کلیدواژه‌ها = سینمای ایران
هنر

تحلیل گفتمان خیانت زن به شوهر در سینمای ایران (پس از انقلاب اسلامی)

دوره 17، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 539-556

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.379539.2060

زهرا ستاریان، محسن بدره، مهرانگیز شعاع کاظمی

چکیده موضوع خیانت زن به شوهر در سال‌های اخیر در سینمای ایران پرتکرار و در جامعه نیز با افزایش روبه‌رو شده که ضرورت بررسی آن را می‌نمایاند. با توجه به محدودیت‌های شرعی، عرفی و مجوز ساخت و پخش فیلم‌ها، سازندگان غالباً تلاش کرده‌اند تا صراحتاً به این مضمون نپردازند، بلکه آن را کنار مفاهیم دیگری قرار دهند تا برای مخاطب پذیرفتنی‌تر شود. چارچوب ارزشی‌ای که خیانت زن به شوهر در آن‌ها تعریف می‌شود، از سال‌ها قبل برساخته شده و حالا این مضمون را نیز در خود جای می‌دهد. این چارچوب‌های ارزشی و ایدئولوژیک، گفتمان را می‌سازند؛ بنابراین، این پژوهش گفتمانی را که فیلم به آن تعلق دارد و مفاهیمی که در لایه‌های پنهان فیلم تبلیغ می‌شود مطالعه و تحلیل می‌کند. پژوهش براساس شیوۀ تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف به تحلیل گفتمان فیلم‌های مغز استخوان، پل چوبی، بنفشۀ آفریقایی، شب یلدا، تیغ و ترمه، برف روی کاج‌ها و علفزار می‌پردازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که خیانت زن به شوهر در فیلم‌های بررسی‌شده تقبیح نمی‌شود، بلکه هم‌راستا با ارزش‌های پیش‌ساختۀ دیگری تعریف و توجیه می‌شود. در چنین گفتمانی، رویکردهای غیردینی و ضددینی، فمینیستی، لیبرالیستی و مدرنیستی در کنار هم و در برابر رویکردهای دین‌مدارانه، خانواده‌محور، اخلاق‌مدار، سنت‌گرا و دارای هویت و اصالت بومی تعریف می‌شوند.

جامعه شناسی

تبیینِ اجتماعیِ واژگونیِ جنسیت در سینمای مسعود کیمیایی

دوره 15، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 283-299

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.348539.1835

فارس باقری

چکیده سینمای مسعود کیمیایی به دلیل رویکردِ قهرمان‌پرورِ مردانۀ آن، زنان را به مثابۀ جنسیتی واژگون به تصویر کشیده است. این مقاله بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا شخصیت‌ زنان در آثار کیمیایی خالی از هرگونه وجه زنانه، و برعکس، دارای وجهی مردانه و ثانویه هستند. در چند دهۀ اخیر، مقوله جنسیت در مرکزیت مطالعات جنسیتی در جامعه، فرهنگ و هنر قرار گرفته است. در این مطالعات، جنسیت، پدیده‌ای ساختاری و اجتماعی است که در طول زمان، در جامعه برساخته می‌شود. به عبارت دیگر، زن‌بودگی و مردبودگی، پدیده‌هایی برساختۀ تربیتِ تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. در آثار کیمیایی زنان به تبعِ مرد، نقش‌های واحد و یکسانی و نوعی دارند و بیشتر به مثابۀ ابزاری برای تقویت جایگاه اجتماعی و سیاسی و ... قهرمانِ مرد مبدل شده‌اند.نتایج بهدستآمده در این مقاله نشان از آن دارد که رویکرد کیمیایی نسبت به زنان، از منظر جنسیت شکلی از واژگونیِ جنسیت است. زنان در این فیلمها، به تبعِ مرد، نقشهای واحد و یکسانی و نوعی دارند و بیشتر به مثابه ابزاری برای تقویت جایگاه اجتماعی و سیاسی و... قهرمانِ مرد مبدل شدهاند.

