دوره و شماره: دوره 5، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 283-447 
مقاله پژوهشی

تماشاگری زن و لذت زنانه در سینما: خوانشی زنانه از فیلم‌های تلما و لوئیس و واکنش پنجم

صفحه 283-306

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36481

اعظم راودراد، کبری الهی فر

چکیده نظریۀ فیلم فمنیستی رویکرد تازه‌ای را دربارۀ شکستن خط روایی فیلم با هدف افزایش آگاهی مخاطب زن از قرار‌گرفتن او به‌مثابۀ ابژۀ نگاه دوربین و لذت جنسی مردانه ارائه داد. اما کنار گذاشتن ابزار روایی در این دست فیلم‌ها و روی‌آوردن به تکنیک‌هایی چون رهایی نگاه دوربین باعث دور‌شدن مخاطب زن و بنابراین شکست اقتصادی این فیلم‌ها شد. در این مقاله، با کاربست مفهوم نسبتاً بدیع «لذت زنانه» در نظریۀ فیلم فمنیستی، سعی شده است خوانشی زنانه از فیلم‌های واکنش پنجم و تلما و لوئیس ارائۀ شود. هدفْ ارائۀ تحلیلی است از نقش مخاطب فعال زن و توضیح امکانات دیداری برای رهایی‌بخشی زن از ابژگی. این تحلیل بر محور نظریۀ روانکاوانۀ فیلم فمنیستی و با تأکید بر مفهوم نظری لذت زنانه انجام شده است. خوانش فعالانۀ فیلم از جانب زنان می‌تواند لذت دوستی و پیوند همدلانه در آن‌ها را، در جایگاه تماشاگر فعال، برانگیزد. بنابراین، برخلاف موفقیت محدود نظریۀ فیلم فمنیستی، اعمال چنین خوانش فعالی از مقابلۀ شخصیت‌های زن داستان با نگاه و اقتدار مردانه در فیلم‌های جریان اصلی می‌تواند موجب تولید لذتی برای تماشاگران زن باشد که در برابر مفهوم لذت مردانه و ابژگی زن قرار می‌گیرد. این نوع خوانش می‌تواند جنبۀ رهایی‌بخشی بعضی از فیلم‌های جریان اصلی را برای زنان آشکار کند.

مقاله پژوهشی

بازنمایی رفاقت‏های مردانه و دوستی‏های زنانه در ژانر کمدی‌ـ رمانتیک سینمای ایران، تحلیل متن یازده فیلم کمدی‌ـ رمانتیک ایرانی

صفحه 307-326

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36482

حمیدرضا مدقق

چکیده پرداختن به مناسبات عاشقانۀ زن و مرد به شکلی خنده‏‏آفرین سبب شده که غالب آثار کمدی سینمای ایران، چه قبل و چه بعد از انقلاب، در ژانر کمدی‌ـ رمانتیک قرار گیرند. قهرمانان مرد و زن این فیلم‏ها معمولاً پیش از پیوند‏شان در پایان روایت، از راهنمایی‏ و کمک‏های دوستانی از جنس خود بهره می‏گیرند. در چارچوب نظریۀ ژانر، درک چگونگی رابطۀ قهرمانان مرد و زن کمدی‌ـ رمانتیک با دوستانشان و اینکه این بازنمایی حامی و تقویت‌کنندۀ کدام ارزش‏ها و باورها برای مخاطبان است، هدف این پژوهش است. بدین‏منظور، یازده فیلم کمدی‌ـ رمانتیک ایرانی، که در بازۀ 1369 تا 1390 در سالن‏های سینماها نمایش عمومی داشته‏اند، با بهره‏گیری از تقابل‏های دوجزئی، تحلیل متن شده است. نتایج پژوهش گواه آن است که تقابل رفاقت مردانه/ دوستی زنانه در کمدی‌ـ رمانتیک ایرانی بیانگر درونمایۀ بیهودگی اتحاد زنان است و این درونمایه، دست‌اندرکار بازسازی اجتماعی ایدئولوژی مردسالاری است. همسر (1373) تنها روایت این پژوهش است که از این الگوی تقابلی پیروی نمی‏کند و در آن دوستی‏های زنانه به رسمیت شناخته می‏شوند و ستایش می‏گردند.

