تابستان 1405
بهار 1405

تعداد دوره‌ها 18
تعداد شماره‌ها 66
تعداد مقالات 496
تعداد نویسندگان 938
تعداد مشاهده مقاله 937,622
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 797,104
نسبت مشاهده بر مقاله 1890.37
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1607.06
-----------------------------------------
تعداد مقالات ارسال شده 2,070
درصد پذیرش 19
زمان پذیرش (روز) 200
تعداد پایگاه های نمایه شده 2
تعداد داوران 1325

 

کسب رتبه علمی «الف» در ارزیابی سال 1402 وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

 

نشریه زن در فرهنگ و هنر فصلنامه ای با دسترسی باز است که توسط دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از سال ۱۳۸۸ منتشر می شود. این نشریه از کمیسیون نشریات علمی کشور درجه ی علمی را دریافت کرده و اولین نشریه دانشگاهی درباره ی مسائل زنان است که به طرح مباحث فرهنگی و هنری با رویکرد جنسیتی می پردازد و هدف آن فراهم ساختن بستری مناسب جهت عرضه مقالات نوآورانه در این حوزه می باشد. زن در فرهنگ و هنر در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می ­نماید. همه مقالات ارسالی با استفاده از نرم افزار مشابهت یاب (همانندجو) بررسی می ­شوند تا از اصالت آن ها اطمینان حاصل شود و مقالاتی که کمتر از ده درصد تشابه دارند به داوری ارسال شده و توسط  داوران متخصص به دقت مورد ارزیابی قرار می ­گیرند. در این نشریه برای بررسی مقالات از روش داوری همتا (دوسو ناشناس) استفاده می ­شود.

 


ویژگی های اصلی نشریه: 
  • دوره انتشار: فصلنامه
  • ناشر: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
  • همکاری با انجمن: انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات 
  • روش داوری: دو سو ناشناس 
  • نوع دسترسی به متن مقالات: دسترسی آزاد
  • زمان بررسی اولیه: 3 تا 7 روز کاری 
  • استفاده از مشابهت یاب: بله (همانندجو)
  • صدور گواهی پذیرش و یا چاپ مقاله: فقط به صورت الکترونیکی 
  • هزینه بررسی اولیه و انتشار: دارد 

************************************************************************************************

تفاهم نامه همکاری مرکز مطالعات زنان و خانواده  با انجمن علمی مطالعات زنان

************************************************************************************************

 

لطفا از طریق ایمیل نشریه  مکاتبات خود را ارسال فرمائید، تا  در اسرع وقت  به شما پاسخ داده شود. 

با سپاس دفتر مجله زن در فرهنگ و هنر

 cws.ca.journal@gmail.com

 

مقاله پژوهشی هنر

« خوانش مفهوم «فرودست» در طراحی نقاب هوشمند «آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید»از بهناز فرهی

صفحه 165-189

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.361796.1939

فاطمه مرسلی توحیدی

چکیده گایاتری چاکراورتی اسپیواک، نظریه‌پرداز فمنیسم پسااستعماری، با وام گرفتن اصطلاح «فرودست» از سنت مطالعات مارکسیستی، این مفهوم انتقادی را در توصیف زنان، به مثابه دیگریِ فرودست و در حاشیه، در چهارچوب نظریه پسااستعماری تبیین کرد. «آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید»، عنوان پروژه نقاب‌های تعاملیِ هوشمند، طراحی شده توسط بهناز فرهی، معمار و طراح لباس هوشمندِ ایرانی‌الاصل است که اجرای آن با الهام از نقاب‌های زنان بندری جنوب ایران، صورت گرفته است. پروژه نقاب‌های چشمک زن با ایجاد زبان اختصاصی برای ارتباط، به سوژه فرودست امکان مقاومت در برابر هژمونی مردسالار می‌دهد و با هدف گسترش حوزه طراحی انتقادی بر پیکره فناوری‌های نوین و هوشمند، طراحی شده است.
پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی، بر آن است تا با اشاره به ظرفیت‌های گسترده پوشیدنی‌های تعاملی هوشمند در حوزه بیانگری و بسط مفاهیم انتقادی، به خوانش مفهوم فرهنگی سوبالترن و روابط در هم تنیده آن با مناسبات قدرت، بپردازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است، مقاومت، به مثابه همبسته دائمی نهاد قدرت، درنقاب هوشمند «آیا فرودست می تواند سخن بگوید» ازطریق توسعه زبان فردی و تولید کد مورس توسط هوش مصنوعی، به محدود کردن سلطه سوژه می‌انجامد؛ تا جایی که می‌توان این کنش سوژه‌زدا و مرکز‌گریز را در شکل امکان «اشکال ایجابی مقاومت» از سوی دیگری فرودست، تفسیر کرد.

