مقاله پژوهشی
هنر
فاطمه مرسلی توحیدی
چکیده
گایاتری چاکراورتی اسپیواک، نظریهپرداز فمنیسم پسااستعماری، با وام گرفتن اصطلاح «فرودست» از سنت مطالعات مارکسیستی، این مفهوم انتقادی را در توصیف زنان، به مثابه دیگریِ فرودست و در حاشیه، در چهارچوب نظریه پسااستعماری تبیین کرد. «آیا فرودست میتواند سخن بگوید»، عنوان پروژه نقابهای تعاملیِ هوشمند، طراحی شده توسط بهناز ...
بیشتر
گایاتری چاکراورتی اسپیواک، نظریهپرداز فمنیسم پسااستعماری، با وام گرفتن اصطلاح «فرودست» از سنت مطالعات مارکسیستی، این مفهوم انتقادی را در توصیف زنان، به مثابه دیگریِ فرودست و در حاشیه، در چهارچوب نظریه پسااستعماری تبیین کرد. «آیا فرودست میتواند سخن بگوید»، عنوان پروژه نقابهای تعاملیِ هوشمند، طراحی شده توسط بهناز فرهی، معمار و طراح لباس هوشمندِ ایرانیالاصل است که اجرای آن با الهام از نقابهای زنان بندری جنوب ایران، صورت گرفته است. پروژه نقابهای چشمک زن با ایجاد زبان اختصاصی برای ارتباط، به سوژه فرودست امکان مقاومت در برابر هژمونی مردسالار میدهد و با هدف گسترش حوزه طراحی انتقادی بر پیکره فناوریهای نوین و هوشمند، طراحی شده است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی، بر آن است تا با اشاره به ظرفیتهای گسترده پوشیدنیهای تعاملی هوشمند در حوزه بیانگری و بسط مفاهیم انتقادی، به خوانش مفهوم فرهنگی سوبالترن و روابط در هم تنیده آن با مناسبات قدرت، بپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است، مقاومت، به مثابه همبسته دائمی نهاد قدرت، درنقاب هوشمند «آیا فرودست می تواند سخن بگوید» ازطریق توسعه زبان فردی و تولید کد مورس توسط هوش مصنوعی، به محدود کردن سلطه سوژه میانجامد؛ تا جایی که میتوان این کنش سوژهزدا و مرکزگریز را در شکل امکان «اشکال ایجابی مقاومت» از سوی دیگری فرودست، تفسیر کرد.
مقاله پژوهشی
هنر
فرشته بدرخانی؛ امیرحسین چیت سازیان؛ صدیقه نایفی
چکیده
اهمیت لباس در اجرای فعالیتها و برنامههای ورزشی بر کسی پوشیده نیست، در این مقاله کوشش شدهاست تا لباسهای رسمی زنان در هفت دورة حضور مسابقات المپیک تابستانی پس از انقلاب اسلامی ایران بررسی شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای سعی در تحلیل لباسهای زنان المپیکی ایران با استفاده از عکسهای ...
بیشتر
اهمیت لباس در اجرای فعالیتها و برنامههای ورزشی بر کسی پوشیده نیست، در این مقاله کوشش شدهاست تا لباسهای رسمی زنان در هفت دورة حضور مسابقات المپیک تابستانی پس از انقلاب اسلامی ایران بررسی شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای سعی در تحلیل لباسهای زنان المپیکی ایران با استفاده از عکسهای سایتهای معتبر داخلی و خارجی داشته و باتوجه به نظریه کارکردگرایی در مورد تبیین ارتباط انسان با محیط خود به ارزیابی این لباسها پرداختهاست. دادهها که تعداد 62 تصویر لباس زنان المپیکی ایران بوده، به صورت هدفمند انتخاب شدهاند و تحلیل محتوا نیز از نوع کیفی است. پاسخگویی به سؤالاتی در خصوص عوامل زمینهای تأثیرگذار بر طراحی و تولید این نوع از پوشاک به لحاظ کارکردگرایی و همچنین شناسایی بُعد زیباییشناختی از لحاظ رنگ و تزیینات البسه نیز از اهداف این پژوهش میباشند. نتایج نشان داد که عوامل فرهنگ، دین، نوع ورزش و شرایط جغرافیایی بر طراحی این لباسها از لحاظ فنی و هنری تأثیرگذار بودهاست و تغییرات شکل گرفته در طراحی این لباسها بهصورت تدریجی پدیدار شده است.. از دیگر یافتهها در این پژوهش وجود دید سطحی در بعد زیباییشناسی و نبود نشانههای فرهنگی ایرانی_اسلامی در تزیینات لباسها و فقدان انسجام در طراحی لباسها است.