این مقاله، به روش کیفی و به صورت توصیفی- تحلیلی و به یاری از منابع کتابخانه‌ای و مشاهدۀ فیلم، انجام گرفته است، با تشریح مقوله جنسیت و نظریۀ جامعه‌شناسیِ جنسیت، رویکرد شخصیت‌پردازیِ زنان در سینمای کیمیایی را مورد واکاوی قرار می‌دهد.

زن‏ ستیزی‏ های خیرخواهانه در سینما مطالعة بازنمایی مفهوم «زنان علیه زنان» در سینمای دهة 1390 ایران

دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 183-209

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.323770.1595

بهارک محمودی، ملیکا فراهانی

چکیده این پژوهش، به منظور مطالعة بازنمایی مفهوم «زنان علیه زنان» در آثار سینمایی صورت گرفته است. کاری کیفی در حوزة مطالعات فرهنگی که تلاش می‏کند مجموعة خاصی از کنش‏های تعارض‏آمیز به‏نمایش‌درآمده میان زنان در سینمای ایران را ذیل مفهوم «زن‏ستیزی خیرخواهانه» توضیح دهد و تحلیل کند. با توجه به آرای مک‏کوایل و کراکائر در باب کارکرد شناختی سینما، حتی اگر تصاویر سینمایی خالی از سوگیری نباشد، می‏تواند برشی از واقعیت اجتماعی باشد. به این منظور، چهار فیلم از مجموع فیلم‏های به نمایش درآمده در دهة 1390 به‏صورت موردی مطالعه شده و با روش ترکیبی تحلیل گفتمان و نشانه‏شناسی تحلیل شده است. با توجه به زمینه‏های اجتماعی، خوانشی نقادانه از فیلم‏های منتخب انجام شد تا بر‌اساس آن بتوانیم از خلال امور و تصاویر روزمره و پیش‏پاافتاده، برخی از لایه‏های پنهان در ساختارهای تبعیض‏آمیز علیه زنان را آشکار و ریشه‏یابی کنیم. یافته‏های این مطالعه نشان می‏دهد که در بستری تاریخی و اجتماعی، سینمای ایران تصویری از زن‏ستیزی میان زنان نمایش می‏دهد که ماهیت سرکوب‏گرانة آن را به حاشیه رانده و بر نیت خیرخواهانة آن تأکید می‏کند؛ به همین سبب شخصیت‏های فیلم‏ها در این موقعیت عمدتاً به بازتولید تبعیضی که از سوی همجنسان خود بر آنان روا می‏رود وقوف ندارند و به آن تن می‏دهند. این بازنمایی عموماً به‏صورت امر روزمره و طبیعی انگاشته می‌شود و در حاشیة تم اصلی فیلم به تصویر کشیده می‌شود.

ارزیابی نمود نقش اجتماعی زن در سینمای ایران (سال‏ های 1390ـ1396)

دوره 11، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 309-324

https://doi.org/10.22059/jwica.2020.291216.1359

سپیده امیری، فتح الله زارع خلیلی

چکیده سینما به‌منزلة رسانه‌ای که به کسب پایگاهی مستحکم در میان مردم موفق شده، علاوه بر جنبه‏های هنری از مناظر دیگری نظیر جامعه‏شناسی نیز قابل تحلیل و بررسی است. نظریۀ بازتاب یکی از نظریاتی است که زیرمجموعة جامعه‏شناسی سینما قرار می‏گیرد و از دیدگاهی به مقولة سینما می‏نگرد که وجود ارتباط تنگاتنگ و گسست‌ناپذیر بین فیلم‏های تولیدشده در یک بافتار اجتماعی با خود آن بافتار، به‌طور عام، و نهادهای سازندۀ آن، به‌طور خاص، را اجتناب‌ناپذیر می‏داند. در این پژوهش، سعی بر این است تا با تکیه بر این موضع فکری نقش اجتماعی کاراکترهای زن موجود در فیلم‏های ساخته‌شده بین سال‏های 1390ـ1396 به روش تحلیل محتوای کیفی واکاوی شود. انتخاب این بازة زمانی به دلیل نزدیکی به زمان نگارش مقاله (1397) و به تبع آن نزدیکی به بافت جامعۀ امروز مخاطبان است. جامعۀ آماری مورد نظر به طور هدفمند از بین فیلم‏های برنده‌شده در بخش‏های بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامه و بهترین فیلم از دید تماشاگران جشنوارة فجر این دوره انتخاب شده است. در بخش اصلی نیز، تحلیل نقش اجتماعی شخصیت‏ها براساس پنج شاخصه، که به باور نگارندگان جوانب مختلف نقش اجتماعی زن در سینما را مورد پوشش قرار می‏دهد، صورت می‏پذیرد: 1. ژانر فیلم‏ها، 2. طبقة اجتماعی شخصیت‏ها، 3. نوع شغل شخصیت‏ها، 4. خودکارآمدی اجتماعی شخصیت‏ها و 5. کنشگری شخصیت‏ها؛ تا از این طریق جایگاه اجتماعی زنان، به‌عنوان تشکیل‏دهندگان نیمی از جمعیت ایران‌ـ به‌واسطۀ تشریح تصویر ارائه‌شده در سینمای این شش سال‌ـ مشخص شود.

