ادبیات
سحر گرگی؛ حسین ایمانیان؛ حسین قربانپور
چکیده
راست است که زبان مهمترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامیکه موضوعِ نشان-دادن حسهای درونی پیش میآید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباطهای غیرزبانی)، بهتر و روشنتر از زبان میتواند پرده از ناگفتهها بردارد. امروزه فرازبان بهعنوان یکی از مهمترین شیوههای برقراری پیوند میان شخصیتهای رمان، ...
بیشتر
راست است که زبان مهمترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامیکه موضوعِ نشان-دادن حسهای درونی پیش میآید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباطهای غیرزبانی)، بهتر و روشنتر از زبان میتواند پرده از ناگفتهها بردارد. امروزه فرازبان بهعنوان یکی از مهمترین شیوههای برقراری پیوند میان شخصیتهای رمان، کاربردی گسترده دارد و چون موضوع احساس یا ناگفتههایی که بر زبان-آوردنش بهویژه برای زنان، دشوار و نافراهم است، پیش آید، ارزش آن افزون میگردد. مُنی شافعی نویسندۀ کویتی در بیشتر آثار داستانیاش پدیدههای در پیوند با زنان کویتی یا شرقی را بازتاب داده و تا بداناندازه از ابزارهای غیرزبانی برای بازتابدادن حسهای گاه تابوشدۀ زن بهره برده که بهعنوان یکی از ویژگیهای سبکشناختی نوشتههای وی درآمده است. لیلهالجنون (شب دیوانگی)، بُرشی از زندگی دختری ناهمساز با سنتهای شرقی را بازتاب میدهد که در سر، آرزوهایی میپروراند، هرگز ناامید نمیشود و با اینکه به بخشی از حقوق شهروندی سیاسی و اجتماعی خود دست یافته، ولی در بیان حسهای عاطفی خود با مشکل روبه-روست. پژوهش پیشِ رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی، نخست به گرفتاریها یا چالشهای اجتماعی، سیاسی و مذهبیِ فراروی زنان لیلهالجنون اشاره دارد، سپس بررسی میکند چگونه این زنان از بیان آشکارِ حسهای درونی که خود از جملۀ مهمترین حقوق شهروندی زن است، منع گشته و از اینرو برای بازتاب چنین احساسی، از فرازبان و بیان غیرمستقیم بهره گرفتهاند. زنان روایت با حالتهایی دوگانه چون اضطراب، پریشانی، شرمساری، دلمُردگی از یکسو و بیپروایی، شادی و امیداوری از دیگرسو، دست و پنجه نرم می-کنند.
ادبیات
عاطفه جعفریان؛ انسیه خزعلی؛ رقیه رستم پور ملکی؛ فاطمه اکبری زاده
چکیده
مسائل اجتماعی زنان از موضوعات مهم و مورد بحث در تمام جوامع است. یکی از مهم ترین این مسائل، موضوع خشونت و سوء رفتار علیه زنان است که مربوط به امروز و دیروز نیست. این پدیده اجتماعی بیشتر ریشه در سنت و فرهنگ ملتها، میزان قدرت مردان آن جامعه و میزان تسلط نگرش مردسالارانه در هر جامعهای دارد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تاثیرات رسانه بر ارزش ...
بیشتر
مسائل اجتماعی زنان از موضوعات مهم و مورد بحث در تمام جوامع است. یکی از مهم ترین این مسائل، موضوع خشونت و سوء رفتار علیه زنان است که مربوط به امروز و دیروز نیست. این پدیده اجتماعی بیشتر ریشه در سنت و فرهنگ ملتها، میزان قدرت مردان آن جامعه و میزان تسلط نگرش مردسالارانه در هر جامعهای دارد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تاثیرات رسانه بر ارزش ها، در پی برملا کردن ایدئولوژی ضمنی جهت دهنده جامعه تونس در مساله سوء رفتار علیه زنان است. از آنجا که تحلیل گفتمان یکی از روشهای زبانی برای نمایش ایدههای پنهان در متن و دستیابی به بطن و عمق متون است، این جستار با تکیه بر نظریه فرکلاف، رویکردهای ایدئولوژیک در روزنامه الجمهوریه تونس را در این حوزه مورد کاوش قرار می دهد. تیترهای اخبار و متن خبر در این روزنامه ها به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الجمهوریه برای بازنمایی مساله سوء رفتار علیه زنان از چند شیوه و تکنیک زبانی استفاده می کند: مستندسازی اخبار با تکیه بر آمار و ارقام از مراکز معتبر و ملی تونس، قطعیت اخبار با بهره گیری از مصاحبه از وزیر زنان و خانواده، تکیه بر عناصر بلاغی، استفاده از بینامتنیت، انسجام و هماهنگی از جمله آن هاست.
ادبیات
فاطمه زمانی
چکیده
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درونمایههای مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل میدهد. وی میکوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینة فرهنگی و اجتماعی و تاریخی دربارة زنان است بازنمایی ...
بیشتر
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درونمایههای مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل میدهد. وی میکوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینة فرهنگی و اجتماعی و تاریخی دربارة زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیتها و محرومیتهای زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایة نظریة استعاره مفهومی کوچش که برای استعارههای زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعارههای مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نمودهاست. مطالعة انجام شده نشان میدهد که استعارههای شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه میشود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعارههای مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمدهاند. بنیان استعارههایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطورهای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعارههای چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غربزدهاست که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار دادهاست.
ادبیات
مرضیه یحیی پور –
چکیده
این مقاله به بررسی و تحلیل تصویر زن در اشعار ایوان بونین در سالهای نخست سدۀ بیستم میپردازد و تلاش در توصیف زنان خاص (کهنالگو، اسطوره، نماد) و عامه شرقی دارد. تحلیلها نشان میدهد که زن در این اشعار فراتر از زیبایی ظاهری و لطافت، نماد احساسات، قدرت، شور زندگی و اسطورهسرایی شرق است. زنان گاه معصوم و لطیف، گاه وسوسهانگیز و قدرتمند ...
بیشتر
این مقاله به بررسی و تحلیل تصویر زن در اشعار ایوان بونین در سالهای نخست سدۀ بیستم میپردازد و تلاش در توصیف زنان خاص (کهنالگو، اسطوره، نماد) و عامه شرقی دارد. تحلیلها نشان میدهد که زن در این اشعار فراتر از زیبایی ظاهری و لطافت، نماد احساسات، قدرت، شور زندگی و اسطورهسرایی شرق است. زنان گاه معصوم و لطیف، گاه وسوسهانگیز و قدرتمند توصیف شدهاند و حضورشان با طبیعت و جهان پیرامون پیوندی عمیق دارد. تصاویر زنان شامل ترکیبی از الگوهای دینی، اسطورهای و اروتیک-قومنگارانه است که در اشعار بونین همچون «خدای نیمروز»، «کنار کلبههای سیاه نوبی»، «البرز»، «گلهای محمدی شیراز»، «ایشتار»، «ایزدبانو»، «افسون»، «کنیز»، «در بیشهزارهای اوروولا»، «زنِ عزیز»، «فسکا»، «با میمون»، «در بازار نوبه»، «عروس» و غیره مشاهده میشود. روش پژوهش، تحلیل متنی و تطبیقی است که با تمرکز بر واژهها، تصاویر و سبک توصیف زن، نقش اسطوره و نماد را در فضا و معنا بررسی میکند. نتایج نشان میدهد که حضور زن در این اشعار فراتر از زیبایی جسمانی است و او را به نمادی از اسطوره، نیروی محرک زندگی و پیچیدگیهای انسانی تبدیل میکند. بازنمایی زنان، هم در سطح کهنالگو و هم در سطح زنان عامه، حامل پیامهای فرهنگی، تاریخی و بینفرهنگی است و نشاندهنده تعامل میان اسطوره، نماد و واقعیت اجتماعی در شعر بونین است. این مطالعه تأکید میکند که شعر بونین، با تلفیق زیباییشناسی، روایت نمادین و عناصر اسطورهای، تصویری چندلایه و پویا از زن ارائه میدهد که همزمان با طبیعت و جهان پیرامون هماهنگ است.
