دوره و شماره: دوره 8، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 443-588 
مقاله پژوهشی جامعه شناسی

تحلیل گفتمان فیلم زندگی مشترک آقای محمودی و بانو با تمرکز بر داغ ننگ ناشی از تقابل سنت و مدرنیته

صفحه 443-452

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61788

مهوش خادم الفقرایی، مسعود کیانپور

چکیده روبه‌رو شدن جوامع با تغییرات همواره با مقاومت همراه بوده است. پیش‌رفتن به سوی دنیای مدرن نیز به‌منزلۀ تغییری بزرگ از این قاعده مستثنا نیست. برخی آداب جدید برآمده از دنیای مدرن، فارغ از ارزش‌گذاری‌های مثبت و منفی، به دلیل هم‌سو نبودن از سوی جامعه طرد شده و پیش‌داوری‌های متعددی پیرامون کسانی که از این آداب پیروی کنند شکل‌ می‌گیرد. یکی از راهکارهای جامعه برای جلوگیری از تغییرات، داغ ننگ زدن است. زنان، به‌عنوان نیمی از اعضای جامعه، با قرار گرفتن در موقعیت‌هایی به‌مراتب حساسیت‌برانگیزتر از مردان، شرایط ویژه‌ای در این موقعیت پیدا می‌کنند. این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی فیلم سینمایی زندگی مشترک آقای محمودی و بانو در رابطه با فرایند داغ ننگ خوردن به زنان در جریان مدرن‌شدنشان می‌پردازد. روش استفاده‌شده تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف است که چهار لایۀ «سطح سطح»، «عمق سطح»، «سطح عمق» و «عمق عمق» دارد. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که سه مؤلفۀ «ساختارشکنی زن مدرن»، «عدم پذیرش زن مدرن از سوی سنت» و «برچسب‌زنی بر زن مدرن از سوی سنت» مراحل داغ ‌ننگ‌زنی به زن مدرن در این فیلم است. بنابراین، استراتژی گفتمانی فیلم نشان می‌دهد که وجود ویژگی‌های مدرن در یک زن، شرایط را برای داغ ننگ خوردن او فراهم می‌کند.

مقاله پژوهشی هنر

مطالعۀ تطبیقی دو نقاشی از زنان در دورۀ قاجار با رویکرد بینامتنیت

صفحه 453-472

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61789

الهه پنجه باشی

چکیده نقاشی در انتهای دورة قاجار تحت تأثیر ارتباط با اروپا و ظهور تکنولوژی دچار تغییرات شد. این مقاله با رویکرد بینامتنیت به مطالعۀ دو اثر نقاشی از زنان قاجار می‌پردازد که یکی از آن‌ها کار هنرمندی گمنام و دیگری اثر اسماعیل جلایر دانش‌آموختۀ مدرسۀ دارالفنون است. مسئلۀ مورد پژوهش در این مقاله، مطالعۀ نشانه‌ها و تحلیل آن‌ها در نقاشی از زنان و تطبیق معنای نشانه‌ها به صورت بینامتنی و لایه‌ای است. نشانه‌ها در هر تصویر سبب خوانش تصویر متفاوتی در متن آثار می‌شود. در این دو تصویر، موضوع هر دو متن زنان درباری است، ولی نشانه‌ها مفاهیم متفاوتی در‌بردارند. این مقاله به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد: آیا در نقاشی‌های دورة قاجار ارزش نشانه‌ای در آثار مطرح است؟ آیا نشانه‌ها در تعامل با دیگر نشانه‌ها معنای گفتمانی می‌یابند؟ روش این پژوهش تاریخی‌ـ تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی است و با توجه به نظریه‌های نشانه‌شناسی بیان شده است. در این مقاله، نتیجه گرفته می‌شود: در خوانش نشانه‌های این تصاویر، نشانه‌ها معنادارند و در این تصاویر از نشانه‌های تصویری مشابه و متفاوت برای زنان قاجار استفاده شده است.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی

