<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زن در فرهنگ و هنر</title>
    <link>https://jwica.ut.ac.ir/</link>
    <description>زن در فرهنگ و هنر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 01 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 01 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>« خوانش مفهوم «فرودست» در طراحی نقاب هوشمند «آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید»از بهناز فرهی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107761.html</link>
      <description>گایاتری چاکراورتی اسپیواک، نظریه‌پرداز فمنیسم پسااستعماری، با وام گرفتن اصطلاح &amp;amp;laquo;فرودست&amp;amp;raquo; از سنت مطالعات مارکسیستی، این مفهوم انتقادی را در توصیف زنان، به مثابه دیگریِ فرودست و در حاشیه، در چهارچوب نظریه پسااستعماری تبیین کرد. &amp;amp;laquo;آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید&amp;amp;raquo;، عنوان پروژه نقاب‌های تعاملیِ هوشمند، طراحی شده توسط بهناز فرهی، معمار و طراح لباس هوشمندِ ایرانی‌الاصل است که اجرای آن با الهام از نقاب‌های زنان بندری جنوب ایران، صورت گرفته است. پروژه نقاب‌های چشمک زن با ایجاد زبان اختصاصی برای ارتباط، به سوژه فرودست امکان مقاومت در برابر هژمونی مردسالار می‌دهد و با هدف گسترش حوزه طراحی انتقادی بر پیکره فناوری‌های نوین و هوشمند، طراحی شده است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی، بر آن است تا با اشاره به ظرفیت‌های گسترده پوشیدنی‌های تعاملی هوشمند در حوزه بیانگری و بسط مفاهیم انتقادی، به خوانش مفهوم فرهنگی سوبالترن و روابط در هم تنیده آن با مناسبات قدرت، بپردازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است، مقاومت، به مثابه همبسته دائمی نهاد قدرت، درنقاب هوشمند &amp;amp;laquo;آیا فرودست می تواند سخن بگوید&amp;amp;raquo; ازطریق توسعه زبان فردی و تولید کد مورس توسط هوش مصنوعی، به محدود کردن سلطه سوژه می‌انجامد؛ تا جایی که می‌توان این کنش سوژه‌زدا و مرکز‌گریز را در شکل امکان &amp;amp;laquo;اشکال ایجابی مقاومت&amp;amp;raquo; از سوی دیگری فرودست، تفسیر کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عناصر و شاخصه‌های موثردر طراحی پوشاک ورزشی زنان ایرانی از المپیک 1996 تا 2020 با استفاده از نظریه کارکردگرایی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107762.html</link>
      <description>اهمیت لباس در اجرای فعالیت‌ها و برنامه‌های ورزشی بر کسی پوشیده نیست، در این مقاله کوشش شده‌است تا لباس‌های رسمی زنان در هفت دورة حضور مسابقات المپیک تابستانی پس از انقلاب اسلامی ایران بررسی شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای سعی در تحلیل لباس‌های زنان المپیکی ایران با استفاده از عکس‌های سایت‌های معتبر داخلی و خارجی داشته و باتوجه به نظریه کارکردگرایی در مورد تبیین ارتباط انسان با محیط خود به ارزیابی این لباس‌ها پرداخته‌است. داده‌ها که تعداد 62 تصویر لباس زنان المپیکی ایران بوده، به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند و تحلیل محتوا نیز از نوع کیفی است. پاسخ‌گویی به سؤالاتی در خصوص عوامل زمینه‌ای تأثیرگذار بر طراحی و تولید این نوع از پوشاک به لحاظ کارکردگرایی و همچنین شناسایی بُعد زیبایی‌شناختی از لحاظ رنگ و تزیینات البسه نیز از اهداف این پژوهش می‌باشند. نتایج نشان داد که عوامل فرهنگ، دین، نوع ورزش و شرایط جغرافیایی بر طراحی این لباس‌ها از لحاظ فنی و هنری تأثیرگذار بوده‌است و تغییرات شکل گرفته در طراحی این لباس‌ها به‌صورت تدریجی پدیدار شده است.. از دیگر یافته‌ها در این پژوهش وجود دید سطحی در بعد زیبایی‌شناسی و نبود نشانه‌های فرهنگی ایرانی_اسلامی در تزیینات لباس‌ها و فقدان انسجام در طراحی لباس‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حقوقی هرزه نگاری در اینستاگرام با تأکید بر جنسیت</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107763.html</link>
