صفحات آغازین
صفحه 1-2
چکیده
بازنمایی جنسیت در پوستر فیلم های پرفروش پنجاه سال اخیر سینمای ایران
صفحه 295-312
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58296
احسان آقابابایی، داود زهرانی
چکیده امروزه، در گفتمان سینمایی، پوستر فیلم بخش مهمی از نمایش فیلم محسوب میشود. این پوسترها از گفتمان اجتماعی و سیاسی دوران ساخت فیلم متأثرند و هدف مقالۀ حاضر توصیف بازنمایی جنسیت در پوستر فیلمهای پرفروش تاریخ پنجاه سال اخیر سینمای ایران و تفسیر روند تغییرات محتوایی در ارتباط با شرایط گفتمانی دوران نمایش فیلمها و پوسترهاست. برای نیل به هدف یادشده، 47 پوستر از فیلمهای پرفروش تاریخ پنجاهسالۀ اخیر سینمای ایران انتخاب شدند. همچنین، برای تحلیل از روش نشانهشناسی «گیلیان دیر» بهمنزلۀ چارچوب مفهومی استفاده شده است. گزارشنویسی مقاله نیز براساس روند تغییرات انجام شده است. نتایج نشان میدهند که بهطورکلی پوسترهای فیلمها مردمحورند و از گفتمان اجتماعی و سیاسی دوران نمایش تأثیر پذیرفتهاند. بدین معنا که محتوای پوسترها از برنامۀ مدرنیزاسیون محمدرضا شاه، انقلاب اسلامی، جنگ هشتسالۀ ایران و عراق، نوسازی و مصرفگرایی تأثیر پذیرفته و در محتوای خود آن را بازنمایی کردهاند.
مظاهر مجازی کهننمونۀ مادرمثالی در افسانههای کرمان با تکیه بر آرای یونگ
صفحه 313-326
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58297
سیدحسن روحانی سراجی، حسین خسروی
چکیده براساس نظریههای یونگ، «ناخودآگاه جمعی» ذخیرهای است ارزشمند و برجایمانده از نخستین نیاکان بشر که نزد همۀ اقوام ملل و مذاهب مشترک است و مضامینی هماهنگ دارد. ناخودآگاه جمعی مهمترین و تأثیرگذارترین محتویاتی را شامل میشود که شخص در زندگی خود با آنها مواجه میشود. یکی از محتویات برجسته و تأثیرگذار ناخودآگاه جمعی «کهننمونة مادرمثالی» است که در صورتهای واقعی مجازی و با ماهیتی مثبت و منفی نمایان میشود. در پژوهش حاضر، ضمن اشاره به چیستیِ نقد کهننمونهای، کهننمونة مادرمثالی تشریح و در ادامه مظاهر مجازی آن مانند: اشیا، حیوانات و طبیعت و همچنین نمودهای مثبت و منفی آن در کتاب فرهنگ مردم کرمان بررسی میشود. پس از بررسی شواهد استخراجشده و فراوانی کاربرد هریک از مظاهر، مشخص شد که افسانههای کرمان از نظر مظاهر مجازی و نمودهای مثبت و منفی کهننمونههای مادرمثالی غنی است و با نظریههای یونگ مطابقت دارد.
بررسی مطالبات اجتماعی و فرهنگی زنان در مطبوعات عصر قاجار (با تأکید بر نشریۀ نامۀ بانوان)
صفحه 327-341
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58298
محسن بهشتی سرشت، محسن پرویش
چکیده دوران قاجار آغاز فصل جدیدی در باب حیات زن ایرانی بود، زیرا درنتیجة رشد فکری جامعه در دوران قاجار، زن ایرانی بیش از پیش به عرصۀ اجتماع وارد و نقش او در امور اجتماعی و سیاسی نمایان شد. گفتمان مشروطه و تحول جامعه و آزادیهای ناشی از آن، فرصت و امکانات لازم را در اختیار زنان قرار داد تا دیدگاههای خود را علناً مطرح کنند و به اشکال مختلف در جهت تحقق آن بکوشند. از ابزارهای مهم آنها برای نیل به این هدفها، انتشار روزنامههای زنانه و ایجاد انجمنهای اجتماعیــ سیاسی بود. یکی از مدافعان حقوق زنان در اواخر دورۀ قاجاریه شهناز آزاد (رشدیه) بود. وی با تأسیس نشریۀ نامة بانوان به دنبال بیداری و آگاهکردن زنان از حقوق و جایگاه خود بود. این روزنامه به چاپ مقالههایی میپرداخت که فقط به قلم زنان نوشته شده بود و بحث اصلی آن تعلیم و تربیت دختران و زنان ایران و اصلاح تفکر عدم حضور زن در اجتماع بود. این پژوهش درصدد است مطالبات اجتماعی و فرهنگی زنان را از دیدگاه نشریۀ نامة بانوان و شخص شهناز آزاد بررسی کند.