بررسی رابطۀ عوامل روانی‌ـ اجتماعی اعتیاد به اینترنت (مطالعۀ موردی: دانشجویان دختر دانشگاه یزد)

صفحه 473-492

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61790

مسعود حاجی زاده میمندی، سمیه وکیلی قاسم آباد، اکرم میرمنگره

چکیده اعتیاد به اینترنت عبارت است از استفادۀ بیش از حد، نادرست و بیمارگونه از اینترنت. این مشکل ناشی از عوارض زندگی در دنیای مدرن است. صرف نظر از اینکه اعتیاد به اینترنت را بیماری یا آسیب روانی یا مشکل اجتماعی بدانیم، پدیده‏ای است مزمن، فراگیر و عودکننده که با صدمات جدی جسمانی، مالی، خانوادگی، اجتماعی و روانی همراه است. دانشجویان به اقتضای اشتغال به تحصیل از اینترنت بیشتر استفاده می‏کنند. از‌این‌رو، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد اینترنت‌اند. علاقه‌مندی جوانان به فناوری و حضور آن‏ها در شبکه‏های اجتماعی اینترنتی نیز احتمالاً در گرایش بیشتر دانشجویان به اینترنت و وابستگی به آن بی‌تأثیر نیست. در این پژوهش، به بررسی رابطۀ عوامل روانی‌ـ اجتماعی یعنی عزت نفس، انزوای اجتماعی و رضایت از زندگی با اعتیاد به اینترنت در میان دانشجویان دختر دانشگاه یزد پرداخته شده است. جامعۀ آماری این پژوهش کل دانشجویان دختر دانشگاه یزد در نیم‌سال دوم سال تحصیلی 1391‌ـ‌1392 است که تعداد آن‏ها 7 هزار و 313 نفر بوده است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول نمونه‏گیری کوکران استفاده شد. مطابق این فرمول، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. بر‌اساس یافته‏های تحقیق بین عزت نفس، انزوای اجتماعی، رضایت از زندگی، سن، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی و اعتیاد به اینترنت رابطۀ معناداری وجود دارد. ولی بین محل سکونت و اعتیاد به اینترنت رابطۀ معناداری وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد با توجه به ضریب تعیین تعدیل‌شده‏ در معادلۀ رگرسیون 11درصد از واریانس متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین شده است.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی

مطالعۀ بسترهای زمینه‌ساز تأخیر در ازدواج دختران با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی

صفحه 493-516

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61791

محمد عباس زاده، نرمین نیکدل

چکیده روند رو به رشد تجرد در میان دختران در جامعۀ ایرانی پدیده‌ای نوظهور است که نقش بنیادینی در تحول مفهوم خانواده ایفا می‌کند، زیرا ازدواج، به‌منزلۀ واقعه‌ای اجتماعی، زیستی و فرهنگی، تأثیرات درخور توجهی را بر ساختار جمعیتی و به تبع آن ساخت‌یابی نهادهای متبوعه می‌گذارد. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی و کشف زمینه‌ها و شرایط به تأخیر افتادن سن ازدواج دختران به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بپردازد. بدین منظور، 20 دختر بالای 30 سال به روش نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از مصاحبۀ عمیق نیمه‌ساختاریافته مطالعه شدند. تحلیل تجارب شرکت‌کنندگان به شناسایی 346 کد اولیه، 16 خرده‌مقولۀ اولیه، 9 خرده‌مقولۀ ثانویه و 2 مقولۀ اصلی شامل زمینه‌های فردی و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی منجر شد. نتایج حاصل از تحلیل مضامین کشف‌شده نشان می‌دهد که زمینه‌های بازدارندۀ ازدواج دختران بسیار وسیع‌تر از فاکتورهای عموماً ارائه‌شده است.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی

مطالعۀ پدیدارشناسانۀ عشق ازدواجی در دوران آشنایی (تجربۀ زیستۀ کنش‌گران تازه‌‌ازدواج‌کردۀ شهر اصفهان از آشنایی تا لحظۀ عقد)

صفحه 517-538

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61792

زهرا مختاری، مسعود کیانپور، احسان آقابابایی

چکیده وجود عشق به‌منزلۀ مبنایی برای ازدواج و انتخاب همسر در جامعۀ کنونی ایران اهمیت یافته است. از همین‌رو، این پژوهش با اتخاذ رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی به توصیف چیستی و چگونگی تجربة زیستة عشق ازدواجی در دوران آشنایی تا لحظة عقد از منظر کنش‌گران تازه‌‌ازدواج‌کرده می‌پردازد. جامعۀ مطالعه‌شده شامل شهروندان متأهل شهر اصفهان است که در سال‌های ابتدایی زندگی مشترک‌اند. از طریق نمونه‌گیری هدفمند و با مصاحبة عمیق با 24 نفر، داده‌ها جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی هشت‌مرحله‌ای، مبتنی بر روش باتلرـ کیسبر، تحلیل شد. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که تجربة زیست‌شدة عشق ازدواجی در دوران آشنایی تا لحظة عقد از طریق نوعی تقابل عقل و احساس در سه مرحلۀ زمانی برساخته می‌شود؛ تقابل میان «رمانتیک‌گرایی پیشین» و «واقعیت‌گرایی پیشین» قبل از مواجهه و میان «به‌ دل ‌نشستن»، «واقعیت‌گرایی پسین» و «رخدادهای جرقه‌ای» بعد از مواجهه با طرف مقابل، که به‌طورکلی با مضمون «سرگردانی میان بیم و امید» مشخص شد. لحظة عقد نیز در عین داشتن چنین تقابلی، به‌عنوان لحظه‌ای محوری در آگاهی کنش‌گران، با در‌بر داشتن مضمون اصلی «دوگانگی لحظۀ عقد»، از یک‌سو «اوج سرگردانی» را در خود دارد و از سوی دیگر به این سرگردانی خاتمه می‌دهد؛ به این‌ معنا که پس از لحظۀ عقد، تردید کنش‌گران به صفر می‌رسد و آن‌ها نوعی «تحول احساسی» را تجربه می‌کنند.

مقاله پژوهشی مذهبی

گفتمان قرآنی در ابعاد حضور اجتماعی زن

صفحه 539-556

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61793

محمد آهی

چکیده حضور زنان در اجتماع از مسائل مهم و از موضوعات قابل بررسی و پژوهش است، زیرا حضور در اجتماع از یک نیاز فطری انسان سرچشمه می‌گیرد. از همین رو، قرآن کریم طی آیات مختلف این نیاز فطری را پاسخ داده و حضور اجتماعی زنان را به رسمیت شناخته و در این زمینه همۀ مسائل اجتماعی مربوط به آن‌ها را با معرفی زنان الگو بیان کرده است؛ زنانی که تبیین عملکرد آن‌ها به‌خوبی می‌تواند مؤلفه‌ها و آداب اجتماعی زنان را در ابعاد گوناگون به‌طور دقیق و مطلوب مشخص کند. با وجود اهمیت فوق‌العادۀ این مبحث، فعالیت‌های علمی انجام‌گرفته در این زمینه (دیدگاه اسلام دربارۀ وجوب و چگونگی حضور زنان در ابعاد گوناگون اجتماع) اندک و انگشت‌شمار بوده و اغلب به منابع روایی تکیه داشته‌اند. ازاین‌رو، این مقاله با استنادات قرآنی، تأییدات روایی و استدلالات عقلی به بررسی و تبیین حضور اجتماعی زن در سه محور وجوب حضور، ابعاد حضور (سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی) و شرایط حضور در اجتماع با روش توصیفی‌ـ تحلیلی بر مبنای تعقلی‌ـ منطقی می‌پردازد و نتیجه می‌گیرد که حضور در اصل مجاز است و در بعضی شرایط وجوب پیدا می‌کند و این حضور در همۀ ابعاد و البته با شرایط خاص خود است.