ادبیات
عزت ملاابراهیمی؛ ستاره نوبخت؛ محمد رضا کوهی
چکیده
پیر بوردیو، مردمشناس معاصر فرانسوی، به قابلیتهای ادبیات و ترسیم اوضاع اجتماعی توجه ویژهای دارد. از نظر او، قدرتیافتن یک فرد در میدانهای مختلف و میزان سهیمشدن او در مدیریت میدان قدرت به سرمایۀ خاصی بستگی ندارد، بلکه به حجم و ترکیبی از انواع سرمایهها وابسته است. از آنجا که جامعهشناسی انتقادی بوردیو، افزون بر بعد عینی و ...
بیشتر
پیر بوردیو، مردمشناس معاصر فرانسوی، به قابلیتهای ادبیات و ترسیم اوضاع اجتماعی توجه ویژهای دارد. از نظر او، قدرتیافتن یک فرد در میدانهای مختلف و میزان سهیمشدن او در مدیریت میدان قدرت به سرمایۀ خاصی بستگی ندارد، بلکه به حجم و ترکیبی از انواع سرمایهها وابسته است. از آنجا که جامعهشناسی انتقادی بوردیو، افزون بر بعد عینی و ساختاری، بعد ذهنی حیات اجتماعی را نیز مورد توجه قرار میدهد، میتواند ظرفیت لازم برای بازشناسی انواع سرمایهها را در رمان کارناوال شهر (کرنفال المدینه) در اختیار قرار دهد تا زمینۀ درک شرایط جامعۀ فلسطین فراهم شود. از اینرو پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر نظریۀ «انواع سرمایۀ» پیر بوردیو، به ارزیابی این رمان میپردازد و آن را در چهار سطح سرمایۀ فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نمادین واکاوی میکند. یافتههای تحقیق نشان میدهد سرمایۀ اجتماعی مردم فلسطین بهشدت رنگ باخته و سبب ایجاد محدودیتها و کاستیهایی در سرمایههای اقتصادی و فرهنگی آنها شده است. اما حضور پررنگ عشق در بستر خانواده و نیز در سطوح ملی، سرمایۀ نمادین بارزی در این داستان محسوب میشود. مبارزه با اشغالگری و امیدواری برای رفع محدودیتهای ریشهای نیز عامل نجاتدهنده و امیدبخش دیگری است که به زندگی نابسامان مردم فلسطین، جان تازهای میبخشد. در حقیقت سرمایۀ نمادین را میتوان اهرم مؤثری برای مواجهه با مشکلات فردی و اجتماعی شخصیتهای داستان و بهطور کل مردم فلسطین، در شرایط سخت و آشفتۀ اجتماعی بهشمار آورد.
ادبیات
زهرا محققیان
چکیده
تحلیل پیوند میان جنسیت و استعمار، از محورهای بنیادین در مطالعات انتقادی گفتمان استعماری به شمار میرود. واکاوی ماهیت این ارتباط، نه تنها قلمرو مطالعات استعمارپژوهی را گسترش میدهد، بلکه ابعاد پیچیدهی موضوع جنسیت و نقشهای چندگانهی زنان را در دلِ پدیدهای چون استعمار بازنمایی میکند. سارا میلز، به عنوان نظریهپرداز و فمینیست ...
بیشتر
تحلیل پیوند میان جنسیت و استعمار، از محورهای بنیادین در مطالعات انتقادی گفتمان استعماری به شمار میرود. واکاوی ماهیت این ارتباط، نه تنها قلمرو مطالعات استعمارپژوهی را گسترش میدهد، بلکه ابعاد پیچیدهی موضوع جنسیت و نقشهای چندگانهی زنان را در دلِ پدیدهای چون استعمار بازنمایی میکند. سارا میلز، به عنوان نظریهپرداز و فمینیست ادبی معاصر، با رویکردی انتقادی و جنسیتی تبیین میکند که متون زننوشت، برخلاف غفلتِ رایج در جریان استعمارپژوهی، نقشی کلیدی در بسط و تداومِ ساختار استعماری ایفا کرده و واجد «عاملیتی فعالانه» هستند. با توجه به خلأ تئوریک در ادبیات فارسیِ این حوزه، نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن بررسیِ مبانی نظری میلز و دستاوردهای آن، با تحلیل یکی از نمونههای موردی وی، زوایای عملیِ این دیدگاه را واکاوی کند. در پایان نیز، قوتها و کاستیهای این نظریه با هدف جریانسازی در فضای فکری فارسیزبانان و کنشگران حقوق زنان مورد ارزیابی قرار میگیرد. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که میلز با استراتژی «استعمارزدایی از درون»، درصدد فراهم آوردن زمینههای رهایی از استعمار بیرونی است. از این منظر، تلاش او بیش از آنکه نقدی بر عملکرد زنان باشد، کنشی فمینیستی جهت اعتباربخشی به نوشتار زنانه و اثبات توانمندی و خلاقیت آنان در تولید آثار ادبی و هنری، حتی در بسترهای صلبِ تاریخی است.
ادبیات
علی سلیمی؛ علی پروانه؛ حدیث دارابی
چکیده
جنبش زنان در جهان عرب ابتدا توسط مردان شروع شد، اما سرانجام زنان رهبری آن را بهدست گرفتند. «عایشه تیمور» شاعر سنتگرای مصری و «می زیاده» نویسندۀ نوگرای سوری از دو موضع متفاوت، ندای این آزادیخواهی را سر دادند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این جنبش در دنیای عرب با تأملی در اندیشۀ این دو نویسنده میپردازد و ...
