هنر
ربابه غزالی
چکیده
این پژوهش به بررسی رابطه میان سلیقه و سبک در طراحی لباس با تأکید بر مد حلال میپردازد و میکوشد نسبت میان زیباییشناسی فردی و هویت فرهنگی را تبیین کند. در این چارچوب، سلیقه بهمثابه تجلی ترجیحات شخصی و تجربه زیباشناختی فرد تعریف میشود، در حالیکه سبک بهعنوان ساختاری فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در نظر گرفته میشود که الگوهای کلان ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی رابطه میان سلیقه و سبک در طراحی لباس با تأکید بر مد حلال میپردازد و میکوشد نسبت میان زیباییشناسی فردی و هویت فرهنگی را تبیین کند. در این چارچوب، سلیقه بهمثابه تجلی ترجیحات شخصی و تجربه زیباشناختی فرد تعریف میشود، در حالیکه سبک بهعنوان ساختاری فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در نظر گرفته میشود که الگوهای کلان طراحی را سامان میدهد. مد حلال، برخاسته از مفاهیم اسلامیِ حیا، عفت و مسئولیت اخلاقی، صرفاً مجموعهای از محدودیتهای پوششی نیست، بلکه نظامی معنایی و زیباشناختی است که در پی ایجاد تعادل میان پوشیدگی، آراستگی، هویتمندی و خلاقیت قرار دارد.با اتکا به رویکرد انسانشناختی و بهرهگیری از نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، این پژوهش نشان میدهد که مد حلال طی دو دهه اخیر از جریانی حاشیهای به یکی از میدانهای تأثیرگذار فرهنگی و اقتصادی بدل شده است. در این روند، مد حلال نهتنها به بازتعریف پوشش اسلامی انجامیده، بلکه به ابزاری برای هویتیابی، تمایز اجتماعی و بازنمایی نمادین ارزشهای دینی در قالب سبک پوشش تبدیل شده است. با وجود این اهمیت، ادبیات پژوهشی موجود همچنان با خلأ نظری قابلتوجهی مواجه است؛ بهویژه فقدان چارچوبی منسجم که بتواند رابطهی میان سلیقه فردی، سبک طراحی و اصول زیباشناختی–اخلاقی اسلام را بهصورت نظاممند تبیین کند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه تحلیلی میانرشتهای مبتنی بر طراحی لباس و انسانشناسی، منطبق با آموزههای اسلامی، بهمنظور روشنساختن این روابط مفهومی است.
ارتباطات
سیده فاطمه نعمتی؛ حمید پارسانیا؛ یونس نوربخش
چکیده
دو دهه از شروع اردوهای جهادی دانشجویی می گذرد و به مرور زمان اشتیاق برگزاری این اردوها با توجه به آمار افزایش یافته است. داوطلبانه بودن، عدم وجود امتیازات ویژه برای شرکت کنندگان، شرایط نامناسب مناطق محروم، تفاوت خدمات ارائه شده گروههای جهادی با آنچه دانشجویان در دانشگاه آموخته اند و اشتیاق دانشجویان به این تجربه، نشان می دهد که اردوهای ...
