کلیدواژه‌ها = خانواده
ارتباطات

تأثیر فردریش انگلس بر انگاره‌ی «زن» در اندیشه‌ی احزاب کارگری کُرد

دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 85-103

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.387615.2123

حسین حبیب زاده، یحیی بوذری‌نژاد

چکیده بررسی مبادی فکری نهضت‌های سیاسی، برای درک ماهیت و اهداف آنها ضروری می‌باشد. در این میان حزب کارگران کردستان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چرا که از زمانی که شروع به مبارزه‌ی مسلحانه برای دست یابی به اهداف خود کرد، حداقل چهار کشور در منطقه‌ی غرب آسیا را با خود درگیر نمود. یکی از شعارها و اهداف این سازمان «رهایی زنان» است، بنابراین برای اینکه بتوانیم مقصود آنها را از این هدف درک نمائیم، باید بدانیم که این سازمان چه روایتی از زن و جایگاه او دارد. با توجه به خاستگاه چپ‌گرای این سازمان، فرض اولیه این بود که میان اندیشه‌ی رهبر فکری این سازمان و مکتب مارکسیسم کلاسیک(به ویژه فردریش انگلس) در مورد انگاره‌ی «زن» پیوندی وجود دارد. در این تحقیق تلاش شده است تا در راستای «پارادایم تفسیری»، به فهم انگیزه‌ها و افکار سوژه‌های مورد نظر خود بپردازد و در این مسیر، داده‌ها را از طریق «بررسی اسناد و مدارک» منتشر شده، گردآوری کرده و با تمسک به «تحقیق توصیفی موردی یا ژرفانگر» و «مقایسه و تطبیق اطلاعات» به دست آمده، آنان را مورد ارزیابی قرار داده است. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که با توجه به اینکه اوجالان از جمله منتقدان سرسخت مارکسیسم کلاسیک است، اما در مورد مسئله‌ی زنان تا حد زیادی پیرو این مکتب می‌باشد. اوجالان تحت تأثیر روایت انگلس از جایگاه تاریخی زنان بوده، و ایده‌های او را بومی سازی می‌کند و در ادامه، رسالت مبارزاتی که او برای زنان توصیه می‌کند نیز، تحت تأثیر مبانی مارکسیسم کلاسیک می‌باشد.

فرهنگی

ازدواج، خانواده و تدبیر منزل از نگاه مولوی

دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 105-124

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.384022.2097

لیلا پژوهنده

چکیده آنچه از نگاه جامعه‌شناسان، به عنوان مرکزیت تصمیم‌گیری در خانواده طرح می‌شود و چند وجهی بودن و پویایی نهاد خانواده و پیچیدگی روابط درون آن که روانشناسان با دقت در پی تحلیل آن هستند با کم و کیفی متغیر از میان دیدگاه‌های مولانا بازیافتنی است و نشان می‌دهد او دربارۀ موازین و چالش‌های مطرح خانواده، به ساختارهای فرهنگی روزگار خود و ظرافت‌های آن آشنا بوده است. در این پژوهش که به شیوۀ توصیفی _تحلیلی انجام شد، تلاش کردیم از مجموع تصاویر پراکنده، نامنسجم و آشفتۀ زندگی‌نامه‌نویسان گذشته و روایت‌های گسسته و به‌دور‌از‌واقع امروزی چشم‌اندازی شفاف‌تر از مناسبات، آیین‌ها و ساختار خانواده در سدۀ هفتم هجری به دست آید و از سوی دیگر از رهگذر این آثار هم به رویکرد و مبانی نظری و هم به سبک زندگی و کردار او که بسیار فراتر و انسانی‌تر از باورهای مرسوم روزگارش بوده نزدیک‌تر شویم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مولوی – متأثر از آرای متکلمان اشعری– به ازدواج در قلمرو هستی‌شناسی و تحقق ارادۀ الهی نظر دارد. دیدگاه او در تبیین کارکرد و سود و زیان ازدواج در مناسبات انسانی و اجتماعی، تدبیر منزل و آشتی و طلاق که گاه با جزئی‌نگری و ظرافت بدان پرداخته، نشان از رعایت اعتدال و انصاف و آزاداندیشی دارد. مولانا ضمن ملاحظات روانشناسانه در باب پاکدامنی، خشونت، چندهمسری و نقد و آسیب‌شناسی حوزۀ خانواده در مواردی به ارائۀ راهکار نیز می‌پردازد. مرز ظریف بین واقعیت‌های اجتماعی و دیدگاه شخصی به یمن وجود مکتوبات و اشاراتی که در آثار او و زندگی‌نامه‌نویسان دیده می‌شود قابل تشخیص است.

