دوره و شماره: دوره 10، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 311-449 
مقاله پژوهشی هنر

زن به‌مثابۀ شخص آندروژن در دو فیلم از سینمای ایران: بررسی فیلم‌های روسری آبی و کافه‌ترانزیت

صفحه 311-331

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.246677.981

بهروز محمودی بختیاری، انیس ناصری

چکیده هویت جنسی که در فرهنگ هر جامعه‏ای تبلور می‏یابد سرچشمۀ بسیاری از نابرابری‏های جنسیتی اجتماعی است. زن یا مرد ناچار است، با حفظ حدی از ارزش‏ها و عرف‏ جامعه، برای تطابق خود با محیط و انجام‏شدن کارهایش،‏ برخی از خصلت‏های جنس مخالفش را وام گیرد و همچون نقاب بر چهرۀ خود زند و چه‏بسا تحمیل‏های جامعه خصلت‏های جنس مخالف را در او درونی کند و روند سنخ‏یابی جنسی (sex typing) فرد را تغییر دهد. آنجا که نقاب‏ها به بیان هم‏زمان روان مردانه و روان زنانه کمک می‏کند، تمهید آندروژنی شکل می‏گیرد. مسئلۀ این پژوهش آن است که شخصیت‏های فیلم در چه موقعیت‏هایی و به چه دلایلی از تمهید آندروژنی به‌مثابۀ یک نقاب بهره می‏گیرند یا اینکه اصلاً چگونه به شخصیت‏های آندروژنس تبدیل می‏شوند. به این منظور، با بهره‏گیری از نظریات ساندرا بم (psychological androgyny)، دو فیلم روسری آبی(1373) و کافه‌ترانزیت (1383)، به روش توصیفی‏ تحلیلی بررسی شده‏اند؛ تا نقش جامعه در ایجاد آندروژنی روان‌شناختی در جنسیت زن تبیین شود. یافته‏ها نشان می‏دهد که زنان برای احقاق حقوق پایمال‏شده‏ یا گذران زندگی‏شان به استفاده از نقاب آندروژنی مجبور و رفته‏رفته در روند جامعه‏پذیری به انسان‏های آندروژنس تبدیل می‏شوند؛ در‌حالی‌که زن‏پوشی یا برگرفتن خصلت‏های زنانه برای مردان یا از سوی دیگران برای تحقیر و اهانت مردان به‏کار گرفته شده است یا از سوی خودشان برای فرار از موقعیت‏های دشوار.

مقاله پژوهشی هنر

تحلیل نشانه‌شناختی روایت اقلیت دوچندان در هنر لورنا سیمپسون

صفحه 333-350

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.252891.1038

صدرالدین طاهری

چکیده تأثیرگذارترین دیدگاه در زمینة فمنیسم سیاه، که جنسیت‏گرایی و نژادپرستی را هم‏پیوند می‏داند، نظریة نقطة اشتراک است. اقلیت دوچندان به شهروندانی گفته می‏شود که قربانی کاستی‏های برآمده از نقطة اشتراک‌اند. آثار تحلیل‏شده در این مقاله به برشی چهارساله از فعالیت هنری لورنا سیمپسون، یکی از روایت‏گران مهم هنری اقلیت دوچندان، تعلق دارند. این پژوهش یک موردکاوی نشانه‏شناختی با رویکرد تحلیلی‌ـ تفسیری و با هدف توسعه‏ای است که داده‏های کیفی آن به‏شیوة اسنادی داده‏اندوزی شده‏اند. نظام/ رمزگان در این نوشتار هنر فمنیستی است و گفتاری که درون این نظام شکل گرفته سبک شخصی سیمپسون. بافت در این مقاله جریان فمنیسم سیاه است و آثار سیمپسون متن‏هایی آفریده‏شده درون این بافت. در آثار سیمپسون رمزگان‏های زبانی و تصویری همنشینی دارند. مهم‏ترین نشانه در آثار او شخصیت‏های بی‏چهره‏ای‌اند که نمایندة همة زنان رنگین‏پوست به‏شمار می‏روند. سیمپسون حمله به جنسیت و نژاد را همبسته با یکدیگر می‏داند و گستاخی بخشی از جامعه در تعیین هویت برای دیگران را نمایش می‏نهد و هم‌زمان ریشه‏های نیاکانی شهروندان رنگین‏پوست را بدان‌ها یادآوری می‏کند. سیمپسون تلاش دارد تصویر کلیشه‏ای برساخته‏شده از بانوی رنگین‏پوست درون نظم نمادین بصری جامعه‏اش را نشانه‏شکنی و سپس این نشانه را بازتعریف کند و بدان معنا و کارکردی تازه ببخشد.

