دوره و شماره: دوره 5، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 449-600 
مقاله پژوهشی

تحلیل جامعه‌شناختی چگونگی بازنمایی هویت فردی و جنسیتی در آثار سینمایی دهة 1380 ایران

صفحه 449-466

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50239

رشید احمدرش، احمد غلامی

چکیده پژوهش حاضر به تحلیل تغییرات در هویت فرد مدرن و تبدیل شکل هویت جنسی زن و مرد معاصر ایران در دهة 1380 میان طبقة متوسط شهری، به‌خصوص در کلان‌شهرها، می‌پردازد. این پژوهش درواقع با تحلیل کیفی و نشانه‌شناختیِ دو فیلم کنعان (مانی حقیقی) و شهرت (ایرج قادری) نشان می‏دهد که طی این دهه نوعی دگردیسی و تبدیل شکل صمیمیت میان انسان‌ها، به‌خصوص در رابطه با خود، شکل گرفته است که می‏تواند در تحولات مربوط به توسعة خود، فردی‏شدن جامعه، و تحول در هویت جنسی و سکسوالیتة افرادـ به‌خصوص در میان طبقۀ متوسط شهری‌ـ ریشه داشته باشد که در جست‌و‌جوی هویت سیال فردی و جنسیتی خویش است؛ تحولی که در عین داشتن لایه‏های دموکراتیک و اعطای نقش مرکزی به زنان و مردان در تصمیم‏گیری‏هایشان در قبال بدن، درواقع حامل پریشانی‏ها و آشفتگی‏ها در زندگی آن‌ها هم هست. بررسی این تحولات از دریچة سینما در این دهه می‏تواند لایه‏های باریک و ژرفی از حیات فرد مدرن و حیات ذهنی وی را به تصویر بکشد. درنهایت، یافته‏های این پژوهش می‏تواند افق روشنی را فراروی مسئولان و برنامه‏ریزان شهری قرار دهد؛ به‏خصوص در کلان‌شهرها به منظور برنامه‏ریزی بهتر و هوشمندانه و مهندسی معقول امور هنری و درنهایت سیاست‏های مرتبط با بدن و هویت فردی.

مقاله پژوهشی

بازتاب روح زنانه در ادبیات نمایشی دفاع مقدس (با مطالعه پنج نمایشنامۀ نمونه)

صفحه 467-486

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50240

مهدی حامدسقایان، منصوره صدیف

چکیده در این پژوهش، که به روش توصیفی‌ـ تحلیلی انجام شده است، با بهره‏گیری از رویکردی اسطوره‏ای‌ـ روان‌شناختی، با بررسی شخصیتِ قهرمانان زنِ پنج نمایشنامة نمونه، به این مسئلة اساسی خواهیم پرداخت که تصویر زنان در ادبیات نمایشی دفاع مقدس تا چه میزان با مبانیِ ارزشی دفاع ‏مقدس هم‏خوانی دارد و در این آثار در ترسیم چهرة زنی راستین، که درگیر جنگی ناخواسته است، تا چه حد مسیری هم‏پای ارزش‏های فرهنگ دفاع مقدس پیموده‏ شده است؟ در این مقاله، از ویژگی‏های «کهن‏الگوی زن‏طبیعی»، که برگرفته از دیدگاه‏های کارل گوستاو یونگ است، بهره گرفته‏ایم؛ کهن‏الگویی که در بررسی‏های ادبی و هنری کشورمان کمتر بدان توجه شده است. در بخش نخستِ مقاله، به بررسی ویژگی‏های روان‌شناسانه و اسطوره‏شناسانة کهن‏الگوی زن‏طبیعی پرداخته و تأثیرات فرهنگی و سایر عوامل را بر آن بررسی کرده‏ایم. در بخش‏های دیگر، ضمن برشمردن خصایص زن‏طبیعی، به تطبیق این ویژگی‏ها با تصویر زن در نمایشنامه‏های نمونة دفاع ‏مقدس پرداخته‏ایم. در نتیجة مقاله آمده است که در ادبیات نمایشی دفاع ‏مقدس نبودِ خلاقیت، سرزِندگی، و شادی و نشاط در زندگی قهرمانانِ زن به امری معمول تبدیل شده است. شناخت هرچه بهتر کهن‏الگوی زن‏طبیعی می‏تواند زمینه‏ای را فراهم آورد که با حفظ ارزش‏ها بتوان آثاری آفرید که زن با طبیعت راستین خود به تصویر درآید. هدف از این پژوهش، ارزشگذاریِ «ادبیات نمایشی دفاع‏ مقدس» از طریق دیدگاه‏های یونگ نیست، بلکه این مطالعه به دنبال آن است تا نشان دهد که خواه پژوهش براساس نظریات یونگ باشد و خواه هر روان‌شناس و فیلسوف دیگر، چگونه می‏تواند به شناخت بیشتر از شخصیت زن در این آثار بینجامد؛ شناختی که می‏تواند ما را از هرگونه بی‏راهه، که با مبانی ارزشی منافات دارد، دور کند و در ترسیم چهره‏ای راستین از زنان غیور کشورمان یاری‌مان دهد.