مقاله پژوهشی هنر

بررسی عناصر و شاخصه‌های موثردر طراحی پوشاک ورزشی زنان ایرانی از المپیک 1996 تا 2020 با استفاده از نظریه کارکردگرایی

صفحه 191-212

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.375758.2044

فرشته بدرخانی، امیرحسین چیت سازیان، صدیقه نایفی

چکیده اهمیت لباس در اجرای فعالیت‌ها و برنامه‌های ورزشی بر کسی پوشیده نیست، در این مقاله کوشش شده‌است تا لباس‌های رسمی زنان در هفت دورة حضور مسابقات المپیک تابستانی پس از انقلاب اسلامی ایران بررسی شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای سعی در تحلیل لباس‌های زنان المپیکی ایران با استفاده از عکس‌های سایت‌های معتبر داخلی و خارجی داشته و باتوجه به نظریه کارکردگرایی در مورد تبیین ارتباط انسان با محیط خود به ارزیابی این لباس‌ها پرداخته‌است. داده‌ها که تعداد 62 تصویر لباس زنان المپیکی ایران بوده، به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند و تحلیل محتوا نیز از نوع کیفی است. پاسخ‌گویی به سؤالاتی در خصوص عوامل زمینه‌ای تأثیرگذار بر طراحی و تولید این نوع از پوشاک به لحاظ کارکردگرایی و همچنین شناسایی بُعد زیبایی‌شناختی از لحاظ رنگ و تزیینات البسه نیز از اهداف این پژوهش می‌باشند. نتایج نشان داد که عوامل فرهنگ، دین، نوع ورزش و شرایط جغرافیایی بر طراحی این لباس‌ها از لحاظ فنی و هنری تأثیرگذار بوده‌است و تغییرات شکل گرفته در طراحی این لباس‌ها به‌صورت تدریجی پدیدار شده است.. از دیگر یافته‌ها در این پژوهش وجود دید سطحی در بعد زیبایی‌شناسی و نبود نشانه‌های فرهنگی ایرانی_اسلامی در تزیینات لباس‌ها و فقدان انسجام در طراحی لباس‌ها است.