تحلیل کهن‌الگویی فیلم روبان قرمز (1377) از دیدگاه جین شینودا بولن با محور قرار دادن شخصیت زن فیلم

دوره 11، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 345-368

https://doi.org/10.22059/jwica.2020.289562.1344

فاطمه شاهرودی

چکیده مقالة حاضر با هدف تحلیل کهن‌الگویی فیلم روبان قرمز به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا با تکیه بر شخصیت زن فیلم نگاشته شده است. داستان فیلم به زنی به نام محبوبه می‌پردازد که پس از پایان جنگ به خانة خود در جنوب باز‌می‌گردد. او با دو مرد، به نام‌های داوود و جمعه، که اولی مأمور پاک‌سازی مین‌ها و دیگری مهاجری از کشور افغانستان است، مواجه می‌شود و حوادث فیلم در پی این آشنایی شکل می‌گیرد. چارچوب نظری مقاله بر مبنای دیدگاه جین شینودا بولن است که با ترکیب دستاوردهای روان‌شناسی یونگ و اساطیر به توضیح و تحلیل کهن‌الگوهای زنانه و مردانه همچون زئوس، هرمس، آتنا و آفرودیت می‌پردازد که به رفتار و افکار افراد شکل می‌دهند. اساس این کهن‌الگوها ملهم از ویژگی‌های غالب خدایان و خدابانوان اساطیر یونان همچون قدرت‌طلبی، جنگجویی، سخنوری و حس مادری است. نتایج این پژوهش، که با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و همچنین شیوة کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده، نشان می‌دهد که در محبوبه، داوود و جمعه به ترتیب کهن‌الگوهای آفرودیت، هفایستوس و هرمس غالب است. اما تأثیر انرژی آفرودیتی محبوبه بر دو مرد دیگر به تحول جدیدی در آن‌ها می‌انجامد.

هنر

زن به‌مثابۀ شخص آندروژن در دو فیلم از سینمای ایران: بررسی فیلم‌های روسری آبی و کافه‌ترانزیت

دوره 10، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 311-331

https://doi.org/10.22059/jwica.2018.246677.981

بهروز محمودی بختیاری، انیس ناصری

چکیده هویت جنسی که در فرهنگ هر جامعه‏ای تبلور می‏یابد سرچشمۀ بسیاری از نابرابری‏های جنسیتی اجتماعی است. زن یا مرد ناچار است، با حفظ حدی از ارزش‏ها و عرف‏ جامعه، برای تطابق خود با محیط و انجام‏شدن کارهایش،‏ برخی از خصلت‏های جنس مخالفش را وام گیرد و همچون نقاب بر چهرۀ خود زند و چه‏بسا تحمیل‏های جامعه خصلت‏های جنس مخالف را در او درونی کند و روند سنخ‏یابی جنسی (sex typing) فرد را تغییر دهد. آنجا که نقاب‏ها به بیان هم‏زمان روان مردانه و روان زنانه کمک می‏کند، تمهید آندروژنی شکل می‏گیرد. مسئلۀ این پژوهش آن است که شخصیت‏های فیلم در چه موقعیت‏هایی و به چه دلایلی از تمهید آندروژنی به‌مثابۀ یک نقاب بهره می‏گیرند یا اینکه اصلاً چگونه به شخصیت‏های آندروژنس تبدیل می‏شوند. به این منظور، با بهره‏گیری از نظریات ساندرا بم (psychological androgyny)، دو فیلم روسری آبی(1373) و کافه‌ترانزیت (1383)، به روش توصیفی‏ تحلیلی بررسی شده‏اند؛ تا نقش جامعه در ایجاد آندروژنی روان‌شناختی در جنسیت زن تبیین شود. یافته‏ها نشان می‏دهد که زنان برای احقاق حقوق پایمال‏شده‏ یا گذران زندگی‏شان به استفاده از نقاب آندروژنی مجبور و رفته‏رفته در روند جامعه‏پذیری به انسان‏های آندروژنس تبدیل می‏شوند؛ در‌حالی‌که زن‏پوشی یا برگرفتن خصلت‏های زنانه برای مردان یا از سوی دیگران برای تحقیر و اهانت مردان به‏کار گرفته شده است یا از سوی خودشان برای فرار از موقعیت‏های دشوار.

