏شود که در دو دورۀ ایلام باستان و هخامنشی وجود داشته و در دورة ساسانی نیز به شکلی دیگر تداوم ‏یافته است. این تحقیق با رویکرد پدیدارشناسانه، ماهیت، چیستی و چرایی تداوم این آیین را با تأویل مصادیق عینی، چون آب، زن، مار و مفاهیم انتزاعی «مارـ الهه» در دورة ایلامی مطالعه کرده و باور به توتم و قدسی تلقی‌کردن آن را برخاسته از اندیشة سیاسی منبعث از مذهب، توسط نهاد سیاست و قدرت، در هر دو دورة ایلامی و هخامنشی، می‏داند.


 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Xwēdōdah had been one of the cultural issues in ancient Iran based on political thought. Xwēdōdah was especially common among royal families. Xwēdōdah tradition has been carried out for a very long period of time; the same factor explains the importance of this tradition. The emergence of this tradition based on archaeological evidence dates back to the Elamite era which continued in Achaemenid era with some changes. In the ancient Iran, religion and politics were heavily influenced by “life-worlds” having harmonic horizons. In this paper, Xwēdōdah is viewed as a ritual demand of political thought in line with the reign immortality which existed in two Elamite and Achaemenid eras and also continued into Sassanid era in another form. This research, using a phenomenological approach, studies the essence and reason of continuation of this ritual along with an objective interpretation of such evidence as water, woman, snake and abstract concepts like &quot;Snake Goddess&quot;.  Finally, it is concluded that belief in totems and their holiness originate from the demands of political thought on the basis of religion, by the institution of politics and power in both Elamite and Achaemenid eras.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>429</FPAGE>
						<TPAGE>451</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>بهروز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>افخمی</Family>
						<NameE>Behrouz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Afkhami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه باستان‌شناسی دانشگاه محقق اردبیلی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>bafkhami@uma.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زینب</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خسروی</Family>
						<NameE>Zeynab</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Khosravi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری باستان‌شناسی تاریخی دانشگاه محقق اردبیلی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>z.khsravi@uma.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ازدواج با محارم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اندیشة سیاسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایلام باستان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>باستان‏شناختی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شواهد</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] آزادگان، جمشید (1385). تاریخ ادیان ابتدایی و قدیم،تهران: سمت.##[2] آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد (1386). کتاب پنجم دینکرد، تهران: معین.##[3] آمیه، پیر (1384). تاریخ عیلام، ترجمة شیرین بیانی، تهران: دانشگاه تهران.##[4] ابراهیمی، پریچهر (1364). پدیدارشناسی. تهران: دبیر.