مقاله پژوهشی جامعه شناسی

سبک‏ فرزندپروری و احساس تحقیرشدگی مطالعۀ زنان بالای 15 سال ساکن در مناطق ده‌گانۀ شهر تبریز

صفحه 351-380

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.257853.1070

فاطمه گلابی، محمدباقر علیزاده اقدم، لیلا زارع‌زاده اردشیر

چکیده هدف تحقیق حاضر، تحلیل و تبیین جامعه‏شناختی تحقیرشدگی بین زنان و ارتباط آن با سبک‎های مختلف فرزندپروری است. این تحقیق توصیفی و تحلیلی‌ـ کمی است که با روش پیمایش انجام شده است. جامعة آماری این پژوهش را کل زنان بالای 15 سال ساکن در شهر تبریز تشکیل می‏دهند. نمونه‌گیری از نوع خوشه‌ای چند‌مرحله‌ای و حجم نمونه برابر با 400 نفر بوده است. ابزار تحقیق پرسش‌نامه بوده که در متغیر سبک فرزندپروری از پرسش‌نامة استاندارد بامریند استفاده شده و در احساس تحقیر‌شدگی، پرسش‌نامه محقق‌ساخته بوده است. داده‏های جمع‌آوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. براساس نتایج توصیفی تحقیق، میانگین تحقیرشدگی بین زنان نسبتاً کم و میانگین ابعاد فرزندپروری در بعد آسان‌گیر در حد نسبتاً کم، در بعد مقتدرانه نسبتاً کم و در بعد استبدادی نسبتاً زیاد است. تحقیرشدگی با دو بعد فرزندپروری استبدادی و فرزندپروری مقتدرانه رابطة معناداری نشان می‏دهد. طبق دیدگاه‎های مطرح‌شده در زمینة فرزندپروری، تربیت منفی تحقیرشدگی بالایی را به همراه دارد، ولی ممکن است این تحقیر‌شدگی چنان با رفتار‏های عادی و روابط روزمره عجین شود که به‌منزلة امری عادی تلقی شود. درواقع، هرچقدر به تعامل برابر‌نگر در بعد خانوادگی تأکید بیشتری شود، به همان میزان افراد تحقیرشدگی کمتری را تجربه خواهند کرد.

