دوره و شماره: دوره 18، شماره 1، بهار 1405 
مقاله پژوهشی ادبیات

نقش فرازبان در بازتاب حقوق شهروندی زنان (نمونۀ بررسی: رمان لیله‌الجنونِ مُنی الشافعی)

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.377242.2039

سحر گرگی، حسین ایمانیان، حسین قربانپور

چکیده راست است که زبان مهم‌ترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامی‌که موضوعِ نشان-دادن حس‌های درونی پیش می‌آید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباط‌های غیرزبانی)، بهتر و روشن‌تر از زبان می‌تواند پرده از ناگفته‌ها بردارد. امروزه فرازبان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شیوه‌های برقراری پیوند میان شخصیت‌های رمان، کاربردی گسترده دارد و چون موضوع احساس یا ناگفته‌هایی که بر زبان-آوردنش به‌ویژه برای زنان، دشوار و نافراهم است، پیش آید، ارزش آن افزون می‌گردد. مُنی شافعی نویسندۀ کویتی در بیش‌تر آثار داستانی‌اش پدیده‌های در پیوند با زنان کویتی یا شرقی را بازتاب داده و تا بدان‌اندازه از ابزارهای غیرزبانی برای بازتاب‌دادن حس‌های گاه تابوشدۀ زن بهره برده که به‌عنوان یکی از ویژگی‌های سبک‌شناختی نوشته‌های وی درآمده است. لیله‌الجنون (شب دیوانگی)، بُرشی از زندگی دختری ناهم‌ساز با سنت‌های شرقی را بازتاب می‌دهد که در سر، آرزوهایی می‌پروراند، هرگز ناامید نمی‌شود و با اینکه به بخشی از حقوق شهروندی سیاسی و اجتماعی خود دست یافته، ولی در بیان حس‌های عاطفی خود با مشکل روبه-روست. پژوهش پیشِ رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی، نخست به گرفتاری‌ها یا چالش‌های اجتماعی، سیاسی و مذهبیِ فراروی زنان لیله‌الجنون اشاره دارد، سپس بررسی می‌کند چگونه این زنان از بیان آشکارِ حس‌های درونی که خود از جملۀ مهم‌ترین حقوق شهروندی زن است، منع گشته و از این‌رو برای بازتاب چنین احساسی، از فرازبان و بیان غیرمستقیم بهره گرفته‌اند. زنان روایت با حالت‌هایی دوگانه چون اضطراب، پریشانی، شرمساری، دل‌مُردگی از یک‌سو و بی‌پروایی، شادی و امیداوری از دیگرسو، دست و پنجه نرم می-کنند.

مقاله پژوهشی ادبیات

بازنمایی گفتمان وضعیت اجتماعی زنان در روزنامه‌ الجمهوریة تونس براساس رویکرد انتقادی فرکلاف: مطالعه موردی سوء رفتار علیه زنان

صفحه 23-39

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.383050.2086

عاطفه جعفریان، انسیه خزعلی، رقیه رستم پور ملکی، فاطمه اکبری زاده

چکیده مسائل اجتماعی زنان از موضوعات مهم و مورد بحث در تمام جوامع است. یکی از مهم ترین این مسائل، موضوع خشونت و سوء رفتار علیه زنان است که مربوط به امروز و دیروز نیست. این پدیده اجتماعی بیشتر ریشه در سنت و فرهنگ ملت‌ها، میزان قدرت مردان آن جامعه و میزان تسلط نگرش مردسالارانه در هر جامعه‌ای دارد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تاثیرات رسانه بر ارزش ها، در پی برملا کردن ایدئولوژی ضمنی جهت دهنده جامعه تونس در مساله سوء رفتار علیه زنان است. از آن‌جا که تحلیل گفتمان یکی از روش‌های زبانی برای نمایش ایده‌های پنهان در متن و دستیابی به بطن و عمق متون است، این جستار با تکیه بر نظریه فرکلاف، رویکردهای ایدئولوژیک در روزنامه الجمهوریه تونس را در این حوزه مورد کاوش قرار می دهد. تیترهای اخبار و متن خبر در این روزنامه ها به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الجمهوریه برای بازنمایی مساله سوء رفتار علیه زنان از چند شیوه و تکنیک زبانی استفاده می کند: مستندسازی اخبار با تکیه بر آمار و ارقام از مراکز معتبر و ملی تونس، قطعیت اخبار با بهره گیری از مصاحبه از وزیر زنان و خانواده، تکیه بر عناصر بلاغی، استفاده از بینامتنیت، انسجام و هماهنگی از جمله آن هاست.