تاریخی

کنش مندیِ نهاد خانواده در تناظر با پیشران های حکمرانی در تاریخ شیعیِ صفویه با تأکید بر نقش زنان

دوره 17، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 401-422

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.386286.2107

زهرا سادات کشاورز، مسلم طاهری

چکیده پژوهش‌حاضر با استفاده از راهبرد بینارشته‌ای و از طریق بارگذاری اسنادیِ داده‌های تاریخی در نظریه ماکس وبر، کنش‌های‌ عقلانی زنان عصرصفوی را به‌ مثابه عنصر کلیدیِ خانواده، مورد بررسی قرار داده و نسبت‌های احتمالی این کنش‌ با پیشران‌های حکمرانی وقت را به‌‌صورت توصیفی-تحلیلی مطرح نموده است. فرضیه اصلی، وجود نسبت‌هایی میان کنش‌‌های زنان با پیشران‌های حکمرانی صفویه است. سؤال اصلی پژوهش آن است که آیا کنش‌‌های زنان عصرصفوی یکدست بوده است یا متنوع؟ و آیا نسبتی احتمالی میان این کنش‌ها با پیشران‌های حکمرانی صفویه وجود داشته است؟ نتایج پژوهش گویای وجود کنش‌ زنانِ عصرصفوی به‌‌رغم برخی کلیشه‌های محدودکننده خانواده است. کنش‌ عقلانی معطوف به ارزش شامل وقف، علم‌آموزی و برخی از مهارت‌ها همانند تألیف کتاب و جنگ‌آوری بوده است. این کنش‌ها متأثر از پیشران‌هایی چون تعیین مناصبی جهت اداره امور مربوط به وقف، چرخش از تشیع صوفیانه به تشیع فقاهتی و عدم‌تفکیک جنسیتی درباره کنش‌های عقلانی یادشده می‌باشد. کنش‌های عقلانی معطوف به هدف در میان زنان عصرصفوی نیز شامل مبادله کالا، سفر، طلاق و دریافت مهریه و تدبیر در اداره کشور توسط برخی زنان دربار بوده‌اند که خود، پیامدی از پیشران‌هایی چون نظام حقوقیِ فقه مبنای صفویه، چرخش صفویه از غالیه به امامیه، گسست صفویه از پایگاه قومی سلطنت و عدم‌اعمال محدودیت‌های حکومتی درباره برخی کنش‌های عقلانی بوده است.

هنر

بازنمایی مضامین خانواده و جنسیت در چهل‌وسومین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر

دوره 17، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 259-285

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.390421.2136

ابوالفضل اقبالی

چکیده جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر مهم‌ترین رویداد سالانۀ کشور در عرصۀ سینما به‌شمار می‌رود. در چهل‌وسومین دورۀ جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر، 33 فیلم در بخش سودای سیمرغ روایت خود را از زیست‌جهان جامعۀ ایرانی و به‌ویژه موضوع زنان و خانواده ارائه کردند و در معرض ارزیابی و قضاوت مخاطب قرار دادند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این روایت‌ها در حوزۀ خانواده و جنسیت صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. از آنجا که مسئلۀ پژوهش فهم و تحلیل موضع و رویکرد فیلم‌ها به مقوله‌ها و سنجه‌ها است، ابتدا تمامی شاخص‌ها به‌صورت مقوله‌های مثبت و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ارائه و سپس همگرایی یا واگرایی فیلم‌ها نسبت به شاخص‌ها توسط بیست پژوهشگر حوزه‌های علوم اجتماعی، رسانه، مطالعات زنان و خانواده ارزیابی می‌شود. در یک ارزیابی کلان‌نگر و اجمالی می‌توان گفت آثار سینمایی این دوره از جشنوارۀ فیلم فجر موضع نسبتاً همگرا با رویکرد انقلاب اسلامی به موضوع جنسیت و خانواده اتخاذ کرده‌اند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در بیشتر شاخص‌های چهارده‌گانۀ ناظر به موضوع مورد مطالعه، سهم آثار و فیلم‌های همگرا نسبتاً بیشتر از آثار واگرا است.