مقاله پژوهشی

مطالعۀ رابطۀ مصرف موسیقی با احساس آنومی بر‌حسب جنسیت

صفحه 487-506

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50241

حلیمه عنایت، مهدی کاوه

چکیده آنومی یکی از مفاهیم مصطلح در جامعه‏شناسی است. به همان اندازه که می‏توان احساس آنومی را با آنومی در ارتباط دانست، به همان اندازه نیز می‏توان آن‌ها را دور از هم تصور کرد، زیرا ممکن است جامعه‏ای آنومیک نباشد اما اعضای آن احساس آنومی کنند، و برعکس. هدف این مقاله، بدون توجه به وجود یا نبود آنومی در ایران، مطالعۀ شدت احساس آنومی بین دانشجویان دختر و پسر و رابطۀ مصرف موسیقی با آن است. در این زمینه، از نظریۀ برجسته‏سازی رسانه‏ای استفاده شده است. روش این پژوهش پیمایش و ابزار سنجش پرسشنامه است. جامعۀ آماری نیز شامل همۀ دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه شیراز است. از این تعداد، 380 نفر با استفاده از جدول لین برای نمونه انتخاب و با توجه به هدف تحقیق پاسخگویان به دو گروه دختر و پسر تقسیم شدند. در‌نهایت، پاسخگویان با استفاده از نمونه‏گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. از اعتبار صوری برای سنجش روایی و از ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی گویه‏ها استفاده شد. نتایج نشان می‏دهد که بین مصرف ‏موسیقی و احساس‏ آنومی بین دانشجویان بر‌حسب جنسیت رابطۀ معناداری وجود دارد. بدین معنا که هرچه مصرف موسیقی بیشتر باشد، احساس آنومی هم بیشتر است.

مقاله پژوهشی

دگردیسی عکاسی ‌مد در جامعۀ ایرانی

صفحه 507-528

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50242

جواد سلیمی، زهرا رشید

چکیده روند جهانی عکاسی ‌مد برای تبلیغ مد اسلامی، جریان نوظهور عکاسی‌مد مادستی[1] را برگزیده است؛ جریانی که زادگاهش در خارج از مرزهای کشورهای مسلمان بوده، اما برای آشتی میان مد و عکاسی با عقاید مذهبی در سرزمین‌های اسلامی اهمیت وافری یافته است. در این پژوهش، به بررسی آثار خلق‌شده در حوزۀ عکاسی‌مد پوشاک اسلامی در نشریات (چاپی و آنلاین) ایرانی و مقایسۀ آن‌ها با آثار تولید‌شده در جهان‌ـ در حوزۀ عکاسی‌مد مادستی‌ـ پرداخته شده است و سپس برای درک ویژگی‌ها و تمایزهای میان این دو، برمبنای پیشینۀ فرهنگی و مذهبی و تاریخی، از منابع مکتوب استفاده شده است. و در آخر، بررسی تصاویر مد اسلامی نشان می‌دهد که برمبنای تقابل دائمی تابوهای فرهنگی‌ـ مذهبی و نیازهای روانی جامعه، نوع متفاوتی از عکاسی‌مد در ایران پدید آمده است. این دگردیسی عکاسی‌مد در ایران، حاصل محدودیت‌های تصویری زن از یک‌سو و ناشناخته‌ماندن عکاسی‌مد مادستی‌ـ به‌منزلۀ گرایش متناسب با فرهنگ جامعۀ مسلمان‌ـ از سوی دیگر است.
[1]. modesty fashion photography

