موضوعات = هنر
هنر

تطبیق مصادیق اجتماعی زنان در دورۀ قاجار با جایگاه زن در نگارگری نسخۀ خطی هزارویک‌شب

دوره 7، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 455-471

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58353

مهناز شایسته فر، محبوبه شهبازی

چکیده منابع تصویری به‏جای‏مانده از آثار هنری دوران قاجار می‏تواند به‌منزلۀ یکی از مدارک معتبر جهت شناسایی هویت و نقش اجتماعی زنان در این دوره بررسی شود. از این منظر، نقاشی‏ها‏ی نسخة خطی هزارویک‌شب صنیع‏الملک، که از آثار ممتاز‏‏ نگارگری ایران در دوران قاجار است، این قابلیت را دارد که به‌منزلۀ مرجعی جهت شناخت بهتر زنان دورة قاجار بررسی شود. این نسخة مصور ویژگی‏ها‏ی منحصر‏به‏فردی دارد که آن را از دیگر نسخه‏ها‏ی مصور‏شده در این دوره متمایز می‏کند. یکی از این ویژگی‏ها استفادة نگارگر از منابع اجتماعی و شخصیت‏ها‏ی معاصر خود در ترسیم تصاویر این نسخه است. بر این اساس، هدف از این مقاله توصیف جایگاه اجتماعی زنان در دورة قاجار با استفاده از سفرنامه‏ها و منابع مکتوب دیگر و مقایسة‏ تطبیقی آن با تصاویر این نسخه از هزارویک‌شب است. در این مقاله، تصویر‏ها‏یی مطالعه شده‏اند که حضور زن در آن‌ها پر‏رنگ‏تر است. بنابر یافتة این پژوهش، گرچه صنیع‏الملک جهت ترسیم زنان این نسخه از شرایط اجتماعی معاصر خویش استفاده کرده است، در برخی موارد، نظیر تفکیک جنسیتی، بیشتر به متن وفادار بوده است تا ساختار اجتماعی و نقش واقعی زنان هم‏عصر خویش.

هنر

بررسی مفهوم هویت زنانه در ویدئوآرت با رویکرد روانکاوی لاکان (مطالعه‌ای بر آثار پیپیلوتی ریست)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 157-170

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.57573

فروغ خبیری، علی شیخ مهدی

چکیده یکی از نمودهای هویت زنان در جامعه، هویت جنسی آنان است که همواره در مطالعات زنان بازنگری شده است. پژوهش حاضر در نظر دارد هویت زنانه را با رویکرد روانکاوی لاکان، در ویدئو‏آرت بررسی کند. ویدئو‏آرت رسانة هنری‏ای است که در کشاکش‏ نظریه‌های زیبایی‏شناسانه‏ای که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، با ابداع دوربین ویدئویی قابل حمل در دهۀ شصت میلادی متولد شد. ویدئو در تقابل با زبان نحوی و شیوۀ بیانی متعارف سینما و تلویزیون بوده و ازاین‏رو، رویکرد مسلط بر این رسانه‏ها را به چالش کشیده ‏است. با گسترش هنرهای اجرایی در دو دهة اخیر، در بسیاری از نمونه‏های ویدئوآرت مسئلۀ هویت جنسی با نگاهی زن‏محور مورد توجه قرار گرفته ‏است. در این پژوهش، آثار ویدئویی مرتبط با این موضوع بررسی شده و از میان هنرمندان فعالِ این عرصه، آثار پیپیلوتی ریست تحلیل شده ‏است. از خلال تحلیل و تفسیری که براساس نظریة لاکان انجام شد، این نتیجه به دست آمد که این هنرمند هنگام پرداختن به مسئلة هویت زنانه در جامعه با زبان زنانه سخن گفته و ساختارهای نمایش مسلط مردانه را فرو ریخته‏ است.