مقاله پژوهشی

مطالعۀ نمونه‏ هایی از پیکرک‏های سفالی زنان در ادوار سلجوقی و ایلخانی

صفحه 327-344

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36483

سیدهاشم حسینی

چکیده پیکرک‏های گلی و سفالین زنان جزء نخستین آثار هنری بشر در اعصار پیش از تاریخ محسوب می‏شوند که ساخت آن‏ها با تغییراتی خاص تا دوران اسلامی نیز تداوم یافته است. پیکرک‏های سفالی مزبور، که گونه‏های مختلفی از تکنیک‌های ساخت و تزیین هنر سفالگری اسلامی را دربرمی‌گیرند، اغلب در شهرها و مراکز مهم سفالگری ایران ساخته شده‌اند. از مهم‌ترین ادوار ساخت این پیکرک‏ها می‏‏توان به ادوار سلجوقی و ایلخانی مقارن با قرون پنجم تا نهم هجری اشاره کرد که با توجه به منع ساخت پیکرک و مجسمه در دوران اسلامی‏، دلایل و انگیزه‏ها و نیز منابع الهام‌بخشِ ساخت این پیکرک‏ها در دوره‏های مزبور جای تأمل دارد. موضوع پژوهش کنونی بررسی و تحلیل تعدادی این پیکرک‏ها در کلیة ابعادِ تکنیکی و مفهومی است. هدف اصلی مقاله، بررسی و شناخت مهم‌ترین ویژگی‏های پیکرک‏های سفالین مزبور به همراه طبقه‏بندی آن‏هاست. روش پژوهش انتخابی، با توجه به نوع موضوع و هدف، تلفیقی از روش‌های توصیفی، تاریخی، و مقایسه‌ای است. در همین زمینه، ده عدد از نمونه‏های شاخصِ پیکرک‏های سفالین زنان در ادوار سلجوقی و ایلخانی، فارغ از تعلق به سبک یا گونه‏ای خاص، از بین آثار موجود در موزه‏های مختلف داخلی و خارجی انتخاب و از منظرِ شیوة ساخت، تزیین، کاربرد، فرم، اهداف ساخت، منابع الهام‌بخش، و... بررسی، طبقه‌بندی، و تحلیل شده است. بنابر یافته‏های پژوهش، پیکرک‏های سفالی زنان در ادوار مزبور، به‌خصوص دورة سلجوقی، تحت‌تأثیر عوامل مختلفی ساخته شده‏اند که از جملة آن‏ها می‏توان به تأثیر سنت‌های هنری پیش از اسلام، تأثیر نظام قبیله‌ای، تأثیر برخی از شخصیت‏های زن ادبیات ایران، به علاوة تأثیر صور فلکی با نماد مؤنث اشاره کرد. همچنین توجه به نقش‏ها و کارکردهای زنان به جای تمرکز بر ویژگی‏های جنسیتی آن‌ها، از مهم‌ترین تفاوت‏های پیکرک‏های مزبور با نمونه‏های پیش از تاریخی است.

مقاله پژوهشی

جایگاه ایران در میان کشورهای منطقة خاورمیانه و آسیای مرکزی در افق سال 2015 براساس شاخص‏های توانمندسازی زنان

صفحه 345-372

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36484

عزت ملاابراهیمی، یاشار تارودی ممقانی، عطیه هنردوست

چکیده اهداف توسعة هزاره به بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورها می‏پردازد و داده‏های سالانة مربوطه این امکان را برای بسیاری از محققان فراهم می‏آورد که به مطالعه و پیش‏بینی روند توسعة کشورها بپردازند. در این میان، کشور ایران در یکی از برنامه‏های پُراقبال ‏بلندمدت خود، موسوم به چشم‌انداز ایران 1404، جایگاه نخست را در میان کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی متصور شده است. با توجه به تأکید بر جایگاه زنان در توسعة اقتصادی کشور، در این پژوهش سعی شده که با استفاده از داده‏های گزارش‌شده درخصوص هدف سوم از اهداف توسعة هزاره، که متضمن ارتقای جایگاه زنان است، جایگاه ایران در میان کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی پیش‏بینی شود. به عبارت دیگر، در این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که آیا ایران در سال 2015 در میان پنج کشور اول منطقه قرار خواهد گرفت؟ برای بررسی این موضوع، مقادیر شاخص‏های مرتبط استخراج و با استفاده از مدل‏ سری زمانی ARIMA ارزش آتی شاخص‏های مورد هدف در سال 2015 تخمین زده شده و براساس ارزش‏های پیش‏بینی‌شده رتبة ایران در میان کشورهای دیگر گزارش شده است. نتایج نشان می‏دهد که برخلاف اینکه ایران توانسته است در اغلب زیرشاخه‏های هدف سوم توسعة هزاره به اهداف موردنظر در برنامه‏های توسعه‏ای نزدیک شود، در مقیاس بین‏المللی هنوز نتوانسته به اهداف خود دست یابند و نیازمند تغییر در سیاستگذاری است.