بررسی ازدواج مردان مهاجر افغانی با دختران ایرانی و آثار و پیامدهای اجتماعی آن بر کشور بر مبنای جغرافیای جرم و آسیب های اجتماعی
صفحه 343-358
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58299
کیومرث یزدان پناه درو
چکیده در دوران اقامت طولانی مهاجران افغانی در ایران، حدود 30 هزار نفر از زنان ایرانی با مردان افغانی ازدواج کردند. ازدواج زنان ایرانی با افغانها نگرانکننده است؛ بهویژه که 98درصد از این ازدواجها با شکست همراهاند. غیرقانونیبودن ازدواج با اتباع غیرمجاز، مشکلات شناسنامهای، تحصیلی، بهداشتی و اسکان فرزندان آنان را در پی دارد و زنان را دچار سردرگمی و آوارگی میکند. با توجه به اینکه اکثر افرادی که تن به چنین ازدواجهایی میدهند از طبقۀ ضعیفاند، ضروری است با برنامهریزیهای منطقی آنان را با عواقب دردسرساز بعدی آشنا کنیم. برخی از این زنان و دختران، که عمدتاً از طبقات پایین اجتماع هستند، بر اثر فریب و شیادی اتباع افغانی یا فروش از سوی پدرانشان، به ازدواج مردان افغانی درمیآیند. بسیاری از این ازدواجها ناموفق است و اغلب از همان بدو ازدواج با مشکلات عدیدهای مواجه میشوند. اولین مشکلی که با ازدواج هر زن ایرانی با مرد افغانی رخ مینماید، از دست دادن تابعیت ایرانی این بانوان است. بسیاری از این زنان مدتی پس از ازدواج با افغانیها در آنسوی مرزها رها میشوند یا شوهران آنها پس از مدتی بازمیگردند و آنها و فرزندانشان را با مشکلات عدیدۀ روحی و روانی و اقتصادی و اجتماعی به حال خود میگذارند.
چشمانداز جریان موسوم به "فمینیسم اسلامی" به بازنگری فقه سنّی؛ کاوش تطبیقی دیدگاههای عزیزه الحبری و کشیا علی
صفحه 359-378
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58300
محسن بدره، عزت السادات میرخانی، طوبی شاکری گلپایگانی
چکیده عنوان «فمنیسم اسلامی» را در اصل ناظران غربی به فعالیتهای فکری زنان مسلمان نسبت دادهاند. خوانش ادبیات پژوهشی نویسندگان جریان «فمنیسم اسلامی» (و منسوب به آن) نشان میدهد که این پژوهشگران برای ارائۀ رهیافتهای انتقادی و جایگزین به هندسۀ جنسیـ جنسیتی اسلامی و میراث معرفتی اسلام، موضوعات و ساحتهای گوناگونی را انتخاب کردهاند. در میان نویسندگان اصلی این جریان، عزیزه الحبری و پس از او کشیا علی تمرکز اصلی خود را بر بازنگری فقه اسلامی (سنّی) قرار دادهاند. آنها که از پژوهشگران مطرح این جریاناند، ضمن داشتنِ برخی اشتراکات، نمایندۀ دو دیدگاه متفاوت در «فمنیسم اسلامی» به فقهاند. درحالیکه عزیزه الحبری به دنبال فعالکردن ظرفیتهای فقه موجود برای استیفای حقوق زنان و پردازشی عدالتطلبانهتر از فقه در مسائل جنسیتی است، کشیا علی سراغ نقد ساختارهای کلان و ریشهایتر فقه میرود و به این نتیجه میرسد که فقه موجود، آنگونه که در دورۀ کلاسیک خود از سوی فقها تکوّن یافته و پردازش شده است، نمیتواند یک اخلاق عدالتطلبانۀ کاملاً برابر را تضمین کند و ازاینرو باید مورد نقّادی ریشهای و ساختاری قرار بگیرد. این مقاله، از رهگذر خوانش گسترده و تطبیقی آثار این دو نویسنده، به دنبال پژوهش چشمانداز جریان موسوم به «فمنیسم اسلامی» به فقه اسلامی (سنّی) است.