بیشتر
جنبش زنان در جهان عرب ابتدا توسط مردان شروع شد، اما سرانجام زنان رهبری آن را بهدست گرفتند. «عایشه تیمور» شاعر سنتگرای مصری و «می زیاده» نویسندۀ نوگرای سوری از دو موضع متفاوت، ندای این آزادیخواهی را سر دادند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این جنبش در دنیای عرب با تأملی در اندیشۀ این دو نویسنده میپردازد و به این پرسش پاسخ میگوید که این جنبش چه فرازوفرودهایی پیموده است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد در جهان عرب، دو جریان فکری این موضوع را به چالش کشیدهاند. یکی سنتگرای افراطی و مخالف با هرگونه حضور زنان در جامعه و دیگری جریانی که پیشرفت زنان را فقط در آزادی بیقیدوشرط از سنتهای پیشین و تقلید از غرب میدانست. در این میان، یک رویکرد اعتدالی توسط عایشه تیمور و می زیاده بهوجود آمد که نقطۀ بهینۀ این جنبش را در ترکیبی متعادل از سنت و مدرنیسم، با رعایت شئون زندگی اجتماعی میدانست. هرچند خاستگاه فکری این دو بهکلی متفاوت بود، یکی در سنت اسلامی ریشه داشت و دیگری یک مسیحی متأثر از غرب و متمایل به مدرنیته بود، اما به باور آنها، ایجاد دگرگونی در نگاه به زن و رفتار با او، یک ضرورت تاریخی شمرده میشد؛ بنابراین، هرگاه بحث از حقوق تضییعشدۀ زنان به میان میآمد، این دو با هم یکصدا میشدند و این امر، نقشی بسیار مؤثر در پیشرفت این جنبش در جهان عرب بر جای گذاشت.
ادبیات
مریم جلالی نژاد؛ یحیی معروف؛ علی سلیمی؛ جهانگیر امیری
چکیده
شخصیتهای زنانۀ دینی از دیرباز تاکنون پیوسته از نمادهای ارزشمند و الهامبخش در ادبیات و فرهنگ شاعران معاصر عرب بشمار میروند. جابر الجابری(مدین الموسوی) شاعر معاصر عراقی است که با استفاده از میراث دینی در اشعارش بر اصالت و غنای ادبی شعرش افزوده است. بازنمایی شخصیتهای زنانۀ دینی در اشعار جابر الجابری در کشف لایههای معنائی شعر ...
بیشتر
شخصیتهای زنانۀ دینی از دیرباز تاکنون پیوسته از نمادهای ارزشمند و الهامبخش در ادبیات و فرهنگ شاعران معاصر عرب بشمار میروند. جابر الجابری(مدین الموسوی) شاعر معاصر عراقی است که با استفاده از میراث دینی در اشعارش بر اصالت و غنای ادبی شعرش افزوده است. بازنمایی شخصیتهای زنانۀ دینی در اشعار جابر الجابری در کشف لایههای معنائی شعر وی کمک کرده و زوایای جدیدی از سبک شعری او را نمایان میسازد. نظریۀ ارتباطی رومن یاکوبسن؛ زبانشناس برجستۀ روسی به بررسی نقشهای ششگانۀ زبانی در راستای جهتگیری پیام شاعر (فرستنده)به سمت یکی از عوامل سازندۀ فرایند ارتباطی میپردازد. بررسی کارکردهای زبانی در متون ادبی بویژه شعر، مخاطب را به درک عمیقتری از هنر کلامی شاعر و ادبیت وی میرساند.این پژوهش بر آن است با رویکردی توصیفی- تحلیلی شخصیتهای زنانۀ دینی را در اشعار جابر الجابری با تکیه بر نظریۀ ارتباطی رومن یاکوبسن مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که پربسامدترین نقشهای زبانی در به تصویر کشیدن شخصیتهای حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) در شعر جابری به ترتیب و با توجه به جایگاه متفاوتی که دارند نقش ترغیبی، عاطفی، همدلی و ارجاعی هستند که به شکل جداگانه و یا شکل مکمل یکدیگر بکار رفتهاند. در شاعرانگی جابر الجابری شخصیتهای برجستۀ حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان نمادهایی از انسان کامل، صبور و ایثارگر به همراه شاخصههای زنانگی مطرح شدهاند تا تأثیر مهمی بر بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه داشته و مخاطب را به درک و آشنائی بیشتر از ابعاد فکری و ایدئولوژی جابری برسانند.
ادبیات
سمیه السادات طباطبائی
چکیده
در هزارویکشب فقط شهرزاد برای رهایی از چنگال مرگ قصهسرایی نمیکند که «کنیزک» نیز به ریسمان قصه چنگ میزند تا از کام مرگ برهد. او در رقابت با هفت وزیر، قصههایی را در باب نیرنگبازی مردان حکایت میکند که قصۀ «چشمۀ افسون» یکی از آنهاست. این قصه گرچه از زبان کنیزک و در دفاع از زنان گفته میشود، در آن «زنبودن» بدترین ...
بیشتر
در هزارویکشب فقط شهرزاد برای رهایی از چنگال مرگ قصهسرایی نمیکند که «کنیزک» نیز به ریسمان قصه چنگ میزند تا از کام مرگ برهد. او در رقابت با هفت وزیر، قصههایی را در باب نیرنگبازی مردان حکایت میکند که قصۀ «چشمۀ افسون» یکی از آنهاست. این قصه گرچه از زبان کنیزک و در دفاع از زنان گفته میشود، در آن «زنبودن» بدترین مصیبت خانمانبراندازی است که ممکن است گریبانگیر مردی شود. از اینرو منتقدان فمینیست مصری در کتاب قالت الراویة؛ حکایات من وجهة نظر المرأة من وحی نصوص شعبیة عربیة بر آن انگشت گذاشته و کوشیدهاند از دیدگاهی زنمحور به بازآفرینیاش دست زنند. «حکایت فهد در دنیای زنان» ثمرۀ این تلاش است. برای خوانش این روایت زنانه از دو رویکرد بهره گرفته شد: رویکرد ساختارگرای تزوتان تودوروف و تحلیل فمینیستی. این انتخاب دو دلیل دارد: نخست آنکه تحلیل زنانهنگر نشان میدهد چرا قصۀ یادشده زنستیز است و به بازنویسی زنانه نیاز دارد. همچنین روشن میکند منتقدان فمینیست در روایت نوآفریدۀ خود چگونه از «چشمۀ افسون» سویههای زنستیزانه را زدودهاند. دوم آنکه در بررسی ساختاری روایت در پی پاسخ به این پرسشیم که چنین قرائتی آیا میتواند در دریافت سویههای ضد زن یک متن یا فهم نگاه زنانه در متن دیگر گرهگشا باشد؟ کاربست بوطیقای تودوروف در لایۀ نحوی آن نشان میدهد هر دو روایت، روایت هزارویکشب و بازگفت زنانه، ساختاری همسان دارند که در چارچوب الگوی تودوروف میگنجد، ولی این رهیافت از آشکارساختن و ارزیابی آن لایههای متن که برای منتقدان فمینیست اهمیت دارد ناتوان است.
ادبیات
متین وصال؛ عطیه اعرابی
چکیده
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیاتداستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکلگیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش میگیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود میباشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است. الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، ...
بیشتر
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیاتداستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکلگیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش میگیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود میباشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است. الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، یکی از شیوههای تحلیل سازههای یک متن روایی است که به تحلیل نقش سوژه و ارتباط شخصیتها با یکدیگر به عنوان کنشگران داستان میپردازد. کنشگران یک نوشتار زنانه میتوانند با ایجاد چالشهای هویتی همسو یا ناهمسو، با جامعه به تعامل بپردارند یا علیه آن طغیان کنند. جستار حاضر با مطالعه داستانهای کوتاه گلی ترقی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای گرماس، در پی بررسی نقش کنشگر "سوژه" و مفهوم "هویت ارتباطی" یا "من چندپاره " در حوزه نوشتار زنانه است، بدان معنا که سوژه در راستای رسیدن به هویت از دست رفته خویش به رابطهای تعاملی با دیگری میپردازند. بنابراین، در نوشتار زنانه، نوع دیگری از فردیت سوژه شکل میگیرد که میتوان آن را هویت ارتباطی نامید. این امر به این معناست که زنان همواره در ارتباط با دیگران هویت خود را باز مییابند و «دیگری» نقش مهمی در شکلگیری آن دارد.