مقاله پژوهشی

بررسی جنبه‌های نمایشی شخصیت سودابه براساس نظریه کنش‌مندی گرماس

صفحه 529-542

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50243

ناصر نیکوبخت، احسان زیورعالم

چکیده شاهنامۀ فردوسی اثری با شخصیت‏های بسیار و متنوع است و توانایی تبدیل‌شدن به متون نمایشی را از هر حیث دارد؛ ولی پیش از ورود به نگارش چنین متونی نیاز است هر‌یک از شخصیت‏ها از منظر نظریه‌های شخصیت‏پردازی دراماتیک بررسی و تحلیل شود. شخصیت‏پردازی قهرمان نمایش به‌منزلۀ یکی از ارکان اصلی دنیای نمایش، مؤلفه‏های ویژه‏ای چون کنش‏مندی و انگیزش برای دست‌زدن به عمل دراماتیک، ویژگی‏های فیزیکی و روانی دارد که آن را از شخصیت‏پردازی داستانی متمایز می‏کند. سودابه یکی از شخصیت‏هایی جذاب‏ داستانی در شاهنامه است. ویژگی‏هایی شخصیتی وی با شخصیت‏های متعددی در ادبیات دیگر ملل مقایسه‌کردنی است. سودابه دارای ویژگی‏های قهرمانان دراماتیک است. در این مقاله کوشش شده با برشمردن مؤلفه‏های یک شخصیت نمایشی، نشان دهیم که به‌کمک شیوۀ پرداخت هنری فردوسی از سودابه، می‌توان همچون دیگر نمونه‏های ادبیات نمایشی، در نمایشنامه‏ای از سودابه شخصیتی نمایشی خلق کرد و در مرکز توجه اثری نمایشی قرار داد. در سال‏های گذشته، نظریه‌های شخصیت‏پردازی استفاده‌شده برای تحلیل شخصیت‏های داستانی در متون ادبی کهن، نظریه‌های کلاسیکی بوده است که اکنون مورد تردید قرار گرفته‏اند و نیاز است با دیدگاه‏های جدید به نقد و تحلیل آن‌ها پرداخته شود. یکی از این نظریه‌ها در حوزۀ شخصیت‏پردازی دراماتیک، نظریۀ کنش‏مندی شخصیت گرماس است که شخصیت را براساس میزان کنش در بافت متن نمایشنامه می‌سنجد.

مقاله پژوهشی

رابطۀ زبان و جنسیت در رمان معاصر فارسی: بررسی شش رمان

صفحه 543-556

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50244

بهروز محمودی بختیاری، مریم دهقانی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی تفاوت‏های نوشتاری زنان و مردان در رمان‏های معاصر ایران می‏پردازد. هدف از این تحقیق، بررسی این مسئله است که آیا عامل جنسیت به بروز تفاوت‏های نوشتاری در حوزة واژگان و نحو منجر می‏شود یا خیر؟ در این پژوهش، سه رمان چراغ‏ها را من خاموش می‏کنم، کولی کنار آتش، و بازی آخر بانو از نویسندگان زن و سه رمان کافه‌پیانو، سمفونی مردگان،و ثریا در اغما از نویسندگان مرد تحلیل و بررسی می‌شود. رمان‏های مطالعه‌شده با مشخصه‏های زبانی در حوزة واژگان بررسی شده‏اند و معیار این بررسی دیدگاه‏های رابین لیکاف (1975) دربارۀ الگوی گفتار زنانه در گفتمان است. بر‌اساس دیدگاه لیکاف، زنان با مردان به هنگان سخن گفتن یا نوشتن در استفاده از این موارد متفاوت‌اند: استفادۀ دقیق از رنگ‌واژه‌ها، فرم‌های مؤدبانه، قیدهای تشدیدکننده، صفات تهی، گفتار غیرمستقیم، پرهیز از رکاکت و دشواژه‌ها، و تأکید بر تشدیدکننده‌ها. تحلیل آماریِ هر‌یک از مشخصه‏ها نشان داد عملکرد زنان نویسندۀ فارسی‏زبان در زمینة استفاده از رنگ‌واژه‏ها، تردیدنماها، دشواژه‏ها، تشدید‌کننده‏ها، و تنوع صفات با دیدگاه‏های لیکاف سازگاری دارد و آن را تأیید می‏کند.