جامعه شناسی

ساختار جنسیت و مردانگی در ادبیات شفاهی

دوره 17، شماره 1، بهار 1404، صفحه 39-56

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.356152.1900

سمیه عرب خراسانی، طاهره ملکی

چکیده در راستای شناخت مؤلفه‌های مردانگی مرد ایرانی و به‌عنوان حوزه‌ای از مطالعات مردان، می‌توان به فرهنگ شفاهی و مثل‌ها پرداخت. مطالعات مردان یکی از حوزه‌های نوظهور مطالعات جامعه‌شناسی و جنسیت است که در جهت شناخت بیشتر مردان و بررسی رفتار، انتظارات، انتسابات و هویت ذاتی مردانه گام مؤثری برداشته است. بررسی مثل‌ها از آن جهت اهمیت دارد که پل ارتباطی میان محقق و فرهنگ عامه و شناخت هرچه بیشتر عقاید اعضای یک جامعه است. این پژوهش به شیوۀ کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این پژوهش 803 مثل با کلیدواژه‌های مرد، شوهر، برادر، دایی، عمو، پدر، پسر و داماد انتخاب و بررسی شدند. تحلیل محتوای مثل‌ها به تعداد هفتادوهشت زیرمؤلفه از ده مؤلفۀ کلی منجر شد و در نهایت با محوریت مؤلفۀ کلی «مردانگی به‌مثابۀ امر متناقض» به سرانجام رسید. امر متناقض مردانگی خصوصیاتی دارد که از جملۀ آن می‌توان به آغاز آن از وضعیتی غیرروشن اشاره کرد. ناروشنی و ابهام مردانگی به آن معناست که مشخص نیست از چه زمانی مردان به این صفات متصف شده‌اند و آیا زمانی بوده است که مردان رفتار مردانگی متفاوتی با زنان داشته باشند. وجه دوم مردانگی به‌عنوان امر متناقض تقابل و تخالف با زنان است. این مهم از آن جهت محل بررسی است که به چه دلیل و در چه فرایندی متفاوت‌بودن به معنای دوری حداکثری فهم است و درنهایت آنچه تفاوت فهم شده به تقابل تبدیل شده و برای آن شواهد متعددی نیز ارائه شده است.

هنر

مرور نظامند پژوهش‌های خانواده و رسانه (با تاکید بر شبکه‌های اجتماعی مجازی، سینما و تلویزیون)

دوره 16، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 505-524

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.381647.2073

سید جواد حسینی، حسن بشیر، مژگان عروجی

چکیده خانواده‌ها به عنوان نهادهای اجتماعی مهم، نقش حیاتی در حمایت عاطفی و جسمی از اعضای خود دارند و مهارت‌های زندگی را آموزش می‌دهند. تحولات سریع فناوری‌های ارتباطی و رسانه‌ها، این نهاد را تحت تأثیر قرار داده و باعث تغییرات عمده‌ای در آن شده است. این پژوهش‌ با هدف طبقه‌بندی مسائل و ارائه پیشنهاد برای رفع نواقص پژوهشی یا سیاست‌گذاری رسانه‌ای انجام شده است. سؤال پژوهش این است که پژوهش‌های انجام شده در حوزه خانواده و رسانه‌های مورد نظر چگونه طبقه‌بندی شده‌اند و ذیل هر طبقه بندی چه موضوعاتی مورد بحث بوده است؟ چارچوب نظری این مقاله ﻧﻈﺮﯾﻪ وابستگی، نظریه ﻣﺎﻧﻮﺋﻞ کاستلز و نظریه کاشت بوده و برای تحلیل داده‌ها از روش‌های فراتحلیل و تحلیل‌مضمون بهره گرفته‌شده است. در این پژوهش، پس از بررسی 93 مقاله استخراج شده با موضوع رسانه و خانواده، و تحلیل آمار توصیفی و مضامین در حوزه‌های شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون و سینما، نقاط قوت و ضعف تحقیقات مشخص شدند. نتایج به دست آمده مشخص می‌کنند که تأثیرات مدرنیته و رسانه‌ها بر نهاد خانواده در ایران عمیق و چندوجهی بوده است. این تغییرات ارزشی شامل سنت‌زدایی، تضعیف روابط خویشاوندی، توانمندسازی زنان، افزایش اهمیت فردگرایی و تغییرات در سبک‌های زندگی است. این تحولات نشان‌دهنده یک دوره گذار فرهنگی و اجتماعی بوده که نیازمند ضرورت توجه به سبک زندگی ایرانی اسلامی، هویت زن و مرد، تقویت انسجام و روابط خانواده، سواد رسانه‌ای، و توجه به نقش و جایگاه کودکان و نوجوانان در خانواده است.

بررسی تطبیقی نظام خویشاوندی با محوریت خانواده و ازدواج میان زرتشتیان پیش از اسلام و زرتشتیان امروزین در ایران