##[5] ادی، سموئیل کند (1392). آیین شهریاری در شرق، ترجمة فریدون بدره‏ای، تهران: علمی و فرهنگی.##[6] اعرابی، سید محمد؛ بودلایی، حسن (1390). «استراتژی تحقیق پدیدارشناسی»، فصل‌نامۀ روش‏شناسی علوم‏انسانی، س 17، ش 68، ص31ـ58.##[7] افخمی، بهروز؛ فرج‏زاده، صبا؛ حسینی‏نیا، مهدی (1395). «الهۀ آناهیتا در شواهد باستان‏شناختی»، زن در فرهنگ و هنر، دورۀ 8، ش 2، ص225ـ248.##[8] الیاده، میرچا (1387). مقدس و نامقدس، نصرالله زنگویی، تهران: سروش.##[9] ــــــــــ (1389). رساله در تاریخ ادیان، ترجمة جلال ستاری، تهران: سروش.##[10] بربریان، مانوئل (1376). جستاری در پیشینة دانش کیهان و زمین در ایرانویج، تهران: بلخ.##[11] بروسیوس، ماریا (1387). زنان هخامنشی، تهران: هرمس، چ 3.##[12] بهار، مهرداد (1384 الف). از اسطوره تا تاریخ، تهران: چشمه، چ 4.##[13] ــــــــــ (1384 ب). ادیان آسیایی، تهران: چشمه.##[14] ــــــــــ (1386). پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: آگه، چ 6.##[15] بوشارلا، رمی (1391). ایران، باستان‌شناسی امپراتوری هخامنشی، ترجمة سید محمدامین امامی، علی‌اکبر وحدتی و محمود بهفروزی، تهران: پارسه.##[16] بویس، مری (1386). زردشتیان، باورها و آداب دینی آن‏ها،ترجمة عسکر بهرامی، تهران: ققنوس، چ 8.##[17] پاتس، د. ت. (1388). باستان‏شناسی ایلام، ترجمة زهرا باستانی، تهران: سمت.##[18] پرادا، ادیت، (1355). هنر ایران باستان (تمدن‏های پیش از اسلام)، ترجمة یوسف مجیدزاده، تهران: دانشگاه تهران.##[19] ثمودی، فرح (1387). ایزدبانوان در ایران باستان و هند، تهران: ارون.##[20] جعفری، علی‏اکبر (1378). «ازدواج با محارم و دین بهی‌زرتشتی»، مجلة چیستا، ش 162ـ163، ص 174ـ179.##[21] حیدری، محسن؛ قاسم‏پور، محدثه (1391). «خویشاوندپیوندی در متون پهلوی و بازتاب آن در شاهنامه»، زن در فرهنگ و هنر، دورۀ 4، ش 4، ص 107ـ124.##[22] خسروی، زینب (1393). «تحول اندیشة سیاسی در دوران تاریخی ایران به استناد داده‏های باستان‏شناسی»، پایان‏نامة کارشناسی ‏ارشد، استاد راهنما: دانشکدة ادبیات و علوم ‏انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی.##[23] دیاکونوف، ایگورمیخائیلوویچ (1388). تاریخ ماد، ترجمة کریم کشاورز، تهران: علمی و فرهنگی.##[24] رضایی باغ‏بیدی، حسن (1376). «بازتاب فرهنگ مردم‏سالاری در زبان‏های هندواروپایی»، نامة فرهنگستان،ش 9، ص 89ـ99.##[25] رضایی‏راد، محمد (1389). مبانی اندیشة سیاسی در خرد مزدایی، تهران: طرح نو.##[26] رضی، هاشم (1384). دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زردشت، تهران: سخن، چ 2.##[27] زرین‌کوب، عبدالحسین (1390). تاریخ مردم ایران، ایران قبل از اسلام. تهران: امیرکبیر.##[28] سامی، علی (1389). تمدن هخامنشی،ج 2، تهران: سمت.##[29] ستاری، رضا؛ حقیقی، مرضیه (1393). «نقش توتم در نفی ازدواج با محارم در ایران باستان»، نشریة زن در فرهنگ و هنر، دورة 6، ش اول، ص 73ـ94.##[30] سردارنیا، خلیل‌اله (1391). جامعه‏شناسی سیاسی ایران،تهران: میزان.##[31] شاپورشهبازی، علیرضا (1379). «افسانة ازدواج با محارم در ایران باستان»، مجلة باستان‏شناسی و تاریخ، دورة 15، ش 1-2، پیاپی (29ـ30)، ص 9ـ28.##[32] شرت، ایون (1393). فلسفة علوم اجتماعی قاره‏ای: هرمنوتیک، تبارشناسی و نظریة انتقادی از یونان باستان تا قرن بیست و یکم، تهران: نی.##[33] شیرمحمدی، مهری (1389). «ازدواج با محارم در اوستا و متون پهلوی»، مجلة حافظ، ش 89، ص 19ـ23.##[34] صراف، محمدرحیم (1387). مذهب قوم ایلام، تهران: سمت.##[35] عابددوست، حسین؛ کاظم‏پور، زیبا (1387). «مفاهیم مرتبط با نماد شیر در هنر ایران باستان تا دوران ساسانی در مقایسه‏ای تطبیقی با هنر بین‏النهرین»، فصل‌نامة نگره،س4، ش8ـ9، ص 97ـ111.