مقاله پژوهشی

تجربۀ زیستۀ زنان مطلقۀ کرد، فرایندها و چالش‌های آنان: بررسی پدیدارشناختی (مطالعۀ موردی شهرستان سقز)

صفحه 373-396

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36485

لیلا عنایت زاده، محمود قاضی طباطبایی

چکیده اگرچه طلاق همۀ بخش‌های جامعه ـ اعم از همسران، بچه‌ها، خانواده‌ها و کل چرخۀ زندگی اجتماعی‌ـ را‌ درگیر می‌کند، نوع تجربۀ افراد بسته به جنسیت و فاعل، در فرایند ‌بودن، و میزان درگیری آن‌ها متفاوت است و ممکن است برای افراد تجربه‌ای مثبت یا منفی ادراک شود. با توجه به متفاوت‌بودن تجربۀ افراد و اینکه برخی عناصر فرهنگی در جامعۀ کردستان نقش زن را در عرصۀ زناشویی به حد ابژه‌ای تقلیل می‌دهند، این بررسی با هدف کشف تجربۀ زیستۀ زنان مطلقۀ کرد و درک چالش‌ها و فرصت‌های رشدی که آن‌ها تجربه کرده‌اند، انجام گرفت. در این مطالعه از روش هرمنوتیک پدیدارشناختی استفاده شده است و تعداد شرکت‌کنندگان با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند شامل نوزده زن مطلقۀ کرد ساکن شهرستان سقز است. در این بررسی، از تئوری‌های کاسلو و مزیرو به‌منزلۀ چارچوبی برای سازمان‌دادن داده‌های به‌دست آمده استفاده شد و از مصاحبه‌های فردی مضامین فرایند وقوع طلاق، پیامدهای طلاق، ادراک از خود، احساسات شخصی، واکنش‌های رفتاری، و تصور از طلاق آشکار شد.

مقاله پژوهشی

بررسی تأثیر تعارض کارـ خانواده و خانواده‌ـ کار بر بیگانگی از کار

صفحه 397-414

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36486

سیدعبدالحسین نبوی، معصومه باقری، مرضیه شهریاری

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر تعارض کارـ خانواده و تعارض خانواده‌ـ کار بر بیگانگی از کار است. در این زمینه، از نظریۀ نمایشی گافمن، دوکسبری و هیگینز، کرچمایر و کوهن، مرتون، اینگلهارت، و فانس استفاده شده است. جامعۀ آماری شامل زنان متأهل شهر اهواز است. داده‌های پژوهش با روش پیمایشی، از نمونه‌ای با حجم 386 نفر، از میان کارمندان زن متأهل اداره‌های دولتی شهر اهواز با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای و تصادفی انتخاب شد. بیگانگی از کار در دو حیطۀ: تعارض کار با خانواده و تعارض خانواده با کار بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی، آزمون‌های معناداری، تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون، و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که: رابطة مستقیم و معناداری بین متغیر تعارض کار با خانواده، تعارض خانواده با کار، و متغیر وابسته (بیگانگی از کار) وجود دارد. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهد که پایگاه اجتماعی‌ـ اقتصادی (وجه عینی) از طریق تعارض کار با خانواده و خانواده با کار، بر بیگانگی از کار اثر غیرمستقیم دارد و پنداشت فرد از پایگاه اجتماعی‌ـ اقتصادی خود (وجه ذهنی) تأثیر مستقیمی بر بیگانگی از کار می‌گذارد. درضمن، نتایج پژوهش رابطۀ معکوس و معناداری بین متغیرهای سن، سابقۀ کار، نوع سمت سازمانی، پیشینۀ شهری‌ـ روستایی، و متغیر بیگانگی از کار را آشکار می‌کند.