مقاله پژوهشی
حقوق
الهام شریعتی؛ طلعت سادات کمالی؛ طلیعه سادات کمالی؛ الهه مرندی
چکیده
امروزه فضای مجازی بستر جدیدی برای تسهیل بسیاری از امور است به گونهای که حتی در مواردی استفاده از امکانات این فضا لامحاله شناخته میشود. همانگونه که زندگی اجتماعی تابع مقرراتی است، حضور در عرصه مجازی نیز حقوق و تکالیفی ایجاد میکند. زنان به عنوان بخشی از افراد جامعه، بنا به ضرورت کاربر و یا مخاطب دادههای فضای سایبر قرار گرفته ...
بیشتر
امروزه فضای مجازی بستر جدیدی برای تسهیل بسیاری از امور است به گونهای که حتی در مواردی استفاده از امکانات این فضا لامحاله شناخته میشود. همانگونه که زندگی اجتماعی تابع مقرراتی است، حضور در عرصه مجازی نیز حقوق و تکالیفی ایجاد میکند. زنان به عنوان بخشی از افراد جامعه، بنا به ضرورت کاربر و یا مخاطب دادههای فضای سایبر قرار گرفته و گاهی به دلیل تهیه، تولید و انتشار محتوای خلاف عفت عمومی و مغایر با اخلاق حسنه نقش بزهکار و یا بزهدیده را بر دوش میکنند. این پژوهش با تحلیلی مبتنی بر جنسیت کوشیده است هرزهنگاری را در رسانه اجتماعی اینستاگرام بررسی نماید. یافتهها نشان میدهد محتوای هرزهنگاری ایرانی و فارسی به سهولت در اختیار کاربران این بستر قرار میگیرد. با تحلیل محتوای تصویری و متنی پستهای منتشرشده و همچنین اظهارنظر کاربران دریافته میشود که گاهی مخاطبان نسبت به محتواهای نادرست و خلاف عفت واکنش عرفی نظیر سرزنش و یا عدم تأیید را نشان میدهند اما به نظر میرسد چنانکه باید و شاید برخورد قانونی و مجازات مرتکبین انعکاس کافی نداشته و بازدارندگی لازم را در این بستر ایجاد نکرده است لذا تدوین و یا تقویت ضمانت اجراهای قویتری در جرمانگاری و اجرای مجازات در خصوص آن ضرورت دارد.
مقاله پژوهشی
ارتباطات
سیده فاطمه نعمتی؛ حمید پارسانیا؛ یونس نوربخش
چکیده
دو دهه از شروع اردوهای جهادی دانشجویی می گذرد و به مرور زمان اشتیاق برگزاری این اردوها با توجه به آمار افزایش یافته است. داوطلبانه بودن، عدم وجود امتیازات ویژه برای شرکت کنندگان، شرایط نامناسب مناطق محروم، تفاوت خدمات ارائه شده گروههای جهادی با آنچه دانشجویان در دانشگاه آموخته اند و اشتیاق دانشجویان به این تجربه، نشان می دهد که اردوهای ...
بیشتر
دو دهه از شروع اردوهای جهادی دانشجویی می گذرد و به مرور زمان اشتیاق برگزاری این اردوها با توجه به آمار افزایش یافته است. داوطلبانه بودن، عدم وجود امتیازات ویژه برای شرکت کنندگان، شرایط نامناسب مناطق محروم، تفاوت خدمات ارائه شده گروههای جهادی با آنچه دانشجویان در دانشگاه آموخته اند و اشتیاق دانشجویان به این تجربه، نشان می دهد که اردوهای جهادی به عنوان بستری مهم در ایجاد تجربه زیسته نیازمند مطالعات اجتماعی است. هدف این مقاله، مطالعه تجربه زیسته دختران دانشجویی است که در اردوهای جهادی شرکت کرده اند. با رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و نمونه در دسترس، با 21 دانشجوی شرکت کننده در اردوهای جهادی مصاحبه شد. مطابق نتایج، علاقه به تجربه بستری جدید، زندگی گروهی، ارتباط با مردم و فرهنگ متفاوت جزو مهمترین دلایل بود. در بخش دستاورها، تلفیق جمع بودگی و گسست از جمع، بازاندیشی هویت فردی و جمعی، انقطاع از جایگاه علمی، گسست تجربه انباشته و تجربه در لحظه، معنایابی جمع فراغت و اشتغال در زندگی معطوف به هدف معنوی، فهم از عرف منطقه ای و نزدیکی با بوم متفاوت و انقطاع از الگوهای مبتنی بر فاصله طبقاتی و بازیابی خود در شبکه جدید مقولات اصلی محسوب می شود. همچنین اکثر مصاحبه شوندگان تغییر الگوی هویتی و ایجاد زمینه جدیدی از کشف خود در اردوهای جهادی با محوریت هدف معنوی را مهمترین نتیجه این تجربه عنوان کردند.