##[36] عالم، عبدالرحمن (1391). بنیادهای علم سیاست، تهران: نی، چ 24.##[37] عامریان، حمید (1384). «نگاهی به ایلامیان و هنر آنان و نقش این قوم در آغاز تاریخی ایران»، فصل‌نامة هنرنامه، س 8، ش 25، ص 31ـ43.##[38] فریزر، جیمز جرج (1388). شاخة زرین (پژوهشی در جادو و دین)، ترجمة کاظم فیروزمندی، تهران: آگاه.##[39] فکوهی، ناصر (1395). مبانی انسان‏شناسی، تهران: نی، چ5.##[40] کاسیرر، ارنست (1377). اسطورة دولت، ترجمة یدالله موقن، تهران: هرمس.##[41] کتابی، احمد (1379). «زناشویی با خویشان بسیار نزدیک در ایران باستان»، مطالعات جامعه‏شناسی، ش 16، ص167ـ192.##[42]ماری کخ، هاید (1385). از زبان داریوش، ترجمة پرویز رجبی، تهران: نشرکارنگ.##[43] کریمی زنجانی اصل، محمد (1377). «ازدواج با محارم گمانه‏ای دیگر در باب نسبتی دیرپا»، مجلة چیستا، ش 156ـ157، ص 482ـ496.##[44] مجیدزاده، یوسف (1386). تاریخ و تمدن ایلام، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##[45] مظاهری، علی‏اکبر (1373). خانوادة ایرانی در دوران پیش از اسلام، تهران: قطره.##[46] معینی‏سام، بهزاد؛ خسروی، زینب (1390). «پیوند آناهیتا و ایشتر بابلی»، مجلة مطالعات ایرانی، س 10، ش 20، ص319ـ330.##[47] مکنزی، د. ن (1383). فرهنگ کوچک پهلوی،تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.##[48] نصر، سید حسین (1383). معرفت و امر قدسی، ویراستة فرزاد حاجی میرزایی، تهران: فروزان.##[49] هال، جیمز (1383). فرهنگ نگاره‏ای نمادها در هنر شرق و غرب، ترجمة رقیه بهزادی، تهران: فرهنگ معاصر.##[50] هینتس، والتر (1388). دنیای گمشدة عیلام، ترجمة فیروز فیروزنیا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.##[51] هینلز، جان‏راسل (1385). شناخت اساطیر ایران، ترجمة ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: چشمه.##[52] وثوقی، منصور؛ نیک‌خلق، علی‌اکبر (1390). مبانی جامعه‌شناسی، چ 1، تهران: توتیا.##[53] ویدن‏گری، گئو (1377). دین‏های ایرانی، ترجمة منوچهر فرهنگ، تهران: آگاهان ایده.##[54] ویسهوفر، یوزف (1385). ایران باستان. ترجمة مرتضی ثاقب‏فر، چ 8، تهران: ققنوس.##[55] Ardola, a., (1988). “The coming of Aryans to Iran and India” The cultural and ethnic identity on the DASAS, 64: PP 194-302.##[56] Bartholomae,Chr, (1904). Altiranisches wöterbuch. Strassburg.##[57] Brosius, Maria., (2010). “The Royal Audience Scence Reconsidered”. The world of Achoemenid Persia. (ed) I. Curtis and S.I Simpson: PP 141- 152.##[58] Carter, E., (1994). “Bridging the gab between Elam and the Persians in South- Eastern Khuzistan, in H. Sancisiweerden burg”, (eds) A.Kuhrt and M.C.Root, Achaemenid History 8: Continuity and change. Leiden: PP 65- 95.##[59] Daems, A., (2001). “The iconography of Pre-Islamic women in Iran”, Iranic Antique, vol.36. PP 1-150.##[60] Eliade, Mircea, (1975). The Encyclopedia of religion, Macmillian Pub, Company, New York, London, Vol.5.##[61] Henkelman, W.F.M., (2011). Farnak’s Feast: šip in Parsa and Elam, In Elam and Persia (eds) J. Alvarez and M.B, Garrison. Eisenbrauns.##[62] Imanpour, M.T., (1998). The land of Parsa: The First Persian Homland, Ph.D. Thesis, Which had been Sub mitted to the university of Machester.##[63] Kent, R.G, (1953). Old Persian (Gerammar, Texts, Lexicon). New Haven.##[64] Koҫǧlu,İpek, Agün, Al Ekber, Keskin, Halit. (2016). “The collective unconscious at the organizational level”, The Manifestation of organizational symbol. Procedia-Social and Behavior Scinces 235. PP 269-303.