هنر

زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر فعالیت‌های زنان نقاش دوران پهلوی (1304ـ1357‌ش)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 171-186

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.57574

آزاده علی پور هریس، ابوالقاسم دادور

چکیده عوامل مختلفی در دوران پهلوی بر حضور زنان تأثیرگذار بود. در ساختارهای جدید پس از مشروطه و همراه با مدرنیسم پهلوی، و نیز دیگر گفتمان‌ها، دربار به دولت و رجال به مردم تبدیل شدند. در این دوران، زنان در رویکرد جنسیتی از یک طبقة در خود به یک طبقة برای خود تبدیل شدند. پیامد زمینه‌های اجتماعی سبب شد تا در دوران پهلوی دوم شاهد حضور فعال‌تر زنان نسبت به گذشته در عرصة نقاشی باشیم؛ چنان‌که تاریخ نگارخانه‌های تهران از 1328 تا 1357 مؤید این امر است. مقالة حاضر به بررسی زمینه‌هایی می‌پردازد که این زنان را از حاشیه به متن کشاند و تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که چه زمینه‌های اجتماعی جهت ارتقای حضور زنان نقاش دوران پهلوی مؤثر بوده است؟ در این پژوهش، گردآوری مطالب کتابخانه‌ای و میدانی است و به روش تطبیقی توصیفی‌ـ تحلیلی نگاشته شده و می‌توان دریافت که حضور مردان حمایت‌کننده در خانواده، آموزش، طبقة اجتماعی، زندگی شهری، عمومی‌سازی فرهنگ به لطف رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی، حضور حقیقی و حقوقی ملکه، حمایت‌های حاکمیت و سیاست‌های فرهنگی، جنبش‌های اجتماعی زنان و دگرگونی نقش زنان در قرن بیستم نقشی تعیین‌کننده در ارتقای جایگاه زنان نقاش این دوران داشته است.

هنر

تأثیر حرمسرا بر شیوة پیکرنگاری فتحعلی‌شاهی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 187-205

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.57575

علیرضا طاهری، بتول معاذالهی

چکیده وجوهی از تاریخ همیشه از آن رو ناگفته باقی می‌مانند که در کنار بدیهیات واقع می‌شوند. در چنین موقعیت‌‌هایی، اذهان تنها متوجه آنچه آشکار است می‌شود و در‌نتیجه برخی حقایق نادیده گرفته خواهند شد. در بیشتر منابعی که به بررسی پیکرنگاری فتحعلی‌شاه پرداخته‌اند، میل شدید او به استفاده از جواهر یا توجه افراطی به ظاهرش را ناشی از سیاست‌های او در برابر بیگانگان دانسته‌اند. این مطلب چنان جای خود را در مطالعات هنر باز کرده که کمتر کسی میلی به واکاوی دوبارة آن از خود نشان می‌دهد. در این جهت، نویسنده به بررسی حرمسرا و زنان فتحعلی‌شاه پرداخته و با تکیه بر نقاشی‌های به‌جا‌مانده از زنان حرمسرا، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چه ویژگی‌های مشترکی را بین این دسته از آثار و پیکرنگاری فتحعلی‌شاه می‌توان یافت؟ فرضیات پیشنهادی شامل گزینة جواهرات و آرایش است. در مقایسه‌ای تطبیقی که بین نقاشی‌های زنان و فتحعلی‌شاه انجام گرفت، شباهت‌هایی در آن‌ها دیده شد که تأثیر سلایق زنانه بر چنین رفتارهایی از فتحعلی‌شاه را نشان می‌دهد؛ موضوعی که تاکنون مورد توجه پژوهشگران تاریخ هنر قرار نگرفته و از این نظر بدیع است. مقالة حاضر با استفاده از روش توصیفی‌ـ تاریخی از این تأثیرات پرده برخواهد داشت.

