عوامل مؤثر بر ادراک زیباییشناختی آثار نقاشی توسط زنان با استفاده از روش کیو (مطالعۀ موردی: شهرشیراز، سال 1399)
صفحه 517-541
https://doi.org/10.22059/jwica.2021.322045.1574
فریبا غروی منجیلی، رسول یوسفی
چکیده افراد در حیطهای عمومی زندگی میکنند که مؤلفههای این حیطهها بر شکلگیری رفتارهای آنها در برابر آثار هنری اثر میگذارند. تحلیل این مؤلفهها ما را از نگرش افراد بهعنوان مخاطب آثار هنری آگاه میکند و سبب شناخت بیشتر عوامل تأثیرگذار بر شیوههای ادراکی آنها خواهد شد. ما در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش هستیم که زنان تابلوهای نقاشی را چگونه درک و دریافت میکنند و چه ویژگیهای جامعهشناختی یکسانی میان شیوههای ادراکی یکسان دیده میشود و درنهایت این شیوههای ادراکی، تأکید را بر کدامیک از ویژگیهای زیباییشناختی یا محتوایی تابلوهای نقاشی خواهند نهاد. در پژوهش حاضر، که از حیث هدف اکتشافی و از نظر روش ترکیبی است، از روش طبقهبندی کیو استفاده شده است. در این پژوهش، که 14 نفر در آن شرکت داشتند، پنج الگوی ذهنی متفاوت در ادراک آثار نقاشی شناسایی شد که با استفاده از پرسشنامهای که درخصوص میزان مذهبیبودن و ارتباط با دنیای هنر تدوین شده بود مشخص شد هریک از این الگوهای ذهنی خود تحتتأثیر متغیرهای زمینهای، روانشناختی یا ساختاری متفاوتیاند. درواقع، نگرش و سلیقة افراد از زیبایی آثار هنری به ویژگیهای فردی یا اجتماعی هر فرد بستگی دارد.
زنانهنگاری در نسخۀ مصوّر حملۀ حیدری (مقایسۀ تطبیقی جایگاه زن در نگارههای نسخ مصوّر حملۀ حیدری)
صفحه 543-566
https://doi.org/10.22059/jwica.2021.319245.1546
فاطمه ماهوان
چکیده مردان در حماسهها عهدهدار نقشهای اصلی هستند و حضور زنان در سایه قرار میگیرد. اگر این حماسه موضوع دینی داشته باشد، منع حضور زنان دوچندان میشود. پژوهش حاضر جایگاه زن را در نگارههای نسخة حملة حیدری باذل مشهدی (مورخ۱۲۲۲ ه.ق، محفوظ در کتابخانة ملی فرانسه) از منظر موضوع، ارتباط متن و تصویر، شاخصههای تصویری و... بررسی میکند. برای نشاندادن اهمیت جایگاه زن در این نسخه، نگارههای آن را با یکی از نسخ همعصر، یعنی چاپ سنگی مصور حملة حیدری راجی کرمانی، مقایسه میکنیم. این دو نسخه تقریباً در یک دورة زمانی (عصر قاجار) اما در دو مکان مختلف (هند و ایران) مصور شدهاند. این مقایسه تطبیقی نشان میدهد که حملة باذل، زن را در نقشهای متنوع و گوناگونی به تصویر درآورده است؛ از زن در جایگاه قدیس یا فرشته گرفته تا زنانی در نقش نوازنده و رقصنده. اما تصویر زن در نگارههای حملة راجی به فرشته و قدیس محدود میشود. نگارگر این نسخه با ابداع شیوهای نوین و خلاقانه، نهتنها بر حضور زنان چشم نپوشیده، بلکه آنان را دوشادوش یا حتی پیشاپیش مردان ترسیم کرده است. این موارد سبب میشود که زن در نگارههای حملة حیدری باذل از چارچوبهای فکری و فرهنگیِ سنتی فراتر رود و نقشهایی را عهدهدار شود که در تصاویر کمتر حماسهای میتوان نظیر آن را پیدا کرد.