مقاله پژوهشی

جنگ به روایت زنان: بررسی روایت جنگ الجزایر در آثار آسیه جبار

صفحه 415-431

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36487

فریده علوی، زینب رضوان طلب

چکیده در این مقاله، پس از اشاره به پیشینۀ ادبیات زنان در الجزایر، با استفاده از رویکرد توصیفی‌ـ تحلیلی به معرفی و بررسی چند نمونه روایت زنانه از جنگ استقلال الجزایر در خلال آثار نویسندۀ شهیر الجزایری، آسیه جبار، می‌پردازیم. این تحقیق نشان می‌دهد که زبان و نهاد ادبیات در الجزایر تا پیش از سدۀ اخیر تحت سیطرۀ مردان بوده و عمدۀ آثار ادبی این کشور بر ارزش‌های مردسالارانه استوار بوده و دیدگاه مردانه را منعکس می‌کرده است. اما با وقوع جنگ، که موضوعی اساسی و مهم بوده، و از سوی زنان نیز به شیوۀ خاص خود تجربه شده، لزوم ارائۀ نگاه و روایت زنانه از آن احساس می‌شود. آسیه جبار نخستین نویسندۀ زن الجزایری است که در رمانی با عنوان فرزندان جهان جدید مستقیم به موضوع جنگ استقلال می‌پردازد. این رمان، که در تاریخ ادبیات الجزایر از رمان‌های مؤثرجنگ الجزایر محسوب می‌شود، مهر تأییدی بر استعدادها و قابلیت‌های زنان در عرصۀ نویسندگی می‌زند و راه را برای ورود دیگر زنان به این عرصه هموار می‌کند. موضوع جنگ یکی از ارکان ثابت و اساسی در آفرینش‌های آسیه جبار محسوب می‌شود. ویژگی خاصی که موجب تمایز آثار آسیه جبار از دیگر آثار جنگی می‌شود آن است که وی با استفاده از دیدگاه زنانۀ خود، نه‌تنها به مسئلۀ آزادی الجزایر از طریق جنگ و مقاومت اشاره می‌کند، بلکه لزوم آزادی زنان از حصارهای بسته و رهایی آنان از برخی محدودیت‌ها و تعصبات را نیز یادآور می‌شود. وی همچنین با به تصویر کشیدن رنج‌ها و مشکلات خاص زنان در طول دوران جنگ و نشان دادن نحوۀ مشارکت آنان در این مبارزه، که در نوشته‌های نویسندگان مرد مغفول مانده یا به شایستگی نمایان نشده بود، سهم و نقش زنان در استقلال این کشور را برجسته می‌کند.

مقاله پژوهشی

جهانی‌شدن فرهنگی و نگرش مردان به نقش زنان (مطالعة موردی مردان شهر شیراز)

صفحه 433-447

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36488

بیژن خواجه نوری، لیلا پرنیان، صغری همت

چکیده این مقاله، که بر مبنای پژوهشی با همین عنوان انجام شده، به فرایند جهانی‌شدن فرهنگی و نگرش مردان به نقش زنان در جامعه پرداخته است. در این پژوهش، ترکیبی از نظریه‌های گیدنز و رابرتسون به‌منزلۀ چارچوب نظری استفاده شده است. پرسش اصلی این است که آیا جهانی‌شدن فرهنگی بر نگرش مردان به نقش زنان در شهر شیراز تأثیر گذاشته است؟ در صورت وجود ارتباط بین این دو متغیر، کدام مؤلفه‌های جهانی‌شدن فرهنگی بیشترین تأثیر را داشته‌اند؟ برای دستیابی به پاسخ این پرسش، از روش کمی و پیمایشی استفاده شده و اطلاعات لازم با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع‌آوری شده است. بدین‌ترتیب، 383 نفر از مردان شهر شیراز با روش نمونه‌گیری تصادفی سهمیه‌ای چندمرحله‌ای برای پاسخگویی به پرسش‌ها انتخاب و اطلاعات لازم از این گروه گردآوری شده است. نتایج بیانگر آن بود که متغیرهای بازاندیشی، سبک زندگی ورزشی، سبک زندگی علمی‌ـ فرهنگی، آگاهی از جهانی‌شدن، و فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی با نگرش مدرن مردان به نقش زنان رابطۀ معنادار مثبت، ولی سبک زندگی سنتی و وسایل ارتباط‌جمعی داخلی رابطۀ منفی داشته‌اند. همچنین، متغیر بازاندیشی با نگرش سنتی به نقش زنان رابطۀ منفی، ولی سبک زندگی سنتی و سبک زندگی ورزشی رابطۀ مثبت داشته‌اند.