مقاله پژوهشی ادبیات

اسطوره‌سنجی در پنج نمایش‌نامۀ منتخب از نغمه ثمینی براساس روش ژیلبر دوران

صفحه 381-398

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.252762.1036

مریم حسینی، مریم نوری

چکیده این پژوهش به بررسی پنج نمایش‌نامۀ منتخب از میان آثار مشهور نغمه ثمینی براساس اسطوره‏سنجی ژیلبر دوران می‏پردازد. این روش حدود سال‏های 1370 برای نخستین‏بار از سوی دوران ارائه و وارد عرصة نقدهای نو شد. در این نظریه و روش به‏طور هم‌زمان متن و فرامتن‏هایی مانند زندگی‏نامۀ نویسنده و محیط اجتماعی او اهمیت می‏یابند. اسطوره‏سنجی نقدی بینارشته‏ای است و فرایند و روش آن را می‏توان به سه مرحلة: نمادسنجی، روان‏سنجی و اسطوره‏سنجی تقسیم کرد. از دیدگاه ژیلبر دوران، بین همة آثار تألیفی یک نویسنده رابطه‏ای وجود دارد که با بررسی آن‏ها می‏توان به اسطورۀ شخصی ذهن پدیدآورندۀ اثر دست یافت. نغمه ثمینی نمایش‌نامه‏نویس معاصر ایرانی ا‏ست که نمایش‌نامه‏هایش به سبب علاقۀ او به اسطوره‏، کهن‏الگو و تاریخ شایستگی بررسی و نقد از منظر فرایند اسطوره‏سنجی دوران را دارد. در این تحقیق، پنج نمایش‌نامه و دو کتاب پژوهشی ثمینی انتخاب، مطالعه و تحلیل شده است. در مرحلۀ نخست، یعنی مرحلۀ نمادسنجی که بر متن تکیه دارد، ابتدا آثارِ منتخب مطالعه شده سپس نمادها، شخصیت‏ها و کنش‏های کهن‏الگویی نقد و تحلیل شده‏اند تا نخستین مرحلۀ اسطوره‏سنجیِ دوران انجام پذیرد. سپس با بررسی زندگی‏نامۀ نویسنده به وسیلۀ طرح پرسش‏هایی از او و محیط اجتماعی که در آن زاده و بزرگ شده است مرحلۀ دوم، یعنی روان‏سنجی که بر فرامتن تکیه دارد، انجام می‏پذیرد. در پایان نیز، با تحلیل کلی دربارة مراحل قبلی و جمع‏بندی نتایج به‏دست‌آمده مرحلۀ نهایی، یعنی اسطوره‏سنجی آثار، انجام می‏شود تا اسطورۀ شخصی ذهن نویسنده و سپس اسطورۀ جمعی اندیشۀ او به‏دست آید. این پژوهش از طریق مطالعۀ کتابخانه‏‏ای و با شیوۀ تحلیلی‌ـ توصیفی آثار را بررسی می‌کند. نتیجه نشان می‏دهد دغدغه‏های ذهنی نغمه ثمینی بیشتر شامل مسائلی مربوط به زنان و جنگ است. اسطورة شخصی ایشان هم شهرزاد و روایت‏گری او برای نجات‏بخشی است که در نگاهی جمعی به اسطوره‏سازی از دیگر زنان گسترش می‏یابد.

مقاله پژوهشی جغرافیا

بررسی احساس امنیت بانوان در پارک بانوان شهر سهند تبریز با تأکید بر ارزش‌های فرهنگ اسلامی

صفحه 399-413

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.260009.1090

احمد حامی، الهام فهام، محمد مهدوی

چکیده امنیت یکی از مؤلفه‏های اساسی رفاه اجتماعی است و زنان به‌عنوان سرمایه‏های انسانی هر جامعه نقش مؤثری در پیشبرد تعالی و اهداف جامعه دارند. افزایش امنیت محیطی در جهت بهبود پارک‏های بانوان از رویکردهای مهمی است که جوامع پیشرفته به آن توجه دارند. این تحقیق به منظور شناسایی میزان امنیت ادراک‌شدة بانوان و موانع و راهکارهای پیشنهادی آنان برای کاهش احساس ناامنی در پارک بانوان شهر جدید سهند انجام شده است. در اﯾﻦ باره، از 125 ﻧﻔﺮ از زﻧﺎن در ﻣﺤﺪودة ﭘﺎرک بانوان شهر جدید سهند مصاحبة حضوری به عمل آمد و سؤالاتی دربارة فعالیت‏های افراد در پارک بانوان، زمان سپری‌شده برای رسیدن به پارک و زمان مراجعه، میزان امنیت، موانع امنیت پیشنهاد زنان برای افزایش امنیت در این پارک‏ها پرسیده شد. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ‌دﻫﺪ ﺍﺻﻠﻲ‌ترین موانع امنیت در پارک بانوان دیده‌شدن از ساختمان‏های بلند و بایر بودن زمین‏های اطراف است. تاریکی و مراجعة مردان برای امور باغبانی و فنی و نگرانی از کودک نیز در درجه‏های بعدی اهمیت بوده است. توسعة کالبدی فضاهای اجتماعی و همچنین امکانات ورزشی می‏تواند در موفقیت پارک‏های بانوان نقش مؤثری ایفا کند.