دوره 11، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 535-550

https://doi.org/10.22059/jwica.2020.295594.1386

مجتبی ترکیان دمنه، منیژه مقصودی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناخت نظام خویشاوندی، خانواده و ازدواج میان زردشتیان پیش از اسلام و زردشتیان امروزین انجام گرفته است. در این پژوهشِ درزمانی، تغییر و تحولات نظام خویشاوندی با تأکید بر خانواده و ازدواج در ایران دوران ساسانی و زردشتیان امروزین با استفاده از روش کتابخانه‌ای و مردم‌نگاری بررسی شده است. تغییر و تحولاتی که در نظام خویشاوندی، خانواده و ازدواج در این پژوهش بررسی شده‌اند از دیدگاه کلود ریویر و جورج مرداک حرکت می‌کنند. این دو اندیشمند نظام خویشاوندی را در مرتبه‌ای پنداشته‌اند که کمترین تغییرات در آن متصور است. بااین حال، ریویر از میان عناصر خویشاوندی ازدواج را در بالاترین سطح تاثیرپذیری می‌انگارد. در این پژوهش، این مسئله بررسی شده است و صحت این پنداره با توجه به یافته‌ها و نتایج تحقیق تائید میشود. همچنین، گزاره‌هایی همچون گذار فرهنگ از اجزای ساده به سمت اجزای پیشرفته در رهیافت‌ تطور فرهنگی مورد مناقشه قرار می‌گیرد و با توجه به یافته‌های پژوهش دربارۀ نظام خویشاوندی روشن می‌شود که اجزای فرهنگ لزوماً از سطح ساده به سطح پیشرفته میل نمی‌کند و همچنین عناصری از فرهنگ قابل رؤیت است که الزاماً با تغییر همراه نیست.

جامعه شناسی

چرخش مضمونی در تبیین روابط زن و مرد در خانواده: ظهور جامعه‏ شناسی صمیمیت

دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صفحه 109-131

https://doi.org/10.22059/jwica.2019.240757.941

عباس لطفی زاده، محمدجواد زاهدی، فاطمه گلابی

چکیده مطالعات علمی اولیه دربارة زنان و مردان در خانواده عموماً به مطالعة ساختار و کارکرد خانواده به‏مثابة نهادی اجتماعی و نقش‏های جنسیتی زنان و مردان در آن نهاد می‏پرداختند، اما در دهه‏های اخیر، جامعه‏شناسی خانواده دستخوش نوعی تحول مضمونی شده است: تغییر تمرکز از نهاد خانواده به روابط صمیمی زنان و مردان. این تحول فکری از دگرگونی‏های عمیق در زندگی خانوادگی معاصر و تحول نقش‏های زنان و مردان در خانواده ناشی می‏شود. جامعه‏شناسان و نظریه‏پردازان خانواده نظر به این دگرگونی‏ها، و لزوم اتخاذ شیوه‏هایی متناسب برای تحلیل پیچیدگی و تنوع شدید شکل‏های خانواده در دنیای معاصر، ناگزیر به بازتعریف سرشت موضوعی خود شده‏اند که این امر زمینه را برای ظهور حوزة جدید «جامعه‏شناسی صمیمیت» فراهم کرده است. تحول و چرخش مضمونی در جامعه‏شناسی خانواده و اتخاذ رویکردی نو به روابط صمیمی زنان و مردان می‏تواند واجد دلالت‏های پژوهشی و سیاسی گوناگونی باشد. مقالة حاضر با مرور و تحلیل تحولات نظری در جامعه‏شناسی خانواده می‏کوشد بروز نوعی تحول مفهومی‌ـ یا به تعبیری، ظهور مفهوم صمیمیت‌ـ را در این حوزه برجسته کند و وضعیت کنونی دانش خانواده را در چالش با تحولات معاصر با رویکرد تحلیل انتقادی تشریح و تبیین کند.

باستان شناسی

جایگاه الهۀ مادر در فرهنگ مردم کردستان

دوره 10، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 549-575

https://doi.org/10.22059/jwica.2019.260839.1097

دیانا رستمی نژادان، منصور منصوری مقدم

چکیده حوزۀ فرهنگی کردستان سرزمین نخستین آیین‏ها و نظام‏های انتزاعی است که در نخستین طلیعه‏های خود با ویژگی زنانه و ارج مقام الهۀ مادر پیوند خورده است. جایگاه زن در کردستان دو وجه متناقض دارد؛ در ادبیات و نظام اجتماعی کنونی تا حدی شاهد نظام و ایدئولوژی مردسالار هستیم، اما زمانی که ریشه‏های آیینی و مذهبی فرهنگ کُرد را مطالعه می‌کنیم، با شواهد مربوط به نظام مادرسالاری و تقدس الهگان و به‌تبع آن جایگاه معنوی و مقتدر زن مواجه می‌شویم. از ویژگی‌های انواع آثار مادی و غیرمادی الهۀ مادر آن است که به‌شدت وجه نمادین و انتزاعی دارد. این نمادها وجه ترکیبی دارند و در طول اعصار متحول شده‏اند و امروز نیز بن‏مایه‏های اصلی ادبیات غنی و هنرهای سنتی کُردها را به خود اختصاص داده‏اند.