      <description>امروزه فضای مجازی بستر جدیدی برای تسهیل بسیاری از امور است به گونه‌ای که حتی در مواردی استفاده از امکانات این فضا لامحاله شناخته می‌شود. همان‌گونه که زندگی اجتماعی تابع مقرراتی است، حضور در عرصه مجازی نیز حقوق و تکالیفی ایجاد می‌کند. زنان به عنوان بخشی از افراد جامعه، بنا به ضرورت کاربر و یا مخاطب داده‌های فضای سایبر قرار گرفته و گاهی به دلیل تهیه، تولید و انتشار محتوای خلاف عفت عمومی و مغایر با اخلاق حسنه نقش بزه‌کار و یا بزه‌دیده را بر دوش می‌کنند. این پژوهش با تحلیلی مبتنی بر جنسیت کوشیده است هرزه‌نگاری را در رسانه اجتماعی اینستاگرام بررسی نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد محتوای هرزه‌نگاری ایرانی و فارسی به سهولت در اختیار کاربران این بستر قرار می‌گیرد. با تحلیل محتوای تصویری و متنی پست‌های منتشرشده و هم‌چنین اظهارنظر کاربران دریافته می‌شود که گاهی مخاطبان نسبت به محتواهای نادرست و خلاف عفت واکنش عرفی نظیر سرزنش و یا عدم تأیید را نشان می‌دهند اما به نظر می‌رسد چنان‌که باید و شاید برخورد قانونی و مجازات مرتکبین انعکاس کافی نداشته و بازدارندگی لازم را در این بستر ایجاد نکرده است لذا تدوین و یا تقویت ضمانت اجراهای قوی‌تری در جرم‌انگاری و اجرای مجازات در خصوص آن ضرورت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی هویت در پرتو هدف معنوی؛ پدیدار شناسی تجربه زیسته دختران دانشجو از اردوهای جهادی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107764.html</link>
      <description>دو دهه از شروع اردوهای جهادی دانشجویی می گذرد و به مرور زمان اشتیاق برگزاری این اردوها با توجه به آمار افزایش یافته است. داوطلبانه بودن، عدم وجود امتیازات ویژه برای شرکت کنندگان، شرایط نامناسب مناطق محروم، تفاوت خدمات ارائه شده گروههای جهادی با آنچه دانشجویان در دانشگاه آموخته اند و اشتیاق دانشجویان به این تجربه، نشان می دهد که اردوهای جهادی به عنوان بستری مهم در ایجاد تجربه زیسته نیازمند مطالعات اجتماعی است. هدف این مقاله، مطالعه تجربه زیسته دختران دانشجویی است که در اردوهای جهادی شرکت کرده اند. با رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و نمونه در دسترس، با 21 دانشجوی شرکت کننده در اردوهای جهادی مصاحبه شد. مطابق نتایج، علاقه به تجربه بستری جدید، زندگی گروهی، ارتباط با مردم و فرهنگ متفاوت جزو مهمترین دلایل بود. در بخش دستاورها، تلفیق جمع بودگی و گسست از جمع، بازاندیشی هویت فردی و جمعی، انقطاع از جایگاه علمی، گسست تجربه انباشته و تجربه در لحظه، معنایابی جمع فراغت و اشتغال در زندگی معطوف به هدف معنوی، فهم از عرف منطقه ای و نزدیکی با بوم متفاوت و انقطاع از الگوهای مبتنی بر فاصله طبقاتی و بازیابی خود در شبکه جدید مقولات اصلی محسوب می شود. همچنین اکثر مصاحبه شوندگان تغییر الگوی هویتی و ایجاد زمینه جدیدی از کشف خود در اردوهای جهادی با محوریت هدف معنوی را مهمترین نتیجه این تجربه عنوان کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های فمینیسم در فیلم‌های برگزیدۀ جشنواره‌های بین‌المللی سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107765.html</link>
      <description>این پژوهش به تبیین مؤلفه‌های فمینیسم در فیلم‌های سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی برگزیده در جشنواره‌های بین‌المللی می‌پردازد. هدف، بررسی تطبیقی تحول این مؤلفه‌ها طی سه دهه (۱۳۷۰-۱۳۹۰) و شناخت تحولات رویکردهای سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی به مسائل جنسیتی است. باوجود حضور برجستۀ زنان در سینمای پس از انقلاب ایران، مطالعات نظام‌مند دربارۀ تجلی گفتمان فمینیسم در آثارشان، به‌ویژه آثاری که در جشنواره‌های بین‌المللی به نمایندگی از سینمای زنان ایران حضور داشته‌اند، انجام نشده است. این پژوهش با تمرکز بر شکاف موجود، به بررسی سیر تحول مؤلفه‌های فمینیستی در سه نسل فیلم‌سازان زن و تعامل آن با شرایط اجتماعی ایران می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که بنی‌اعتماد (دهه ۷۰) با فمینیسم رادیکال و موج دوم هم‌راستاست. میلانی (دهه ۸۰) به فمینیسم رادیکال، لیبرال و سوسیالیستی گرایش دارد، اما گرایش به فمینیسم