بیشتر
دو دهه از شروع اردوهای جهادی دانشجویی می گذرد و به مرور زمان اشتیاق برگزاری این اردوها با توجه به آمار افزایش یافته است. داوطلبانه بودن، عدم وجود امتیازات ویژه برای شرکت کنندگان، شرایط نامناسب مناطق محروم، تفاوت خدمات ارائه شده گروههای جهادی با آنچه دانشجویان در دانشگاه آموخته اند و اشتیاق دانشجویان به این تجربه، نشان می دهد که اردوهای جهادی به عنوان بستری مهم در ایجاد تجربه زیسته نیازمند مطالعات اجتماعی است. هدف این مقاله، مطالعه تجربه زیسته دختران دانشجویی است که در اردوهای جهادی شرکت کرده اند. با رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و نمونه در دسترس، با 21 دانشجوی شرکت کننده در اردوهای جهادی مصاحبه شد. مطابق نتایج، علاقه به تجربه بستری جدید، زندگی گروهی، ارتباط با مردم و فرهنگ متفاوت جزو مهمترین دلایل بود. در بخش دستاورها، تلفیق جمع بودگی و گسست از جمع، بازاندیشی هویت فردی و جمعی، انقطاع از جایگاه علمی، گسست تجربه انباشته و تجربه در لحظه، معنایابی جمع فراغت و اشتغال در زندگی معطوف به هدف معنوی، فهم از عرف منطقه ای و نزدیکی با بوم متفاوت و انقطاع از الگوهای مبتنی بر فاصله طبقاتی و بازیابی خود در شبکه جدید مقولات اصلی محسوب می شود. همچنین اکثر مصاحبه شوندگان تغییر الگوی هویتی و ایجاد زمینه جدیدی از کشف خود در اردوهای جهادی با محوریت هدف معنوی را مهمترین نتیجه این تجربه عنوان کردند.
ادبیات
متین وصال؛ عطیه اعرابی
چکیده
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیاتداستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکلگیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش میگیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود میباشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است. الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، ...
بیشتر
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیاتداستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکلگیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش میگیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود میباشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است. الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، یکی از شیوههای تحلیل سازههای یک متن روایی است که به تحلیل نقش سوژه و ارتباط شخصیتها با یکدیگر به عنوان کنشگران داستان میپردازد. کنشگران یک نوشتار زنانه میتوانند با ایجاد چالشهای هویتی همسو یا ناهمسو، با جامعه به تعامل بپردارند یا علیه آن طغیان کنند. جستار حاضر با مطالعه داستانهای کوتاه گلی ترقی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای گرماس، در پی بررسی نقش کنشگر "سوژه" و مفهوم "هویت ارتباطی" یا "من چندپاره " در حوزه نوشتار زنانه است، بدان معنا که سوژه در راستای رسیدن به هویت از دست رفته خویش به رابطهای تعاملی با دیگری میپردازند. بنابراین، در نوشتار زنانه، نوع دیگری از فردیت سوژه شکل میگیرد که میتوان آن را هویت ارتباطی نامید. این امر به این معناست که زنان همواره در ارتباط با دیگران هویت خود را باز مییابند و «دیگری» نقش مهمی در شکلگیری آن دارد.
مینا مهدیخانی؛ سید علی اصغر سلطانی؛ حسین اسکندری
چکیده
چکیدههویت به تعبیری بخش ضروری حالات روانی انسان است که شیوۀ تعامل با جامعه را کنترل میکند. درمقابل رویکرد روانشناسی گفتمانی هویت را برساختی پویا میداند که ازطریق گفتمان و تعامل اجتماعی حاصل میشود. گفتمان در این رویکرد، منجر به خلق بدنهای گفتمانی شده و این بدنها نیز در برساخت هویت جسمیتیافته دخیل هستند. ازاینرو هدف ...
بیشتر
چکیدههویت به تعبیری بخش ضروری حالات روانی انسان است که شیوۀ تعامل با جامعه را کنترل میکند. درمقابل رویکرد روانشناسی گفتمانی هویت را برساختی پویا میداند که ازطریق گفتمان و تعامل اجتماعی حاصل میشود. گفتمان در این رویکرد، منجر به خلق بدنهای گفتمانی شده و این بدنها نیز در برساخت هویت جسمیتیافته دخیل هستند. ازاینرو هدف از نگارش مقالۀ حاضر بررسی توانایی این رویکرد در مطالعۀ هویت، بالأخص هویت جسمیتیافته و نشان دادن محدودیت مدل دکارتی، است. این رویکرد، رویکرد تحلیلی نظری به گفتمان است که گفتار و نوشتار را در کانون مطالعات خود قرار میدهد و فهم پدیدههای روانشناختی را در بستر اجتماعی ممکن میداند. پژوهش حاضر کیفی بوده و دادهها از ده نفر از بلاگرهای زن در ردۀ سنی بیست الی سی سال از منطقهای یکدست در تهران، ازطریق مصاحبۀ باز و ضبط لایو اینستاگرام جمعآوری شده است. نتایج نشان از برساخت هویت جسمیتیافته بهواسطۀ ساختهای زبانی ساده و روزمره و از ویژگیهای فیزیکی بدن تغییریافتۀ زنان بهعنوان ویژگیهای قابل شناسایی هویت دارد. اهمیت ساخت زبانی فاعل و مفعول فاصلۀ بین هویت و بدن را کمرنگ کرده و از این طریق عاملیت از زنان زدوده شده و فیزیک و تغییرات بدن فراتر از آگاهی قرار میگیرد.