ادبیات
سمیه نصرتی؛ هادی نظری منظم؛ کبری روشنفکر
چکیده
تحلیل رابطهمندی میان "زبان و جنسیّت" از مباحث بسیار مهم مطالعات زبانشناسی در دهههای اخیر بوده که دامنهی آن به قلمرو ادبیات نیز کشیده شده است. در این میان، یکی از نظریههای نوین و پرکاربرد در حوزهی مطالعات زبانشناسی و جنسیّت، تئوری DSL از رابین لیکاف، زبانشناس برجسته آمریکایی میباشد که الگویی مناسب برای بررسی آثار ادبی ...
بیشتر
تحلیل رابطهمندی میان "زبان و جنسیّت" از مباحث بسیار مهم مطالعات زبانشناسی در دهههای اخیر بوده که دامنهی آن به قلمرو ادبیات نیز کشیده شده است. در این میان، یکی از نظریههای نوین و پرکاربرد در حوزهی مطالعات زبانشناسی و جنسیّت، تئوری DSL از رابین لیکاف، زبانشناس برجسته آمریکایی میباشد که الگویی مناسب برای بررسی آثار ادبی از حیث جامعهشناسی زبان است. وی در این تئوری معتقد است که سبک گفتار زنان و مردان، حتّی در پوشیدهترین حالات، از تمایزات خاص خود برخوردار است و میتوان آن را بر اساس شاخصِ جنسیتی زبان، به دوشاخه فکری و زبانی متمایز تقسیم کرد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، از نظریه لیکاف، به منظور تحلیل کارکرد زبان در شعر مرام المصری، شاعر مطرح سوری بهره بردهاست. علت این بررسی ازآنروست که در چند اثر پژوهشی که بهصورت مختصر و ضمنی از آثار مرام المصری انجام شده است، مولّفهی زبان و کارکردهای جنسیتی آن در اشعار او مورد ارزیابی قرار نگرفته است. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که گرایش به سادهنویسی و استفاده از زبان، واژگان و اصطلاحاتی که بازنمود جنسیتی دارند و همچنین کاربرد وسیع واژگان حسی و استفاده کم از واژگان غیرحسّی از مهمترین ویژگیهای جنسیتی زبان در اشعار مرام المصری بوده است.
ادبیات
حمیده دهقانی؛ آرمان حیدری؛ رضا رضایی
چکیده
هرچند مطالعات زیادی دربارۀ زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هالهای از ابهام مانده است. یکی از مهمترین زمینههای شناخت چنین تعاملاتی، پهنۀ گستردۀ رمانها است. هدف مطالعۀ حاضر، تحلیل نحوۀ بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمانهای سهگانۀ محمد حجازی مربوط به ...
بیشتر
هرچند مطالعات زیادی دربارۀ زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هالهای از ابهام مانده است. یکی از مهمترین زمینههای شناخت چنین تعاملاتی، پهنۀ گستردۀ رمانها است. هدف مطالعۀ حاضر، تحلیل نحوۀ بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمانهای سهگانۀ محمد حجازی مربوط به دورۀ پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانهشناسی اجتماعی کرس و ونلیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمانهای مذکور است. یافتهها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل میتوان گفت انواع بازنماییهای زنان بیانگر رابطهای تخاصمی بین دالهای سهگانۀ دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکلدهندۀ هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دستهبندیهای ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شدهاند و روابط درونجنسیتی و بینجنسیتی متفاوتی را تجربه میکنند. نتیجهگیری کلی تحقیق این است که زنان داستانهای حجازی ابژههای صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیکهایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانۀ فراگیر اجرا میکنند؛ بنابراین همۀ زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژهها و تعاملات آنان را نمیتوان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر سادهسازی کرد.
ادبیات
خلیل بیگزاده؛ نازنین نامداری
چکیده
هویت فرایند پاسخگویی آگاهانۀ فرد، قوم و ملت به «چیستی و کیستی» خود است و شناخت ارزشهای هویت تاریخی هریک در تحقق اهداف مهم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها کارگشا است. تصویرشناسی فرهنگی فرهنگ جوامع بشری و ویژگیهای آن را از رهگذر آثار ادبی و هنری بررسی میکند و موضوع آن، بیشتر بررسی بازتاب ذهنیت یا استدلال فرد، گروه ...
بیشتر
هویت فرایند پاسخگویی آگاهانۀ فرد، قوم و ملت به «چیستی و کیستی» خود است و شناخت ارزشهای هویت تاریخی هریک در تحقق اهداف مهم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها کارگشا است. تصویرشناسی فرهنگی فرهنگ جوامع بشری و ویژگیهای آن را از رهگذر آثار ادبی و هنری بررسی میکند و موضوع آن، بیشتر بررسی بازتاب ذهنیت یا استدلال فرد، گروه و ملت و تصویر آنها در سفرنامهها است. سیاحان مستشرق، سیمای زنان ایرانی را در سفرنامههای خود آوردهاند؛ چنانکه جهانگردانی مانند تاورنیه و سانسون جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی را توصیف و گاهی بر پایۀ کلیشههای ذهنی قضاوت کردهاند. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه، نقش و هویت زنان ایرانی عصر صفوی در سفرنامههای تاورنیه و سانسون بر پایۀ انگارۀ تصویرشناسی فرهنگی به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و نگاه واقعی و کلیشههای ذهنی این جهانگردان را به زنان ایرانی عصر صفوی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نگاه واقعی و کلیشهای این سفرنامهنویسان را به زنان ایرانی نشان داده است؛ بهطوریکه زیبایی، ازدواج، پذیرش چندهمسری، باروری و پسرآوری، مهمترین خواستۀ جامعۀ مردسالار این دوره از زنان منفعل جامعه بوده است. بااینحال برخورد جامعۀ مردسالار با زنان درباری متفاوت است؛ چنانکه این زنان افزون بر ویژگیهای مذکور، همواره برای کسب مهارت و حضور در عرصههای اجتماعی تلاش کرده و مهارتهایی مانند شکار، تیراندازی، اسبسواری، گلدوزی و... کسب کردهاند و سفرنامهنویسان این عدم انفعال را در کلیشههای ذهنی به زنان عامه نیز نسبت دادهاند.
ادبیات
نرجس قابلی؛ علیرضا اسدی؛ سید علی اصغر سلطانی
چکیده
رمان به مثابة محصول فرهنگی، نمایندۀ جامعهای با گفتمانهای گوناگون است. هرکدام از این گفتمانها با پیکربندیهای خاص خود، مدام در تلاش برای یافتن مطلوب خود هستند تا معانی خود را هژمونیک کنند. پژوهش حاضر، تلاشی جهت واکاوی نشانه شناسی گفتمانی جنسیت با تاکید بر نظریۀ لاکلائو و موفه در دو رمان « این خیابان سرعت گیر ندارد» و « ...
