دوره و شماره: دوره 9، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-164 
مقاله پژوهشی فرهنگی

سیاست‌گذاری تولید محصولات نمایشی در تلویزیون ایران با محوریت خانوادۀ اسلامی

صفحه 1-25

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.62763

محمدرضا تقوی پور، محسن اسماعیلی، سیاوش صلواتیان

چکیده متأسفانه در عصر کنونی نهاد خانواده، به‌منزلۀ اصلی‌ترین رکن جامعه، دچار تزلزل شده است. ارائۀ الگوی مناسبی از خانوادة اسلامی از طریق محصولات نمایشی تلویزیون می‌تواند گره‌گشا باشد. مقالۀ حاضر به دنبال ارائۀ سیاست‌های محتوایی نمایش مطلوب خانواده در محصولات نمایشی تلویزیون بر‌مبنای سبک زندگی اسلامی است. این پژوهش در دو مرحله انجام شده است. ابتدا، محتوای 7 عنوان کتاب (شامل 21 جلد)، در حوزۀ خانوادة اسلامی، به روش تحلیل محتوای کیفی، بررسی شد. نتیجه، به‌دست‌آمدن ۷۲۵ کد در زمینۀ ویژگی‌های خانوادة اسلامی بود که پس از مقوله‌بندی الگوی جامع خانواده در اسلام، در سه محور اصلی «دیدگاه‌های نظری اسلام دربارة خانواده»، «راهکارهای عملی تحکیم خانواده» و «عوامل تزلزل خانواده» ارائه شد. در مرحلۀ دوم، با طراحی سؤالاتی برآمده از الگوی احصائی در گام نخست، با استادان و کارشناسان 4 حوزۀ مدیریت و سیاست‌گذاری، خانواده و سبک زندگی اسلامی، تولید تلویزیونی و ارتباطات، که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بودند، مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته انجام شد. نتیجه در دو بخشِ ارزیابی کارشناسان از وضعیت کنونیِ نمایش خانواده در تلویزیون و سیاست‌های پیشنهاد‌ی برای بازنمایی خانواده ارائه شد. این سیاست‌ها در دو بخش ارائه شد. بخش نخست، با عنوان «اهداف، محورها و اولویت‌ها» شامل 7 مقوله «تشکیل خانواده و ازدواج»، «ترسیم جایگاه اعضای خانواده»، «اقتصاد خانواده»، «محیط مطلوب حاکم بر خانواده»، «صلۀ رحم»، «وظایف اعضای خانواده» و «مقابله با عوامل تزلزل خانواده» و 23 زیرمقوله است. بخش دوم نیز، با عنوان «سیاست‌ها و ضوابط محتوایی»، شامل 35 گزارۀ محتوایی در‌خصوص بازنمایی مطلوب خانوادة اسلامی در محصولات نمایشی است که به‌طور دقیق و مصداقی به بایدها و نبایدهای محصولات نمایشی می‌پردازند.

مقاله پژوهشی ارتباطات

بازنمایی جنسیت در برنامه‌های تلویزیونی، مقایسۀ مجموعۀ نوروزی کلاه‌قرمزی و انیمیشن شش ابرقهرمان

صفحه 27-48

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.62764

محمدمهدی فرقانی، ستاره محمدکمال

چکیده در مطالعات رسانه­ای و فرهنگی، بررسی نحوه بازنمایی نقش­های اجتماعی، قومیت، خرده­فرهنگ­ها و به ویژه بازنمایی مردان و زنان، از اهمیت خاصی برخوردار است.یکی از کارکردهای آموزشی رسانه برای کودکان بازنمایی نقش­ها و کلیشه­های جنسیتی است. هدف این مقاله مقایسۀ برنامه‌های «کودک‌مخاطب» از منظر جنسیت با تأکید بر دو نوع ایرانی و خارجی یعنی مجموعه‌های نوروزی کلاه‌قرمزی و انیمیشن‌های دیزنی است. مقالۀ حاضر ضمن بررسی بازنمایی جنسیت در مجموعۀ کلاه‌قرمزی 94 و انیمیشن شش ابرقهرمان، نشان می‌دهد چه مفاهیم و ارزش‌هایی در این دو برنامه به مخاطب ارائه می‌شود. این مقاله در قالب نظریات برساخت‌گرایانۀ بازنمایی استوارت هال با تکیه بر مفهوم کلیشه­های جنسیتی به تحلیل کیفی متون رسانه­ای با رویکرد نشانه‌شناسی می‌پردازد. به این منظور، از میان مجموعه‌های نوروزی کلاه‌قرمزی و انیمیشن‌های دیزنی، جدیدترین آن‌ها، یعنی کلاه‌قرمزی 94 و انیمیشن شش ابرقهرمان، به صورت هدفمند انتخاب شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد، در هر دو برنامه، زنان کمتر از حد معمول بازنمایی شده‌اند. این بازنمایی اندک نیز در کلاه‌قرمزی 94 بر‌اساس کلیشه‌های سنتی و در انیمیشن شش ابرقهرمان با ساختارشکنی کلیشه‌های جنسیتی همراه است. همچنین، در هر دو برنامه، ارزش‌ها و مفاهیم مثبت بیشتر منتقل شده که انیمیشن شش ابرقهرمان نسبت به مجموعۀ کلاه‌قرمزی سهم بیشتری دارد.
 

