ادبیات
مرضیه یحیی پور –
چکیده
این مقاله به بررسی و تحلیل تصویر زن در اشعار ایوان بونین در سالهای نخست سدۀ بیستم میپردازد و تلاش در توصیف زنان خاص (کهنالگو، اسطوره، نماد) و عامه شرقی دارد. تحلیلها نشان میدهد که زن در این اشعار فراتر از زیبایی ظاهری و لطافت، نماد احساسات، قدرت، شور زندگی و اسطورهسرایی شرق است. زنان گاه معصوم و لطیف، گاه وسوسهانگیز و قدرتمند ...
بیشتر
این مقاله به بررسی و تحلیل تصویر زن در اشعار ایوان بونین در سالهای نخست سدۀ بیستم میپردازد و تلاش در توصیف زنان خاص (کهنالگو، اسطوره، نماد) و عامه شرقی دارد. تحلیلها نشان میدهد که زن در این اشعار فراتر از زیبایی ظاهری و لطافت، نماد احساسات، قدرت، شور زندگی و اسطورهسرایی شرق است. زنان گاه معصوم و لطیف، گاه وسوسهانگیز و قدرتمند توصیف شدهاند و حضورشان با طبیعت و جهان پیرامون پیوندی عمیق دارد. تصاویر زنان شامل ترکیبی از الگوهای دینی، اسطورهای و اروتیک-قومنگارانه است که در اشعار بونین همچون «خدای نیمروز»، «کنار کلبههای سیاه نوبی»، «البرز»، «گلهای محمدی شیراز»، «ایشتار»، «ایزدبانو»، «افسون»، «کنیز»، «در بیشهزارهای اوروولا»، «زنِ عزیز»، «فسکا»، «با میمون»، «در بازار نوبه»، «عروس» و غیره مشاهده میشود. روش پژوهش، تحلیل متنی و تطبیقی است که با تمرکز بر واژهها، تصاویر و سبک توصیف زن، نقش اسطوره و نماد را در فضا و معنا بررسی میکند. نتایج نشان میدهد که حضور زن در این اشعار فراتر از زیبایی جسمانی است و او را به نمادی از اسطوره، نیروی محرک زندگی و پیچیدگیهای انسانی تبدیل میکند. بازنمایی زنان، هم در سطح کهنالگو و هم در سطح زنان عامه، حامل پیامهای فرهنگی، تاریخی و بینفرهنگی است و نشاندهنده تعامل میان اسطوره، نماد و واقعیت اجتماعی در شعر بونین است. این مطالعه تأکید میکند که شعر بونین، با تلفیق زیباییشناسی، روایت نمادین و عناصر اسطورهای، تصویری چندلایه و پویا از زن ارائه میدهد که همزمان با طبیعت و جهان پیرامون هماهنگ است.
جامعه شناسی
ابوالحسن امین مقدسی؛ کلثوم تنها
چکیده
عزالدین مناصره از شعرای برجستۀ معاصر فلسطینی است که در حوزۀ شعر مقاومت و فلسطین با طرح مضامینی نو در حوزۀ نقد با ارائۀ آرای خود جایگاه خاصی در ادب معاصر یافته است. حضور شخصیتهای سنتی، بهویژه شخصیتهای مؤنث اسطوری و فولکلوریک، در شعر وی از بسامد بالایی برخوردار است و شاعر تحتتأثیر عوامل فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی، با هنرنمایی ...
بیشتر
عزالدین مناصره از شعرای برجستۀ معاصر فلسطینی است که در حوزۀ شعر مقاومت و فلسطین با طرح مضامینی نو در حوزۀ نقد با ارائۀ آرای خود جایگاه خاصی در ادب معاصر یافته است. حضور شخصیتهای سنتی، بهویژه شخصیتهای مؤنث اسطوری و فولکلوریک، در شعر وی از بسامد بالایی برخوردار است و شاعر تحتتأثیر عوامل فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی، با هنرنمایی خاص، در القای مفاهیم مورد نظر از آن الهام گرفته است. اسطورهها و نمادهای به کار گرفته شده در شعر مناصره، بیشتر ملی، عربی، و بومیاند و صبغۀ مذهبی کمرنگی در آنها دیده میشود. او بیشتر از اسطورههایی بهره میگیرد که بیانگر پایداری و هویت و میراث ملیاند؛ همانند: زرقاء یمامه، مریم، و جفرا. این مقاله، که به روش توصیفیـ تحلیلی است، به بیان مفهوم اسطوره و بررسی و تحلیل شخصیتهای اسطورهای زنانه، که منشأ بومی و ملی و نیز اسطورههایی که منشأ دینی و یونانی دارند، میپردازد. بنابراین، هدف از نگارش این مقاله بررسی و تحلیل شخصیتهای اسطورهای و نمادین زن و تنوع آن در شعر مناصره است.