بیشتر
رمان به مثابة محصول فرهنگی، نمایندۀ جامعهای با گفتمانهای گوناگون است. هرکدام از این گفتمانها با پیکربندیهای خاص خود، مدام در تلاش برای یافتن مطلوب خود هستند تا معانی خود را هژمونیک کنند. پژوهش حاضر، تلاشی جهت واکاوی نشانه شناسی گفتمانی جنسیت با تاکید بر نظریۀ لاکلائو و موفه در دو رمان « این خیابان سرعت گیر ندارد» و « رهش» است. بر این اساس، مسالۀ اصلی در پژوهش حاضر این است که «جنسیت» در این رمانها چگونه بازنمایی شدهاست. همچنین تفکرات جنسیتی چگونه از طریق ذهنیت نویسنده در نگارش رمان بازتاب یافتهاند و نویسنده چه دیدگاهی نسبت به آنها دارد. پژوهش پیش رو از لحاظ روششناسی پژوهشی توصیفی و کیفی محسوب میشود که گردآوری دادههای آن به روش کتابخانهای انجام میگیرد. طبق این روش، تحلیل رمان شامل سه سطح است : تحلیل متنی، تحلیل بینامتنی و تحلیل بافتی. تحلیل متنی به نشانه شناسی شخصیّتهای رمان و پیداکردن نظمهای گفتمانی رمان اختصاص دارد؛ در تحلیل بینامتنی، هر رمان با رمانهای هم دوره مقایسه میشود و در تحلیل بافتی، رابطه رمان با فضای اجتماعی کلان تری بررسی میگردد. در نهایت تحلیل گزارهها مشخص گردید که اصلی ترین دغدغه و درون مایه رمانها؛ جدال آشکار بین سنت و مدرنیته در برساخت اجتماعی جنسیت نهفته است که به صورت ضمنی در لایههای درونی متن و بازتاب واژگانی گنجانده شده و شخصیت اصلی رمانها در تمامی مراحل در جدال بین دو برساخت زیستی جنسیت و برساخت اجتماعی آن قرار دارند.
ادبیات
میترا فرآراء؛ نجمه نظری؛ اسماعیل بلالی؛ گلاویژ علیزاده
چکیده
تحولات اجتماعی ایران در صد سال اخیر و ارتباط زنان ایرانی با دنیای مدرن، همراه با شتاب جهانیشدن و نوگرایی، موجب برخی تغییرات از جمله بازنگری در هویت زنانه شده است. نمود بازاندیشی زنان ایرانی در هویت فردی و اجتماعی را در جامعه و بهتبع آن در رمانهای چند دهۀ اخیر میتوان دید. فریبا وفی از داستاننویسان موفق ایرانی است که به مسائل ...
بیشتر
تحولات اجتماعی ایران در صد سال اخیر و ارتباط زنان ایرانی با دنیای مدرن، همراه با شتاب جهانیشدن و نوگرایی، موجب برخی تغییرات از جمله بازنگری در هویت زنانه شده است. نمود بازاندیشی زنان ایرانی در هویت فردی و اجتماعی را در جامعه و بهتبع آن در رمانهای چند دهۀ اخیر میتوان دید. فریبا وفی از داستاننویسان موفق ایرانی است که به مسائل زنان و خانواده توجهی ویژه دارد. یکی از دغدغههای وفی در آثارش از جمله در رمان رازی در کوچهها، هویت زن ایرانی است که در قالب موضوعاتی چون بحران هویت، سرگردانی بین هویت مدرن و سنتی، و بازیابی و بازنگری در هویت زنانه نمود پیدا میکند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی به بررسی مؤلفههای هویت و زیست زنانه در رمان رازی در کوچهها میپردازد و مواردی مانند خوابها و رؤیاها، احساسات و عواطف، نیازها و آرزوها و واکنش زنان به موقعیتها را با نظر به روانشناسی اجتماعی و نظریههای شخصیت، تحلیل و ریشهیابی میکند. نویسنده در این رمان، به انتقاد از کلیشهها و ایدئولوژی جنسیتی مسلط بر جامعه میپردازد و بر لزوم بازنگری در هویت زنان و نقش و موقعیت آنان در خانواده و اجتماع، به صورتی آگاهانه و با پرهیز از افراط و تفریط تأکید دارد.
ادبیات
ایوب مرادی؛ منصوره شهریاری
چکیده
رویکرد شوالتر که به نقد وضعی یا سنت نوشتاری زنان مشهور است، امکان بررسی نوشتار زنانه را از منظر تفاوتهای جنسیتی فراهم میآورد. شوالتر با بررسی زمینههای زیستی، زبانی، روانی و فرهنگی به تحلیل نوشتار ادبی میپردازد. رمان «پیاده» جزء آثاری است که موضوع معضلات زن ایرانی را دستمایه داستانپردازی قرار داده است. ...
بیشتر
رویکرد شوالتر که به نقد وضعی یا سنت نوشتاری زنان مشهور است، امکان بررسی نوشتار زنانه را از منظر تفاوتهای جنسیتی فراهم میآورد. شوالتر با بررسی زمینههای زیستی، زبانی، روانی و فرهنگی به تحلیل نوشتار ادبی میپردازد. رمان «پیاده» جزء آثاری است که موضوع معضلات زن ایرانی را دستمایه داستانپردازی قرار داده است. قهرمان این داستان، زنی تنهاست که به دلیل تهمت ناروای همسرش از دیار خود رانده و آواره میشود. شخصیتهای مرد در این رمان در اتحادی نانوشته هر یک بهنحوی در رقمخوردن عاقبت شوم قهرمان دست دارند و در نقطة مقابل شخصیتهای زن طی تلاشی بیثمر، هر کدام بهشکلی درصدد یاری قهرمان هستند. نویسنده با خلق مکانی خیالی به نام گوران، به بازنمایی ظلم تاریخی فرهنگ مردانه به زنان پرداخته است. این پژوهش در پی آن است تا به شیوة توصیفی – تحلیلی ویژگیهای نوشتار زنانة ایرانی را در متن رمان پیاده بر اساس رویکردهای چهارگانة شوالتر بررسی نماید. نتایج نشان میدهد که مسائل مربوط به بارداری و زایمان از منظر زیستی، ارتباط با مردان، ویژگیهای مادرانه و ارتباط با زنان از نگاه روانی و توجه منتقدانه به تسلط تاریخی مردان بر زنان از منظر فرهنگی، تبلور خاصی در متن یافتهاند. در زمینة مسائل زبانی و ساختاری نیز انعکاس بالای واژگان خاص زنان، جملات کوتاه و مقطّع و جزئینگری در متن تشخصّ ویژهای دارند. مهمترین ویژگی سبکی متن نیز نوع خاصی از روایت بومی-ایرانی است که از تلفیق زاویه دید سومشخص و اولشخص با بهرهگیری از ظرفیت جملات عاطفی حاصل آمده است.
ادبیات
شفیع الله سالک؛ مهسا رون
چکیده
رنگ، که از معیارهای سنجش شخصیت در روانشناسی جدید است، تأثیری خاص بر روان و جسم بیننده برجای میگذارد و نمایانگر اوضاع و احوال روحی اوست. در رویکرد روانشناسی رنگ ماکس لوشر، ترجیح در انتخاب رنگها به شناخت روان انسانها کمک میکند. در این پژوهش، شعر فروغ فرخزاد و خالده فروغ، از شاعران معاصر جریان رمانتیک ایران و افغانستان، براساس ...