##[65] Loverty, S.M., (2003). Hermeneutic Phenomenology and Phenomenology: a comparison of historical and methodological considerations. International journal of qualitative methods, 2(3). Article3. Retrieved 2/12.##[66] Moosavi Jashni, S.S And Kasrai, M.S., (2010). “Geopolitical Elemets of Political Legitimacy in the Bisitun Inscription”, Geopolitics Quarterly, vol 6, No 4: PP 139- 153.##[67] Otto.R., (1931). The idea of the holy. London: Oxford university Press.##[68] Scheidel.W., (1996). “Brother‏-‏Sister and Parent‏‏-‏Child Mariage outside Royal Families in Ancient Egypt and Iran, Achallenge to the Socibiological view of Incest Avoidance?”, Ethology and Sociobiology 11: PP 319-340.##[69] Warter, M., (2011). “Parsumaš, Anšān, and Cyrus, Meeting of American Schools of Oriental research”, Heldin Philadelphia: PP 283- 296.##[70] Weber,m; (1947). The theory of social and economic organization, New York:Free Press.##[71] Young, T.C., (2003). “Parsua, Parsa and Pot sherds”, (eds) N.F. Miller. K. Abdi. Yeki bud, Yeki nabud, Essays on the Archaeology of Iran in Honor of Williamm Sumner, Los Angeles: PP 243- 248.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>اختیارات شوهر در منع اشتغال زن در نظام حقوقی ایران</TitleF>
				<TitleE>Husband’s authority in prohibition of wife’s employment in the Iranian legal system</TitleE>
                <URL>https://jwica.ut.ac.ir/article_65010.html</URL>
                <DOI>10.22059/jwica.2017.223136.800</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از مسائلی که ممکن است به اساس خانواده خلل وارد کند، اشتغال زن و شوهر به مشاغلی است که به بنیان و اساس خانواده آسیب می‌رساند. سؤال اصلی، محدودۀ اشتغال زوجه و اختیار زوج در ایجاد محدودیت برای حفظ اساس خانواده در حقوق ایران است. مقاله با روش کتابخانه‏ای نگاشته شده و با تأکید بر حق اشتغال زوجه به حکم اولیه، در مواردی به شوهر اجازه داده شده است که چنانچه اصل اشتغال زوجه یا نوع آن به اساس خانواده خللی وارد کند، بتواند زوجه را از آن نوع خاص شغل یا اصل اشتغال منع کند. این اختیار را می‏توان در راستای اختیارات مرد، به‌عنوان عنصر قوام‌بخش خانواده، تحلیل کرد. از موارد مجاز منع اشتغال زوجه، اموری است که به وظیفۀ زن در تشیید مبانی خانواده، مساعدت در تربیت فرزندان و انجام وظیفۀ تمکین خلل وارد کند یا حیثیت و شئون خانوادگی را خدشه‌دار نماید. نکتۀ درخور تأکید اینکه برای جلوگیری از سوء استفادۀ احتمالی شوهر از اعمال این حق، تقاضای زوج و اثبات تنافی شغل انتخابی با مصالح خانواده یا حیثیت مرد یا زن و صدور حکم قضایی، لازمۀ جلوگیری از اشتغال زن به حرفۀ مغایر با وظایف و شئون خانوادگی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the things that may cause damage to the family is employment of husband and wife in jobs that negatively affect family structure. The main question raised here is employment of the wife and husband’s authority to maintain restrictions on family rights in Iran.  The current article is written using library method.  