دوره و شماره: دوره 16، شماره 1، بهار 1403 
مقاله پژوهشی ادبیات

نقد فمینیستی رمان «الّتی تعدّ السّلالم» براساس نظریۀ الین شوالتر

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.360432.1926

محسن سیفی، سمانه دهقانی، علی نجفی ایوکی

چکیده در نقد فمینیستی، مسئلۀ زن و جایگاه او در جامعه مطرح می‌شود. رمان «التی تعد السلالم»، اثر هدی حمد نویسندۀ زن عمانی، رویکردی نقادانه نسبت به جایگاه زنان در جامعه دارد و دربردارندۀ مفاهیمی چون اختلاف طبقاتی میان زنان، چالش‌های فرهنگی آنان و سیطرۀ نظام مردسالارانه است. پژوهش پیش‌رو با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی رمان یادشده را در تطابق با رویکردهای چهارگانۀ نقد فمینیستی «الین شوالتر» شامل رویکردهای زیست‌شناختی، روان‌شناختی، زبان‌شناختی و فرهنگی بررسی می‌کند و در پی پاسخ به این پرسش است که نویسنده چگونه مؤلفه‌های زنانه را در اثر خود بازتاب داده است. حمد در بعد زیست‌شناسی زنان به مسائلی چون زایمان، ختنۀ زنان و بارداری اشاره کرده و در بعد روانی، مسائلی مانند وسواس فکری و عملی، خواب و دوگانگی رفتاری را مورد توجه قرار داده است. کاربرد ویژگی‌های برجستۀ زبانی توسط نویسنده همچون واژگان و لهجۀ عامیانۀ عربی در انعکاس مسائل زنانه و مشکلات فرهنگی چون قاچاق زنان و آزار جسمی آن‌ها، موجب خلق اثری تأثیرگذار و آگاهی‌بخش شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد حمد با تکیه بر شگردهای زبان زنانۀ خود با توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان در هویت‌بخشی به زنان موفق عمل کرده و بسامد بالای مؤلفه‌های الگوی شوالتر، زنانهبودن اثر وی را اثبات می‌کند. نویسنده با زبان زنانۀ خود، دغدغه‌های مهم و عمیق دربارۀ زنان را در قالب مسائل زیستی، روانی و فرهنگی مطرح کرده است.

مقاله پژوهشی ادبیات

تحلیل جایگاه زنان در رمان نانی روی میز دایی میلاد اثر محمد النعاس براساس مکتب زیبایی‌شناسی انتقادی فرانکفورت

صفحه 23-40

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.361800.1938

چیمن محمدی بایتمبر، محمدنبی احمدی

چکیده انتقاد به جایگاه زنان در جامعۀ لیبی یکی از مشخصه‌های رمان نانی روی میز دایی میلاد، رمان برگزیدۀ بوکر عربی 2022 و نوشتۀ محمد النعاس نویسندۀ معاصر لیبیایی است. این رمان دربرگیرندۀ تعداد زیادی شخصیت زن و بیان شرایط و عقاید و افکار آن‌ها در جامعه‌ای با فرهنگ مردسالاری و نگاه جنسیتی به زن است. این اثر با توصیفات تلخی از زنان داستان و سرنوشت آنان، ریشۀ درماندگی‌هایشان را حاکمیت مردسالاری می‌داند که مانع از بروز استعدادهای آن‌ها می‌شود. به‌دلیل بازتاب دیدگاه انتقادی محمد النعاس در بستر رمان مذکور و تطابق با دیدگاه زیبایی‌شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت نسبت به اینکه هنر و ادبیات باید با رویکرد سلبی و مخالف‌خوان به مبارزه با شرایط موجود برای رسیدن به شرایط مطلوب برآیند، بر آن شدیم تا رمان مذکور را براساس این نظریه با رویکرد تحقیق کیفی و با روش تحلیل محتوا بررسی کنیم. مقالۀ حاضر کوششی برای تحلیل و بررسی این دیدگاه انتقادی است. یافته‌های پژوهش بیانگر انطباق دیدگاه محمد النعاس با رویکرد انتقادی مکتب فرانکفورت است و نشان می‌دهد او با هدف آگاه‌کردن جامعه و بهبود جایگاه زنان، با دیدگاه مخالف‌خوان و سلبی به انتقاد از وضعیت آنان در جامعه پرداخته است. همچنین با ایجاد تقابل میان زنان سنتی و مدرن به انتقاد از نظام مردسالاری حاکم و ستم‌هایی که بر زنان روا داشته شده می‌پردازد و با کمک‌گرفتن از شخصیت‌های مرد علیه نظام مردسالاری، سعی در آگاه کردن زنان و مردان جامعه‌اش نسبت به جایگاه زن و نقش او در خانواده و اجتماع دارد.