رادیکال و موج دوم، در آثار او نیز، غالب است. پناهنده (دهه ۹۰) ضمن تأکید بر فمینیسم رادیکال و موج دوم فمینیسم، به فمینیسم لیبرال و موج اول فمینیسم رجعت می‌کند. از منظر کمّی، داده‌ها تأیید می‌کنند که بیش از ۹۰٪ مضامین در کل آثار منتخب، متعلق به موج‌های اول و دوم هستند و مؤلفه‌های موج سوم سهمی نزدیک به صفر دارند. بدین ترتیب، نتایج پژوهش بیانگر ایستایی گفتمانی در سینمای زنان ایران، و نشان‌دهندة آن است که این سینما علی‌رغم ظرفیت‌های انتقادی، در یک چرخۀ تکراریِ مطالبات حل‌نشده، گرفتار آمده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیدارشناسی غربت در داستان‌های گلی ترقی ( موارد مطالعه : اتفاق، دو دنیا و خاطره‌‌‌‌های پراکنده)</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107766.html</link>
      <description>این تحقیق با هدف تبیین مفهوم غربت در داستان‌هایی از گلی ترقی و به روش کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی انجام گردیده است؛ پدیدارشناسی روشی تجربه‌مند است که می‌تواند وجوه ادراکی ما را درباره یک کلی یا عین حاضر کرده و ما را به ادراکی فرارونده از آن برساند. در باور پدیدارشناسان شناخت اینهمانی اشیاء از طریق سطوح تجربی گوناگون مستقیم، غیرمستقیم ، تاریخی و پیشنگرانه تحقق می‌یابد. براین‌اساس ضرورت مفهوم‌شناسی غربت به‌مثابه خصیصه‌ای انسانی در داستان‌های ترقی مدنظر قرارگرفته است. غربت در داستان‌های ترقی فرایندی تجربی-تاریخی و جهان‌زیستی است که توسط افراد گوناگون و در اشکال متفاوت تجربه می‌شود. این پژوهش کوشیده تا از منظری پدیدارشناسانه به بازخوانی داستان‌های اتفاق، دو دنیا و خاطره‌‌‌‌های پراکنده با محوریت موضوعی غربت بپردازد. یافته‌‌‌‌های تحقیق نشان می‌دهد که تجارب غربت در آثار ترقی در نماهای گوناگونی چون: ابهام آینده، عدم تجانس ‌فرهنگی و زبانی، انزوا، گریز، تقابل، دیگری‌بودگی و عدم صمیمیت با محیط جلوه‌گر می‌شود. نتایج پژوهش معلوم می‌دارد نماهای گوناگون غربت در داستان‌های ترقی حاصل تجارب ادراکی متفاوت اشخاص داستان‌های او از این مفهوم و برآیند چهار سطح تجربی مختلف است که در نهایت تصویری کلی از اینهمانی غربت را نزد ترقی و در معنایی وسیع‌تر در دیدگاه انسان مهاجر ترسیم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی تصویر زنان در ادبیات طنز محمد عفیفی (مطالعه موردی کتاب «للکبار فقط»)</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107767.html</link>
      <description>در جوامع مختلف جایگاه و نقش زنان در اجتماع همواره یکی از مهم‌ترین موضوعات موردمطالعه در حوزه ادبیات بوده است که در شکل‌گیری فرهنگ، اقتصاد، سیاست و تحولات اجتماعی تاثیر بسزایی داشته است. در طول تاریخ، زنان نقش‌های متعددی در خانواده، آموزش، اقتصاد و سیاست ایفا کرده‌اند و امروزه نیز حضور فعال و مؤثر آنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، نشان‌دهنده اهمیت توجه به حقوق، فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی زنان است. پژوهش حاضر باهدف شناخت و ارزیابی جایگاه زنان در جامعه مصری و چگونگی ترسیم این جایگاه در ادبیات طنز محمد عفیفی و با تکیه بر کتاب &amp;amp;laquo;للکبار فقط&amp;amp;raquo; صورت می‌پذیرد. درواقع پژوهش سعی بر آن دارد تا دریابد عفیفی چه تصویری را از زنان جامعه مصری به نمایش گذاشته است. نویسنده در این اثرخود به‌جای نقد گفتمان مردسالاری، آن را بازتولید می‌کند و تصویر زنان را در چارچوب‌های کلیشه‌ای محدود نگه می‌دارد. این مسئله نشان‌دهنده تأثیر گفتمان‌های مسلط اجتماعی بر قلم نویسنده است. بررسی این امر می‌تواند به درک عمیق‌تری از نحوه بازنمایی زنان در آثار محمد عفیفی کمک کند و جایگاه او را در میان نویسندگان و منتقدان اجتماعی مصر مشخص نماید. چنین تحلیلی می‌تواند زمینه‌ساز بررسی دقیق‌تر نقش ادبیات طنز در بازتولید یا نقد گفتمان های جنسیتی در جوامع عربی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکوین الگوی حکمرانی مشارکتی زنان در شکل‌دهی به معماری فرهنگی شهر: مطالعه موردی شهرهای استان مازندران</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107768.