بیشتر
رنگ، که از معیارهای سنجش شخصیت در روانشناسی جدید است، تأثیری خاص بر روان و جسم بیننده برجای میگذارد و نمایانگر اوضاع و احوال روحی اوست. در رویکرد روانشناسی رنگ ماکس لوشر، ترجیح در انتخاب رنگها به شناخت روان انسانها کمک میکند. در این پژوهش، شعر فروغ فرخزاد و خالده فروغ، از شاعران معاصر جریان رمانتیک ایران و افغانستان، براساس نظریۀ مذکور واکاوی شده است. کیفیت و میزان کاربرد رنگها در اشعار این دو شاعر نشان میدهد در شعر فروغ فرخزاد رنگ سیاه در انتخاب اول قرار دارد و بیانگر کشمکشهای درونی، ناخشنودی و انزجار او از محیط و بیان افسردگی و انزوای اوست. اما کاربرد پربسامد رنگ سبز در کنار سیاه حکایت از امیدواری او برای تغییر سرنوشت و تحول جامعه دارد. انتخاب نخست خالده فروغ اما رنگ سبز ـ نماد ایمان، آزادی و آرامش- است و سیاه در کنار آن بیانگر استبداد، خفقان و نابسامانیهای اجتماعی است. بررسی دفترهای اشعار این دو شاعر حاکی از آن است که اندکاندک طیفهای آرام و امیدبخش جای رنگهای تیره را میگیرند و این بیانگر تمایل و امید آنها به زندگی بهتر و علاقه به ایجاد تغییر برای بهتصویرکشیدن احساساتشان است.
ادبیات
صیاد پناهی؛ حمید ولی زاده؛ مهین حاجی زاده
چکیده
در متن امروزه ایدهها و انگارههای فمینیستی، ابزار مناسبی برای بررسی میزان تأثیر رویکرد فمینیستی در ساختار اثر ادبی است. در این میان، نظریه ابعاد چهارگانه «الین شوالتر» منتقد نامور آمریکایی سدۀ بیستم، این فرصت را برای نقد نوشتار زنانه اثر فراهم میسازد و با اتکا بر آن میتوان جایگاه زنان را در آثار ادبی نویسندگان زن و مرد ...
بیشتر
در متن امروزه ایدهها و انگارههای فمینیستی، ابزار مناسبی برای بررسی میزان تأثیر رویکرد فمینیستی در ساختار اثر ادبی است. در این میان، نظریه ابعاد چهارگانه «الین شوالتر» منتقد نامور آمریکایی سدۀ بیستم، این فرصت را برای نقد نوشتار زنانه اثر فراهم میسازد و با اتکا بر آن میتوان جایگاه زنان را در آثار ادبی نویسندگان زن و مرد شناخت. از این رو پژوهش حاضر با رویکرد آمریکایی در ادبیات تطبیقی و روش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر نظریۀ شوالتر، رمان ذاکرة الجسد از احلام مستغانمی (الجزایری) و رمان هرس از نسیم مرعشی (ایرانی) را برای نقد نوشتار زنانه برگزیده و آن را بر پایۀ بعد زبانی از ابعاد چهارگانۀ الین شوالتر مطالعه میکند تا میزان کاربرد مؤلفههای زبانی زنانه و تعلق هرکدام از آثار به سنتهای نوشتاری مشخص و شناخته شود. مطابق دستاوردهای تحقیق، هردو نویسنده در کاربرد مؤلفههای زبانی مطابق قواعد نوشتار زنانه عمل کردهاند و با اطمینان خاطر و با تکیه بر استقلال زنانه به نگارش اثر پرداخته و در نتیجه گفتمان زنانگی را تقویت کردهاند. از جهت تفاوت، میزان کاربرد برخی از عناصر زنانه مانند پرداختن به رنگواژهها، جزئینگری در رمان مرعشی بیش از رمان مستغانمی است؛ زیرا با اینکه در رمان مستغانمی شخصیت اصلی زن است، شخصیتهای مرد داستان نیز حضور و نقش فعالی دارند، اما رمان مرعشی زنانۀ صرف است. در هر دو رمان نشانههای اندکی از تلاش زنان برای برونرفت از سنت فمینیسم و ورود به سنت مؤنث دیده میشود.
ادبیات
کوثر احسن مقدم؛ عبدالله رادمرد؛ مریم صالحی نیا
چکیده
استعاره بهمثابۀ زبانی نمادین و غیرمستقیم، حامل معناهای افزوده و پنهان است. ردپای استعارهها و کلیشههای جنسیتی را در روایتهای تفسیری نیز میتوان پی گرفت. در این پژوهش داستانهای تفسیری سه تفسیر فارسی روضالجنان، جلاءالاذهان و منهجالصادقین مبنای کار قرار گرفت. در این مقاله ابتدا روایتهایی که از استعارههای جنسیتی استفاده ...
بیشتر
استعاره بهمثابۀ زبانی نمادین و غیرمستقیم، حامل معناهای افزوده و پنهان است. ردپای استعارهها و کلیشههای جنسیتی را در روایتهای تفسیری نیز میتوان پی گرفت. در این پژوهش داستانهای تفسیری سه تفسیر فارسی روضالجنان، جلاءالاذهان و منهجالصادقین مبنای کار قرار گرفت. در این مقاله ابتدا روایتهایی که از استعارههای جنسیتی استفاده کردهاند یا مضمون آنها یادآور استعارههای جنسیتی است، انتخاب شد و سپس با روش تحلیل محتوای کیفی، بار ارزشی این استعارهها و ارتباط آنها با کلیشههای جنسیتی بررسی شد. استعارههایی نظیر «عروس قرآن»، «امرأة کاعب»، «فراش»، «بیوت»، «عتبه» و «دنیا» نمونههایی از استعارههای جنسیتی در این روایتها است که برخی بار ارزشی مثبت و برخی بار منفی دارند. مهمترین نتایج این تحقیق عبارتاند از اینکه اغلب استعارههای منفی دربارۀ زن حول نقش زن بهمثابۀ همسر یا شریک جنسی و با تأکید بر بعد جسمانی وی شکل گرفته است. این استعارهها متأثر از کلیشههای جنسیتی رایجی است که بار منفی دارند. در نقطۀ مقابل، بیشتر استعارههای مثبت حول نقش مادری و صفاتی نظیر مهربانی، خلق، اصل و ابتدا در نقش مادری شکل گرفتهاند. همچنین این پژوهش نشان میدهد پیکر زن در دو وجه «پیکر بهشتی» و «پیکر دوزخی» نمود یافته است که پیکر بهشتی زن نماد التذاذ کامل و بهرهمندی است و پیکر دوزخی زن نماد فریبندگی، گناه، تمثل شیطان و زناکاری است. علیرغم تلاش شریعت در تقبیح نگرشهای زنستیزانه، رواج استعارههای جنسیتی دربارۀ زنان در دورههای تاریخی مختلف، در میان مفسران تفاوت چشمگیری نداشته است.