مقاله پژوهشی حقوق

تحلیل حقوقی هرزه نگاری در اینستاگرام با تأکید بر جنسیت

صفحه 213-234

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.382646.2088

الهام شریعتی، طلعت سادات کمالی، طلیعه سادات کمالی، الهه مرندی

چکیده امروزه فضای مجازی بستر جدیدی برای تسهیل بسیاری از امور است به گونه‌ای که حتی در مواردی استفاده از امکانات این فضا لامحاله شناخته می‌شود. همان‌گونه که زندگی اجتماعی تابع مقرراتی است، حضور در عرصه مجازی نیز حقوق و تکالیفی ایجاد می‌کند. زنان به عنوان بخشی از افراد جامعه، بنا به ضرورت کاربر و یا مخاطب داده‌های فضای سایبر قرار گرفته و گاهی به دلیل تهیه، تولید و انتشار محتوای خلاف عفت عمومی و مغایر با اخلاق حسنه نقش بزه‌کار و یا بزه‌دیده را بر دوش می‌کنند. این پژوهش با تحلیلی مبتنی بر جنسیت کوشیده است هرزه‌نگاری را در رسانه اجتماعی اینستاگرام بررسی نماید. یافته‌ها نشان می‌دهد محتوای هرزه‌نگاری ایرانی و فارسی به سهولت در اختیار کاربران این بستر قرار می‌گیرد. با تحلیل محتوای تصویری و متنی پست‌های منتشرشده و هم‌چنین اظهارنظر کاربران دریافته می‌شود که گاهی مخاطبان نسبت به محتواهای نادرست و خلاف عفت واکنش عرفی نظیر سرزنش و یا عدم تأیید را نشان می‌دهند اما به نظر می‌رسد چنان‌که باید و شاید برخورد قانونی و مجازات مرتکبین انعکاس کافی نداشته و بازدارندگی لازم را در این بستر ایجاد نکرده است لذا تدوین و یا تقویت ضمانت اجراهای قوی‌تری در جرم‌انگاری و اجرای مجازات در خصوص آن ضرورت دارد.

مقاله پژوهشی ارتباطات

بازاندیشی هویت در پرتو هدف معنوی؛ پدیدار شناسی تجربه زیسته دختران دانشجو از اردوهای جهادی

صفحه 235-258

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.383264.2091

سیده فاطمه نعمتی، حمید پارسانیا، یونس نوربخش

چکیده دو دهه از شروع اردوهای جهادی دانشجویی می گذرد و به مرور زمان اشتیاق برگزاری این اردوها با توجه به آمار افزایش یافته است. داوطلبانه بودن، عدم وجود امتیازات ویژه برای شرکت کنندگان، شرایط نامناسب مناطق محروم، تفاوت خدمات ارائه شده گروههای جهادی با آنچه دانشجویان در دانشگاه آموخته اند و اشتیاق دانشجویان به این تجربه، نشان می دهد که اردوهای جهادی به عنوان بستری مهم در ایجاد تجربه زیسته نیازمند مطالعات اجتماعی است. هدف این مقاله، مطالعه تجربه زیسته دختران دانشجویی است که در اردوهای جهادی شرکت کرده اند. با رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و نمونه در دسترس، با 21 دانشجوی شرکت کننده در اردوهای جهادی مصاحبه شد. مطابق نتایج، علاقه به تجربه بستری جدید، زندگی گروهی، ارتباط با مردم و فرهنگ متفاوت جزو مهمترین دلایل بود. در بخش دستاورها، تلفیق جمع بودگی و گسست از جمع، بازاندیشی هویت فردی و جمعی، انقطاع از جایگاه علمی، گسست تجربه انباشته و تجربه در لحظه، معنایابی جمع فراغت و اشتغال در زندگی معطوف به هدف معنوی، فهم از عرف منطقه ای و نزدیکی با بوم متفاوت و انقطاع از الگوهای مبتنی بر فاصله طبقاتی و بازیابی خود در شبکه جدید مقولات اصلی محسوب می شود. همچنین اکثر مصاحبه شوندگان تغییر الگوی هویتی و ایجاد زمینه جدیدی از کشف خود در اردوهای جهادی با محوریت هدف معنوی را مهمترین نتیجه این تجربه عنوان کردند.

مقاله پژوهشی هنر

مؤلفه‌های فمینیسم در فیلم‌های برگزیدۀ جشنواره‌های بین‌المللی سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی

صفحه 259-281

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.385321.2103

سید جواد ظفرمند، - فاطمه متصدعی

چکیده این پژوهش به تبیین مؤلفه‌های فمینیسم در فیلم‌های سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی برگزیده در جشنواره‌های بین‌المللی می‌پردازد. هدف، بررسی تطبیقی تحول این مؤلفه‌ها طی سه دهه (۱۳۷۰-۱۳۹۰) و شناخت تحولات رویکردهای سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی به مسائل جنسیتی است. باوجود حضور برجستۀ زنان در سینمای پس از انقلاب ایران، مطالعات نظام‌مند دربارۀ تجلی گفتمان فمینیسم در آثارشان، به‌ویژه آثاری که در جشنواره‌های بین‌المللی به نمایندگی از سینمای زنان ایران حضور داشته‌اند، انجام نشده است. این پژوهش با تمرکز بر شکاف موجود، به بررسی سیر تحول مؤلفه‌های فمینیستی در سه نسل فیلم‌سازان زن و تعامل آن با شرایط اجتماعی ایران می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که بنی‌اعتماد (دهه ۷۰) با فمینیسم رادیکال و موج دوم هم‌راستاست. میلانی (دهه ۸۰) به فمینیسم رادیکال، لیبرال و سوسیالیستی گرایش دارد، اما گرایش به فمینیسم رادیکال و موج دوم، در آثار او نیز، غالب است. پناهنده (دهه ۹۰) ضمن تأکید بر فمینیسم رادیکال و موج دوم فمینیسم، به فمینیسم لیبرال و موج اول فمینیسم رجعت می‌کند. از منظر کمّی، داده‌ها تأیید می‌کنند که بیش از ۹۰٪ مضامین در کل آثار منتخب، متعلق به موج‌های اول و دوم هستند و مؤلفه‌های موج سوم سهمی نزدیک به صفر دارند. بدین ترتیب، نتایج پژوهش بیانگر ایستایی گفتمانی در سینمای زنان ایران، و نشان‌دهندة آن است که این سینما علی‌رغم ظرفیت‌های انتقادی، در یک چرخۀ تکراریِ مطالبات حل‌نشده، گرفتار آمده است.

مقاله پژوهشی ادبیات

پدیدارشناسی غربت در داستان‌های گلی ترقی ( موارد مطالعه : اتفاق، دو دنیا و خاطره‌‌‌‌های پراکنده)

صفحه 283-299

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.386414.2119

علی افضلی، زهره نورائی نیا

چکیده این تحقیق با هدف تبیین مفهوم غربت در داستان‌هایی از گلی ترقی و به روش کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی انجام گردیده است؛ پدیدارشناسی روشی تجربه‌مند است که می‌تواند وجوه ادراکی ما را درباره یک کلی یا عین حاضر کرده و ما را به ادراکی فرارونده از آن برساند. در باور پدیدارشناسان شناخت اینهمانی اشیاء از طریق سطوح تجربی گوناگون مستقیم، غیرمستقیم ، تاریخی و پیشنگرانه تحقق می‌یابد. براین‌اساس ضرورت مفهوم‌شناسی غربت به‌مثابه خصیصه‌ای انسانی در داستان‌های ترقی مدنظر قرارگرفته است. غربت در داستان‌های ترقی فرایندی تجربی-تاریخی و جهان‌زیستی است که توسط افراد گوناگون و در اشکال متفاوت تجربه می‌شود. این پژوهش کوشیده تا از منظری پدیدارشناسانه به بازخوانی داستان‌های اتفاق، دو دنیا و خاطره‌‌‌‌های پراکنده با محوریت موضوعی غربت بپردازد. یافته‌‌‌‌های تحقیق نشان می‌دهد که تجارب غربت در آثار ترقی در نماهای گوناگونی چون: ابهام آینده، عدم تجانس ‌فرهنگی و زبانی، انزوا، گریز، تقابل، دیگری‌بودگی و عدم صمیمیت با محیط جلوه‌گر می‌شود. نتایج پژوهش معلوم می‌دارد نماهای گوناگون غربت در داستان‌های ترقی حاصل تجارب ادراکی متفاوت اشخاص داستان‌های او از این مفهوم و برآیند چهار سطح تجربی مختلف است که در نهایت تصویری کلی از اینهمانی غربت را نزد ترقی و در معنایی وسیع‌تر در دیدگاه انسان مهاجر ترسیم می‌کند.