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای مشارکت زنان در حکمرانی شهری و نقش آن در شکل‌دهی به معماری فرهنگی شهر، با تمرکز بر شهرهای استان مازندران انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی موضوع و خلأ مطالعات تجربی در این حوزه، پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و نظریه داده‌بنیاد با گرایش گلیزری و مبتنی بر داده‌های میدانی بهره گرفته است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، مشاهده مشارکتی و بررسی اسناد مرتبط گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۲ زن فعال فرهنگی و اجتماعی و ۸ مدیر و کارشناس حوزه شهرسازی و معماری بودند که با استفاده از نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها به‌صورت همزمان با گردآوری داده‌ها و از طریق فرایند کدگذاری داده‌بنیاد (شامل استخراج مفاهیم اولیه، مقایسه مستمر و شکل‌گیری مقوله‌های تحلیلی) انجام گرفت. نتایج نشان می‌دهد مشارکت زنان در حکمرانی شهری از طریق تقویت شبکه‌های اجتماعی محلی، بازنمایی ارزش‌ها و هویت فرهنگی، افزایش حس تعلق اجتماعی و اثرگذاری غیررسمی در فرآیندهای تصمیم‌گیری شهری، در شکل‌دهی به معماری فرهنگی شهر نقش معناداری ایفا می‌کند. بر اساس مقوله‌های استخراج‌شده، چارچوبی تحلیلی برای فهم پیوند میان حکمرانی مشارکتی زنان و معماری فرهنگی شهر ارائه شده است که می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری با رویکرد عدالت‌محور و مشارکتی در حوزه معماری و شهرسازی قرار گیرد</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسازی اعتماد زوجین: مطالعه موردی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_99445.html</link>
      <description>خـانواده نظـام عاطفی پیچیده ایست که وجـه تمـایز آن بـا سـایر نظـام های اجتماعی در وفاداری، عاطفه و دائمـی بـودن عضـویت در آن اسـت. اعتماد در رابطه‌ی زناشویی از جمله عوامل موثر در ثبات، امنیت و آرامش اعضای خانواده و زوجین است. خیانت زناشویی زیان آورترین عاملی است که موجب آسیب شدید رابطه زناشویی و در بسیاری موارد منجر به طلاق زوجین می‌گردد، به اعتماد زوجین خدشه وارد کرده و فرزندان آنها را نیز دچار مشکل می‌کند. هدف پژوهش حاضر بررسی بازسازی اعتماد زوجین درگیر خیانت زناشویی است. روش پژوهش مطالعـه مـوردی با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، در یک زوج درگیر خیانت انجام گرفت که به صورت هدفمند انتخاب شدند. زوجین به مدت 14 جلسه، هر جلسه یک و نیم ساعت مورد بررسی و درمان قرار گرفتند. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نظریه زمینه ای انجام شد. یافته ها نشان داد فقدان ارتباط مطلوب و ضعف رابطه عاطفی زوجین، ارزش‌ها و باورهای فردی، روابط نامناسب محیط کار، استفاده نادرست از شبکه های مجازی، تجارب نامطلوب خانواده مبداء از جمله عواملی است که در بروز خیانت مؤثر است. نتایج بیانگرکارایی بهبود تعاملات و رابطه عاطفی زوجین، تنظیم روابط با خانواده گسترده، تقویت مفهوم خانواده ما، و بهبود ارتباط با خدا در تقویت ازدواج و بازسازی اعتماد در طول درمان خیانت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش‌مایۀ زن در قالی‌های تصویری دورۀ قاجار از منظر اروین پانوفسکی (1892-1968م.) (مطالعه موردی: سه قالیچه با نقش نیم‌تنۀ زن)</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_101649.html</link>
      <description>قالی‌های تصویری که حاصل پیوند سنت با تجدد هستند، در زمان حکومت قاجار به اوج تولید رسیدند. این قالی‌ها مضامین متنوعی مانند تصویر پادشاهان، آثار باستانی ایران، داستان‌های ادبی، مضامین دینی و تصویر حیوانات را دربرمی‌گرفتند. همچنین نمونه‌های متفاوتی از قالی‌های تصویری خلق شد که در آن‌ها تصویر زنان جایگزین نقش‌ونگارهای سنتی و مرسوم شد. هدف پژوهش حاضر، شناخت یکی از طرح‌های نادر قالی دستباف دورۀ قاجار با نقش نیم‌تنۀ زن و کشف علت خلق و لایه‌های معنایی مستتر آن، براساس رویکرد شمایل‌نگاری از منظر پانوفسکی است. سؤال پژوهش حاضر این است که علل پیدایش تصویر زن در قالیچه‌های تصویری دورۀ قاجار چیست و این تصاویر