ادبیات
محسن سیفی؛ سمانه دهقانی؛ علی نجفی ایوکی
چکیده
در نقد فمینیستی، مسئلۀ زن و جایگاه او در جامعه مطرح میشود. رمان «التی تعد السلالم»، اثر هدی حمد نویسندۀ زن عمانی، رویکردی نقادانه نسبت به جایگاه زنان در جامعه دارد و دربردارندۀ مفاهیمی چون اختلاف طبقاتی میان زنان، چالشهای فرهنگی آنان و سیطرۀ نظام مردسالارانه است. پژوهش پیشرو با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی رمان یادشده ...
بیشتر
در نقد فمینیستی، مسئلۀ زن و جایگاه او در جامعه مطرح میشود. رمان «التی تعد السلالم»، اثر هدی حمد نویسندۀ زن عمانی، رویکردی نقادانه نسبت به جایگاه زنان در جامعه دارد و دربردارندۀ مفاهیمی چون اختلاف طبقاتی میان زنان، چالشهای فرهنگی آنان و سیطرۀ نظام مردسالارانه است. پژوهش پیشرو با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی رمان یادشده را در تطابق با رویکردهای چهارگانۀ نقد فمینیستی «الین شوالتر» شامل رویکردهای زیستشناختی، روانشناختی، زبانشناختی و فرهنگی بررسی میکند و در پی پاسخ به این پرسش است که نویسنده چگونه مؤلفههای زنانه را در اثر خود بازتاب داده است. حمد در بعد زیستشناسی زنان به مسائلی چون زایمان، ختنۀ زنان و بارداری اشاره کرده و در بعد روانی، مسائلی مانند وسواس فکری و عملی، خواب و دوگانگی رفتاری را مورد توجه قرار داده است. کاربرد ویژگیهای برجستۀ زبانی توسط نویسنده همچون واژگان و لهجۀ عامیانۀ عربی در انعکاس مسائل زنانه و مشکلات فرهنگی چون قاچاق زنان و آزار جسمی آنها، موجب خلق اثری تأثیرگذار و آگاهیبخش شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد حمد با تکیه بر شگردهای زبان زنانۀ خود با توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان در هویتبخشی به زنان موفق عمل کرده و بسامد بالای مؤلفههای الگوی شوالتر، زنانهبودن اثر وی را اثبات میکند. نویسنده با زبان زنانۀ خود، دغدغههای مهم و عمیق دربارۀ زنان را در قالب مسائل زیستی، روانی و فرهنگی مطرح کرده است.
ادبیات
چیمن محمدی بایتمبر؛ محمدنبی احمدی
چکیده
انتقاد به جایگاه زنان در جامعۀ لیبی یکی از مشخصههای رمان نانی روی میز دایی میلاد، رمان برگزیدۀ بوکر عربی 2022 و نوشتۀ محمد النعاس نویسندۀ معاصر لیبیایی است. این رمان دربرگیرندۀ تعداد زیادی شخصیت زن و بیان شرایط و عقاید و افکار آنها در جامعهای با فرهنگ مردسالاری و نگاه جنسیتی به زن است. این اثر با توصیفات تلخی از زنان داستان و سرنوشت ...
بیشتر
انتقاد به جایگاه زنان در جامعۀ لیبی یکی از مشخصههای رمان نانی روی میز دایی میلاد، رمان برگزیدۀ بوکر عربی 2022 و نوشتۀ محمد النعاس نویسندۀ معاصر لیبیایی است. این رمان دربرگیرندۀ تعداد زیادی شخصیت زن و بیان شرایط و عقاید و افکار آنها در جامعهای با فرهنگ مردسالاری و نگاه جنسیتی به زن است. این اثر با توصیفات تلخی از زنان داستان و سرنوشت آنان، ریشۀ درماندگیهایشان را حاکمیت مردسالاری میداند که مانع از بروز استعدادهای آنها میشود. بهدلیل بازتاب دیدگاه انتقادی محمد النعاس در بستر رمان مذکور و تطابق با دیدگاه زیباییشناسی انتقادی مکتب فرانکفورت نسبت به اینکه هنر و ادبیات باید با رویکرد سلبی و مخالفخوان به مبارزه با شرایط موجود برای رسیدن به شرایط مطلوب برآیند، بر آن شدیم تا رمان مذکور را براساس این نظریه با رویکرد تحقیق کیفی و با روش تحلیل محتوا بررسی کنیم. مقالۀ حاضر کوششی برای تحلیل و بررسی این دیدگاه انتقادی است. یافتههای پژوهش بیانگر انطباق دیدگاه محمد النعاس با رویکرد انتقادی مکتب فرانکفورت است و نشان میدهد او با هدف آگاهکردن جامعه و بهبود جایگاه زنان، با دیدگاه مخالفخوان و سلبی به انتقاد از وضعیت آنان در جامعه پرداخته است. همچنین با ایجاد تقابل میان زنان سنتی و مدرن به انتقاد از نظام مردسالاری حاکم و ستمهایی که بر زنان روا داشته شده میپردازد و با کمکگرفتن از شخصیتهای مرد علیه نظام مردسالاری، سعی در آگاه کردن زنان و مردان جامعهاش نسبت به جایگاه زن و نقش او در خانواده و اجتماع دارد.
ادبیات
مهین حاجی زاده؛ عبدالاحد غیبی؛ قادر احمدی
چکیده
فیلیپ هامون نظریهپرداز معاصر فرانسوی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی دقیق و جامع نسبت به عنصر شخصیت دارد که با رویکرد وی به دلیل در برگرفتن آراء نظریهپردازان پیشین میتوان به شناخت جامعی از معانی و مفاهیم نهفته در شخصیتها رسید. در نظریه وی شخصیتها براساس چهار اصل از نظر انواع، سطوح شخصیت، دال و مدلول شخصیت پردازش میشوند. ...
بیشتر
فیلیپ هامون نظریهپرداز معاصر فرانسوی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی دقیق و جامع نسبت به عنصر شخصیت دارد که با رویکرد وی به دلیل در برگرفتن آراء نظریهپردازان پیشین میتوان به شناخت جامعی از معانی و مفاهیم نهفته در شخصیتها رسید. در نظریه وی شخصیتها براساس چهار اصل از نظر انواع، سطوح شخصیت، دال و مدلول شخصیت پردازش میشوند. با عنایت به اینکه عنصر زن در اشعار نزار قبانی نقش بسیار برجسته-ای ایفا میکند؛ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی – تحلیلی زن را در اشعار نزار براساس نظریه شخصیت فیلیپ هامون مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصله گویای آن است که یگانگی شعر و زن در شعر او به زیبایی نمایان است و شخصیتهای زن موجود در عاشقانههای نزار عمدتا مجازی هستند که با محتوای کلی اشعار وی در جامعه آن زمان عرب که آغشته از فساد بود؛ سازگاری دارد و کاربست ضمیر مخاطب در بیان شخصیتهای زن بیانگر این است که نزار اعتقاد چندانی به خواننده محوری نداشته است. همچنین سطوح توصیف شخصیت زن غالباً در لایههای ظاهری و روانی نمود یافته و بررسی مدلول نشان میدهد که بیشتر اطلاعات در مورد شخصیت زنان از جانب خود شاعر است، امّا تحلیل دالها تناقض موجود میان شخصیتها و عملکرد آنها را تصویرسازی میکند.