مقاله پژوهشی جامعه شناسی

پدیدارشناسی همسرگزینی دختران جوان در شهر مشهد

صفحه 49-71

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.62765

احمدرضا اصغرپور ماسوله، مهدی کرمانی، زهرا برادران کاشانی

چکیده در هر جامعه‏ای برای گزینش همسر، بنا‌بر شرایط و مقتضیات آن جامعه، معیار‏ها و هنجارهایی وجود دارد. به بیان دیگر، همسرگزینی امری اجتماعی و تا حد زیادی تحت‌تأثیر ارزش‏های غالب در جامعه است. بیشتر تحقیقات انجام‌شده در این حوزه از استراتژی‏های قیاسی و روش‏های کمّی برای بررسی این پدیده بهره برده‏اند؛ در‌صورتی‌که این پدیده در تجربه زیستۀ عاملان اجتماعی ابعاد ذهنی و مصادیق عینی متنوع و در‌عین‌حال پیچیده‌ای دارد. بر این اساس، در مطالعۀ حاضر سعی شده است با رویکردی پدیدار‌شناختی به بررسی و بازسازی معنایی همسرگزینی به‌منزلۀ پدیده‌ای اجتماعی در میان زنان جوان پرداخته شود. این بررسی پدیدارشناسانه با مشارکت پانزده دختر جوان متأهل در شهر مشهد، که به صورت هدفمند گزینش شده بودند، انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که به‌طور‌کلی سه الگوی غالب برای گزینش همسر وجود دارد که عبارت‌اند از: سبک مبتنی بر الگوهای سنتی، سبک مبتنی بر تعاملات دوستانه، سبک بینابینی (تعاملات دوستانه تحت نظارت خانواده). همچنین، معیارسازی، کنترل معیار، انطباق‏یابی، پذیرش و گزینش نهایی بیانگر ابعاد اصلی و مشترک فرایند گزینش همسر از سوی مشارکت‏کنندگان در تحقیق بوده است.

مقاله پژوهشی روانشناسی

کاربست مفهوم «فانتزی عشق» لاکان در تبیین طلاق به‌ منزلۀ مسئله‌ای اجتماعی

صفحه 73-91

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.62766

مرضیه شهریاری، مریم مختاری

چکیده در قرن اخیر، با رشد و توسعۀ جوامع، افزایش سرسام‌آور انواع آسیب‌های اجتماعی در جوامع مختلف رخ داده است. از مواردی که به‌منزلۀ آسیب تلقی می‌شود، طلاق در جامعۀ ایران است. امروزه، سوژه‌های انسانی، فانتزی‌هایی را برای خود می‌سازند تا موقعیت خیالی خود را در ساختار اجتماعی نشان دهند. هدف مقالۀ حاضر آن است که با استفاده از مفهوم عشق و فانتزی لاکان، یک مسئلۀ اجتماعی (طلاق) را تبیین کند. بدین منظور، چارچوب مفهومی‌ای ملهم از نظریۀ ژاک لاکان دربارۀ فانتزی و جنس عشق و طلاق در مباحث لاکان منظومة روشی این مقاله را تشکیل می‌دهند. وجه ناخودآگاه وقوع طلاق با استفاده از مفهوم فانتزی لاکان، بین 9 زن طلاق‌گرفته تحلیل شده و داده‌ها از طریق مصاحبۀ عمیق گردآوری شده است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد مخاطب بر‌حسب سناریوی فانتزی‌گونه و با میلی برساخته‌شده، در‌صدد یافتن آن مصداق فانتزی در جامعه برمی‏آید، اما هنگام دسترسی، سوژه با تجربۀ ناخوشایند واقعیت روبه‌رو شده و مصداق عینی فانتزی را فردی معمولی می‏یابد که هیچ وجه مشترکی با تصویر خیالی از آن ندارد.