تحلیل دیدگاه "نجات زمین توسط زنان" در رمان هرس با رویکرد بومفمینیستی
صفحه 567-586
https://doi.org/10.22059/jwica.2021.320815.1560
نرگس اسکویی
چکیده بومفمنیسم که از تلفیق اندیشههای فمنیستی و اکولوژیکی (زیستمحیطی) حاصل شده است، هژمونی فرهنگ مردسالارانه را عاملی در فرودستی اقشار ضعیف نگه داشته شده، از جمله زنان از یک سو و جنگ و تخریب خودخواهانۀ زیستبوم از سوی دیگر میداند و معتقد است آگاهی، خودباوری و توانمندسازی زنان و بازگشت آنان به اصالت طبیعی و عاملیت جنسیتی، سببی برای نجات توأمان زن و طبیعت است. در رمان هرس، زنان آسیبدیده از خشونت مردانۀ جنگ، در دورۀ بیمردیِ پس از جنگ، با تشکیل زنستان (کلونی زنانۀ) خرد در جزیرهای دورافتاده و ویران، به آبادانی خود و طبیعت رنجور از جنگ همت میگمارند؛ مسئلۀ اصلی این تحقیق، که به روش توصیفی و تحلیل محتوای قیاسی انجام یافت، تبیین و تفسیر پیوندهای اندیشگانی موجود در رمان هرس با مؤلفههای فلسفۀ بومفمنیستی بوده است؛ دستاوردهای تحقیق گویای همزمانی بیداری هویتی و خودباوری و متعاقباً توانمندسازی و عاملیت در زنان این داستان از یکسو، با نجات زمین و احیای طبیعت در سویۀ دیگر است؛ آنچنان که نظرگاه بومفمنیستی به آن باور دارد و زنان را به چنین رویکردی به رشد استعلایی خود و محافظت از محیط زیست فرامیخواند.
جستاری بر معناشناسی خالکوبی زنان لرستان
صفحه 587-621
https://doi.org/10.22059/jwica.2021.315221.1514
سارا صادقی، اردشیر جوانمرد زاده، سعید رحیمی، زهرا چراغی
چکیده یکی از کنشهای فرهنگی و اجتماعی رایج در میان مردم جهان ایجاد نقش روی بدن یا همان خالکوبی است. از کارکردهای خالکوبی، بازنمایی باورها و اعتقادات فردی و اجتماعی است. این نوشتار تلاش دارد با نگاهی بر خالکوبیهای زنان لرستان، به شناسایی نقوش و انگیزة ایجادشان در میان زنان لرستان بپردازد. هدف از این تحقیق نشاندادن انگیزة اصلی خالکوبیهای زنان لرستان است. این تحقیق به روش توصیفیـ تحلیلی با جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی کوشیده به اشکال رایج در ترسیم خالکوبیها دست یابد. اهمیت پرداختن به این موضوع در این است که از یکسو رواج خالکوبی بهعنوان یک کنش در جامعة ایران انکارناپذیر است و از سوی دیگر پژوهش دربارة خالکوبی مطابق منابع موجود بیشتر در حوزة مطالعات غرب قرار گرفته است. درحالیکه این هنر نیز مانند بسیاری از هنرهای دیگر دارای ویژگیهای منطقهای و فرهنگی خاص هر اجتماع است. جامعة آماری زنان لر بین 50 تا 60 ساله است که روی اعضای بدنشان بیش از 4 بار به خالکوبی اقدام کردهاند. بنا بر پژوهش حاضر، نقوش خالکوبی و ایجاد آنها بر بدن علاوه بر ارزش زیباییشناختی، دارای انگیزههای معناداری نیز هست که در تمایلات فردی، آیینی، اسطورهها، بافت فرهنگی و تاریخی همان جامعه ریشه دارد.