بر چه معنای نهفته‌ای دلالت دارند. پژوهش پیش‌رو از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای صورت پذیرفته و تعداد نمونه‌های مورد مطالعه، سه قالیچۀ منقوش به نیم‌تنۀ زن است. در پیدایش تصویر زن بر قالیچه‌های تصویری زمان قاجار عوامل متعددی مانند هم‌زمانی خلق این قالیچه‌ها با دورۀ قاجار، گسترش روابط با اروپا، رواج چاپ سنگی، ورود عکس و کارت‌پستال‌ها به ایران، نقاشی طبیعت‌گرایانه، اندیشۀ انسان‌مدارانه، تغییر در سبک پوشش، روابط و جایگاه سیاسی-اجتماعی زنان و کثرت تصاویر زنان در آثار هنری دورۀ قاجار مؤثر بوده‌اند. همگامی هنرمندان با جنبش‌های آن زمان نشان‌دهندۀ هم‌آهنگی آشکار تصویر این قالیچه‌ها با تحولات فراوان حاکم بر این عصر است. قالی‌بافان قاجاری متأثر از شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمانۀ خود و نامطلع از خاورگرایی غربی‌ها، جریانات و تحولات جامعه را در قالیچه‌ها بازتاب می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه انتقادی وضعیت موجود حجاب استایل های ایرانی در اینستاگرام</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_104371.html</link>
      <description>تحولات جدید عصر مدرنیته و رسانه‌ای شدن انسان مدرن در نسبت با پیوند دین داری و مد منجر به کنشگری به نام حجاب استایل شده است حجاب استایل یک پدیده جهانی است و مختص ایران نمی‌باشد اما از آنجا که حجاب به عنوان یک ارزش در جامعه ایران تلقی می‌شود این پدیده در ایران اهمیت بیشتری یافته و با توجه به تعاریف متعدد این پدیده نوظهور، پژوهش حاضر در راستای فهم این پدیده به گفتگو با کارشناسان حوزه عفاف و حجاب، مد و لباس آشنا با شبکه‌های اجتماعی پرداخته و با کدگذاری گفته‌های کارشناسان با روش داده بنیاد چیستی پدیده شامل صورت بندی تعاریف، خاستگاه پدیده، ویژگی‌ها و انواع دنبال کنندگان استخراج شد؛ در ادامه با تحلیل داده‌ها عوامل گسترش در سه دسته &amp;amp;laquo; رفتاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo; معرفتی و شناختی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo; ساختاری&amp;amp;raquo; ارائه شد و یافته‌ها حاکی از آن است که شکل گیری پدیده و راهبردهای مواجهه با آن در بستر &amp;amp;laquo;اقتضائات تمدن مدرن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رسانه‌ای شدن&amp;amp;raquo; می باشد که در آن عوامل &amp;amp;laquo;مدیریتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ساختاری&amp;amp;raquo; تاثیر گذار هستند و به ترتیب این عوامل شرایط زمینه‌ای و شرایط مداخله گر نام گذاری شده که باعث شکل گیری راهبردها در بعد &amp;amp;laquo;دینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اقتصادی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تبلیغی و رسانه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرهنگی و اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آموزشی&amp;amp;raquo; شده‌اند. با بررسی وضعیت موجود، جامعه ایرانی با پیامدهای &amp;amp;laquo;دینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;روانی و اخلاقی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فکری و فرهنگی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اجتماعی&amp;amp;raquo; مواجه است. در نهایت بعد از ترسیم مدل مبنی بر وضعیت موجود راهبردهای مواجهه جهت دستیابی به وضعیت مطلوب احصا و در پنج بعد &amp;amp;laquo;اقتصادی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قانونی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رسانه‌ای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فرهنگی&amp;amp;raquo; ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی وضعیت زنان ایرانی در سفرنامه‌های غربی و تأثیر آن بر امنیت و حضور اجتماعی آنان در فضاهای عمومی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_104938.html</link>