هنر

مخالف‏ پوشی در سینمای ایران: رویکردی پساساختارگرایانه

دوره 9، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 359-384

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.235179.890

بهروز محمودی بختیاری، کورش غنیون

چکیده «مخالف‏پوشی»‌‌ـ به معنای پوشیدن لباس مردانه از سوی زنان، یا لباس زنانه از سوی مردان‌ـ از سال‏های ابتدایی اختراع سینما وارد روایت‏های سینمایی شد و همچنان نیز ادامه دارد. بر‌اساس آنچه تاکنون در مخالف‌پوشی مشاهده شده است، این کار با هدف دستیابی به امتیازات جنسیت دیگر و خدمت به پیشبرد درام، طبق خواست فرد مخالف‌پوش، انجام می‏پذیرد. در پژوهش حاضر، کارکرد مخالف‏پوشی در 18 فیلم سینمای ایران، از دهۀ 1330 تا کنون، بر‌اساس آرای پساساختارگرای فوکو و پسافمنیستی جودیت باتلر، که در کتاب معضل جنسیت آن‏ها را تشریح کرده، بررسی شده است. در چارچوب اندیشۀ فوکو، جنسیت «برساخته‏ای فرهنگی» تلقی می‏شود که گفتمان حاکم آن را شکل می‌دهد و با پایان‌یافتن اعتبار این گفتمان، تعاریف آن نیز می‏تواند تغییر کند. از سوی دیگر، باتلر (با تأیید نظر فوکو) جنسیت را نه یک ویژگی ذاتی، بلکه ایفای نقش‏هایی می‏داند که گفتمان حاکم از هر جنس انتظار دارد. بر‌اساس یافته‏های بررسی پیش رو، مردپوشی زنان در فیلم‏های ایرانی از سر درماندگی انجام می‏گیرد و فقط در صورت رسوایی است که راز از چهرۀ زن مردپوش برگرفته می‏شود. حال آنکه زن‏پوشی، که اغلب حربه‏ای سودجویانه است، در اولین فرصت رها می‌شود و مرد زن‌پوش با بازگشتن به نقش مردانۀ خود، تقابل مرد/ زن را تحکیم می‏کند. هشت فیلمی که توجه اصلی این پژوهش بر آن‏ها متمرکز است، آثاری هستند که در آن‏ها قهرمان یا ضدقهرمانِ اثر دست به مخالف‏پوشی زده است؛ حال آنکه 10 اثرِ دیگر، که در آن‏ها مخالف‏پوشی نقشی فرعی دارند، موردِ مطالعه قرار گرفتند تا شرایطِ قیاس این دو نگاهِ متفاوت به مخالف‏پوشی فراهم شود.