بررسی واژگان زنانه در غزلیات عرفانی حافظ شیرازی
صفحه 379-388
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58301
عزت ملاابراهیمی، الهه علیخانی
چکیده موضوع این مقاله بررسی واژههایی در صد غزل اول دیوان حافظ است که بهطور ظاهری میتوان آنها را واژگانی زنانه دانست. برای یافتن معانی و مفاهیم پنهان آنها و اینکه آیا منظور شاعر از آوردن این الفاظ، معنای ظاهری آنهاست یا در ذهن و اندیشهاش مفاهیمی ماوراء معنای ظاهری این الفاظ را در نظر داشته است. این پژوهش از نوع کیفی و روش تحقیق نیز اسنادیـ کتابخانهای است و از روش تحلیل محتوا به صورت کیفی نیز برای تحلیل اشعار حافظ بهره گرفته شده است. اگرچه حافظ در غزلیاتش صراحتاً اشارهای به زن نداشته است (با اینکه در برخی از غزلهای او انتقاد از اجتماع وجود دارد، غزل حافظ بهطورکلی عارفانه است نه اجتماعی. به بیان دیگر، عاشقانهـ عارفانه است؛ عاشقانههایی که همه مدح و حمد و ثنای پروردگار است)، زن در اندیشۀ حافظ جایگاه بسیار والا و ارزشمندی دارد. حافظ برای فهم عامه و ادراک بهتر همگان هرجا خواسته از خداوند خود سخن بگوید، به توصیف زن و زیباییهای او پرداخته و همۀ توصیفات عاشقانۀ او از زن، استعاره و کنایه از پروردگار و دقیقاً اشاره به خداوند است.
خلاقیت و نوگرایی در جنسیت زدایی از زبانهای محاوره ای و عرفانی
صفحه 389-404
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58302
فریده حمیدی، پردیس عامری
چکیده زبان از عناصر مهم در شکلگیری هویت فرهنگی و انتقال فرهنگ افراد است. در کنار آن، جنسیت در مفهوم تلفیقی آن شامل عناصر زیستشناختی، روانشناختی، فرهنگی و اجتماعی است. درنتیجه، زبان و هویتیابی جنسیتی رابطهای پیچیده دارند. در این زمینه، بررسی بنیادهای زبانی از نگاه اندیشمندان انسانشناسی و فمنیسم، یافتن مصادیق تبعیضآمیز جنسیتی و بررسی نظام زبانی درون هر فرهنگ، از شاخههای مهم مطالعات فرهنگی بهشمار میآیند. با این فرض که جامعه میتواند از رهگذار زبان، به افراد هویت خاص جنسیتی فرودَست یا فرادَست بخشد، تلاش نوشتار حاضر بر این بوده تا با بررسی دادههای کتابخانهای و تحلیل این دادهها با رویکرد معناکاوانه، توصیفی و انتقادی، به جنسیتزدایی از زبان فارسی و عرفانی به منزلة نوآوری فرهنگی بپردازد. برای این مقصود، امکان خوانشهای جدید با رویکرد انتقادی و نوگرایانه ملاک عمل قرار گرفته است. نکته آن است که در زمینة برنامهریزی برای جنسیتزدایی از زبان فارسی، پژوهشها و آسیبشناسیهای نظاممند کمتر انجام شده است و ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ از ﮐﻠﯿﺸﻪﻫﺎی زبانی، در زبان رایج و زبان عرفانی، ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﻪﻃﻮﺭ ﺟﺪﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻘﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﻧﺪ، ﻣﺮﺗﺒﺎً ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺯﺗﻮﻟﯿﺪند.
نفقه و نیازهای درمانی زوجه
صفحه 405-419
https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58303
محمد حسن صادقی مقدم، امین امیرحسینی
چکیده درباب مصادیق نفقۀ زوجه، در برخی موارد میان فقها اختلافنظر وجود دارد. بنابراین، برای نمونه در زمینۀ هزینههای درمان، درصورتیکه میزان آن بسیار درخور توجه باشد، میان فقها اختلافنظر است و نظر فقها در پاسخ به این سؤال که آیا هزینههای درمان زوجه جزء نفقه است یا نه و درصورتیکه زوجه خود متمکن باشد، آیا بازهم امکان مطالبۀ هزینهها را تحت نفقه دارد؟ آرای مختلفی از سوی فقها مطرح است. محاکم در این زمینه رویۀ واحدی ندارند. بنابراین، به نظر میرسد که پرداخت هزینههای دارو و درمان نیز برعهدۀ مرد است، زیرا دلایل این امر نظیر ضرورت معاشرت به معروف، اهمیت بیشتر هزینههای درمان از مواردی نظیر مسکن و پوشاک، وجوب نفقۀ درمان به قرینه، وجوب نفقۀ زوجه در دوران بیماری را روشن میکند. بنابراین، در صورت استنکاف، اعسار و عجز شوهر، زن میتواند براساس مادۀ 1130 قانون مدنی و در صورت اثبات عسر و حرج براساس مادۀ 1130 قانون مدنی از دادگاه تقاضای طلاق کند؛ اما اگر زوجه خود توانایی پرداخت هزینهها را دارد، به نظر میرسد امکان طرح دعوای طلاق از سوی وی را به دلیل عدم تحقق شرایط عسر و حرج باید غیرممکن دانست.
چکیده های انگلیسی
صفحه 1-8
چکیده