هنر

قدرت و پادقدرت جنسیتی در سینمای ایران، مقایسة تطبیقی آثار تهمینه میلانی و رخشان بنی‌اعتماد

دوره 7، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 207-222

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.57576

هادی خانیکی، مژگان فراهانی

چکیده در نظریه‏های مربوط به اعمال قدرت، عده‏ای از اندیشمندان معتقدند قدرت عموماً از طریق مکانیسم‏های «متنی» بر جامعه اعمال می‏شود. این پژوهش سعی در شناخت مکانیسم‏های متنی اعمال قدرت جنسیتی دارد. پرسش پژوهش حاضر این است که سینما با چه مکانیسم‏هایی در راستای انقیاد زنان حرکت می‏کند و به تحکیم گفتمان مردسالاری می‏پردازد؟ همچنین، در سینما چگونه گفتمان زنان به واسازی این الگوی اعمال قدرت می‏پردازد؟ برای پاسخ به پرسش‏های پژوهش، با بهره‏گیری از تحلیل انتقادی گفتمان و رویکرد ترکیبی پل‏گی و وداک و مفاهیمی همچون منازعۀ گفتمانی، سوژه‌سازی بر مبنای استیضاح، خلق فانتزی و آلوده‏انگاری، چگونگیِ اعمال قدرت جنسیتی را در آثار تهمینه میلانی و رخشان بنی‌اعتماد تفسیر کردیم. یافته‌های پژوهش نشان می‏دهد آثار تهمینه میلانی متونی تک‌صدایند و اعمال قدرت و بهره‏گیری از مکانیسم‏های اعمال قدرت عمدتاً از جانب گفتمان مردسالاری برای اعمال سلطه استفاده شده است. آثار رخشان بنی‌اعتماد فرم دموکراتیکی دارد و امکان سخن‏گویی برای همۀ گفتمان‏ها فراهم است. همچنین، قدرت در میان گفتمان‏های مختلف توزیع شده و همۀ گفتمان‏ها از مکانیسم‏های اعمال قدرت بهره می‏برند و زنان نیز با بهره‌گیری از آن‌ها از امکان‏های مقاومت برخوردارند.

هنر

بررسی تطبیقی پوشش زنان تصویر شده در شاهنامۀ بایسنقری و شاه طهماسبی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 531-551

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.56025

مریم انصاری یکتا، رضوان احمدی پیام

چکیده الگوی تصویر‌شدة پوشش زنان در دورة تیموری و صفوی از دیدگاه هنرمند آن زمان در تصاویر برجای‌مانده از شاهنامة بایسنقری و شاه‌طهماسبی انعکاس یافته است. مطالعة منابع مکتوب تاریخی و مقایسة تطبیقی نگاره‏های دو شاهنامة یاد‌شده، نوشتاری به شیوة تحلیلی‌ـ تطبیقی را ارائه می‏دهد که در مسیر خویش به ابهامات زیر پاسخ می‏گوید؛ پوشش زنان تصویر‌شده در دو شاهنامة یاد‌شده از چه وجوهی قابلیت انطباق دارند؟ تزیین در پوشاک زنان عهد تیموری و صفوی چه کارکردی داشته است؟ ساختار پوشاک زنان دورة تیموری و صفوی در قالب سه لایة اصلی سرپوش، تن‌پوش و پای‌پوش است؛ به‌طورکلی کیفیت پوشاک زنان ‌افته در نگاره‌های هر دو شاهنامه سه مقولة تزیین، شاخص‌هایی جهت تعیین جایگاه اجتماعی زنان و لزوم حجاب را برمی‌تاباندکه در آثار هر دوره، به فراخور اصول حاکم بر جامعه و سلیقة هنرمند نگارگر، لحاظ شده است. وجه اشتراکی که در هر دو عصر تاریخی به‌چشم می‌خورد، جایگاه والایی است که برای زنان از هر طبقة اجتماعی در نگاره‌ها به‌واسطة حفظ وقار و مقام شامخ زنان جامعه در آن‌ها لحاظ شده است.