      <description>سفرنامه‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی و فرهنگی، نقشی کلیدی در شکل‌دهی به تصورات یک ملت از ملتی دیگر دارند.این مساله در میان سفرنامه های غربی بیشتر دیده می شود. سفرنامه‌های غربی دربارۀ ایران به‌ویژه در قرون اخیر تصویری خاص و غالباً کلیشه‌ای از زنان ایرانی ارائه داده‌اند که این بازنمایی‌ها صرفاً در متون باقی نمانده و تأثیرات عمیقی بر واقعیت زیسته، امنیت و چگونگی حضور اجتماعی زنان ایرانی در فضاهای عمومی گذاشته است. این مقاله به تحلیل انتقادی بازنمایی وضعیت زنان ایرانی در سفرنامه‌های غربی می‌پردازد و نشان می‌دهد این متون فراتر از اسناد تاریخی، ابزارهایی برای شکل‌دهی به یک دیگری شرقی بوده‌اند. پژوهش حاضر با اتکا بر چارچوب نظری شرق‌شناسی ادوارد سعید و مفهوم نگاه خیرۀ مالوی نشان می‌دهد چگونه تصویر کلیشه‌ای زن ایرانی به‌عنوان موجودی منزوی و محصور در فضای خصوصی در این سفرنامه‌ها ساخته و تثبیت شده است. این مقاله با فراتررفتن از تحلیل متنی صرف، پیامدهای ملموس این بازنمایی‌ها را بر واقعیت زیستۀ زنان ایرانی بررسی می‌کند. مطابق نتایج، این تصویرسازی‌ها نه‌تنها تصورات مخاطبان غربی را شکل داده، بلکه با نفوذ در گفتمان‌های داخلی بر امنیت روانی و فیزیکی زنان و همچنین کیفیت و چگونگی حضور اجتماعی آنان در فضاهای عمومی تأثیرات عمیق و ماندگاری بر جای گذاشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ضرورت آگاهی زنان به علم‌آموزی و بهداشت از نگاه روزنامه شکوفه</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_106060.html</link>
      <description>آگاهی از وضع نسوان در دوره قاجاریه مستلزم توجه به نشریات آن عصر است؛ در واقع زنان به عنوان رکن مهم خانواده و جامعه مورد تحقیق قرار می‌گیرند. روزنامه‌ی شکوفه با توجه به نگاه نسبتا دقیقی که در عرصه‌ی وضع بهداشت، چه برای خانواده و چه برای مدارس داشت و همچنین اشاره‌های متعدد به لزوم علم‌آموزی زنان، دارای اهمیتی برجسته برای شناخت نقش و جایگاه زن و آگاهی از شرایط عمومی در زمان مورد نشر محسوب می‌شود. این پژوهش درپاسخ به این مسأله است که ضرورت تعلیم وآگاهی‌بخشی زنان را نسبت به اهمیت علم‌آموزی و بهداشت از نگاه روزنامه شکوفه مورد بررسی قرار دهد. یافته تحقیق حاکی از این است که روزنامه شکوفه نماینده تفکری بود که سعی داشت دیدگاه سنتی نسبت به علم‌آموزی زنان را منسوخ کرده و در این برهه زمانی، شناساندن مدل‌های زیستی زنان کشورهای غربی و اهمیت دادن به شخصیت زن، سبب گردید، تا افق‌های نوینی برای آگاهی زنان ایرانی در عرصه‌های علم‌آموزی و بهداشت بگشاید. با توجه به اینکه بحث بهداشت برای مدارس پیش زمینه و امری لازم و ملزوم در کنار عوامل دیگر برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب علم آموزی و به تبع آن رشد کشور است، بر اساس نگاه این روزنامه به ابعاد مختلف این موضوع توجه شده است. این پژوهش با روش کتابخانه‌ای و شیوه‌ی توصیفی-تحلیلی به تحقیق پرداخته و ارزش وجودی زن در خانه و اجتماع را مشخص می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تحلیلی تأمین اجتماعی در برنامه هفتم توسعه: تبیین نقاط قوت، ضعف و موانع تحقق (با تاکید بر حوزه زنان)</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_106061.html</link>
      <description>این پژوهش به واکاوی تحلیلی بند پنجم سیاست‌های کلی برنامه هفتم توسعه در حوزه تأمین اجتماعی، با تأکید ویژه بر وضعیت زنان می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین ظرفیت‌ها، کاستی‌ها و موانع تحقق این سیاست در راستای تحقق عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری‌های جنسیتی است. مطالعه حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و از نوع مطالعات اسنادی انجام شده و داده‌های آن از طریق بررسی منابع اولیه و ثانویه گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد مهم‌ترین قوت این بند، انطباق آن با الگوهای جهانی از طریق تأکید بر &amp;amp;laquo;نظام چندلایه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جامعیت&amp;amp;raquo; است که امکان پوشش گروه‌های مختلف زنان را فراهم می‌سازد. با این حال، ضعف اصلی در عدم شفافیت سازوکارهای اجرایی و منابع مالی پایدار نهفته است. دو چالش عمده نیز شناسایی شد: ۱) چالش‌های کلان مانند پیری