مقاله پژوهشی هنر

شیوۀ نمایش زنان در شش مرقع قاجاری (از منظر آرایش، پوشش، زیورآلات و پیکربندی)

صفحه 41-59

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.356590.1937

آمنه مافی تبار

چکیده در طول افزون بر یکصد و بیست سال حکومت قاجاریان، دو دورۀ هنری قابل‌بازیابی است که اولی با عصر فتحعلی‌شاه و دومی با عهد ناصرالدین‌شاه شناخته می‌شود. پیش‌تر بررسی هنر دوران، بیشتر با نظر به نقاشی‌های بزرگ انجام شده است. هدف این مقاله، مقایسۀ شیوۀ بازنمایی زنان در شش مرقع قاجاری است که سه نسخه از آن‌ها به دورۀ اول و سه نسخۀ دیگر به دورۀ دوم تعلق دارد. با این نگاه، پرسش آن است که چگونه می‌توان با مقایسۀ شیوۀ آرایش، پوشش، زیورآلات و پیکربندی زنان در شش مرقع قاجاری، شباهت‌ها و تفاوت‌های مربوط به نمایش ایشان را در قالب سبک‌های نقاشی قاجاری تبیین کرد. نتیجۀ این پژوهش تاریخی به شیوۀ تحلیلی-تطبیقی و با نمونه‌گیری هدفمند دوازده نگاره از شش نسخۀ مرقع قاجاری نشان داد آرایش، پوشش و زیورآلات و به همین نسبت بازنمایی زنان در هریک از تصاویر، وام‌دار سبک و شیوۀ هنری زمانه است. به همین جهت در دورۀ اول، جنبۀ تجملی و تصنعی بیشتری دارد، اما در دورۀ دوم، کیفیت طبیعت‌گرایانه به خود گرفته است؛ چنان‌که در این دوره حتی در فضای بیرونی تصویر شده و نمود زنان کوچه و بازار در سنین سالخوردگی است. دربارۀ پیکربندی نیز هرچند اندازۀ اندام بانوان در دورۀ دوم حقیقی‌تر می‌نماید، اما فضاسازی در هر دو دورۀ متقدم و متأخر، همچنان بی‌توجهی نقاش به محیط پیرامون را نشان می‌دهد و حداکثر به تجسم چند ترنج، فرش و مخده خلاصه می‌شود؛ به‌طوری‌که مانند مرقعات تصویری دورۀ اول، مخاطب فضای نامشخصی از اندرون یا بیرون متصور خواهد شد.

مقاله پژوهشی هنر

تبیین ایده در دست‌نگاره‌های هنری زنان براساس باور معرفت‌شناختی علمی با نقش میانجی بار شناختی در آموزش طراحی معماری