جامعه شناسی

تحلیل گفتمان فیلم زندگی مشترک آقای محمودی و بانو با تمرکز بر داغ ننگ ناشی از تقابل سنت و مدرنیته

دوره 8، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 443-452

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.61788

مهوش خادم الفقرایی، مسعود کیانپور

چکیده روبه‌رو شدن جوامع با تغییرات همواره با مقاومت همراه بوده است. پیش‌رفتن به سوی دنیای مدرن نیز به‌منزلۀ تغییری بزرگ از این قاعده مستثنا نیست. برخی آداب جدید برآمده از دنیای مدرن، فارغ از ارزش‌گذاری‌های مثبت و منفی، به دلیل هم‌سو نبودن از سوی جامعه طرد شده و پیش‌داوری‌های متعددی پیرامون کسانی که از این آداب پیروی کنند شکل‌ می‌گیرد. یکی از راهکارهای جامعه برای جلوگیری از تغییرات، داغ ننگ زدن است. زنان، به‌عنوان نیمی از اعضای جامعه، با قرار گرفتن در موقعیت‌هایی به‌مراتب حساسیت‌برانگیزتر از مردان، شرایط ویژه‌ای در این موقعیت پیدا می‌کنند. این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی فیلم سینمایی زندگی مشترک آقای محمودی و بانو در رابطه با فرایند داغ ننگ خوردن به زنان در جریان مدرن‌شدنشان می‌پردازد. روش استفاده‌شده تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف است که چهار لایۀ «سطح سطح»، «عمق سطح»، «سطح عمق» و «عمق عمق» دارد. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که سه مؤلفۀ «ساختارشکنی زن مدرن»، «عدم پذیرش زن مدرن از سوی سنت» و «برچسب‌زنی بر زن مدرن از سوی سنت» مراحل داغ ‌ننگ‌زنی به زن مدرن در این فیلم است. بنابراین، استراتژی گفتمانی فیلم نشان می‌دهد که وجود ویژگی‌های مدرن در یک زن، شرایط را برای داغ ننگ خوردن او فراهم می‌کند.

جامعه شناسی

بازنمایی روابط درونی خانواده درپنج فیلم سینمای دهۀ 1380 ایران

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 171-192

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.60313

احسان آقابابایی، مهوش خادم الفقرایی

چکیده روابط اعضای خانوادة ایرانی، متناسب با شرایط جدید، در سال‌های کنونی تغییر کرده و در حال شکل‌پذیری به گونه‌ای جدید است. سینمای ایران با خلق کلیشه‌هایی از روابط، شخصیت‌ها و موقعیت‌ها، نقش مهمی در برساخت ذهنی انسان ایرانی به روابط خانوادگی دارد. در همین زمینه، این مقاله به دنبال توصیف بازنمایی روابط عمودی و افقی اعضای خانواده در فیلم‌ها، تفسیر کنش‌های اعضای خانواده در موقعیت‌های بحران و حل مسئله و تفسیر پیوند وضعیت خانواده در فیلم‌ها با شرایط اجتماعی و سیاسی دهة هشتاد است. روش استفاده‌شده، تحلیل روایت است که با کمک نظریة چتمن سامان یافته و حجم نمونه متشکل از پنج فیلم شام آخر (1380)، تب (1382)، رؤیای خیس (1384)، کنعان (1386) و هفت دقیقه تا پاییز (1388) از دهة هشتاد است. نتایج حاکی از آن است که خانوادۀ بازنمایی‌شده، خانواده‌ای بحران‌زده است. کنش‏های خشونت‌آمیز و رخداد طلاق، این بحران را نمایندگی می‏کنند و فاصله‌گیری از نقش‏های سنتی و فردگرایی دلایل این بحران‌اند. در این بین، سینمای ایران در موقعیت‌های بحران به جای حل مسئلۀ مورد نظر، یا با بازگشت به سنت‌ها به شکل موقت، آن را به تأخیر می‌اندازند یا با ایجاد ابهام در روابط و نقش‌ها به تشدید بحران منجر می‌شود.

