تاریخی
نورالدین نعمتی؛ فاطمه سمیعی
چکیده
با تهیۀ منشور انقلاب سفید در سال 1341 ش، دستیابی به توسعه راهبرد اصلی کشور تعیین شد. در این راهبرد، توسعۀ اقتصادی زیربنای جهش به توسعۀ متوازن در تمام عرصهها قلمداد میشد. بیسوادی شمار بسیاری از مردم، بزرگترین مانع در کسب توسعۀ اقتصادی بود. از طرفی، این توسعه سبک جدیدی از زندگی را بهدنبال داشت که نیازمند جهانبینی متفاوتی است. بنابراین، ...
بیشتر
با تهیۀ منشور انقلاب سفید در سال 1341 ش، دستیابی به توسعه راهبرد اصلی کشور تعیین شد. در این راهبرد، توسعۀ اقتصادی زیربنای جهش به توسعۀ متوازن در تمام عرصهها قلمداد میشد. بیسوادی شمار بسیاری از مردم، بزرگترین مانع در کسب توسعۀ اقتصادی بود. از طرفی، این توسعه سبک جدیدی از زندگی را بهدنبال داشت که نیازمند جهانبینی متفاوتی است. بنابراین، تغییر در بنیادهای فرهنگی جامعه که از طریق آموزش و پرورش سبک جدید زندگی صورت میگرفت، مکمل برنامههای توسعۀ اقتصادی در نظر گرفته شدند. زنان در این میان، رکن اصلی را در این تغییر فرهنگی ایفا میکردند و بیسوادی شمار بسیاری از آنان مانع اصلی در تحقق برنامههای توسعه توصیف شدند. از اینرو سؤال اصلی مقاله این است که برنامههای سوادآموزی زنان بزرگسال چرا و چگونه سیاستگذاری و هدفگذاری شدند تا این تغییر فرهنگی را بهوجود آورند؟ برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از مفهوم نوسازی فرهنگی و به روش توصیفی – تحلیلی، راهبردها و سیاستگذاریهای تغییر فرهنگی تبیین و نقش و عملکرد سازمان زنان ایران بهعنوان متولی این نوسازی در جامعۀ زنان بررسی شد. براساس یافتههای پژوهش، «آزادی زنان» و «اعتلای مقام زن» دو کلانطرح در این گفتمان بودند تا از این طریق، در گام نخست با افزایش شمار زنان باسواد، تصویر جدید از زن را ذائقه-پذیر کنند تا در پی آن، فرایند تغییر نقشهای سنتی زنان و بازتولید فرهنگ غربی توسط آنان آغاز شود.
تاریخی
فاطمه سمیعی؛ حسن زندیه
چکیده
با تشکیل سلسله پهلوی، آموزش نوین زنان ایران از ضرورتهای پروژهی نوسازی ایران تعریف شده بود. در نتیجه، آموزش زنان در فضای گفتمانی نوسازی و نوگرایی که حکومت پهلوی خود را منادی آن میدانست، قرار گرفت. با از میان رفتن انسداد سیاسی پس از خروج رضاشاه از ایران، آموزش نوین زنان دچار آشفتگی رویکردی و گفتمانی شد. با قدرتگیری گفتمانهای ...
بیشتر
با تشکیل سلسله پهلوی، آموزش نوین زنان ایران از ضرورتهای پروژهی نوسازی ایران تعریف شده بود. در نتیجه، آموزش زنان در فضای گفتمانی نوسازی و نوگرایی که حکومت پهلوی خود را منادی آن میدانست، قرار گرفت. با از میان رفتن انسداد سیاسی پس از خروج رضاشاه از ایران، آموزش نوین زنان دچار آشفتگی رویکردی و گفتمانی شد. با قدرتگیری گفتمانهای رقیب حکومت و امکان کنشگری آنها در عرصه قدرت، فضای گفتمانی مسلط بر نظام آموزشی زنان، یکپارچگی و انسجام خود را از دست داد و دال مرکزی نوگرایی که پیشتر در عصر رضاشاه، طرحها و برنامههای آموزشی زنان را حول خود شکل داده بود، از میان رفت؛ این مسئله منجر به شکلگیری، الگوی «زن مسلمان» در کنار «زن مدرن» شد. از طرفی، این برههی تاریخی، از حیث مسئلهی آموزش زنان، دورهی تکوین اولیهی سیاستها و برنامههای آموزشی است که نهایتاً منجر به انقلاب آموزشی در 1345 ش شد. این پژوهش با استفاده از مفهوم سنتی پیوستگاری در تاریخ و روش توصیفی ـ تحلیلی در پی بررسی رویکردها، طرحها و آهنگ تغییرات برنامههای آموزشی دختران در کتابهای درسی دبیرستان، برای تشریح چگونگی هویتیابی زنان، نقش و جایگاه آنان در فرایند مدرنیزاسیون ایران است.