بازنمایی زن در ضرب المثلهای گیلکی
صفحه 623-645
https://doi.org/10.22059/jwica.2021.313742.1499
جواد نظری مقدم
چکیده ضربالمثلها بهمنزلة یکی از عناصر مهم ادبیات شفاهی میتوانند بازتابی از باورها و نگرشهای حاکم بر جامعه باشند. یکی از موضوعات مهم تحقیقات حوزة اجتماعی بررسی چگونگی بازنمایی زن در فرهنگ و ادبیات شفاهی است. در این مطالعه، تلاش میشود با بررسی مثلهای گیلکی به تصویری نسبتاً روشن از چگونگی جایگاه زن در جامعة گیلان دست یابیم. این مطالعه یک بررسی توصیفی تحلیلی بوده که در آن ضمن تحلیل محتوای چهار کتاب «فرهنگ مثلها و اصطلاحات گیل و دیلم»، «جادکفته گبان»، «ضربالمثلها و اصطلاحات گیلکی» و کتاب «ضربالمثلهای گیلکی»، که حاوی 4562 ضربالمثل حوزة شرق و غرب و مرکز گیلان هستند، تعداد 182 ضربالمثل مرتبط با موضوع پژوهش احصا شده است. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل تماتیک استفاده شده و مثلهای با مضامین مشترک و مشابه ذیل پنج مقولة کلان تصویری از سویههای مثبت زنان، تصویری از سویههای منفی زنان، زن بهمثابة عنصری فرودست، زن بهمثابة عنصری فرادست و زن بهمثابة عنصری برابر در نسبت با مرد دستهبندی شدند و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتههای تحقیق نشان میدهد تصویر زن در فرهنگ مردم گیلان متنوع و چندوجهی است و اگرچه در بخشی از مثلها زن بهمثابة عنصری ضعیف و فرودست بازنمایی میشود، بخش درخور توجهی از ضربالمثلها بر نقش زن بهمثابة عنصری فرادست یا برابر با مرد در جامعه دلالت دارد.
تحلیل نشانه شناسی بدن در تبلیغات تجاری (مطالعۀ موردی: شبکۀ ماهواره ای جم تی وی)
صفحه 647-679
https://doi.org/10.22059/jwica.2021.320616.1557
معصومه میرزاخانی، باقر ساروخانی، حسن خجسته باقرزاده
چکیده تبلیغات یکی از عناصر جداییناپذیر زندگی انسان امروزی است. در این میان، رسانه بهمنزلة ابزاری برای معرفی محصولات از اهمیت ویژه برخوردار است. هدف اصلی این مقاله بررسی جایگاه بدن در گفتمان رسانه (تبلیغات بازرگانی شبکة جِم) است. بدین منظور، با استفاده از دیدگاه فیسک و بارت در سه سطح واقعیت، بازنمایی و ایدئولوژی، آگهیهای بازرگانی تحلیل و ارزیابی شده است. تحقیق حاضر با رویکردی کیفی صورت گرفته و جامعة هدف آن آگهیهای پخششده از شبکة جِم تیوی در سال 1396ـ1397 بوده است که به روش نمونهگیری هدفمند و غیرتصادفی جهت تحلیل نشانهشناختی انتخاب شدند. پس از جمعآوری تبلیغات، 33 پیام بازرگانی مورد مطالعة عمیق قرار گرفت. مبنای نظری بحث، آرای برخی از صاحبنظران جامعهشناسی بدن است. نتایج نشان میدهد دو گفتمان «جنسی» و «جنسیتی» در حوزة بدن زن در تبلیغات وجود دارد. البته «گفتمان جنسی» در تبلیغات شبکة جِم غالب است و بدن، خصوصاً بدن زن، بهعنوان تنها موجودی که جنسیت و سکسوالیته دارد بهمنزلة ابزاری در خدمت سرمایهداری درآمده است.
تبیین تجربی تأثیر نوع مانکن (مدل) فروشگاهی بر رفتار خرید زنان با تعدیل گری دانش مشتریان نسبت به مُد
صفحه 681-703
https://doi.org/10.22059/jwica.2021.316325.1527
کامبیز حیدرزاده هنزائی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش نوع مانکن فروشگاهی (مانکن بدون سر و مانکن دارای سر) بر قصد خرید و تصوّر لباس در اندام مشتری با تعدیل نقش دانش مشتریان نسبت به مُد با طرح عاملی 2×2 و براساس سناریو انجام گرفته است. پژوهش در جامعة آماری بانوان دانشجو و با مشارکت 160 نفر از دانشجویان زن و دارای دانش مُد بررسی شده است. دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامه مبتنی بر سناریو دارای متن و تصویر گردآوری شده و با تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد که تأثیر اصلی و تعاملی نوع مانکن و دانش مشتریان نسبت به مُد بر قصد خرید و تصور لباس در اندام مشتری معنادار است؛ بهطوریکه مانکن بدون سر و دانش بالا نسبت به مُد موجب افزایش قصد خرید و تصور لباس در اندام مشتری میشود. همچنین، نتایج حاکی است که افزایش میزان تصور مشتری منجر به افزایش قصد خرید مشتریان میشود و تأثیر غیرمستقیم مانکن دارای سر بر قصد خرید به واسطة تصور لباس در اندام کاهش مییابد.