هنر

خاتون های شاهنامۀ بزرگ مغولی (تحلیل نقش وجایگاه زنان در شاهنامۀ بزرگ مغولی با رویکرد بازتاب)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 391-408

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.54518

الهه شهراد

چکیده با ظهور مغولان (ایلخانان) در ایران، هنر مصورسازی کتاب به‌‌طور رسمی شکل گرفت و از این دوران به بعد این هنر مسیر شکوفایی را پیمود. شاهنامة بزرگ ‌مغولی (دموت)، شاهکار نگارگری عهد ایلخانی، به‌منزلۀ نخستین نسخۀ مصور درباری در دوران ابوسعید بهادر خان، در تبریز تصویرسازی شد و پس از آن به‌تدریج دیگر شاهنامه‌های مصور به‌وجود آمد. حضور چشمگیر زنان در نگاره‌های این نسخه، یکی از نکات متمایز این شاهنامه است. این مقاله مبتنی بر این فرضیه است که میزان و نحوۀ حضور زنان در این شاهنامه با جایگاه و شرایط اجتماعی زنان در عهد ایلخانی مرتبط است. در این راستا، شناخت ابعاد اجتماعی شاهنامة بزرگ و به‌طور اخص نقش و جایگاه زنان در نگاره‌ها هدف اصلی پژوهش است و نگارنده با رویکرد جامعه‌شناسانه در پی کشف نحوۀ بازتاب جامعه در اثر‌ هنری است. در این زمینه، 52 نگاره از این شاهنامه با روش تحلیلی‌ـ توصیفی بررسی شده و ابزار تحلیل، نظریۀ بازتاب در جامعه‌شناسی ‌هنر است. بنا بر‌ یافته‌های تحقیق، همان‌طور که زنان در عهد ایلخانی از جایگاه و منزلت استثنایی در تاریخ ایران برخوردارند، به گونه‌ای که این دوران را عصر برابری مرد و زن می‌دانند، زنان در نگاره‌ها نیز به صورت چشمگیر و متمایزی دیده می‌شوند. این حضور در صحنه‌هایی با مضامین درباری پررنگ‌تر است و نوع حضور زنان در نگاره‌ها با نحوۀ زندگی ایشان منطبق است. بدین‌ترتیب، بار دیگر مشخص می‌شود که اثر هنری به‌منزلۀ فرآورده‌ای اجتماعی ارزش‌ها و باورهای زمان را با خود همراه دارد.

هنر

رویکرد دینی نگارگری اصیل ایران به تصویرگری زنان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 167-187

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.52935

سیده راضیه یاسینی

چکیده این مقاله، پژوهشی دربارۀ منظر نگارگران مسلمان ایران تا پیش از دوران صفوی با موضوع «تصویر زن» با رویکرد دینی و بر مبنای آیات و روایات اسلامی است. مقالۀ پیش رو در صدد است دریابد که بازتاب‌ تصویری ممیزات مطلوب زنان از منظر اسلام در مآثر اصیل نگارگری چگونه بوده است. با فرض آنکه این بازتاب بر مبنای آیات قرآن کریم و روایاتی است که خود نیز منبع الهام نگارگران برجستۀ آن دوران بوده است، ادبیات نظری این مقاله برگرفته از متون دینی مذکور است و نگاره‌های منتخب نیز بر مبنای همین رویکرد تحلیل شده است. تحلیل این آثار نشان می‌دهد که سیمای زن در شاهکارهای اصیل نگارگری و آثار استادان شهیر، پیش از آنکه به عوارض حاصل از نفوذ تأثیرات هنر مغرب زمین گرفتار آید، مبین مقام و منزلتی از وجود زن است که در تطابق با آموزه‌های قرآنی و دینی بوده است. بر این مبنا بود که نگارگران مسلمان در آثار خود توانستند در‌عین‌حال که زیبایی و لطف الهی را در سیمای زنان رقم می‌زنند، آنان را در پوشیدگی و مستوری به نمایش درآورند و از حرمت آنان در تصویرگری، حتی خصوصی‌ترین مراودات نیز، پاسداری کنند. تدقیق در چگونگی بازتولید تصویرگری خلاقانه از زنان با استناد به آثار اصیل هنر نگارگری را، که می‌تواند به برخی از پیچیدگی‌های این موضوع در زمینۀ تولیدات تصویری و رسانه‌ای جامعۀ امروز ایران کمک کند، می‌توان جنبۀ نوآورانۀ این مقاله دانست.