تاریخی

مطالعۀ تطبیقی شرایط ازدواج در دین زردشتی و اسلام

دوره 8، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 395-410

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.60586

کلثوم غضنفری، حسین بادامچی، پروین داوری

چکیده ازدواج پایۀ اصلی نهاد خانواده است و برای آن در هر دو دین زردشتی و اسلام شرایطی تعریف شده که تحقق ازدواج منوط به احراز آن‏هاست. مطالعۀ تطبیقی شرایط ازدواج از منظر دو دین زردشتی و اسلام نشان می‏دهد که وجوه اشتراک و افتراق گوناگونی دربارۀ این موضوع بین دو دین وجود دارد و تحلیل و ارزیابی آن‏ها می‏تواند به روشن‌شدن بیشتر ابعاد میراث و سنن مشترک این ادیان بینجامد. روند پژوهش بدین‌گونه است که ابتدا شرایط ازدواج از منظر دین زردشتی بررسی و تحلیل شده، سپس به همان موضوع از دیدگاه اسلام پرداخته شده است. بررسی‏های انجام‌یافته نشان می‏دهد که اگرچه در برخی موارد اختلافاتی همچون اهداف متفاوت برای ازدواج و انواع آن وجود دارد، اشتراکات بین آن‌ها، که شامل شرایط ازدواج (سن ازدواج، رضایت سالار، رضایت دختر و پسر و هم‏کفوی) و عقد (ایجاب و قبول، شرایط عاقد، حضور شاهد و مهریه) است، ‏به‌مراتب چشمگیرتر از اختلافات دو دیانت است.

جامعه شناسی

بازنمایی روابط درونی خانواده درپنج فیلم سینمای دهۀ 1380 ایران

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 171-192

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.60313

احسان آقابابایی، مهوش خادم الفقرایی

چکیده روابط اعضای خانوادة ایرانی، متناسب با شرایط جدید، در سال‌های کنونی تغییر کرده و در حال شکل‌پذیری به گونه‌ای جدید است. سینمای ایران با خلق کلیشه‌هایی از روابط، شخصیت‌ها و موقعیت‌ها، نقش مهمی در برساخت ذهنی انسان ایرانی به روابط خانوادگی دارد. در همین زمینه، این مقاله به دنبال توصیف بازنمایی روابط عمودی و افقی اعضای خانواده در فیلم‌ها، تفسیر کنش‌های اعضای خانواده در موقعیت‌های بحران و حل مسئله و تفسیر پیوند وضعیت خانواده در فیلم‌ها با شرایط اجتماعی و سیاسی دهة هشتاد است. روش استفاده‌شده، تحلیل روایت است که با کمک نظریة چتمن سامان یافته و حجم نمونه متشکل از پنج فیلم شام آخر (1380)، تب (1382)، رؤیای خیس (1384)، کنعان (1386) و هفت دقیقه تا پاییز (1388) از دهة هشتاد است. نتایج حاکی از آن است که خانوادۀ بازنمایی‌شده، خانواده‌ای بحران‌زده است. کنش‏های خشونت‌آمیز و رخداد طلاق، این بحران را نمایندگی می‏کنند و فاصله‌گیری از نقش‏های سنتی و فردگرایی دلایل این بحران‌اند. در این بین، سینمای ایران در موقعیت‌های بحران به جای حل مسئلۀ مورد نظر، یا با بازگشت به سنت‌ها به شکل موقت، آن را به تأخیر می‌اندازند یا با ایجاد ابهام در روابط و نقش‌ها به تشدید بحران منجر می‌شود.

فرهنگی

تأثیر سرمایۀ اقتصادی بر وضعیت تأهل (مطالعۀ موردی: شهر بهشهر)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 249-264

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.60317

میثم موسائی، لیلاالسادات فندرسی

چکیده بدون تردید، واحد خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که تقریباً در همۀ جوامع شناخته شده و به شکل‌های مختلفی وجود دارد. عوامل متعددی بر وضعیت تأهل افراد اثر دارد. در این مقاله، به دنبال یافتن پاسخی برای این مسئله هستیم که سرمایۀ اقتصادی چه تأثیری بر وضعیت تأهل دارد. جمعیت آماری این پژوهش را زنان و مردان متأهل و مجرد، که در تابستان 1391 در شهر بهشهر ایران ساکن بوده‌اند، تشکیل داده‌اند. حجم نمونه 400 نفر بود و نمونه‌ها به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. روش تحقیق پیمایشی است و اطلاعات با تکنیک مصاحبۀ رو‌در‌رو در قالب پرسش‌نامه گردآوری شد و برای داوری دربارۀ صحت و سقم فرضیه‌ها، از رگرسیون لُجستیک استفاده شد. یافته‌های تجربی نشان داد سرمایة اقتصادی تأثیر معناداری بر وضعیت تأهل افراد دارد؛ به این نحو کهبا افزایش سرمایة اقتصادی(به‌خصوص در میان زنان) در افراد، احتمال ازدواج‌کردن کاهش و احتمال باقی‌ماندن در وضعیت تجرد افزایش می‌یابد.