سریع جمعیت و فشار بر صندوق‌های بیمه‌ای، و ۲) چالش‌های ساختاری مانند موازی‌کاری نهادها و حکمرانی ناکارآمد. در حوزه زنان، این بند نتوانسته به نیازهای خاصی چون اشتغال ناپایدار، بار مسئولیت مراقبت و آسیب‌پذیری در سالمندی پاسخ گوید. در نتیجه، اگرچه این بند از پشتوانه نظری قدرتمندی برخوردار است، تحقق آن مستلزم تدوین برنامه‌ای عملیاتی برای اصلاح ساختار حکمرانی، پایدارسازی منابع مالی و اتخاذ راهبردهایی جهت مقابله با چالش جمعیتی با درنظرگیری عدالت جنسیتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نذر به مثابه کنش آیینی چندلایه در زندگی زنان: مطالعه مردم‌نگارانه در شهر یزد</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_106922.html</link>
      <description>نذر به‌عنوان یکی از آیین‌های دینی رایج، واجد کارکردهای متنوعی در بسترهای فرهنگی و اجتماعی مختلف است. این پژوهش با هدف فهم معنای نذر از منظر زنان در شهر یزد و بررسی اهداف و سطوح مختلف این کنش آیینی انجام شده است. رویکرد نظری پژوهش بر مبنای مفاهیم هدیه مارسل موس، دارم اجتماعی ویکتور ترنر، سایبان مقدس پیتر برگر، حافظه فرهنگی یان آسمن و تطهیر مری داگلاس شکل گرفته و روش پژوهش، مردم‌نگاری کیفی مبتنی بر حضور میدانی، مشاهده و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با زنان نذرکننده در شهر یزد بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نذر برای زنان یزدی صرفاً یک کنش مذهبی نیست، بلکه به‌مثابه کنشی چندلایه عمل می‌کند که واجد معانی روانی، اجتماعی، فرهنگی و دینی است. از منظر مشارکت‌کنندگان، نذر مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;پل ارتباطی با امر قدسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تکیه‌گاه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنش مشروط&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حافظه آیینی&amp;amp;raquo; را در بر می‌گیرد. نذر همچنین در چارچوب نوعی اقتصاد اخلاقی آیینی معنا می‌یابد که در آن دعا و نذر برای دیگری به‌عنوان شرطی برای خیر و آرامش فرد تلقی می‌شود. اهداف نذر در تجربه زنان در سه سطح قابل تحلیل است: سطح خرد (فردی) شامل خواسته‌هایی چون موفقیت در تحصیل یا اشتغال؛ سطح میانه (خانوادگی) در پیوند با سلامت خانواده و حفظ پیوندهای نسلی؛ و سطح کلان (فرهنگی‌ـ‌دینی) مرتبط با بازیابی هویت دینی و مشارکت در رفع فقر فرهنگی از طریق نذورات آگاهی‌بخش. در مجموع، نذر در تجربه زیسته زنان یزدی، سازوکاری برای معنا دادن به زندگی، بازسازی کرامت شخصی، و مواجهه با عدم قطعیت زندگی روزمره است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اخلاق، جنسیت و روایت تاریخی در کوروش‌نامۀ افسرالملوک عاملی: تأملی در امکان‌ها و محدودیت‌های سوژگی زنانه</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107972.html</link>
      <description>منظومۀ حماسی کوروش‌نامه سرودۀ افسرالملوک عاملی از نمونه‌های کم‌شمار حماسه‌سرایی زنان در ادبیات فارسی معاصر است که تاریخ هخامنشی را در قالب روایتی اخلاق‌محور، دینی و باستان‌گرا بازپردازی می‌کند و از این حیث در تقاطع ادبیات، تاریخ‌نگاری و بازنمایی جنسیت قرار می‌گیرد. مسئلۀ اصلی این پژوهش آن است که شاعری زن، در مواجهه با ژانری مردمحور و تاریخی شاهانه، چگونه امکان مداخله در روایت گذشته را می‌یابد و تا چه اندازه می‌تواند در بازسازی معنای تاریخ نقشی فعال ایفا کند. مقاله با تکیه بر مفهوم &amp;amp;laquo;جنسیت به‌مثابه مقولۀ تحلیلی&amp;amp;raquo; در نظریۀ جوان اسکات و مفهوم &amp;amp;laquo;اقتدار روایی زنان&amp;amp;raquo; در آرای سوزان لنزر، نشان می‌دهد که اخلاق‌محوری کوروش‌نامه را نمی‌توان به‌تنهایی نشانۀ زنانه بودن متن دانست؛ زیرا این ویژگی با گفتمان‌های دیگری چون باستان‌گرایی پهلوی، اخلاق دینی، سنت تعلیمی فارسی و الگوهای رایج روایت‌پردازی تاریخی نیز پیوند دارد. بااین‌حال، بررسی شیوۀ توزیع مکث‌های روایی، کاهش توصیف خشونت، حضور داورانۀ روایتگر، بازتعریف مشروعیت سیاسی، و حذف یا محدودسازی صداهای زنانه نشان می‌دهد که عاملی درون همین گفتمان‌های مسلط، امکان نوعی مداخلۀ روایی محدود، مذاکره‌گر و متناقض را پدید می‌آورد؛ مداخله‌ای که می‌توان آن را در نسبت با موقعیت جنسیتی مؤلف نیز تحلیل کرد. در نتیجه، کوروش‌نامه نه روایتی زنانه به معنای ذاتی و ثابت کلمه، بلکه متنی است که امکان‌ها و محدودیت‌های سوژگی زنانه را در ژانر تاریخی ـ حماسی آشکار می‌سازد</description>