جامعه شناسی

بازنمایی جنسیت در پوستر فیلم‏ های پرفروش‏ پنجاه سال اخیر سینمای ایران

دوره 7، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 295-312

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58296

احسان آقابابایی، داود زهرانی

چکیده امروزه، در گفتمان سینمایی، پوستر فیلم بخش مهمی از نمایش فیلم محسوب می‏شود. این پوسترها از گفتمان اجتماعی و سیاسی دوران ساخت فیلم متأثرند و هدف مقالۀ حاضر توصیف بازنمایی جنسیت در پوستر فیلم‏های پرفروش‏ تاریخ پنجاه سال اخیر سینمای ایران و تفسیر روند تغییرات محتوایی در ارتباط با شرایط گفتمانی دوران نمایش فیلم‏ها و پوسترهاست. برای نیل به هدف یادشده، 47 پوستر از ‏فیلم‏های پرفروش تاریخ پنجاه‌سالۀ اخیر سینمای ایران انتخاب شدند. همچنین، برای تحلیل از روش نشانه‏شناسی «گیلیان دیر» به‌منزلۀ چارچوب مفهومی استفاده شده است. گزارش‌نویسی مقاله نیز بر‌اساس روند تغییرات انجام شده است. نتایج نشان می‏دهند که به‌طور‌کلی پوسترهای فیلم‏ها مردمحورند و از گفتمان اجتماعی و سیاسی دوران نمایش تأثیر پذیرفته‏اند. بدین معنا که محتوای پوسترها از برنامۀ مدرنیزاسیون محمدرضا شاه، انقلاب اسلامی، جنگ هشت‌سالۀ ایران و عراق، نوسازی و مصرف‌گرایی تأثیر پذیرفته و در محتوای خود آن را بازنمایی کرده‌اند.

جامعه شناسی

واکاوی سوژۀ زن در فضای گفتمانیِ سینمای ایران (تحلیل گفتمان موردی فیلم‏های لیلا، دو زن و جدایی نادر از سیمین)

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 17-36

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.56775

احمد بخارائی، فردین علیخواه، امین نباتی شاغل

چکیده یکی از موضوعاتی که در کانون توجه رسانه‏ها قرار دارد، موضوع جنسیت و زنان است. هدف این مقاله واکاوی سوژة زن در فضای گفتمانی سینمای ایران است. در پژوهش ما، عرصة سینما و نشانه‏های تصویری انتخاب شده‏ است تا با تأملی گفتمانی بر رابطة سینما و واقعیت، از خلال فیلم‏های سینمایی، نحوة مواجهة زنان با جهانی را که در آن زیست می‏کنند بشناسیم. در این مقاله، بر پایة نظریات لاکلا و موفه در مورد جامعه، سیاست، سوژگی و قدرت و بر‌اساس روش تحلیل گفتمان به تحلیل گفتمانِ نشانه‏شناختیِ سه فیلم مورد نظر، یعنی لیلا (1375)، دو زن (1377) و جدایی نادر از سیمین (1389)، پرداخته شده‏ است. در این تحلیل، مشخص شد روابط زنان در بستر سلسله‌مراتب اجتماعی و همچنین گفتمان‏های مسلط بر جامعه و فضای خانوادگی، چند‌پاره و از‌هم‌گسیخته ‏است؛ کما اینکه نمی‏توان یک رویه یا سویة مشخص را بر چگونگی کنش زنان در مناسباتشان در فضای جامعة ایران حاکم دانست و این را می‏توان منبعث از معلق‌بودن روابط در جامعة در حال گذار ایران به‌شمار آورد.

فرهنگی

خوانش نسلی زنان از فیلم سینمایی دو زن

دوره 6، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 297-312

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.54512

یاسر رستگار، احسان آقابابایی

چکیده امروزه نقش مخاطب در تفسیر کالاها و محصولات فرهنگی، از جمله فیلم‏های سینمایی، بسیار اساسی است. از‌این‌رو، کشف شیوة معنادهی و خوانش مخاطبان می‌تواند ما را به جهان اجتماعی در پس این تفسیرها نزدیک کند. زنان از جمله مخاطبانی‌اند که با داشتن پیشینه‌ها و تجربه‌های فرهنگی و نسلی مختلف می‌توانند خوانش متفاوتی از فیلم‏ها داشته باشند. مقالة حاضر نیز، مبتنی بر پارادایم تفسیری، قصد دارد بدین سؤال پاسخ دهد که مخاطبان زن در دو نسل متفاوت به چه شیوه‌ای فیلم دو زن را معنا می‌کنند. روش‌شناسی به‌کار‌رفته در این پژوهش با رویکرد تفسیری و مبتنی بر روش مصاحبۀ گروهی بوده است. برای اجرای این کار، دو گروه از زنان در دو نسل 20ـ30 ساله و 45ـ55 ساله به شیوه‌ای هدفمند انتخاب شدند و با آنان در قالب دو گروه مجزا مصاحبه به عمل آمد. تحلیل تفسیری داده‌ها حکایت از خوانش متفاوت دو نسل زنان مطالعه‌شده دربارۀ ویژگی‌های شخصیتی و سرنوشت شخصیت‌های فیلم در سطح متنی و همچنین در باب مفاهیمی چون مردسالاری و همذات‌پنداری در سطح فرامتنی داشته‌ است.شباهت میان دو نسل مذکور نیز به معنادهی بر مبنای تقابل سنت و مدرنیته و فهم رخدادها بر اساس این دوگانه، مربوط می‌شود.