مقاله پژوهشی هنر

بازنمایی وظایف الوهی ناهید به روایت آثار هنری

صفحه 93-117

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.62767

آزاده پشوتنی زاده

چکیده در آثار هنری تمدن‏های کهن، حضور نیروهای ماوراءالطبیعه در قالب تصاویر طبیعی ملموس است و زندگی دنیوی آدمیان را با نیروهای آسمانی پیوند می‏زند. زندگی ایرانیان باستان بر نظام کشاورزی استوار بوده؛ لذا حاصل‌خیزی و باروری اهمیت بسیار داشته است. ایزدبانوان و الهگان باروری جایگاه ویژه‏ای در فرهنگ‏های کهن داشته‏اند و شکل فیزیکی و متافیزیکی ایشان در ارتباط با عناصر طبیعی چون حرکت اجرام سماوی (منطقۀ‌البروج)، گیاهان، حیوانات و آلات موسیقایی پیوند دارد. ایزدبانوی آناهیتا/ ناهید، نماد حاصل‌خیزی و باروری و موکل آب‌ها در ایران است. بلندپایگی وی به حدی است که عبادتگاه‏های متعدد بنا و نذرهای فراوان نثارش می‏کردند. این نذرها بیانگر وظایف روحانی جسمیت‏یافتة آناهیتاست که در آثار هنری بسیار نفیس و ملهم از ادبیات دینی آن دوره حلول یافته‏اند. از این روی، بازنگری ادبیات دینی و توصیفات دینی ناهید، تحلیل‏های نادرست را کاسته و شناسایی این ایزدبانو را در آثار هنری ممکن می‏کند. این نوشتار سعی دارد با گردآوری‏های کتابخانه‏ای و اسنادی (تصویری/ آثار هنری) به روش مطالعۀ تطبیقی آثار هنری به تحلیل و توصیف این موضوع بپردازد؛ تا وجوه اشتراک این مهین‌الهگان در جوامع مادرسالار و کهن و ریشه‏های هنری و تصویری مشترک میان آناهیتای ایرانی و دیگر ایزدبانوان باروری هویدا شود.

مقاله پژوهشی ادبیات

واکاوی مسئلۀ زن در گفتمان شعری بشری البستانی

صفحه 119-138

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.62768

عزت ملاابراهیمی، حسین الیاسی

چکیده زبان از دیرباز با موضوعات اجتماعی در ارتباط بوده و درهم تنیده‌اند و ارتباط بین این دو امکان‌ناپذیر است. درحقیقت، تأکید تحلیل‌گران انتقادی گفتمان بر بافت اجتماعی گفتمان، نشان از این ارتباط ناگسستنی بین گفتمان به انواع مختلف آن و موضوعات اجتماعی دارد. از موضوعات مهم اجتماعی، که بخش گسترده‌ای از فضای آثار اندیشمندان را به خود اختصاص داده است، موضوع زن و جایگاه اجتماعی‌اش است. بشری بستانی، شاعر متعهد عراقی، یکی از روشن‌فکران بزرگ عرصة ادب و شعر معاصر عربی است، که در آثار شعری‌اش به موضوع زن به‌منزلة ساختاری قومی‌ـ تمدنی پرداخته است. وی در شعر خویش به دفاع از حقوق زن پرداخته و با وام‌گیری از بزرگانی چون جبران و ابن عربی و دیگران و با رد مردسالاری و مرگ فرهنگی اجتماعی زن، بر ایجاد توازن بین زن و مرد و رساندن جامعه به رشد و پیشرفت از این طریق همت گمارده است. بشری در گفتمانش برای بیان ایدئولوژی‌هایش زبانی آمیخته به سنت را به کار گرفته و با استفاده از واژگان نقش‌گرا و تصاویر فنی در پی تغییر است. در این جستار، سعی بر آن داریم که با روش توصیفی‌ـ تحلیلی در اشعار بشری بستانی اندیشة این اندیشمند معاصر عرب را بررسی و کنکاش کنیم.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی

جمهوری اسلامی ایران و مسئلۀ بدحجاب

صفحه 139-164

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.62769

محمدجواد جاوید، عصمت شاهمرادی

چکیده حجاب و عفاف به یکی از دغدغه‌های مهم مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های اخیر تبدیل شده است. لزوم حجاب اجباری اسلامی و همسو قلمداد کردن آن با عفاف و اخلاقی انسانی زمینة اصلی بقای این قانون از بدو تولد انقلاب اسلامی تاکنون بوده است. در دوره‌هایی ‌‌خاص، انتقاد و اعتراض به حجاب اوج و افول داشته است، اما این اعتراض‌ها هیچ‌گاه فروکش نکرده است. فرضیة رقیب مهم در این زمینه در قالب لزوم رعایت «حقوق اساسی شهروندان ایرانی» مطرح می‌شود که مستند انتقادات حقوق بشری هم شده است. در مقابل، استناد به «حقوق اکثریت شهروندان مسلمان» جامعة ایرانی سبب شده دولت جمهوری اسلامی ایران همچنان در برابر موج انتقادات روزافزون و نیز فرایند عرف‌شدن «مسئلة بدحجابی»، به دفاع از الزام قانونی (و نه لزوماً شرعی) بپردازد. خواه و ناخواه، به دلیل موفقیت نسبی این استدلال، با قبول این فرضیه، برای دولت اسلامی ضمن دفاع از جایگاه قانونی حجاب، لزوم نوعی بازخوانی نظری و عملی در اجرای این قانون ضروری به نظر می‌رسد. مقالة حاضر در قالب گزارشی علمی با رویکردی عمل‌گرا سعی کرده واقعیت حجاب و ادلة حاکم بر بیان حقوقی و اجتماعی و نیز سیاسی در این خصوص را دقیق‌تر بررسی کند تا آیندة سیاست‌گذاری دربارة حجاب در جمهوری اسلامی ایران واقع‌بینانه‌تر ترسیم شود.