ادبیات
نادیا احمدی نیک؛ غلامرضا پیروز
چکیده
بازتاب ایده و طرحهای فمینیستی در متون ادبیات داستانی موجب شد تا در برهههای مختلف، زنان تمایل زیادی به خلق متون زنمحورانه پیدا کنند. اکنون با نگاهی گذرا بر پژوهشهای پیشین در نقد رمان نفرین خاکستری (1381) اثر مهسا محبعلی، کاملاً مشخص میشود اکثر این پژوهشها در قالب مقاله و پایاننامه، این اثر را صرفاً متنی فمینیستی در نظر گرفتهاند ...
بیشتر
بازتاب ایده و طرحهای فمینیستی در متون ادبیات داستانی موجب شد تا در برهههای مختلف، زنان تمایل زیادی به خلق متون زنمحورانه پیدا کنند. اکنون با نگاهی گذرا بر پژوهشهای پیشین در نقد رمان نفرین خاکستری (1381) اثر مهسا محبعلی، کاملاً مشخص میشود اکثر این پژوهشها در قالب مقاله و پایاننامه، این اثر را صرفاً متنی فمینیستی در نظر گرفتهاند و به تحلیل عناصر این رویکرد اکتفا کردهاند، درحالیکه نویسندگان در جستار پیش رو سعی کردهاند موضوع مغفول ماندۀ پژوهشهای دیگر منتقدان در خصوص نقد فمینیستی رمان نفرین خاکستری را با پرسشی جدی روبهرو سازند. میتوان مهمترین پیشفرض این جستار را برطرفساختن ابهام رویکردی نویسنده با توجه به تلاش آرمانگرایانهاش در نظر گرفت. بدین منظور نویسندگان این مقاله درصدد نقد و بررسی رویکرد انتقادی و اعتراضی مهسا محبعلی نسبت به فمینیسم رادیکال در قالب رمان نفرین خاکستری هستند. این مقاله پژوهشی است به روش تحلیل محتوای کیفی، که با استفاده از منابع اسنادی، کتابخانهای، مصاحبه و سایتهای معتبر بر مبنای استنباط نویسندگان از تحلیل دادههای تحقیق فراهم آمده است. مهمترین دستاورد این پژوهش استخراج و تحلیل درونمتنی مؤلفههایی در حیطۀ فمینیسم رادیکالی همچون: بکرزایی- خودباروری، مردستیزی و تحقق فردیت زن است که محبعلی با استفاده از این موارد در میانۀ داستان با تغییر عقیده بر این حقیقت تأکید میکند که آموزههای شالودهشکنانۀ فمینیسم رادیکال در کاهش نابرابریها و ظلمهای جنسیتی به توفیقهای قابلاعتنایی دست نیافته است و اینگونه مبانی نظری فمینیستهای رادیکال را زیر سؤال برده است.
ادبیات
عزت ملاابراهیمی؛ محمد مهدی کریمی
چکیده
تحلیل گفتمان انتقادی، شاخهای مهم و رویکردی نو از نظریه تحلیل گفتمان به شمار میرود. این رویکرد به عنوان گرایشی میان رشتهای، در بررسی متون از سطح جمله و کلام فراتر رفته و به بافت موقعیتی که متن در آن شکل گرفته است توجه میکند. نورمن فرکلاف یکی از نظریهپردازان این عرصه است که ارزیابی سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مولفههای اصلی نظریه ...
بیشتر
تحلیل گفتمان انتقادی، شاخهای مهم و رویکردی نو از نظریه تحلیل گفتمان به شمار میرود. این رویکرد به عنوان گرایشی میان رشتهای، در بررسی متون از سطح جمله و کلام فراتر رفته و به بافت موقعیتی که متن در آن شکل گرفته است توجه میکند. نورمن فرکلاف یکی از نظریهپردازان این عرصه است که ارزیابی سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مولفههای اصلی نظریه او را تشکیل میدهد. این پژوهش سعی دارد تا سطوح سهگانه گفتمان انتقادی را در رمان "لن أموت سدى" اثر خانم جهاد رجبی، از نویسندگان اسلامگرای فلسطینی تبار، مورد واکاوی قرار دهد و ایدئولوژی حاکم بر متن او را تبیین کند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مؤلف با استفاده از کارکرد واژگان و روابط معنایی میان آنها و نیز بهرهگیری از استعارههای متعدد یا کاربست افعال خبری دیدگاه خود را نسبت به اوضاع فلسطین بیان میکند. وی همچنین با فراخوانی شخصیتهای قرآنی، الهام از مفاهیم اسلامی و کارکرد روابط بینامتنی، خوانشگران خود را در مواجهه با بافت موقعیتی جامعۀ اشغالی قرار میدهد و به بیان مسائل حاکم بر جامعه میپردازد. در واقع نویسنده از این رهگذر به دنبال کسب ایدئولوژی مد نظر خود و تحقق مفاهیمی چون هویتبخشی، آزادیخواهی و مبارزه با اشغالگران است.
ادبیات
بهرام رضایی ویشه سرایی؛ محمّدعلی خزانه دارلو؛ محمود رنجبر
چکیده
یکی از مهمترین آثاری که در آن تصویر دیگری اعم از «دیگری درونفرهنگی» و «دیگری برونفرهنگی» انعکاس مییابد، سفرنامه است. در این نوع از نوشتهها تصاویر زنان، مردان، شهرها، مکانهای خاص زیارتی، سیاحتی و ... میتواند سوژۀ تصویرپردازی قرار گیرد. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی با تلفیق سه رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان، بازنمایی ...
بیشتر
یکی از مهمترین آثاری که در آن تصویر دیگری اعم از «دیگری درونفرهنگی» و «دیگری برونفرهنگی» انعکاس مییابد، سفرنامه است. در این نوع از نوشتهها تصاویر زنان، مردان، شهرها، مکانهای خاص زیارتی، سیاحتی و ... میتواند سوژۀ تصویرپردازی قرار گیرد. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی با تلفیق سه رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان، بازنمایی و تصویرشناسی نوشته شده است. هدف از این پژوهش تحلیل بازنمایی انواع تصاویر زنان و پیشفرضهایی است که نویسنده در چارچوب آن به این نوع از بازنمایی اقدام کرده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در سفرنامۀ از پاریز تا پاریس زنان با ملیتهای شرقی و غربی به دو دسته تقسیم میشوند: زنان تاریخی و زنان معاصر؛ نویسنده تصاویر زنان تاریخی را بهصورت غیرمستقیم و از طریق مطالعۀ متنها (بینامتنی) بازنمایی میکند و بازنمایی تصاویر زنان معاصر را -که یا با تجربۀ حضوری بهصورت مستقیم با آنها در ارتباط بوده یا بهصورت غیرمستقیم از طریق ارتباط با دیگران (بیناشخصی) مطالبی دربارۀ آنها شنیده- با تجربۀ ترکیبی (ترکیبی از تجربۀ حضوری و بیناشخصی) انجام میدهد. دراین سفرنامه عنوانهای مختلف نویسنده در سایۀ هویت برساخت «استاد روشنفکر تاریخ» قرار میگیرد و با همین هویت تصویر زنان معاصر و زنان درباری و عامۀ تاریخی در شرق و غرب بازنمایی میشود..