جامعه شناسی

مطالعۀ سلامت روانی مردان با تأکید بر سنت چندهمسری در شهرستان سرباز

دوره 7، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 257-268

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.57579

نعیما محمدی، خان‌محمد آسکانی

چکیده شیوه‏های‏ مختلف ازدواج و زناشویی در هریک از مناطق ایران متأثر از باورهای قومی و مذهبی شکل گرفته است. در شهرستان سرباز، چندزنی به‏‌منزلة سنتی فرهنگی در شرایطی ساختار غالب خانواده را تشکیل می‏دهد که نشانه‏هایی از تجددگرایی نیز در این منطقه هم‌زمان در حال شکل‏گیری است. با توجه به این ناسازگاری، در پژوهش حاضر به بررسی پیامدهای چندزنی در حوزة سلامت روانی 300 مرد تک‏همسر و چندهمسر با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای و به‌کارگیری پرسش‌نامة GHQ، پرسش‌نامة کییز و مدل مک مستر پرداخته شده است. یافته‏های حاصل از تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان داد میانگین سلامت روانی (اضطراب، افسردگی و خشم) نزد مردان 3 یا 4 همسر به شکل معناداری بیشتر از مردان 2 همسر و تک‌همسر است. در‌خصوص میانگین میزان انسجام و شکوفایی نیز سلامت اجتماعی مردان 3 یا 4 همسر به‏شکل معناداری پایین‏تر به دست آمد، اما در میانگین میزان پذیرش این گروه، در مقایسه با دیگر گروه‏ها، تفاوت معناداری حاصل نشد. در‌مجموع، سلامت خانواده‏های چندهمسر از حیث میانگین میزان مشارکت همدلانه و پیوند عاطفی به شکل معناداری پایین‏تر از خانوادة تک‏همسر است. با توجه به نتایج به‏دست‌آمده، پیشنهاد می‏شود، به منظور کاهش خسارات روانی و اجتماعی مردان چندهمسر در این منطقه، خدمات حرفه‏ای خانواده‌درمانی طبق مدل مک مستر از سوی سازمان بهزیستی اجرا شود.

باستان شناسی

جایگاه زن در عصر آهن با تکیه بر مطالعات قوم باستان‌شناسی در میان کوچ‌نشنیان غرب زاگرس مرکزی

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 99-122

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.56779

علی نوراللهی، حسن طلایی، بهمن فیروزمندی

چکیده تا‌کنون گورستان‌های متعددی متعلق به عصر آهن در غرب زاگرس مرکزی کاوش شده و در آن‌ها اشیای تدفینی خاص زنان به‌دست آمده است. اما کاوشگران جز توصیف داده‌ها و شکل تدفین به موضوع جایگاه زنان در این دوره نپرداخته‌اند. این موضوع از این امر ناشی بوده که در میان اشیای تدفینی هیچ کتیبه یا نوشته‌ای در ارتباط با این گورها به‌دست نیامده و همچنین مطالعات مربوط به زنان تازه در ادبیات باستان‌شناسی مطرح شده بود. پژوهشگران این گورستان‌ها را به نیمه‌کوچ‌نشینان نسبت داده‌اند، که این نوع معیشت در قالب ایلی در این منطقه تا حال حاضر نیز رواج دارد. بنابراین، می‌توان گفت که با توجه به همسانی جغرافیایی و تاحدود زیادی معیشت این مردمان با ایلاتی (خزل، ملکشاهی و کلهر) که در این منطقه ساکن‌اند، همچنین تداوم سنت‌ها در زاگرس مرکزی، که در این مقاله به آن‌ها از جمله شیوة تدفین اشاره شده، به بررسی جایگاه زنان در عصر آهن از منظر قوم باستان‌شناسی پرداخته شده است. در این مقاله، گورهای متعلق به زنان در 14 گورستان بررسی شده؛ با توجه به اینکه در میان این ایلات جایگاه زنان در قالب خانواده نمود می‌یابد، که خود تابع عوامل متعدد اجتماعی‌‌ـ سیاسی و اقتصادی است. در پایان نیز جمع‌بندی از کلیة مطالب ارائه شده است.