مقاله پژوهشی ادبیات

تحلیل بنیان فرهنگی استعاره های مفهومی«زنانگی» در آثار داستانی فریبا وفی براساس نظریة کوِچش

صفحه 40-61

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.381997.2076

فاطمه زمانی

چکیده توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون‌مایه‌های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می‌دهد. وی می‌کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینة فرهنگی و اجتماعی و تاریخی دربارة زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت‌ها و محرومیت‌های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایة نظریة استعاره‌ مفهومی کوچش که برای استعاره‌های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره‌های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده‌است. مطالعة انجام شده نشان می‌دهد که استعاره‌های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می‌شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره‌های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده‌اند. بنیان استعاره‌هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره‌ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره‌های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب‌زده‌است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده‌است.

مقاله پژوهشی هنر

زن در خوانش پوستر بیناتمدنی استارباکس، از منظر بیش‌متنیت ژرارد ژنت

صفحه 62-84

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.383243.2089

صفیه حاتمی، اکرم محمدی زاده، آرزو خانپور

چکیده استارباکس نام بزرگ‌ترین کافی‌شاپ زنجیره‌ای جهان در آمریکا با بیش از 28000 شعبه در سرتاسر جهان است. لوگو این برند با برگرفتگی از سایرن، یکی از زنان اساطیری یونان، طراحی شده و استارباکس ویژگی زیبایی، جذابیت و اغواگری او را به‌عنوان نمادی از جذابیت خود در جذب مشتری به‌کار برده است. لوگو این برند توسط مسعود نجابتی، هنرمند پیشکسوت معاصر، دستمایۀ خلق اثری بیناتمدنی شده است. لزوم شناخت فرایند تولید معانی مرتبط با زن و نحوۀ بازنمایی آن در هنر معاصر براساس نظریات جدید بیانگر ضرورت این تحقیق است. این مقاله معطوف به این هدف است که اثر نجابتی را براساس رویکرد بیش‌متنیت ژنت که نقش زیادی در شکل‌گیری، خوانش و نقد آثار بیناتمدنی دارد، تحلیل کند و به این سؤالات پاسخ دهد: 1. در فرایند برگرفتگی پوستر استارباکس، از لوگو استارباکس چه نظام‌های نشانه‌ای و چگونه مورد همان‌گونگی یا تراگونگی قرارگرفته‌اند؟ 2. مفاهیم صریح و ضمنی، هماهنگ یا متضاد مرتبط با زن در لوگو استارباکس و پوستر آن کدام‌اند؟ مقالۀ حاضر کیفی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. نتایج تحلیل اطلاعات که به شیوۀ کتابخانه‌ای گردآوری شد نشان داد گونه بیش‌متنی در این اثر از نوع تراوستیسمان است. شعار رایج گفتمان آزادی‌خواهانه در ایران و غرب برون‌‌متن مورد اقتباس نظام نوشتاری است و این اثر بیناتمدنی، بینافرهنگی و ترجمه‌ای کوشیده است با ایجاد تراانگیزشی، تراارزشی، تراوجهی، تراقهرمانی و ترازمانی از طریق نظام نوشتاری و تصویری، دلالت‌های مفهومی حاکم بر ایدئولوژی آزادی‌خواهانۀ غربی را، با مطرح‌کردن مفاهیم ضمنی مانند ظلم، منفعت‌طلبی و سوءاستفاده به چالش بکشد.