مقاله پژوهشی تاریخی

نقد نابرابری‌های جنسیتی در اشعار زن‌نگار مندرج در روزنامۀ نامۀبانوان(1300ـ1299)

صفحه 415-434

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.251701.1022

علی باغدار دلگشا، هما زنجانی‌زاده

چکیده توجه به مقولۀ نابرابری‏های اجتماعی یکی از موضوعات مهمی است که زنان شاعر در ایران به آن توجهی خاص داشته‏اند؛ امری که نخستین نمونه‏های آن را در اشعار منتشرشده در جراید زن‏نگار اواخر دورۀ قاجار می‏توان مشاهده کرد. این پژوهش، که به روش توصیفی‌ـ تحلیلی و با تأکید بر همة شمارگان باقی‏مانده از روزنامۀ نامۀ بانوان، به‌عنوان اولین روزنامۀ حاوی اشعار متعدد از زنان، گردآوری شده، در تلاش است با نگاهی جامعه‏شناختی مسئلۀ اصلی در افکار و اشعار آن شاعران زن را تحلیل و بررسی کند. بررسی‏های انجام‏شده نشان می‏دهد که موضوع اصلی در شعر این زنان نقد نابرابری‏های جنسیتی در جامعۀ مردمَدار ایران است. مخاطب اصلی این اشعار بیشتر زنان ایرانی‏اند. بر الگوی فردیت زنانه‌ـ «جنس زن»‌ـ تأکیدی خاص شده است. الگوی مقایسه‌شده به دلیل توجه به موضوع برابری اجتماعی، جایگاه و حقوق اجتماعی مردان است و اصلی‏ترین راه‏حلِ رفع نابرابری‏های جنسیتی، تغییر نوع نگاه جامعه به زنان و همچنین علم‏آموزی آن‏ها معرفی شده است.

مقاله پژوهشی هنر

بررسی شخصیت‌پردازی زنان در آثار هارولد پینتر با تمرکز بر بازگشت به خانه

صفحه 435-449

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.252587.1032

مریم دادخواه تهرانی

چکیده هارولد پینتر، نمایش‌نامه‏نویس برندة جایزة نوبل، یکی از نویسندگان بنام معاصر جهان است. نقش زنان در آثار او همواره در میان منتقدان مورد بحث بوده است. بسیاری از آثار او پرسوناژ زن ندارند و در مابقی آثاری که پرسوناژ زن دارند، این شخصیت‏ها کارکردهای جنسیتی پربحثی را از خود به نمایش می‏گذارند و گاه در کلیشه‏های رایج از این شخصیت‏ها می‏گنجند. در این پژوهش، تلاش می‏شود بازنمایی شخصیت‏های زن در آثار او، و به‌ویژه نمایش‌نامة چالش‌برانگیز بازگشت به خانه بررسی شود. بسیاری از منتقدان این متن را به‌منزلة متنی فمنیستی و بسیاری دیگر متنی ضدزن خوانده‏اند. این پژوهش ابتدا با بررسی این نظریات تلاش می‏کند نشان بدهد چطور هر دو دیدگاه در این اثر قابل جست‌وجوست و چگونه پینتر با استفاده از تمهیدهای خاص کلامی و نمایشی‏اش، در بازگشت به خانه، از ساخت پدرسالار خانواده، و به تبع آن جامعه، مرکززدایی می‏کند.

زمستان 1397، صفحه 451-612
پاییز 1397، صفحه 311-449
تابستان 1397، صفحه 153-309
بهار 1397، صفحه 1-151