تجلّی کهن الگوی «مادر مثالی» در حماسه های ملی ایران بر اساس نظریۀ روان شناختی یونگ

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

2 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علوم پزشکی مازندران

چکیده

مادرمثالی یکی از کهن‏الگوهای مهم نظریۀ روان‏شناختی یونگ است که به شکل شخصیت مادر واقعی، یا در قالب نمادهایی که بر جنبۀ مادرانه‏ دلالت دارند، در آثار ادبی تجلی می‏یابد. حماسه اثری است برآمده از جامعۀ مردسالار که قدرت‏نمایی‏های مردانه در آن بیش از نقش‏ورزی زنان به چشم می‏آید. اما آثار حماسی زیرساختی اسطوره‏ای دارند و بازتابندۀ بسیاری از اساطیر و نمادهایی هستند که به‌طور ناخودآگاه ظهور یافته‏اند. از آنجا که حیات بشری، پیش از وقوف حماسه، یک دورۀ زن‏سروری را با تقدس بزرگ‏مادران ازلی گذرانده، ناخودآگاه بشری از نمادهایی انباشته است که بر عنصر مادینۀ هستی دلالت دارند. با توجه به این انگاره، تاکنون پژوهشی در زمینۀ نمودهای کهن‏الگوی «مادرمثالی» در حماسه‏های ملی انجام نشده است. این پژوهش در پی پاسخ‏گویی به این پرسش بوده که نیروی بزرگ‏مادران ازلی در قالب چه نمادهایی در متون حماسی تجلی یافته و این نمادها چه نقشی در زندگی قهرمانان حماسه برعهده دارند؟ دستاورد پژوهش حاکی از آن است که گرچه در آثار حماسی زنان عموماً نقشی تعیین‏کننده ندارند، خلأ حضور زنان و مادران در آثار حماسی به‌طور ناخودآگاه و در قالب نمادهایی همانند آب، چشمه، باد، گیاه، کوه، غار، آتش و... پرشده که در رسیدن قهرمانان به فردیت نقش دارند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Manifestation of "Mother Archetype": Iran's national epic according to Jung's psychological theory

نویسندگان [English]

  • Reza Satari 1
  • Marzieh Haghighi 2
  • Masoomeh Mahmoodi 3
1 Associate Professor, Persian Language and Literature, University of Mazandaran, Iran
2 PhD Student, Persian Language and Literature, University of Mazandaran, Iran
3 Assistant Professor, Persian Language and Literature, Mazandaran University of Medical Sciences, Iran
چکیده [English]