مقاله پژوهشی ارتباطات

تأثیر فردریش انگلس بر انگاره‌ی «زن» در اندیشه‌ی احزاب کارگری کُرد

صفحه 85-103

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.387615.2123

حسین حبیب زاده، یحیی بوذری‌نژاد

چکیده بررسی مبادی فکری نهضت‌های سیاسی، برای درک ماهیت و اهداف آنها ضروری می‌باشد. در این میان حزب کارگران کردستان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چرا که از زمانی که شروع به مبارزه‌ی مسلحانه برای دست یابی به اهداف خود کرد، حداقل چهار کشور در منطقه‌ی غرب آسیا را با خود درگیر نمود. یکی از شعارها و اهداف این سازمان «رهایی زنان» است، بنابراین برای اینکه بتوانیم مقصود آنها را از این هدف درک نمائیم، باید بدانیم که این سازمان چه روایتی از زن و جایگاه او دارد. با توجه به خاستگاه چپ‌گرای این سازمان، فرض اولیه این بود که میان اندیشه‌ی رهبر فکری این سازمان و مکتب مارکسیسم کلاسیک(به ویژه فردریش انگلس) در مورد انگاره‌ی «زن» پیوندی وجود دارد. در این تحقیق تلاش شده است تا در راستای «پارادایم تفسیری»، به فهم انگیزه‌ها و افکار سوژه‌های مورد نظر خود بپردازد و در این مسیر، داده‌ها را از طریق «بررسی اسناد و مدارک» منتشر شده، گردآوری کرده و با تمسک به «تحقیق توصیفی موردی یا ژرفانگر» و «مقایسه و تطبیق اطلاعات» به دست آمده، آنان را مورد ارزیابی قرار داده است. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که با توجه به اینکه اوجالان از جمله منتقدان سرسخت مارکسیسم کلاسیک است، اما در مورد مسئله‌ی زنان تا حد زیادی پیرو این مکتب می‌باشد. اوجالان تحت تأثیر روایت انگلس از جایگاه تاریخی زنان بوده، و ایده‌های او را بومی سازی می‌کند و در ادامه، رسالت مبارزاتی که او برای زنان توصیه می‌کند نیز، تحت تأثیر مبانی مارکسیسم کلاسیک می‌باشد.

مقاله پژوهشی فرهنگی

ازدواج، خانواده و تدبیر منزل از نگاه مولوی

صفحه 105-124

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.384022.2097

لیلا پژوهنده

چکیده آنچه از نگاه جامعه‌شناسان، به عنوان مرکزیت تصمیم‌گیری در خانواده طرح می‌شود و چند وجهی بودن و پویایی نهاد خانواده و پیچیدگی روابط درون آن که روانشناسان با دقت در پی تحلیل آن هستند با کم و کیفی متغیر از میان دیدگاه‌های مولانا بازیافتنی است و نشان می‌دهد او دربارۀ موازین و چالش‌های مطرح خانواده، به ساختارهای فرهنگی روزگار خود و ظرافت‌های آن آشنا بوده است. در این پژوهش که به شیوۀ توصیفی _تحلیلی انجام شد، تلاش کردیم از مجموع تصاویر پراکنده، نامنسجم و آشفتۀ زندگی‌نامه‌نویسان گذشته و روایت‌های گسسته و به‌دور‌از‌واقع امروزی چشم‌اندازی شفاف‌تر از مناسبات، آیین‌ها و ساختار خانواده در سدۀ هفتم هجری به دست آید و از سوی دیگر از رهگذر این آثار هم به رویکرد و مبانی نظری و هم به سبک زندگی و کردار او که بسیار فراتر و انسانی‌تر از باورهای مرسوم روزگارش بوده نزدیک‌تر شویم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مولوی – متأثر از آرای متکلمان اشعری– به ازدواج در قلمرو هستی‌شناسی و تحقق ارادۀ الهی نظر دارد. دیدگاه او در تبیین کارکرد و سود و زیان ازدواج در مناسبات انسانی و اجتماعی، تدبیر منزل و آشتی و طلاق که گاه با جزئی‌نگری و ظرافت بدان پرداخته، نشان از رعایت اعتدال و انصاف و آزاداندیشی دارد. مولانا ضمن ملاحظات روانشناسانه در باب پاکدامنی، خشونت، چندهمسری و نقد و آسیب‌شناسی حوزۀ خانواده در مواردی به ارائۀ راهکار نیز می‌پردازد. مرز ظریف بین واقعیت‌های اجتماعی و دیدگاه شخصی به یمن وجود مکتوبات و اشاراتی که در آثار او و زندگی‌نامه‌نویسان دیده می‌شود قابل تشخیص است.