Employment with emphasis on the right of the wife to the initial decision, in cases where the husband is allowed If the wife&#039;s occupation or type it on prejudice family, the husband to the wife of a certain type of job or the employment ban   This option can be found in the powers of man as a constitutive element of Los Angeles family including spouse employment ban allowed, what is The woman responsible for the welfare of family, parenting and assistance in compliance task disrupts or jeopardizes the prestige and dignity of the family It is important to emphasize that the husband is to prevent possible misuse of the exercise of this right, couples and demand proof opposed the selected job with family interests or dignity of man or woman And judicial, contrary to the duties necessary to prevent the employment of women in professional and family affairs.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>453</FPAGE>
						<TPAGE>467</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمد حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صادقی مقدم</Family>
						<NameE>Mohammad Hasan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sadeghi Moghadam</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mhsadeghy@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>امین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>امیرحسینی</Family>
						<NameE>Amin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Amirhosseini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>amin181170@chmail.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اختیارات شوهر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اشتغال زن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تکالیف زن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مغایرت با شئون خانوادگی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ممانعت از اشتغال زن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>‌ منافی حیثیت مرد</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>[1] اقبالی، بنفشه (1386). نظرسنجی از مردان درباره اشتغال زنان، پژوهش ارتباطی، ش 51، مرکز تحقیقات و مطالعات پخش برنامه‏های صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.##[2] آلبر مائه؛ ژوئل ایزاک (1309). تاریخ ملل شرق، ترجمۀ عبد‏الحسین هژیر، تهران: کمیسیون معارف.##[3] جبعی‌العاملی، زین‌الدین بن علی (شهید ثانی) (1416). مسالک الافهام الی تنقیح الشرایع الاسلام، مؤسسۀ المعارف الاسلامیه، ج 8، قم.##[4] حر عاملی، محمد (1367). وسائل‌الشیعه الی تنقیح مسائل الشریعه، ج 10، تهران: وزارت ارشاد، چ 6.##[5] حسینی جوهری (1420). سید عباس، خزائن‌الاشعار، قم: مسجد مقدس جمکران، چ 2.##[6] خوانساری، سید احمد (1405)، جامع‌المدارک فی الشرح المختصر النافع، تعلیق علی‏اکبر غفاری، ج 5، تهران: صدوق، چ 2.##[7] رازی، فخرالدین (1420). مفاتیح الغیب، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی، چ 3.##[8] راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1404). المفردات فی غریب القرآن، بیروت: دارالعلوم الاسلامیه، چ 2.##[9] روشن‌فر، مرضیه (1382). زن، اشتغال و مالکیت، تهران: برگ زیتون، چ 2.##[10] سفیری، خدیجه (1377). جامعه‏شناسی اشتغال بانوان، تهران: مؤسسه فرهنگی تربیتی تبیان.##[11] شایگان، سید علی (1375). حقوق مدنی، قزوین: طه.##[12]  صادقی‌مقدم، محمد‌حسن؛ امیرحسینی، امین (1394). «نفقه و نیازهای درمانی زوجه»، زن در فرهنگ و هنر، مرکز مطالعات زنان دانشگاه تهران،ص405.##[13] صادقی‌مقدم، محمد‌حسن (1383). باروری مصنوعی از دیدگاه حقوق اسلام، فصلنامه مدرس علوم انسانی، سال8،  ص161.