صفحه 61-84

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.362411.1943

فرهاد کاروان

چکیده روند طراحی در معماری، یکی از برنامه‌های درسی رشتۀ معماری است که در سطوح متفاوت آموزشی تدریس می‌شود. برای برنامه‌ریزی مطلوب آموزشی، شناسایی متغیرهای مرتبط با آن ضروری است. از جمله متغیرهای مرتبط با روند و شیوۀ طراحی، باورهای معرفت‌شناسی و بار شناختی فراگیران است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ باورهای معرفت‌شناختی علمی و بار شناختی با دست‌نگاره در روند طراحی دانشجویان معماری است. این پژوهش با رویکرد ترکیبی کمی (روش توصیفی-همبستگی) و کیفی (تحلیل نمونۀ دست‌نگاره‌های دانشجویان) انجام گرفت. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانشجویان دختر رشتۀ معماری در دانشگاه‌های همدان است. نمونۀ مورد نظر به تعداد 120 نفر به شیوۀ دردسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه‌های باور معرفت‌شناسی علمی، بار شناختی و مقیاس ارزیابی ایده در دست‌نگارۀ طراحی استفاده شد. داده‌های پژوهش با روش آمارتوصیفی (میانگین، انحراف معیار و آماره‌های کجی و کشیدگی توزیع متغیرها) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با محاسبۀ پیش فرض‌های آن) تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بین باورهای معرفت‌شناسی علمی و بار شناختی با ایده در روند طراحی دانشجویان معماری رابطه وجود دارد و چارچوبی را برای تشخیص و تشریح روابط نظری بین مؤلفه‌های باورهای معرفت‌شناختی علمی، بار شناختی و شاخصه‌های دست‌نگاره‌ها فراهم کرده است. درنتیجه باور معرفت‌شناختی علمی و تعادل شناختی یا بار شناختی مطلوب، تبیین و پیش‌بینی‌کنندۀ خوبی برای سنجش ایده در دست‌نگارۀ دانشجو است.

مقاله پژوهشی هنر

تدوین مدل مفهومی تبیین‌کنندۀ کیفیت‌های طراحی اتاق‌های واحدهای مسکونی آپارتمانی مرتبط با سبک زندگی زنان جوان ایرانی

صفحه 85-110

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.360335.1953

سیده فرشته احسانی اسکوئی، جمال‌الدین مهدی‌نژاد

چکیده زنان به‌واسطۀ حضور پررنگ‌تر در خانه، بیشتر تحت تأثیر شرایط نامطلوب سکونتی قرار می‌گیرند؛ بنابراین توجه به سبک زندگی، نیازها و ترجیحات این افراد در طراحی مسکن ضرورت دارد. با رویکرد اکتشافی از روش تحقیق کیفی و مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته و مشاهده برای جمع‌آوری اطلاعات مدنظر استفاده شد. نمونۀ مورد بررسی، بیست زن بین 20 تا 40 سالۀ ساکن استان تهران هستند که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، متن مصاحبه‌ها در نرم‌افزار مکس کیو دی ای کدگذاری شد و دیاگرام‌های رفتارمحور و فضامحوری براساس بررسی‌های میدانی از واحدهای مسکونی ترسیم شد. شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی معاصر جامعۀ ایرانی، سبک زندگی خاصی در این گروه اجتماعی ایجاد کرده است که بر خواسته‌ها و ترجیحات این افراد درمورد مسکن اثرگذار بوده است. به‌ترتیب مشخصه‌های ادراک محیطی «کارایی و عملکرد، زیبایی و نظم، محرمیت، انعطاف‌پذیری و تنوع‌پذیری، تمیزی و بهداشت» و مشخصه‌های فیزیکی «تعداد و اندازۀ کمد و انباری، نور، مساحت و تناسبات اتاق‌ها، پیکره‌بندی فضایی، آلودگی صوتی، مبلمان داخل اتاق و نحوۀ چینش آن‌ها، بافت و رنگ مصالح و متریال، دید و منظر پنجره‌ها و میزان اشراف به آن، شرایط تهویه، گرمایش و سرمایش، تعداد اتاق‌های خواب، فرم و هندسه، و عناصر سازه‌ای» از مهم‌ترین مؤلفه‌های طراحی اتاق‌های واحدهای مسکونی آپارتمانی مبتنی بر دیدگاه‌های زنان جوان است. در نظرگیری فضای مناسب برای خواب، کار و تفریح، تأمین خلوت شخصی، توجه به سلایق فردی و حساسیت‌های فرهنگی در طراحی اتاق‌ها، از راهکارهای تطبیق مسکن با سبک زندگی این افراد است.