مقاله پژوهشی ادبیات

بازنمایی تصویر زنان در ادبیات طنز محمد عفیفی (مطالعه موردی کتاب «للکبار فقط»)

صفحه 301-316

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.386516.2109

فاطمه فهیمی، حسن دادخواه تهرانی

چکیده در جوامع مختلف جایگاه و نقش زنان در اجتماع همواره یکی از مهم‌ترین موضوعات موردمطالعه در حوزه ادبیات بوده است که در شکل‌گیری فرهنگ، اقتصاد، سیاست و تحولات اجتماعی تاثیر بسزایی داشته است. در طول تاریخ، زنان نقش‌های متعددی در خانواده، آموزش، اقتصاد و سیاست ایفا کرده‌اند و امروزه نیز حضور فعال و مؤثر آنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، نشان‌دهنده اهمیت توجه به حقوق، فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی زنان است. پژوهش حاضر باهدف شناخت و ارزیابی جایگاه زنان در جامعه مصری و چگونگی ترسیم این جایگاه در ادبیات طنز محمد عفیفی و با تکیه بر کتاب «للکبار فقط» صورت می‌پذیرد. درواقع پژوهش سعی بر آن دارد تا دریابد عفیفی چه تصویری را از زنان جامعه مصری به نمایش گذاشته است. نویسنده در این اثرخود به‌جای نقد گفتمان مردسالاری، آن را بازتولید می‌کند و تصویر زنان را در چارچوب‌های کلیشه‌ای محدود نگه می‌دارد. این مسئله نشان‌دهنده تأثیر گفتمان‌های مسلط اجتماعی بر قلم نویسنده است. بررسی این امر می‌تواند به درک عمیق‌تری از نحوه بازنمایی زنان در آثار محمد عفیفی کمک کند و جایگاه او را در میان نویسندگان و منتقدان اجتماعی مصر مشخص نماید. چنین تحلیلی می‌تواند زمینه‌ساز بررسی دقیق‌تر نقش ادبیات طنز در بازتولید یا نقد گفتمان های جنسیتی در جوامع عربی باشد.

مقاله پژوهشی هنر

تکوین الگوی حکمرانی مشارکتی زنان در شکل‌دهی به معماری فرهنگی شهر: مطالعه موردی شهرهای استان مازندران

صفحه 317-338

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.407303.2237

مجید احمد پور

چکیده این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای مشارکت زنان در حکمرانی شهری و نقش آن در شکل‌دهی به معماری فرهنگی شهر، با تمرکز بر شهرهای استان مازندران انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی موضوع و خلأ مطالعات تجربی در این حوزه، پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و نظریه داده‌بنیاد با گرایش گلیزری و مبتنی بر داده‌های میدانی بهره گرفته است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، مشاهده مشارکتی و بررسی اسناد مرتبط گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۲ زن فعال فرهنگی و اجتماعی و ۸ مدیر و کارشناس حوزه شهرسازی و معماری بودند که با استفاده از نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها به‌صورت همزمان با گردآوری داده‌ها و از طریق فرایند کدگذاری داده‌بنیاد (شامل استخراج مفاهیم اولیه، مقایسه مستمر و شکل‌گیری مقوله‌های تحلیلی) انجام گرفت. نتایج نشان می‌دهد مشارکت زنان در حکمرانی شهری از طریق تقویت شبکه‌های اجتماعی محلی، بازنمایی ارزش‌ها و هویت فرهنگی، افزایش حس تعلق اجتماعی و اثرگذاری غیررسمی در فرآیندهای تصمیم‌گیری شهری، در شکل‌دهی به معماری فرهنگی شهر نقش معناداری ایفا می‌کند. بر اساس مقوله‌های استخراج‌شده، چارچوبی تحلیلی برای فهم پیوند میان حکمرانی مشارکتی زنان و معماری فرهنگی شهر ارائه شده است که می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری با رویکرد عدالت‌محور و مشارکتی در حوزه معماری و شهرسازی قرار گیرد

مقاله پژوهشی روانشناسی

بازسازی اعتماد زوجین: مطالعه موردی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آبان 1403