مقاله پژوهشی ادبیات

تقابل گفتمان هویت غالب و مغلوب زنان ایرانی و مغولی در تاریخ جهانگشا

صفحه 557-572

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61794

نسرین فقیه ملک مرزبان، فرشته میلادی

چکیده تاریخ جهانگشای علاوه بر اهمیت تاریخی و اجتماعی، از منظر تحلیل نظام‏های گفتمانی نیز اثری درخور تأمل است. در غلبة نظام گفتمانی مسلط بر اثر، یعنی «گفتمان جنگ»، یکی از رویکردهای گفتمانی متمایز آن را باید در شیوة حضور اجتماعی زنان بررسی کرد. تمرکز پژوهش حاضر بر رویکرد نقش‌گرایی هالیدی است؛ رویکردی که الگوهای تجربه را در قالب فرایندها و از طریق فرانقش اندیشگانی در زبان بازنمایی می‏کند. با تمرکز بر این فرانقش به همۀ بخش‏هایی که هریک از زنان ایرانی و مغولی حضور داشتند توجه شده و با جمع‏آوری همۀ جملات مربوط به این مشارکان، ویژگی‏های هریک از این دو گروه ارائه شده است. هدف این پژوهش ذکر وقایع تاریخی و بیان جایگاه اجتماعی زنان در دورة مغول نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد، نوع تاریخ‌نگاری، شیوة بیان نویسنده و رابطة آن با دیدگاه وی است؛ یعنی شیوة بازنمایی حضور زنان در فرایندها و نوع نام‌گذاری آن‌ها که از طریق آن دیدگاه ذهنی متن یا نویسنده و نوع نگرش وی به‌منزلۀ شاخص‏ترین نویسندة عهد مغول در ایران مشخص خواهد شد.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی

بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان شهرستان سنندج در سال 1394

صفحه 573-588

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61795

وریا شیخ ذکریایی، امید محمدی، صلاح الدین کریمی، ایوب نافعی

چکیده موضوع این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان شهرستان سنندج در گروه سنی 20 تا 40 سال در سال 1394 است. مشارکت سیاسی به‌منزلۀ یکی از شاخص‏های عمدۀ توسعه تلقی می‏شود. اگر توسعۀ سیاسی را به معنای «گسترش مشارکت و رقابت گروه‌های اجتماعی در زندگی سیاسی» در نظر بگیریم، بی‌شک یکی از پیش‌نیازهای آن مشارکت سیاسی خواهد بود. اهمیت حضور زنان در عرصه‌های سیاسی برای به ثمر رسیدن توسعۀ همه‌جانبه مورد تأکید سیاست‌گذاران است. ازاین‌رو، بررسی عواملی که می‌تواند بر مشارکت سیاسی زنان مؤثر باشد ضروری می‌نماید تا بتوان بر تکیه بر آن‌ها میزان و سطح مشارکت سیاسی زنان را ارتقا بخشید و به اهداف توسعه‌ای دست یافت. حجم نمونۀ این تحقیق گروه سنی 20 تا 40 سال شهرستان سنندج بالغ بر 384 نفر است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گرد‏آوری داده‌ها پرسش‌نامه است. با استفاده از نرم‌افزار Spss به آزمون فرضیات پرداختیم. نتایج یافته‌ها حاکی از این است که بین اعتماد سیاسی، آگاهی سیاسی، تمایل خانواده، سازمان‌های داوطلبانه و مشارکت سیاسی رابطۀ معناداری وجود دارد. بدین ترتیب، افزایش آگاهی مردم و درگیر‌کردن آن‌ها در سرنوشت خود از طریق سازمان‌های مردم‌نهاد باعث افزایش مشارکت آن‌ها و در‌نتیجه افزایش اعتماد سیاسی‌‌شان خواهد شد.