بازنمایی رفاقت‏های مردانه و دوستی‏های زنانه در ژانر کمدی‌ـ رمانتیک سینمای ایران، تحلیل متن یازده فیلم کمدی‌ـ رمانتیک ایرانی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 307-326

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36482

حمیدرضا مدقق

چکیده پرداختن به مناسبات عاشقانۀ زن و مرد به شکلی خنده‏‏آفرین سبب شده که غالب آثار کمدی سینمای ایران، چه قبل و چه بعد از انقلاب، در ژانر کمدی‌ـ رمانتیک قرار گیرند. قهرمانان مرد و زن این فیلم‏ها معمولاً پیش از پیوند‏شان در پایان روایت، از راهنمایی‏ و کمک‏های دوستانی از جنس خود بهره می‏گیرند. در چارچوب نظریۀ ژانر، درک چگونگی رابطۀ قهرمانان مرد و زن کمدی‌ـ رمانتیک با دوستانشان و اینکه این بازنمایی حامی و تقویت‌کنندۀ کدام ارزش‏ها و باورها برای مخاطبان است، هدف این پژوهش است. بدین‏منظور، یازده فیلم کمدی‌ـ رمانتیک ایرانی، که در بازۀ 1369 تا 1390 در سالن‏های سینماها نمایش عمومی داشته‏اند، با بهره‏گیری از تقابل‏های دوجزئی، تحلیل متن شده است. نتایج پژوهش گواه آن است که تقابل رفاقت مردانه/ دوستی زنانه در کمدی‌ـ رمانتیک ایرانی بیانگر درونمایۀ بیهودگی اتحاد زنان است و این درونمایه، دست‌اندرکار بازسازی اجتماعی ایدئولوژی مردسالاری است. همسر (1373) تنها روایت این پژوهش است که از این الگوی تقابلی پیروی نمی‏کند و در آن دوستی‏های زنانه به رسمیت شناخته می‏شوند و ستایش می‏گردند.

رابط? میان جنسیت کارگردان و نوع شخصیت‌پردازی زن در سینما

دوره 3، شماره 1، پاییز 1390، صفحه 75-94

اعظم راودراد، بهاره فتح آبادی

چکیده این مقاله حاصل پژوهشی است که به بررسی رابط? میان «جنسیت کارگردان» و «نوع شخصیت‌پردازی زن نقش اول» در فیلم‌های سینمایی پرداخته است. به این منظور، شش فیلم سینمایی که در دور? اصلاحات با موضوعات مرتبط با زنان توسط کارگردانان صاحب سبک سینمای ایران (سه کارگردان مرد و سه کارگردان زن) ساخته شده؛ انتخاب و با روش «نشانه‌شناسی» تحلیل شده‌اند. این فیلم‌ها شامل واکنش پنجم، گیلانه، زندان زنان، مهمان مامان، کاغذ بی‌خط و سگ‌کشی هستند که با توجه به معیارهای استخراج شده از نظریات توانمندسازی زنان – منابع، عاملیت و دستاوردها- شخصیت زن نقش اول آن ها در قالب شخصیت‌پردازی منطقی و غیرمنطقی از زنان تحلیل شده است. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که زنان نقش اول در فیلم‌های بررسی شده با معیارهای توانمندسازی عمدتاً توانمندی بالایی نداشته‌اند و اغلب به صورت قربانی و شکست خورده به نمایش گذاشته شده‌اند و تفاوت چندانی بین کارگردان های زن و مرد در نوع شخصیت‌پردازی زن نقش اول فیلم‌ها وجود ندارد.