Mother Archetype is one of the most important archetypes in Carl Gustav Jung's theory manifested in literary works both as the character of a real mother or in the form of symbols that indicate maternal aspect. Epic is a work derived from the male-dominated society in which the heroic functions and masculine power grab the attentions always more than the women's presence and role. However, since most of the epic poems have a mythic infrastructure, archetypically, they reflect many of the mythological themes and symbols that have emerged unconsciously in the poem. Since human life, before the epic realization and the manifestation of the male heroes, has experienced a female dominated era with female eternal holiness (mothers and women), human subconsciousness is full of images and symbols indicating the female element of existence reflecting the epic texts as mother archetypal symbols. According to this perspective, there has been no research on the mother archetype manifestations in the national epic and most of the researchers only referred to the mother characters in these works whose role did not go beyond giving birth and training the epic heroes. that the current research focuses on the issue that although in the Persian epic works (Shahnameh and the following epic poems), the women and mothers do not generally play a decisive role, the vacuum of the presence of women and mothers as an inevitable part of the humans' existence has been seen in the epic works unconsciously in the form of archetypal images and symbols, such as water, springs, rain, wind, plants, mountains, caves, fire, etc. and the mother archetype has entered the realm of consciousness in the form of these symbols.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Archetype
  • Jung
  • Mother Archetype
  • myth
  • national epic
[1] آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد (1386). اسطورۀ زندگی زردشت، تهران: چشمه، چ 7.
[2] اسدی‏طوسی، ابونصر (1389). گرشاسب‏نامه، تصحیح حبیب یغمایی، تهران: دنیای کتاب، چ 2.
[3] اسنودن، روت (1388). خودآموز یونگ، ترجمۀ نورالدین رحمانیان، تهران: آشیان، چ 2.
[4] اصفهانی، حمزه‏بن‏حسن (1346). تاریخ پیامبران و شاهان، ترجمۀ‏ جعفر شعار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
[5] الیاده، میرچا (1389). رساله در تاریخ ادیان، ترجمۀ جلال ستاری، تهران: سروش، چ 4.
[6] اوستا (1385). گزارش جلیل دوست‌خواه، تهران: مروارید، چ 10.
[7] اوشیدری، جهانگیر (1378). دانش‌نامۀ مزدیسنا، تهران: مرکز، چ 2.
[8] ایرانشاه‏بن ابی‏الخیر (1370). بهمن‏نامه، ویراستۀ رحیم عفیفی، تهران: علمی و فرهنگی.
[9] ــــــــــ (1377). کوش‏نامه، به کوشش جلال متینی، تهران: علمی.
[10] باقری حسن‏کیاده، معصومه (1388). «اکوان دیو و ‘وای’ اسطورۀ باد»، مجلۀ مطالعات ایرانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، س 8، ش 16، ص133ـ140.
[11] براهنی، رضا (1393). تاریخ مذکر، تهران: اول.
[12] بلعمی، ابوعلی (1352). تاریخ بلعمی، ج 1، تصحیح محمدتقی بهار، تهران: زوار، چ 2.
