ادبیات
متین وصال؛ عطیه اعرابی
چکیده
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیاتداستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکلگیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش میگیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود میباشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است. الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، ...
بیشتر
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیاتداستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکلگیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش میگیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود میباشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است. الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، یکی از شیوههای تحلیل سازههای یک متن روایی است که به تحلیل نقش سوژه و ارتباط شخصیتها با یکدیگر به عنوان کنشگران داستان میپردازد. کنشگران یک نوشتار زنانه میتوانند با ایجاد چالشهای هویتی همسو یا ناهمسو، با جامعه به تعامل بپردارند یا علیه آن طغیان کنند. جستار حاضر با مطالعه داستانهای کوتاه گلی ترقی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای گرماس، در پی بررسی نقش کنشگر "سوژه" و مفهوم "هویت ارتباطی" یا "من چندپاره " در حوزه نوشتار زنانه است، بدان معنا که سوژه در راستای رسیدن به هویت از دست رفته خویش به رابطهای تعاملی با دیگری میپردازند. بنابراین، در نوشتار زنانه، نوع دیگری از فردیت سوژه شکل میگیرد که میتوان آن را هویت ارتباطی نامید. این امر به این معناست که زنان همواره در ارتباط با دیگران هویت خود را باز مییابند و «دیگری» نقش مهمی در شکلگیری آن دارد.
زهرا غیاثیان؛ سعید شاپوری
چکیده
سیمون دوبوار در کتاب مشهورش، جنس دوم، مفاهیم خاص فمنیسم اگزیستانسیالیستی را برای اولینبار ارائه میدهد. مطابق همین مضامین، وی تمایزهای بین مشخصههای زیستشناسی و ساختار اجتماعی و تاریخی یک جنسیت و کلیشههای مرتبط با آن را توضیح میدهد و موفق میشود منبع اصلیای که زنان را در این ساختارها در مقام دیگری معرفی میکند ...
بیشتر
سیمون دوبوار در کتاب مشهورش، جنس دوم، مفاهیم خاص فمنیسم اگزیستانسیالیستی را برای اولینبار ارائه میدهد. مطابق همین مضامین، وی تمایزهای بین مشخصههای زیستشناسی و ساختار اجتماعی و تاریخی یک جنسیت و کلیشههای مرتبط با آن را توضیح میدهد و موفق میشود منبع اصلیای که زنان را در این ساختارها در مقام دیگری معرفی میکند اصلاح کند. با تکیه بر این الگوهای مطرحشده از سوی دوبوار، میتوان شخصیت زن را در نقشهای خاص زنانه، مثل زن شوهردار و زن عاشق و زن نارسیست، توضیح داد. او با توصیف زنان در موقعیتهای متفاوت، سعی در به تصویر کشیدن مواردی دارد که چگونه زنان با زیر فشار گذاشتن خود در شرایط خاصشان زمینه را فراهم میکنند تا جنس دوم باشند. در این تحقیق سعی شده شخصیتهای زن سه درام مدرن اتوبوسی به نام هوس از تنسی ویلیامز، جنزدگان از هنریک ایبسن و آنها زندهاند از آثول فوگارد براساس این رویکرد سیمون دوبوار توضیح داده شوند. پژوهش حاضر نشان میدهد که چگونه کاربرد این نظریه در خوانش یک متن نمایشی میتواند درک رایج را، که ساختة نظام مردسالارانه است، تغییر دهد و جایگزین آن شود.