مقاله پژوهشی تاریخی

فعالیت‌های اقتصادی آتوسا بر اساس الواح تخت جمشید

صفحه 125-143

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.394473.2152

هدیه اسکندری، حسین بادامچی

چکیده آتوسا، دختر کورش بزرگ و همسر کمبوجیه و داریوش اول، یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین زنان دوران هخامنشی به شمار می‌رود که در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی نقش چشم‌گیری ایفا کرده است. این پژوهش با تکیه بر یافته‌های تازه‌ی باستان‌شناسی، به‌ویژه تحلیل الواح گِلی تخت جمشید، تلاش می‌کند تصویری روشن‌تر از زندگی و نقش آتوسا ارائه دهد. همچنین، با مقایسه‌ی این داده‌ها با روایت‌های مورخان یونانی، می‌کوشد تصویری بی‌طرف و واقع‌گرایانه از او ترسیم کند. این تحقیق به روش کتابخانه‌ای و با تحلیل محتوای اسناد تاریخی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که برخلاف تصویر اغراق‌آمیز منابع یونانی که آتوسا را زنی جاه‌طلب، توطئه‌گر و مداخله‌گر در سیاست معرفی کرده‌اند، او مدیری کارآمد و مسئولیت‌پذیر بوده که از طریق شبکه‌ای از کارگزاران، املاک وسیع خود را اداره می‌کرده، جیره‌ها را توزیع می‌نموده و بر کارگاه‌های اقتصادی پررونق نظارت داشته است. آتوسا در ساختار درباری هخامنشی، نقشی فعال و معتبر داشته و زندگی‌اش مطابق با سنت‌ها و هنجارهای رایج در دربار بوده است. از سوی دیگر، انتخاب خشیارشا به‌عنوان جانشین داریوش، برخلاف ادعای برخی منابع یونانی، نتیجه‌ی سنجش دقیق شایستگی‌های او و تصمیم مستقیم داریوش بوده است، نه حاصل دسیسه‌چینی آتوسا. در نهایت، این پژوهش با تمرکز بر جایگاه اجتماعی و اقتصادی آتوسا، اهمیت توجه به منابع کتیبه‌شناختی را برجسته می‌سازد و نقش آن‌ها را در بازسازی واقع‌بینانه‌ی تاریخ نشان می‌دهد.

مقاله پژوهشی ادبیات

تحلیل گفتمان سیمای زنان شرقی در اشعار بونین و بازنمایی آن‌ها در قالب زنان عامه، نمادین و اسطوره‌ای

صفحه 145-164

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.403825.2213

مرضیه یحیی پور –، جان اله کریمی مطهر، پاول آلیکسیف

چکیده این مقاله به بررسی و تحلیل تصویر زن در اشعار ایوان بونین در سال‌های نخست سدۀ بیستم می‌پردازد و زنان خاص (کهن‌الگو، اسطوره، نماد) و عامۀ شرقی را توصیف می‌کند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد زن در این اشعار فراتر از زیبایی ظاهری و لطافت، نماد احساسات، قدرت، شور زندگی و اسطوره‌سرایی شرق است. زنان گاه معصوم و لطیف، گاه وسوسه‌انگیز و قدرتمند توصیف شده‌اند و حضورشان با طبیعت و جهان پیرامون پیوندی عمیق دارد. تصاویر زنان شامل ترکیبی از الگوهای دینی، اسطوره‌ای و اروتیک-قوم‌نگارانه است که در اشعار بونین مانند «خدای نیمروز»، «کنار کلبه‌های سیاه نوبی»، «البرز»، «گل‌های محمدی شیراز»، «ایشتار»، «ایزدبانو»، «افسون»، «کنیز»، «در بیشه‌زارهای اوروولا»، «زن عزیز»، «فسکا»، «با میمون»، «در بازار نوبه»، «عروس» و... مشاهده می‌شود. روش پژوهش، تحلیل متنی و تطبیقی است که با تمرکز بر واژه‌ها، تصاویر و سبک توصیف زن، نقش اسطوره و نماد را در فضا و معنا بررسی می‌کند. مطابق نتایج، حضور زن در این اشعار فراتر از زیبایی جسمانی است و او را به نمادی از اسطوره، نیروی محرک زندگی و پیچیدگی‌های انسانی تبدیل می‌کند. بازنمایی زنان، هم در سطح کهن‌الگو و هم در سطح زنان عامه، حامل پیام‌های فرهنگی، تاریخی و بین‌فرهنگی است و نشان‌دهندۀ تعامل میان اسطوره، نماد و واقعیت اجتماعی در شعر بونین است. این مطالعه تأکید می‌کند که شعر بونین، با تلفیق زیبایی‌شناسی، روایت نمادین و عناصر اسطوره‌ای، تصویری چندلایه و پویا از زن ارائه می‌دهد که با طبیعت و جهان نیز هماهنگ است.