[13] بولن، شینودا (1392). نمادهای اسطوره‏ای و روان‏شناسی مردان، ترجمۀ مینو پرنیانی، تهران: آشیان، چ 2.
[14] بهار، مهرداد (1375). ادیان آسیایی، تهران: چشمه.
[15] ــــــــــ (1384). پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: آگاه، چ 5.
[16] ــــــــــ (1386). از اسطوره تا تاریخ، تهران: چشمه، چ 5.
[17] پورخالقی چترودی، مهدخت (1381). درخت شاهنامه؛ مشهد: بِه‌نشر.
[18] ترقی، گلی (1387). بزرگ بانوی هستی؛ تهران: نیلوفر، چ 2.
[19] حسن‏دوست، محمد (1393). فرهنگ ریشه‏شناختی زبان فارسی، ج 2، تهران: فرهنگستان، چ 2.
[20] حسین‏زاده، آذین (1386). زنِ آرمانی، زنِ فتانه، تهران: قطره، چ 2.
[21] دادگی، فرنبغ (1385). بندهشن، گزارنده: مهرداد بهار، تهران: توس، چ 3.
[22] دوبوکور، مونیک (1387). رمزهای زندة جان، ترجمۀ جلال ستاری، تهران: مرکز، چ 3.
[23] دینوری، ابوحنیفه احمدبن داوود (1368). اخبارالطوال؛ ترجمۀ محمود مهدوی، تهران: نی.
[24] دیویدسن، الگا ام. (1378). شاعر و پهلوان در شاهنامه، ترجمۀ فرهاد عطایی، تهران: تاریخ ایران.
[25] روایت پهلوی (1367). ترجمۀ مهشید میرفخرایی، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
[26] رید، ایولین (1387). مادرسالاری: زن در گسترۀ تاریخ تکامل، ترجمۀ افشنگ مقصودی، تهران: گل‏آذین.
[27] زمردی، حمیرا  (1387). نمادها و رمزهای گیاهی در شعر فارسی؛ تهران: زوار.
[28] زند بهمن ‏یسن (1370). ترجمۀ محمدتقی راشدمحصل، تهران: مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
[29] سام‏نامه (1392). تصحیح وحید رویانی، تهران: میراث مکتوب.
[30] ستاری، جلال (1366). رمز و مثل در روان‌کاوی؛ تهران: توس.
[31] ــــــــــ (1390). سیمای زن در فرهنگ ایران، تهران: مرکز، چ 6.
[32] ــــــــــ (1392). بازتاب اسطوره در بوف کور، تهران: توس، چ 2.
[33] سرکاراتی، بهمن (1385). سایه‏های شکارشده، تهران: طهوری، چ 2.
[34] سلمانی‏نژاد، صغری؛ سیف و موسی‏وند (1391). «بررسی و تحلیل چیستی و چگونگی ظهور کهن‏الگوی آنیما و آنیموس در شعر طاهره صفارزاده»، نشریۀ زن در فرهنگ و هنر، دورۀ 4، ش اول، ص107ـ126.
[35] شایگان، داریوش (1379). بت‏های ذهنی و خاطرۀ ازلی، تهران: امیرکبیر، چ 3.
[36] شمیسا، سیروس (1376). داستان یک روح، تهران: فردوسی، چ 3.
[37] شوالیه، ژان (1384). فرهنگ نمادها (4جلد). ترجمۀ سودابه فضایلی،  تهران: جیحون، چ 2.
[38] صدقه، جان (1378).«درخت در اساطیر کهن»، ترجمۀ محمدرضا ترکی، شعر، ش 26، ص140ـ145.
[39] طبری، محمدبن‏جریر (1375). تاریخ طبری، ج 2، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، چ 5.
[40] عطایی‏رازی، خواجه عمید (1382). برزونامه، اهتمام محمد دبیرسیاقی، تهران: انجمن مفاخر فرهنگی.
[41] فانیان، خسرو (1351). «پرستش الهه‌ـ مادر در ایران»، بررسی‏های تاریخی، س7، ش‏6، ص209ـ‌248.
[42] فدایی، فربد (1387). کارل گوستاو یونگ بنیان‌گذار روان‏شناسی، تهران: دانژه، چ 2.
[43] فرامرزنامه (1382). به اهتمام مجید سرمدی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
[44] فردوسی، ابوالقاسم (1374). شاهنامۀ فردوسی، کوشش سعید حمیدیان، تهران: داد، چ 2.
[45] فوردهام، فرید (1388). مقدمه‏ای بر روان‏شناسی یونگ، ترجمۀ مسعود میربها، تهران: جامی.
[46] قائمی، فرزاد (1388). «تحلیل داستان کیخسرو در شاهنامه براساس روش نقد اسطوره‏ای»، پژوهش‏های ادبی، س 7، ش 27، ص 77ـ 100.