الهه ایمانی؛ افسانه قانی
چکیده
چکیدهدر عصر حاضر توجه به هویت و فرهنگ هر ملت از جایگاه خاصی برخوردار است و پوشاک یکی از مهمترین شاخصههای هویتی هر جامعهای محسوب میشود که بهطور مداوم در حال تغییر است. این دگرگونی سبک بیش از همه در لباس بانوان رخ میدهد. بسیاری اوقات در ایران نیز طراحی لباس بانوان تحت تأثیر مد جهانی و به عبارتی، فرهنگ غرب قرار گرفته است؛ ...
بیشتر
چکیدهدر عصر حاضر توجه به هویت و فرهنگ هر ملت از جایگاه خاصی برخوردار است و پوشاک یکی از مهمترین شاخصههای هویتی هر جامعهای محسوب میشود که بهطور مداوم در حال تغییر است. این دگرگونی سبک بیش از همه در لباس بانوان رخ میدهد. بسیاری اوقات در ایران نیز طراحی لباس بانوان تحت تأثیر مد جهانی و به عبارتی، فرهنگ غرب قرار گرفته است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف احیاء ارزشهای هویتی، قومی و ایجاد خلاقیّت در بخشی از پوشاک اجتماع بانوان، یعنی مانتوی مجلسی، انجام شد.. بدین منظور قابلیتهای نقوش قالیهای لچکترنج و شبهناظم قشقایی که از طرحهای اصیل این قوم است، در طراحی مانتوهای بانوان مورد بررسی قرار گرفت. پرسشهای پژوهش چنین بود که با چه روش علمی میتوان از طرحها و نقشمایههای قالیهای قشقایی در طراحی لباس بهره جست؟ و چه راهکارهایی برای کاربردی کردن نقوش و ساختار بخشی از قالیهای قشقایی در پوشاک اجتماعی بانوان ایرانی وجود دارد؟ این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی با اتکا به منابع کتابخانهای صورت پذیرفت و با روش الگوی خلاقیّت اسکمپر که بر هفت تکنیک اساسی جانشینی، ترکیب، اقتباس، تقویت، کاربرد دیگر، حذف و وارونه کردن استوار است، انجام شد. درنهایت نتایج نشان داد: نقوش قالیهای قشقایی قابلیّت این را دارند تا هم در طراحی و هم در اجرا براساس الگوی اسکمپر با تکنیکهای مختلف دوخته و یا تزیین شوند. در بخش طراحی مانتوها راهکارهای بهدستآمده این بود که نقوش بهصورت تکنقش و بخشی از ساختار قالی، چه در طراحی و چه در دوخت و اجرا، میتوانند بهکاربرده شوند.
جامعه شناسی
سهیلا صادقی فسایی؛ ایمان عرفان منش
چکیده
براساس رویکرد «فناوری اجتماعی»، در شرایط کنونی فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی با فعالیتهای فراغتی نوجوانان ادغام شده و پیوند یافتهاند. این فعالیتهای فراغتی در چارچوب وسیعتری از اقتضائات بیرونی کنش و همچنین شرایطی قرار دارند که انتخاب کنشگر در آن رقم میخورد. این مقاله تلاش میکند ضمن ارائۀ سنخبندی از انواع ...