مقاله پژوهشی هنر

تأثیر روابط بینامتنی داستان بلند مار و مرد در جلب مشارکت مخاطب در جریان خوانش متن (با درنظرگیری نقش شخصیت زن در خوانش بینامتنی اثر)

صفحه 111-132

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.366445.1975

شاهرخ امیریان، یعقوب آژند

چکیده داستان بلند مار و مرد (1355-1357) اثری از سیمین دانشور است که براساس روایت‌های اسطوره‌ای، متون مقدس و روایت‌های مذهبی نوشته شده است. مبنای نظری این نوشتار در مطالعه و بررسی سهم بینامتنی روایات مذکور در ساخت و پرداخت آن اثر ادبی، تعریف نظری لوران ژنی از مفهوم بینامتنیت در مقالۀ «راهبرد اشکال» است که در آن، در تفاوت دریافت خود از بینامتنیت (معروف به بینامتنیت نرم) و بینامتنیت ژولیا کریستوا (معروف به بینامتنیت سخت) پیشنهاد می‌کند: زمانی باید از بینامتنیت سخن به میان آورد که بتوان عناصری فراتر از واحد لغوی از متن پیشین را در متن جدید بازیابی کرد. به عبارت دیگر ارتباط متن‌های مورد نظر، فراتر از ارتباط واژگانی و روابط صوری است. ژنی ارتباط بینامتنی دو متن را نه با جمع مبهم و مرموز تأثیرات یکی بر دیگری، بلکه با میزان ارتباط درونی دو متن با یکدیگر و چگونگی نفوذ و تأثیرگذاری یکی بر دیگری مرتبط دانسته و بر دو نوع بینامتنیت قوی و ضعیف تأکید می‌کند. از نظر او، زمانی که دو متن دست‌کم از دو جنبۀ صوری و مضمونی با هم ارتباط داشته باشند، بینامتنیت قوی و زمانی که ارتباط متون با یکدیگر در یکی از این دو سطح متوقف شود، بینامتنیت ضعیف برقرار می‌شود. پژوهش حاضر از حیث نوع، مطالعه‌ای کیفی محسوب می‌شود. داده‌های مطالعاتی جستار از منابع کتابخانه‌ای مهیا شده است. پردازش تحلیل داده‌ها با روش توصیفی-تحلیلی انجام می‌شود. جستار در نتیجه با رابطه‌جویی کاربست شخصیت زن و بینامتنیت، متن مار و مرد را از دیدگاه خوانش مخاطب بارت تبیین می‌کند.

مقاله پژوهشی هنر

نقش زن در رقص قاسم‌آبادی با تأکید بر آیین شالی‌کاری

صفحه 133-150

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.373322.2021

سیده فرخنده پور نصرانی، نرگس ذاکر جعفری

چکیده سهم بیشتر نیروی کار مرتبط با شالی‌کاری در استان گیلان، مربوط به زنان روستایی است که از دانش تجربی زیادی در حیطۀ کاری خود برخوردارند و از این‌رو حضور آن‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. زنان آداب شالی‌کاری یعنی کاشت، داشت و برداشت را در آیین‌های نمایشی مانند رقص قاسم‌آبادی نشان می‌دهند که علاوه بر جذابیت بصری، بیانگر پیوند معنوی و اسطوره‌ای با طبیعت هستند. بر همین اساس پرسش پژوهش حاضر در راستای نقش شاخص زنان در رقص قاسم‌آبادی و اجرای آداب شالی‌کاری مطرح شده و هدف از آن پاسخ به اهمیت حضور زنان در رقص قاسم‌آبادی براساس آیین شالی‌کاری است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، نظری و از لحاظ ماهیت و روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی است. شیوۀ گردآوری داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای و میدانی با استفاده از روش مردم‌نگاری در منطقه، مشاهده، مصاحبه، ثبت و ضبط اطلاعات انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد زنان در رقص قاسم‌آبادی به کمک انواع مهارت‌های یدی، قواعد شالی‌کاری و سپاسگزاری از برکات آن را نمایش می‌دهند. به عبارتی، رقص قاسم‌آبادی آینۀ تنوع فرهنگی و اندیشه‌های انسانی است. زنان در قالبی شاد، مفهوم الگوهای حرکت در شالی‌کاری را نشان می‌دهند و به همین دلیل این مفاهیم جایگاه اسطوره‌ای پیدا می‌کنند. از این‌رو به‌عنوان یک الهۀ مادر همتای ایزدبانوی اَناهیتا، مادر انسان و مادر زمین محسوب می‌شوند و مورد پرستش قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر، تداوم و تمدید حیات و زنده‌بودن نقش زنان در ناخودآگاه آدمی به‌منظور انتقال برکت‌بخشی، پیونددهندگی و شفابخشی تجسم می‌شود.