تحلیل عدالت جنسیتی در مناسبات عاطفی، اخلاقی و اقتصادی خانواده

دوره 5، شماره 1، بهار 1392، صفحه 103-124

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.30354

عزت السادات میرخانی

چکیده مسأله عدالت جنسیتی، اگرچه در نهادهای حقوقی و اجتماعی موضوعی وارداتی قلمداد می‌گردد و در عرصه تئوریک کراراً مورد توجه قرار گرفته است، لیکن در عرصه‌های عملی‌سازی آن، به سبب اختلاط در فرهنگ‌ها و عدم پالایش مبانی آن، با چالش‌هایی روبرو بوده که نیازمند تبیینی درست در عرصه گرایش‌ها و نگرش‌های متکی بر فرهنگ بومی و اسلامی است. به‌ویژه آن‌که استحکام نهاد خانواده از اساسی‌ترین اهداف قانون‌گذار اسلامی است. در منش توحیدی، زوجیت، وحدت برخاسته از جذب و انجذابی حکیمانه است که تحقق عدالت در عین قوام‌یابی اصول ارزشی دیگری چون: کرامت انسانی، امنیت و سکونت، مودت و رحمت، احسان و مروت صورت می‌پذیرد. هدف از نگارش این مقاله، تبیین جایگاه محوری اصل عدالت در نظام قانون‌گذاری اسلامی و تأثیر آن بر عدالت جنسیتی در روابط انسانی اعضاء خانواده است که مستلزم بیان تفاوت‌های بنیادین میان دو نظام فکری؛ خدا محور و انسان محور می‌باشد. به نظر می‌رسد عدالت جنسیتی از حکیمانه‌ترین مختصات نظام قانون‌گذاری اسلام است که برخاسته از تناسب و تفاوت‌های معنادار در نظام خلقت و قانون شریعت است و در مناسبات عاطفی، اخلاقی و اقتصادی خانواده از دقایق و لطایفی برخوردار است که در آن، اصل عدالت با تمامی ارزش‌های انسانی درآمیخته و چتری از تسهیل، تکریم، تنظیم و تعدیل را در سایه اندیشه توحیدی فراهم ساخته و تضمین‌کننده مقاصد و اصول و قواعد شرعی است.

بازنمایی اجتماعی شاهنامۀ فردوسی (بررسی هویت فرهنگی-اجتماعی نهاد خانواده ایرانیان از نگاه فردوسی)

دوره 4، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 83-100

https://doi.org/10.22059/jwica.2012.24754

حبیب احمدی، حمیرا بذرافکن، علی عربی

چکیده پژوهش حاضر مسئل? شکل خانواده‌های شاهنامه، توزیع قدرت در آن‌ها و همچنین هویت نهاد خانواده را در شاهنامه بررسی می‌کند. بدین منظور با بررسی پیشین? نظری مرتبط با موضوع تحقیق، نظریه‌های مرتبط با موضوع مطرح شده و چهارچوب نظری تحقیق با توجه به زمین? تحقیق نگاشته شد. برای بررسی موضوع، روش محاکات مورد استفاده قرار گرفت و سعی شد با استفاده از بازنمایی اجتماعی به شیو? جامعه‌شناختی فضای درون ذهنی سراینده استخراج شود و بدین منظور متن شاهنامه به عنوان داده مورد کاوش قرار گرفت. یافته‌های تحقیق نشان‌گر این واقعیت بودند که انواع شکل‌های خانواده مطرح شده در نظریه‌های جامعه-شناسی مدرن در شاهنامه یافت می‌شود، از سوی دیگر خانواده نقش اساسی در حفظ هویت افراد و در واقع عاملی برای تمایز اجتماعی و در سطحی بالاتر نمادی از هویت فرد بوده است و هویت‌یابی افراد بر اساس خانواده صورت می‌گرفته است. خانواده همچنین نقش مهمی در حفظ میراث فرهنگی، انتقال فرهنگ و آداب و رسوم و همچنین پیوند نسل‌ها داشته است. ازدواج خانوادگی بین دو جامع? مختلف، تقابل فرهنگی، تنوع فرهنگی، انتقال فرهنگی، شناخت اشتراکات فرهنگی و سرانجام تولید و باز تولید فرهنگی از جمله مواردی هستند که می‌توان نقش و هویت خانوادگی ایرانیان را در آن‌ها جستجو کرد. با اینکه زنان بسیار محترم بوده و جایگاه خاصی در خانواده داشته‌اند ولی مردان نقش تصمیم‌گیر اصلی را در خانواده داشته‌ و در بعضی موارد با زنان خانواده نیز مشورت می‌کردند

لالایی‌ها، رسانه‌ای زنانه یا ملودی خواب‌آور کودکانه؟ (تحلیلی جامعه‌شناختی از لالایی‌های منطقه لامرد فارس)