مقاله پژوهشی

نقد و بررسی دیدگاه خوارج دربارۀ حضور زنان در عرصه‌های سیاسی‌ـ اجتماعی از سدۀ 1-4 ه‌.ق

صفحه 557-576

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50245

محمدعلی چلونگر، فرشته بوسعیدی، وحید سعیدی

چکیده خوارج، به‌منزلۀ یکی از گروه‌های کلامی مطرح در قرن ‌های اول و دوم، نگرش خاصی به زن داشتند. آن‌ها در باب زن و حضور وی درعرصه‌های سیاسی و اجتماعی‌ـ همچون مسئلۀ ازدواج، رفتار با اسیران زن، حضور زنان در نبردها و نیز خلافت زنان‌ـ نظرهای کاملاً متفاوتی ارائه دادند که تأثیر‌پذیرفته از نگاه سطحی و ظاهری آن‌ها به آیات قرآن و نظریه‌های اهل کتاب و فرق اسلامی است. باید گفت خوارج با اینکه از متن جامعۀ اسلامی برخاسته بودند، از دیگر گروه‌های معاصر خود آزادی بیشتری برای زنان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی قائل بودند و این امر به شرایط سیاسی خاصی برمی‌گردد که خوارج در آن برهة زمانی در آن قرار داشتند. خوارج ازدواج زنان با کفار و موالی را مجاز می‌دانستند. آن‌ها همچنین با اسارت زنان و به کنیزی گرفتن آن‌ها در جنگ‌ها مخالف بودند. زنان خوارج همچنین در نبردها حضوری فعال داشتند و این خوارج بودند که برای نخستین بار اجازۀ خلافت زنان را در دورۀ اسلامی مطرح کردند. در این پژوهش، با روش توصیفی‌ـ تحلیلی به بررسی چهار رویکرد سیاسی‌ـ اجتماعی خوارج به زنان (مسئلۀ ازدواج با کفار و مولی، رفتار با اسیران زن، حضور زنان در نبردها، و مسئلۀ خلافت زنان) می‌پردازیم.

مقاله پژوهشی

مطالعۀ کاشی‌نگاره‌هایی با نقوش زنان قاجاری در خانه‌های شیراز

صفحه 577-594

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.50246

عفت السادات افضل طوسی، گلناز سلاحی، لادن سلاحی

چکیده هنر دورۀ قاجار به لحاظ محتوا و ماده، موضوع، و نحوۀ اجرا ویژگی‌های متمایز و منحصر‌به‌فردی دارد. وفور نقش‌مایه‌های زنانه در محصولات هنری عصر قاجار، از جمله در کاشی‌نگاره‌ها، در فضاهای خصوصی و نیمه‌خصوصی کاخ‌ها، و خانه‌های اعیان و اشراف از ویژگی‌های شاخص آن است. زنان قاجاریِ نقش‌بسته بر این کاشی‌نگاره‌ها در تعامل هویتی با هویت زن فرنگی، چهرۀ نوینی از زن ایرانی را به نمایش گذاشته‌اند. با‌این‌حال، در بررسی نقوش زنان در هنر دورۀ قاجار، شاهد هم‌حضوری هویت ایرانی، اسلامی و فرنگی این زنان هستیم که درک آن نیازمند شناخت مفهوم سر‌اسطوره‌ها و عملکرد هم‌زمان اسطوره‌های چندگانه در فضای معناشناختی فرهنگ و هنر آن دوره است. این مقاله به بررسی ویژگی‌های هویتی زن در این زمان و کنش‌ها و خصوصیات شخصیتی او، با مطالعۀ تحلیلی مجموعه‌ای بی‌بدیل از اسناد تصویری، یعنی تک‌فریم‌های زنان در کاشی‌های آرایندۀ خانه‌های به‌جا‌مانده از دورۀ قاجار در شیراز، پرداخته است. هدف این پژوهش، معرفی و ارائۀ مستندهای نگارگری‌شده‌ای است که نظریۀ معاصر سراسطوره‌ها را تبیین می‌کند.