    </item>
    <item>
      <title>سلیقه و سبک در طراحی مدِ لباس حلال، بازنمایی هویت در بستر سرمایه فرهنگی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_107975.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی رابطه میان سلیقه و سبک در طراحی لباس با تأکید بر مد حلال می‌پردازد و می‌کوشد نسبت میان زیبایی‌شناسی فردی و هویت فرهنگی را تبیین کند. در این چارچوب، سلیقه به‌مثابه تجلی ترجیحات شخصی و تجربه زیباشناختی فرد تعریف می‌شود، در حالی‌که سبک به‌عنوان ساختاری فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در نظر گرفته می‌شود که الگوهای کلان طراحی را سامان می‌دهد. مد حلال، برخاسته از مفاهیم اسلامیِ حیا، عفت و مسئولیت اخلاقی، صرفاً مجموعه‌ای از محدودیت‌های پوششی نیست، بلکه نظامی معنایی و زیباشناختی است که در پی ایجاد تعادل میان پوشیدگی، آراستگی، هویت‌مندی و خلاقیت قرار دارد.با اتکا به رویکرد انسان‌شناختی و بهره‌گیری از نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، این پژوهش نشان می‌دهد که مد حلال طی دو دهه اخیر از جریانی حاشیه‌ای به یکی از میدان‌های تأثیرگذار فرهنگی و اقتصادی بدل شده است. در این روند، مد حلال نه‌تنها به بازتعریف پوشش اسلامی انجامیده، بلکه به ابزاری برای هویت‌یابی، تمایز اجتماعی و بازنمایی نمادین ارزش‌های دینی در قالب سبک پوشش تبدیل شده است. با وجود این اهمیت، ادبیات پژوهشی موجود همچنان با خلأ نظری قابل‌توجهی مواجه است؛ به‌ویژه فقدان چارچوبی منسجم که بتواند رابطه‌ی میان سلیقه فردی، سبک طراحی و اصول زیباشناختی&amp;amp;ndash;اخلاقی اسلام را به‌صورت نظام‌مند تبیین کند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه تحلیلی میان‌رشته‌ای مبتنی بر طراحی لباس و انسان‌شناسی، منطبق با آموزه‌های اسلامی، به‌منظور روشن‌ساختن این روابط مفهومی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش حکام، روشنفکران و علماء در کنشگری سیاسی زنان، از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی</title>
      <link>https://jwica.ut.ac.ir/article_108346.html</link>
      <description>یکی از امور اجتماعی و سیاسی که مدرنیته و مفاهیم سیاسیِ منبعث از آن (از جوانبی) در پی افکندنِ آن دخیل بود، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران بوده است. سیرِ تحققِ این دو انقلاب و نحوه‌ی عملکرد نیروهای اجتماعی-سیاسی مؤثر در آن (همچون حکام، روشنفکران و علماء)، بدواً و ذاتاً منتج به دگرگونی‌های گوناگون در حیات اجتماعی یک ملت شد. یکی از این عرصه‌های مهم و چالش برانگیز نیز، عرصه‌ی زنان و بخصوص دامنه و میدان کنشگری سیاسی آنان است. مسأله و تبعاً پرسش اصلی این پژوهش نیز حول همین عرصه چرخیده و در پی پاسخ به این سؤال بنیادین است که: نیروهای اجتماعی-سیاسی حکام، روشنفکران و علمای دینی در سیرِ انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، چه نقشی در کنشگری سیاسی زنان جامعه ایفاء نموده‌اند؟ در مسیر پاسخ به این پرسش سعی شده است که با اتخاذ روش تحقیقی کیفی، نظری و تحلیلی و با گردآوری داده‌ها به شکل اسنادی و کتابخانه‌ای، تاریخ معاصر ایران و نحوه‌ی فعالیت گروه‌های گوناگون دخیل در آن در حوزه‌ی زنان بررسی شود. یافته‌های پژوهش، تبیین‌گر این نکته بوده است که نفس انقلاب‌های مشروطه و انقلاب اسلامی ایران در بسطِ دامنه‌ی کنشگری سیاسی-اجتماعی زنان مؤثر بوده است و هر سه طبقه‌ی حکام، روشنفکران و علماء در این امر دخالت داشته‌اند؛ با این تفاوت که در فرآیند انقلاب اسلامی، این نقش، خودآگاهانه‌تر، بومی‌تر و تبعاً گسترده‌تر و عمیق‌تر بوده و علاوه بر ابعادِ عملی، عینی و اجتماعی، به دگرگونی‌های نظری و فرهنگی افزون‌تری نیز منتج شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