دوره 3، شماره 2، زمستان 1390، صفحه 57-76

حلیمه عنایت، مریم حسینی، جواد عسکری چاوردی

چکیده هدف از پژوهش‌ حاضر تحلیل مضامین لالایی‌های منطق? لامرد فارس از دیدگاه جامعه‌شناسی و ترسیم وضعیت زنان در خانواده و کشف کارکردهای لالایی در منطق? مذکور می‌باشد. این پژوهش به شیوه تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی انجام شده است. یافته‌های پژوهش در دو بخش عرضه گردیده است. در بخش نخست به مفاهیم مرتبط با ساختار خانواده و کارکرد لالایی‌ها در روابط زن و شوهر و در بخش دوم به کارکرد لالایی‌ها در روابط مادر و کودک پرداخته شده است. نتایج مطالعه، وضعیت زنان در جامع? مردسالار و سنتی را به تصویر می‌کشد و مدعی است که لالایی‌ها در چنین شرایطی کارکردهای پنهانی برای زنان داشته‌ است. اول، فضای اعتراض برای زنان ایجاد نموده است؛ دوم، شرایطی برای گفت‌و‌شنود و بیان خواسته‌ها و به ‌عبارت بهتر تسهیل روابط، مهیا ساخته است؛ سوم، فضایی برای تخلیه فشار ساختاری و روانی موجود فراهم آورده است. لذا باتوجه به نوع کارکردهای لالایی‌ها برای زنان، در مجموع می‌توان لالایی‌ها را به مثابه رسانه‌ای زنانه دانست.

از فرهنگ چندهمسری تا حقوق چندهمسری

دوره 2، شماره 3، زمستان 1389

محمدجواد جاوید

چکیده امروزه مسأله ی عدم سازگاری چندهمسری با حقوق بشر به قدری طبیعی فرض شده که شاید اندک تصوری در بازخوانی مبانی این تعارض هم غیرمنطقی جلوه کند. از منظر بسیاری از اندیشمندان این حوزه، تأمل در این خصوص دیگر فرضیه نیست تا محتاج اثبات باشد. لذا آن چه از نظر قوانین حقوق بشری و اسناد بین المللی به عنوان اصلی تماماً قابل احترام مدام مورد استناد قرار می گیرد در بخش عمده ای ناظر به برابری حقوق زن و مرد است. در نوشتار حاضر از منظر جمعیت شناسی ضمن مفروض قلمداد کردن اصل فوق الذکر، میزان انطباق آن با فرضیه ی عدم سازگاری تعدد زوجات با حقوق بشر مورد بررسی قرار گرفته شده است

بررسی ساختار توزیع قدرت در رابطه ی زن- شوهر در خانواده از نگاه آیات و روایات

دوره 2، شماره 3، زمستان 1389

محمدعلی ایازی، محمد ناصحی

چکیده ساختار نظام خانواده بر اساس روابط اعضاء و حقوق و تکالیف متقابل آن ها شکل گرفته و استوار می‌شود. تمایز نقش‌های پدری، مادری و فرزندی و نیز زن و شوهری تمایز حقوق و تکالیف را به دنبال می‌‌آورد. بدین ترتیب حقوق و وظایف نقش‌ها متقابل امّا متفاوت است. علی رغم تقابل دوسویه حق و تکلیف در روابط اعضاء خانواده، عوامل و شاخص‌های ویژه‌ای زمینه ی بروز قدرت را برای یک نقش و توزیع قدرت در ساختار خانواده اسلامی فراهم می‌‌کند. تبیین ساخت قدرت در روابط اعضاء خانواده، بر اساس ترکیبی از دو شاخص توانایی‌های ذاتی و طبیعی و شاخص اقتصادی (انفاق) صورت می‌گیرد. مرد در نقش شوهر دارای جایگاه و قدرت نسبی برتر در خانواده اسلامی است، امّا از قدرت مطلق برخوردار نیست، قدرت او در خانواده به معنای اطلاق نفوذ امر او نمی‌باشد، بلکه تنها در دایره ی «عدل» و «معروف» و در گستره محدود حقوق شوهر نافذ و مشروع است. بر این اساس خانواده اسلامی دارای نظام «شوهرمحور» با گرایش «دوسویه» است. قدرت شوهر، در حق تصمیم‌گیری در مصالح کلی خانواده و شوؤن زوجیت از جمله در مورد مسکن، یا چگونگی بهره‌مندی جنسی یا توابع حق استمتاع شوهر معنا می‌شود. بدین ترتیب که خروج زن از منزل در صورت منافات با حق جنسی شوهر کنترل می‌شود. هم چنین قدرت زن، در صورت برآورده نشدن حقوق مالی او مانند مهر، نفقه و مسکن مناسب، یا حقوق غیرمالی مانند معاشرت بالمعروف، برخورد محترمانه و همراه با عدالت و احسان شوهر معنا می‌شود و بروز می‌یابد.