[47] قائمی، فرزاد؛ یاحقی، محمدجعفر؛ پورخالقی چترودی، مهدخت (1388). «تحلیل نمادینگی عناصر خاک و باد در اساطیر و شاهنامۀ فردوسی براساس نقد اسطوره‏ای»، نشریۀ ادب‏پژوهی، ش 10، ص57ـ82.
[48] کزازی، میرجلال الدین (1380). مازهای راز، تهران: مرکز، چ 2.
[49] ــــــــــ (1382). نامۀ باستان، ج 3، تهران: سمت.
[50] ــــــــــ (1384). آب و آیینه، تبریز: آیدین.
[51] ــــــــــ (1384). نامۀ باستان، ج 6، تهران: سمت، چ 2.
[52] ــــــــــ (1390). رؤیا، حماسه، اسطوره، تهران: مرکز، چ 6.
[53] کویاجی، جهانگیر (1380). بنیادهای اسطوره و حماسۀ ایران، جلیل دوست‌خواه، تهران: آگاه.
[54] گرین، ویلفرد؛ مورگان، لیبر، ارل؛ ویلینگهم، جان (1385). مبانی نقد ادبی، ترجمۀ فرزانه طاهری، تهران: نیلوفر، چ 4.
[55] گزیده‏های زادسپرم (1366). ترجمۀ محمدتقی راشدمحصل، تهران: مؤسسۀ مطالعات فرهنگی.
[56] گوردن، والترکی (1379). «درآمدی بر نقد کهن‏الگویی»، نقد ادبی معاصر، ترجمه و تألیف جلال سخنور، تهران: رهنما.
[57] لاش، جان (1392). دوقلوها، توأمانی و همزادها، ترجمۀ رقیه بهزادی، تهران: علمی.
[58] لاهیجی، شهلا؛ کار، مهرانگیز (1381). شناخت هویت زن ایرانی، تهران: مطالعات زنان، چ 3.
[59] مادح، قاسم (1380). جهانگیرنامه، به کوشش سید ضیاءالدین سجادی، تهران: دانشگاه تهران.
[60] مادیورو، رنالدو؛ ویلرایت، ج. (1382). «کهن‏الگو و انگارۀ کهن‏الگویی؛ کارکرد کهن‏الگو در مقام اندام روان ناآگاه»، ترجمۀ بهزاد برکت، ارغنون، ش 22، ص281ـ 287.
[61] مختاری غزنوی، عثمان (1377). شهریارنامه، اهتمام غلام‌حسین بیگدلی، تهران: وزارت فرهنگ‏ و ارشاد.
[62] مدرسی، فاطمه (1382). «کیخسرو فرهمند به روایت فردوسی و سهروردی»، پژوهش‌نامۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، ش 37، ص85ـ102.
[63] مزداپور، کتایون (1392). «افسانۀ پری در هزار و یک‏ شب»، شناخت هویت زن ایرانی، به کوشش شهلا لاهیجی، چ 5، تهران: روشنگران و مطالعات زنان، ص290ـ342.
[64] مظفری، علیرضا (1389). «رستم و هیرمند»، زبان و ادب (دانشگاه تبریز)، س 53، ش 220، ص107ـ118.
[65] مقدم، محمد (1385). جستار دربارۀ مهر و ناهید، تهران: هیرمند، چ 2.
[66] مینوی خرد (1385). ترجمۀ احمد تفضلی، به کوشش ژاله آموزگار، تهران: توس، چ 4.
[67] نولدکه، تئودور  (2537). حماسۀ ملی ایران، ترجمۀ بزرگ علوی، تهران: سپهر، چ 3.
[68] ویدن‏گرن، گئو (1377). دین‏های ایران، ترجمۀ منوچهر فرهنگ، تهران: آگاهان ایده.
[69] هینلز، جان‏راسل (1385). شناخت اساطیر ایران، ترجمۀ باجلان فرخی، تهران: اساطیر، چ 2.
[70] یاحقی، محمدجعفر (1386). فرهنگ اساطیر و داستان‏واره‏ها در ادبیات فارسی، تهران: فرهنگ معاصر.
[71] یاوری، حورا (1382). «روان‌کاوی و اسطوره»، گسترۀ اسطوره، گفت‌وگوهای محمدرضا ارشاد، تهران: هرمس، ص351ـ375.
[72] یشت‏ها (1347). گزارش ابراهیم پورداوود، تهران: زبان و فرهنگ ایران، چ 2.
[73] یونگ، کارل گوستاو (1373). روان‏شناسی و کیمیاگری، ترجمۀ پروین فرامرزی، مشهد: آستان قدس.
[74] ــــــــــ (1387). انسان در جست‌وجوی هویت خویشتن، ترجمۀ محمود به‌فروزی، تهران: جامی، چ 3.
[75] ــــــــــ (1389). انسان و سمبول‏هایش، ترجمۀ محمود سلطانیه، تهران: جامی، چ 7.
[76] ــــــــــ (1390). چهار صورت مثالی، ترجمۀ پروین فرامرزی، مشهد: به‏نشر، چ 3.