هنر
زهرا ستاریان؛ محسن بدره؛ مهرانگیز شعاع کاظمی
چکیده
موضوع خیانت زن به شوهر در سالهای اخیر در سینمای ایران پرتکرار و در جامعه نیز با افزایش روبهرو شده که ضرورت بررسی آن را مینمایاند. با توجه به محدودیتهای شرعی، عرفی و مجوز ساخت و پخش فیلمها، سازندگان غالباً تلاش کردهاند تا صراحتاً به این مضمون نپردازند، بلکه آن را کنار مفاهیم دیگری قرار دهند تا برای مخاطب پذیرفتنیتر شود. چارچوب ...
بیشتر
موضوع خیانت زن به شوهر در سالهای اخیر در سینمای ایران پرتکرار و در جامعه نیز با افزایش روبهرو شده که ضرورت بررسی آن را مینمایاند. با توجه به محدودیتهای شرعی، عرفی و مجوز ساخت و پخش فیلمها، سازندگان غالباً تلاش کردهاند تا صراحتاً به این مضمون نپردازند، بلکه آن را کنار مفاهیم دیگری قرار دهند تا برای مخاطب پذیرفتنیتر شود. چارچوب ارزشیای که خیانت زن به شوهر در آنها تعریف میشود، از سالها قبل برساخته شده و حالا این مضمون را نیز در خود جای میدهد. این چارچوبهای ارزشی و ایدئولوژیک، گفتمان را میسازند؛ بنابراین، این پژوهش گفتمانی را که فیلم به آن تعلق دارد و مفاهیمی که در لایههای پنهان فیلم تبلیغ میشود مطالعه و تحلیل میکند. پژوهش براساس شیوۀ تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف به تحلیل گفتمان فیلمهای مغز استخوان، پل چوبی، بنفشۀ آفریقایی، شب یلدا، تیغ و ترمه، برف روی کاجها و علفزار میپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که خیانت زن به شوهر در فیلمهای بررسیشده تقبیح نمیشود، بلکه همراستا با ارزشهای پیشساختۀ دیگری تعریف و توجیه میشود. در چنین گفتمانی، رویکردهای غیردینی و ضددینی، فمینیستی، لیبرالیستی و مدرنیستی در کنار هم و در برابر رویکردهای دینمدارانه، خانوادهمحور، اخلاقمدار، سنتگرا و دارای هویت و اصالت بومی تعریف میشوند.
هنر
صالحه خدادادی؛ محسن بدره؛ فاطمه باجلانی
چکیده
این مقاله به مقایسه دو روایت عهد عتیق و قرآن از وسوسه آدم و ایوب (ع) از سوی همسرانشان و بازنمایی آن در هنرهای تجسمی مسیحی و اسلامی میپردازد. مقایسه نحوه فریب و وسوسه دو پیامبر یادشده توسط همسرانشان در منابع دست اول، یعنی عدم صبر بر حرمت تناول میوه ممنوعه توسط حوا و نیز عدم صبر بر ابتلائات الهی توسط رحمه و بازتاب آن در هنرهای تجسمی دو ...
بیشتر
این مقاله به مقایسه دو روایت عهد عتیق و قرآن از وسوسه آدم و ایوب (ع) از سوی همسرانشان و بازنمایی آن در هنرهای تجسمی مسیحی و اسلامی میپردازد. مقایسه نحوه فریب و وسوسه دو پیامبر یادشده توسط همسرانشان در منابع دست اول، یعنی عدم صبر بر حرمت تناول میوه ممنوعه توسط حوا و نیز عدم صبر بر ابتلائات الهی توسط رحمه و بازتاب آن در هنرهای تجسمی دو فرهنگ مسیحی و اسلامی از اهداف این پژوهش است. این مطالعه، تطبیقی است و گردآوری دادهها با کاوش در اسناد و آثار کتابخانهای و گنجینههای هنری صورت گرفته است. گرچه در متن قرآن کریم، نه تنها تقصیر وسوسه آدم و ایوب به گردن همسرانشان نیست، بلکه تعابیر بسیار روشنی وجود دارد که به صراحت تمام این اتهام را رد مینماید اما از سویی دیگر، برخی از داستانهای عهدینی در داستان حوا و همسر ایوب بعضا در منابع حدیثی و تفسیری اسلامی نیز دیده می شوند. اما مساله بازنمایی وسوسه آدم توسط حوا و شماتت ایوب توسط همسرش رحمه در هنر مسیحی به وضوح و با بسامد قابل توجهی مشهود است ولی در نقاشی های اسلامی مساله اینگونه نیست؛ در باب وسوسه آدم از سوی حوا و پیامدهای آن مانند اخراج شان از بهشت، نقاشی های اسلامی صراحت کمتری در مقصر دانستن حوا دارند و بعضا شانیت برابری با آدم به او بخشیده اند و در نگاره های مربوط به داستان ایوب نیز اثری حاکی از وسوسه این پیامبر از سوی زنش و یا شماتت شدن از سوی او یافت نشد.
مذهبی
محسن بدره؛ عزت السادات میرخانی؛ طوبی شاکری گلپایگانی
چکیده
عنوان «فمنیسم اسلامی» را در اصل ناظران غربی به فعالیتهای فکری زنان مسلمان نسبت دادهاند. خوانش ادبیات پژوهشی نویسندگان جریان «فمنیسم اسلامی» (و منسوب به آن) نشان میدهد که این پژوهشگران برای ارائۀ رهیافتهای انتقادی و جایگزین به هندسۀ جنسیـ جنسیتی اسلامی و میراث معرفتی اسلام، موضوعات و ساحتهای گوناگونی را انتخاب ...
بیشتر
عنوان «فمنیسم اسلامی» را در اصل ناظران غربی به فعالیتهای فکری زنان مسلمان نسبت دادهاند. خوانش ادبیات پژوهشی نویسندگان جریان «فمنیسم اسلامی» (و منسوب به آن) نشان میدهد که این پژوهشگران برای ارائۀ رهیافتهای انتقادی و جایگزین به هندسۀ جنسیـ جنسیتی اسلامی و میراث معرفتی اسلام، موضوعات و ساحتهای گوناگونی را انتخاب کردهاند. در میان نویسندگان اصلی این جریان، عزیزه الحبری و پس از او کشیا علی تمرکز اصلی خود را بر بازنگری فقه اسلامی (سنّی) قرار دادهاند. آنها که از پژوهشگران مطرح این جریاناند، ضمن داشتنِ برخی اشتراکات، نمایندۀ دو دیدگاه متفاوت در «فمنیسم اسلامی» به فقهاند. درحالیکه عزیزه الحبری به دنبال فعالکردن ظرفیتهای فقه موجود برای استیفای حقوق زنان و پردازشی عدالتطلبانهتر از فقه در مسائل جنسیتی است، کشیا علی سراغ نقد ساختارهای کلان و ریشهایتر فقه میرود و به این نتیجه میرسد که فقه موجود، آنگونه که در دورۀ کلاسیک خود از سوی فقها تکوّن یافته و پردازش شده است، نمیتواند یک اخلاق عدالتطلبانۀ کاملاً برابر را تضمین کند و ازاینرو باید مورد نقّادی ریشهای و ساختاری قرار بگیرد. این مقاله، از رهگذر خوانش گسترده و تطبیقی آثار این دو نویسنده، به دنبال پژوهش چشمانداز جریان موسوم به «فمنیسم اسلامی» به فقه اسلامی (سنّی) است.