بیشتر
براساس رویکرد «فناوری اجتماعی»، در شرایط کنونی فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی با فعالیتهای فراغتی نوجوانان ادغام شده و پیوند یافتهاند. این فعالیتهای فراغتی در چارچوب وسیعتری از اقتضائات بیرونی کنش و همچنین شرایطی قرار دارند که انتخاب کنشگر در آن رقم میخورد. این مقاله تلاش میکند ضمن ارائۀ سنخبندی از انواع فعالیتهای فراغتی بیرونمحور و فناوریمحور، ترجیح واقعی نوجوانان را در انتخاب آنها با توجه به تفاوتهای جنسیتی واکاوی کند. بر این اساس، با 120 نوجوان دختر و پسر در سال تحصیلی 1395ـ1396 مصاحبههایی نیمهساختارمند در شهر تهران با توجه به نمونهگیری تیپیک و هدفمند انجام شد. نتایج نشان میدهند که ترجیح اصلی نوجوانان فعالیتهای فراغتی بیرونمحور است، اما شرایط اجتماعی و چارچوب فشارها و الزامات اجتماعی و فرهنگی در عمل فعالیتهای فراغتی فناوریمحور را برای آنان شکل میدهد؛ تا جایی که فناوریهای جدید در برخی موارد بهمنزلۀ یک دوست تجلی مییابند. پسران بیش از دختران بازیهای رایانهای (و کنسولی) را بهمنزلة فعالیت فراغتی انتخاب میکنند و بیشتر تحت تأثیر احساسات ناشی از آنها قرار میگیرند. این در حالی است که دختران با محدودیتهای بیشتری برای فراغت بیرونمحور مواجهاند. بههرحال، فعالیتهای فراغتی فناوریمحور به منبع هویتی و مصرفی برای اکثر نوجوانان تبدیل شده است.
زهرا پیشگاهی فرد؛ مریم امیدی آوج
دوره 1، شماره 1 ، بهمن 1388
چکیده
هویت دارای ابعاد مختلفی است و مهم ترین بعد آن ?هویت فردی و اجتماعی است. جهت نقش پذیری و رسیدن به حقوق واقعی در اجتماع شناخت این هویت ها ضرورت دارد. یکی از مهم ترین مسائل در ارتباط با هویت?بحث هویت یابی دختران و زنان جوان است که این موضوع در بین دختران و زنان جوان ایرانی در مسیری حرکت کرده که بین تصور آنان و جامعه از خود فاصله وجود دارد. ...
بیشتر
هویت دارای ابعاد مختلفی است و مهم ترین بعد آن ?هویت فردی و اجتماعی است. جهت نقش پذیری و رسیدن به حقوق واقعی در اجتماع شناخت این هویت ها ضرورت دارد. یکی از مهم ترین مسائل در ارتباط با هویت?بحث هویت یابی دختران و زنان جوان است که این موضوع در بین دختران و زنان جوان ایرانی در مسیری حرکت کرده که بین تصور آنان و جامعه از خود فاصله وجود دارد. بنابراین مسئله ای که اکنون با آن مواجهند مربوط به هویت آنان می باشد هویتی که به دلیل آموزش های به دور از واقعیت های اجتماعی دچار بحران شده است و زمینه خلاقیت و سازندگی را از آن ها سلب نموده است. این نوشتار بر اساس مطالعات کتابخانه ای در پی بررسی این سوال است که :
- دختران جوان ایرانی چه هویتی دارند وچه عواملی مانع شکل گیری هویت ایرانی – اسلامی در آنان می باشد؟
نائل شدن به هویت موفق در کشورهای در حال توسعه?کاری بس دشوار است زیرا معیارهای سنتی و مدرن درتعارض هم قرار دارند و جهت از بین بردن این تعارض و هویت یابی صحیح دختران جوان برای ایفای نقش در تمدن سازی?نقش خانواده?بهره بردن از دیدگاه های اسلامی و تجدیدنظر در سیاست های هویتی از سوی برنامه ریزان ذیربط ضروری به نظر می رسد.