عبدالرضا سیف؛ فاطمه حکیما
چکیده
موضوع زن، نماد نفس کوششی است در تبیین چرایی زمینههای نمادین زن و نفس. در این نوشتار، ابتدا خلاص? داستان " اعرابی و خلیفه" از منظر نماد پرداخته شده و در ادامه تعریفی از نفس، نماد، چرایی نماد ِنفس بودن زن از منظر عرفا مطرح شده است. نتیجة تمثیلی داستان بر اساس نظری? نجم رازی، بیانگر آن است که همپویگی و سلوک نفس با عقل، عشق را در سالک به ظهور ...
بیشتر
موضوع زن، نماد نفس کوششی است در تبیین چرایی زمینههای نمادین زن و نفس. در این نوشتار، ابتدا خلاص? داستان " اعرابی و خلیفه" از منظر نماد پرداخته شده و در ادامه تعریفی از نفس، نماد، چرایی نماد ِنفس بودن زن از منظر عرفا مطرح شده است. نتیجة تمثیلی داستان بر اساس نظری? نجم رازی، بیانگر آن است که همپویگی و سلوک نفس با عقل، عشق را در سالک به ظهور میرساند؛ سرّ "من عرف نفسه، فقد عرف ربّه" اینجاست و با نگاهی انتقادی به باور ِنماد نفس بودن زن؛ با استناد به آیات الهی قرآن، نشان داده شده است که از منظر کلام الله، سیر الی الله خاص مردان نیست و زنان نیز میتوانند به قل? کمال انسانی و عشق الهی دست یابند.
عزت ملاابراهیمی؛ زینب نریمانی؛ نازی قنبری
دوره 3، شماره 1 ، آبان 1390، ، صفحه 95-113
چکیده
در نظر شاعران معاصر فلسطینی خاک وطن اشغالی به مثابه دلبری است با بینهایت نامهای فریبنده و زیبا. شاعر برای دست یافتن به محبوب خود [وطن] از روزن? خیال وارد میشود و نگاه ویژه و متفاوتی به آن دارد. پس از وقوع حوادث سخت و بحرانی فلسطین که با اشغال این سرزمین در 1948 به اوج خود رسید، شاعر از «زن»به عنوان نمادی برای بیان احساس و شدت دلبستگی ...
بیشتر
در نظر شاعران معاصر فلسطینی خاک وطن اشغالی به مثابه دلبری است با بینهایت نامهای فریبنده و زیبا. شاعر برای دست یافتن به محبوب خود [وطن] از روزن? خیال وارد میشود و نگاه ویژه و متفاوتی به آن دارد. پس از وقوع حوادث سخت و بحرانی فلسطین که با اشغال این سرزمین در 1948 به اوج خود رسید، شاعر از «زن»به عنوان نمادی برای بیان احساس و شدت دلبستگی خود به وطن بهره جست. از این رو برای برانگیختن شور حماسه و ایثار در کالبد بیجان هموطنانش، میهن اشغالی خود را به زیبارویی دربند تشبیه میکرد که جوانان وطن برای آزادی او از بذل جان دریغ نورزیدهاند. مسلماً جنیست شعرای فلسطینی در کیفیت بهرهگیری از این نماد و نوع نگرش و تفکر آنان بیتأثیر نبوده است. نگارندگان در این پژوهش کوشیدهاند تا به جستجوی نگاه نمادین شعرای فلسطینی به زن، از خلال آثار و اندیشههای دو تن از شاعران برجست? این سرزمین یعنی فدوی طوقان و ابوسلمی بپردازند.