مقاله پژوهشی
هنر
سید جواد ظفرمند؛ - فاطمه متصدعی
چکیده
این پژوهش به تبیین مؤلفههای فمینیسم در فیلمهای سه نسل از فیلمسازان زن ایرانی برگزیده در جشنوارههای بینالمللی میپردازد. هدف، بررسی تطبیقی تحول این مؤلفهها طی سه دهه (۱۳۷۰-۱۳۹۰) و شناخت تحولات رویکردهای سه نسل از فیلمسازان زن ایرانی به مسائل جنسیتی است. باوجود حضور برجستۀ زنان در سینمای پس از انقلاب ایران، مطالعات نظاممند ...
بیشتر
این پژوهش به تبیین مؤلفههای فمینیسم در فیلمهای سه نسل از فیلمسازان زن ایرانی برگزیده در جشنوارههای بینالمللی میپردازد. هدف، بررسی تطبیقی تحول این مؤلفهها طی سه دهه (۱۳۷۰-۱۳۹۰) و شناخت تحولات رویکردهای سه نسل از فیلمسازان زن ایرانی به مسائل جنسیتی است. باوجود حضور برجستۀ زنان در سینمای پس از انقلاب ایران، مطالعات نظاممند دربارۀ تجلی گفتمان فمینیسم در آثارشان، بهویژه آثاری که در جشنوارههای بینالمللی به نمایندگی از سینمای زنان ایران حضور داشتهاند، انجام نشده است. این پژوهش با تمرکز بر شکاف موجود، به بررسی سیر تحول مؤلفههای فمینیستی در سه نسل فیلمسازان زن و تعامل آن با شرایط اجتماعی ایران میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهند که بنیاعتماد (دهه ۷۰) با فمینیسم رادیکال و موج دوم همراستاست. میلانی (دهه ۸۰) به فمینیسم رادیکال، لیبرال و سوسیالیستی گرایش دارد، اما گرایش به فمینیسم رادیکال و موج دوم، در آثار او نیز، غالب است. پناهنده (دهه ۹۰) ضمن تأکید بر فمینیسم رادیکال و موج دوم فمینیسم، به فمینیسم لیبرال و موج اول فمینیسم رجعت میکند. از منظر کمّی، دادهها تأیید میکنند که بیش از ۹۰٪ مضامین در کل آثار منتخب، متعلق به موجهای اول و دوم هستند و مؤلفههای موج سوم سهمی نزدیک به صفر دارند. بدین ترتیب، نتایج پژوهش بیانگر ایستایی گفتمانی در سینمای زنان ایران، و نشاندهندة آن است که این سینما علیرغم ظرفیتهای انتقادی، در یک چرخۀ تکراریِ مطالبات حلنشده، گرفتار آمده است.
مقاله پژوهشی
ادبیات
علی افضلی؛ زهره نورائی نیا
چکیده
این تحقیق با هدف تبیین مفهوم غربت در داستانهایی از گلی ترقی و به روش کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی انجام گردیده است؛ پدیدارشناسی روشی تجربهمند است که میتواند وجوه ادراکی ما را درباره یک کلی یا عین حاضر کرده و ما را به ادراکی فرارونده از آن برساند. در باور پدیدارشناسان شناخت اینهمانی اشیاء از طریق سطوح تجربی گوناگون مستقیم، غیرمستقیم ...
بیشتر
این تحقیق با هدف تبیین مفهوم غربت در داستانهایی از گلی ترقی و به روش کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی انجام گردیده است؛ پدیدارشناسی روشی تجربهمند است که میتواند وجوه ادراکی ما را درباره یک کلی یا عین حاضر کرده و ما را به ادراکی فرارونده از آن برساند. در باور پدیدارشناسان شناخت اینهمانی اشیاء از طریق سطوح تجربی گوناگون مستقیم، غیرمستقیم ، تاریخی و پیشنگرانه تحقق مییابد. برایناساس ضرورت مفهومشناسی غربت بهمثابه خصیصهای انسانی در داستانهای ترقی مدنظر قرارگرفته است. غربت در داستانهای ترقی فرایندی تجربی-تاریخی و جهانزیستی است که توسط افراد گوناگون و در اشکال متفاوت تجربه میشود. این پژوهش کوشیده تا از منظری پدیدارشناسانه به بازخوانی داستانهای اتفاق، دو دنیا و خاطرههای پراکنده با محوریت موضوعی غربت بپردازد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که تجارب غربت در آثار ترقی در نماهای گوناگونی چون: ابهام آینده، عدم تجانس فرهنگی و زبانی، انزوا، گریز، تقابل، دیگریبودگی و عدم صمیمیت با محیط جلوهگر میشود. نتایج پژوهش معلوم میدارد نماهای گوناگون غربت در داستانهای ترقی حاصل تجارب ادراکی متفاوت اشخاص داستانهای او از این مفهوم و برآیند چهار سطح تجربی مختلف است که در نهایت تصویری کلی از اینهمانی غربت را نزد ترقی و در معنایی وسیعتر در دیدگاه انسان مهاجر ترسیم میکند.