##[14] صادقی‌مقدم، محمد‌حسن (1391). «تحول در حقوق ارث زن از اموال غیر منقول شوهر»، دوفصل‌نامۀ دانش حقوق مدنی، ش  2،ص41.##[15] صادقی‌مقدم، محمد‌حسن؛ انصاری‌پور، محمد علی (1384). «اجرت‌المثل کار‌های زوجه و بررسی آرای محاکم در این زمینه»، فصل‌نامۀ مدرس علوم انسانی، ش 41، ص1.##[16] صادقی‌مقدم، محمد‌حسن؛ موحدی ساوجی، محمد (1393). «بررسی تطبیقی نسب کودکان حاصل از جنین آزمایشگاهی در حقوق ایران و امریکا»، فصل‌نامۀ مطالعات حقوق خصوصی، دورۀ 44، ش 2 ،ص207.##[17] صادقی‌مقدم، محمد‌حسن؛ نوری یوشانلویی، جعفر (1390). «تحول مسئولیت مدنی در حقوق ایران و فرانسه با تأکید بر شناسایی خسارات غیر‌ترمیمی»، فصل‌نامۀ حقوق دانشگاه تهران، دورۀ 41، ش 24،ص239.##[18] صادقی‌مقدم، محمدحسن (1391). «تحول در حقوق ارث زن اموال غیر‌منقول شوهر»، دو‌فصل‌نامۀ دانش حقوق مدنی، ش 2 ،ص56.##[19] صادقی‌مقدم، محمد‌حسن (1391). «سهم‌الارث زوجه منحصر در فقه و قانون مدنی»، مجلۀ حقوق دانشگاه تهران، ش26، ص39.##[20] صفار، محمدجواد (1393) درس‏هایی از حقوق خانواده، تهران: جنگل.##[21] صفایی، سید‌حسین؛ امامی، اسدالله (1374). دورۀ حقوق مدنی، مختصر حقوق خانواده، تهران: دانشگاه تهران، چ 4.##[22] طباطبایی، سید محمدحسین (1417). المیزان فی التفسیر القرآن، ج 4، قم: بنیاد علمی علامه طباطبایی، چ 2.##[23] طبرسی، فضل بن حسن (1406). مجمع‌البیان، بیروت: مطبعه دارالمعرفه.##[24] طوسی، شیخ‌الطائفه، ابوجعفر محمد بن حسن بن علی (1407). کتاب الخلاف، بی‏جا: مؤسسۀ النشر الاسلامی، چ 2.##[25] طوسی، محمد بن حسن (بی‏تا).التبیان فی التفسیر القرآن، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی.##[26] عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه‌سادات (1385).«نگرشی بر سیر تاریخی و تطبیق حقوق زن در ایران»، نشریۀ ندای صادق ع، ش11 ، ص248.##[27] عراقی، عزت‌الله (1389). دورۀ کامل حقوق کار، ج 1، تهران: سمت، چ 2.##[28] فرشتیان، حسن (1371). نفقۀ زوجه در حقوق ایران و مطالعۀ تطبیقی، قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم.##[29] کاتوزیان، ناصر (1385). دورۀ حقوق مدنی، حقوق خانواده، تهران: شرکت سهامی انتشار، چ 7.##[30] محقق داماد یزدی، سید مصطفی (1365)، بررسی فقهی حقوق خانواده قم:مؤسسۀ علوم اسلامی.##[31] مدنی، جلال‌الدین (1369). حقوق اساسی و نهادهای اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: صدا و سیما.##[32] مروارید، علی‏اصغر (1413). الینابیع الفقهیه، ج 38، بیروت: مؤسسۀ الفقه الشیعه.##[33] مطهری، مرتضی (1379). مجموعه آثار، تهران: صدرا، چ 2.##[34] مظفری، بهجت‌الملوک (1378). بررسی روند اشتغال زنان در ایران و دیگر کشورها، مجموعه مقالات سمینار سیمای زن در جامعه، تهران: معاونت پژوهشی دانشگاه الزهراء.##[35] مکارم شیرازی، ناصر و دیگران (1366). تفسیر نمونه، ج 2،‌ تهران: دارالکتاب الاسلامیه.##[36] موسوی خمینی، سید‌روح‏الله (1407). تحریر الوسیله، ج 2، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، مؤسسۀ علمی عروج، چ 2.##[37] مهر‌پور، حسین (1370). بررسی میراث زوجه در حقوق اسلام و ایران، تهران: اطلاعات.##[38] ــــــــــ (1379). مباحثی از حقوق زن، تهران: مؤسسۀ اطلاعات.##[39] نجفی، محمدحسن (1404). جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج 31، بیروت: دارالاحیاء التراث العربی.##[40] ویل دورانت (1371). لذات فلسفه، ترجمۀ عباس زریاب، تهران: انقلاب اسلامی، چ7.##[41] ویل دورانت (1349). تاریخ تمدن، ترجمۀ مهرداد مهرین، ج 2، تهران: اقبال.##[42] هاشمی رفسنجانی، علی‌اکبر (1380). زن و عدالت اجتماعی (مجموعه خطبه‌های نماز جمعه)، نشر سفیر حج.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				