مقاله پژوهشی
ادبیات
فاطمه فهیمی؛ حسن دادخواه تهرانی
چکیده
در جوامع مختلف جایگاه و نقش زنان در اجتماع همواره یکی از مهمترین موضوعات موردمطالعه در حوزه ادبیات بوده است که در شکلگیری فرهنگ، اقتصاد، سیاست و تحولات اجتماعی تاثیر بسزایی داشته است. در طول تاریخ، زنان نقشهای متعددی در خانواده، آموزش، اقتصاد و سیاست ایفا کردهاند و امروزه نیز حضور فعال و مؤثر آنان در عرصههای مختلف اجتماعی، ...
بیشتر
در جوامع مختلف جایگاه و نقش زنان در اجتماع همواره یکی از مهمترین موضوعات موردمطالعه در حوزه ادبیات بوده است که در شکلگیری فرهنگ، اقتصاد، سیاست و تحولات اجتماعی تاثیر بسزایی داشته است. در طول تاریخ، زنان نقشهای متعددی در خانواده، آموزش، اقتصاد و سیاست ایفا کردهاند و امروزه نیز حضور فعال و مؤثر آنان در عرصههای مختلف اجتماعی، نشاندهنده اهمیت توجه به حقوق، فرصتها و چالشهای پیش روی زنان است. پژوهش حاضر باهدف شناخت و ارزیابی جایگاه زنان در جامعه مصری و چگونگی ترسیم این جایگاه در ادبیات طنز محمد عفیفی و با تکیه بر کتاب «للکبار فقط» صورت میپذیرد. درواقع پژوهش سعی بر آن دارد تا دریابد عفیفی چه تصویری را از زنان جامعه مصری به نمایش گذاشته است. نویسنده در این اثرخود بهجای نقد گفتمان مردسالاری، آن را بازتولید میکند و تصویر زنان را در چارچوبهای کلیشهای محدود نگه میدارد. این مسئله نشاندهنده تأثیر گفتمانهای مسلط اجتماعی بر قلم نویسنده است. بررسی این امر میتواند به درک عمیقتری از نحوه بازنمایی زنان در آثار محمد عفیفی کمک کند و جایگاه او را در میان نویسندگان و منتقدان اجتماعی مصر مشخص نماید. چنین تحلیلی میتواند زمینهساز بررسی دقیقتر نقش ادبیات طنز در بازتولید یا نقد گفتمان های جنسیتی در جوامع عربی باشد.
مقاله پژوهشی
هنر
مجید احمد پور
چکیده
این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای مشارکت زنان در حکمرانی شهری و نقش آن در شکلدهی به معماری فرهنگی شهر، با تمرکز بر شهرهای استان مازندران انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی موضوع و خلأ مطالعات تجربی در این حوزه، پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد با گرایش گلیزری و مبتنی بر دادههای میدانی بهره گرفته است. دادهها از ...
بیشتر
این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای مشارکت زنان در حکمرانی شهری و نقش آن در شکلدهی به معماری فرهنگی شهر، با تمرکز بر شهرهای استان مازندران انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی موضوع و خلأ مطالعات تجربی در این حوزه، پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد با گرایش گلیزری و مبتنی بر دادههای میدانی بهره گرفته است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، مشاهده مشارکتی و بررسی اسناد مرتبط گردآوری شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۲ زن فعال فرهنگی و اجتماعی و ۸ مدیر و کارشناس حوزه شهرسازی و معماری بودند که با استفاده از نمونهگیری نظری انتخاب شدند. تحلیل دادهها بهصورت همزمان با گردآوری دادهها و از طریق فرایند کدگذاری دادهبنیاد (شامل استخراج مفاهیم اولیه، مقایسه مستمر و شکلگیری مقولههای تحلیلی) انجام گرفت. نتایج نشان میدهد مشارکت زنان در حکمرانی شهری از طریق تقویت شبکههای اجتماعی محلی، بازنمایی ارزشها و هویت فرهنگی، افزایش حس تعلق اجتماعی و اثرگذاری غیررسمی در فرآیندهای تصمیمگیری شهری، در شکلدهی به معماری فرهنگی شهر نقش معناداری ایفا میکند. بر اساس مقولههای استخراجشده، چارچوبی تحلیلی برای فهم پیوند میان حکمرانی مشارکتی زنان و معماری فرهنگی شهر ارائه شده است که میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و برنامهریزی شهری با رویکرد عدالتمحور و مشارکتی در حوزه معماری و شهرسازی قرار گیرد