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.379124.2059

زهرا امان اللهی، زهرا گیتی پسند، فهیمه فداکار داورانی، میترا مرادی

چکیده خـانواده نظـام عاطفی پیچیده ایست که وجـه تمـایز آن بـا سـایر نظـام های اجتماعی در وفاداری، عاطفه و دائمـی بـودن عضـویت در آن اسـت. اعتماد در رابطه‌ی زناشویی از جمله عوامل موثر در ثبات، امنیت و آرامش اعضای خانواده و زوجین است. خیانت زناشویی زیان آورترین عاملی است که موجب آسیب شدید رابطه زناشویی و در بسیاری موارد منجر به طلاق زوجین می‌گردد، به اعتماد زوجین خدشه وارد کرده و فرزندان آنها را نیز دچار مشکل می‌کند. هدف پژوهش حاضر بررسی بازسازی اعتماد زوجین درگیر خیانت زناشویی است. روش پژوهش مطالعـه مـوردی با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، در یک زوج درگیر خیانت انجام گرفت که به صورت هدفمند انتخاب شدند. زوجین به مدت 14 جلسه، هر جلسه یک و نیم ساعت مورد بررسی و درمان قرار گرفتند. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نظریه زمینه ای انجام شد. یافته ها نشان داد فقدان ارتباط مطلوب و ضعف رابطه عاطفی زوجین، ارزش‌ها و باورهای فردی، روابط نامناسب محیط کار، استفاده نادرست از شبکه های مجازی، تجارب نامطلوب خانواده مبداء از جمله عواملی است که در بروز خیانت مؤثر است. نتایج بیانگرکارایی بهبود تعاملات و رابطه عاطفی زوجین، تنظیم روابط با خانواده گسترده، تقویت مفهوم خانواده ما، و بهبود ارتباط با خدا در تقویت ازدواج و بازسازی اعتماد در طول درمان خیانت است.

مقاله پژوهشی هنر

واکاوی نقش‌مایۀ زن در قالی‌های تصویری دورۀ قاجار از منظر اروین پانوفسکی (1892-1968م.) (مطالعه موردی: سه قالیچه با نقش نیم‌تنۀ زن)

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 06 اردیبهشت 1404

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.376308.2034

الهه پنجه باشی، شقایق گدازگر

چکیده قالی‌های تصویری که حاصل پیوند سنت با تجدد هستند، در زمان حکومت قاجار به اوج تولید رسیدند. این قالی‌ها مضامین متنوعی مانند تصویر پادشاهان، آثار باستانی ایران، داستان‌های ادبی، مضامین دینی و تصویر حیوانات را دربرمی‌گرفتند. همچنین نمونه‌های متفاوتی از قالی‌های تصویری خلق شد که در آن‌ها تصویر زنان جایگزین نقش‌ونگارهای سنتی و مرسوم شد. هدف پژوهش حاضر، شناخت یکی از طرح‌های نادر قالی دستباف دورۀ قاجار با نقش نیم‌تنۀ زن و کشف علت خلق و لایه‌های معنایی مستتر آن، براساس رویکرد شمایل‌نگاری از منظر پانوفسکی است. سؤال پژوهش حاضر این است که علل پیدایش تصویر زن در قالیچه‌های تصویری دورۀ قاجار چیست و این تصاویر بر چه معنای نهفته‌ای دلالت دارند. پژوهش پیش‌رو از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای صورت پذیرفته و تعداد نمونه‌های مورد مطالعه، سه قالیچۀ منقوش به نیم‌تنۀ زن است. در پیدایش تصویر زن بر قالیچه‌های تصویری زمان قاجار عوامل متعددی مانند هم‌زمانی خلق این قالیچه‌ها با دورۀ قاجار، گسترش روابط با اروپا، رواج چاپ سنگی، ورود عکس و کارت‌پستال‌ها به ایران، نقاشی طبیعت‌گرایانه، اندیشۀ انسان‌مدارانه، تغییر در سبک پوشش، روابط و جایگاه سیاسی-اجتماعی زنان و کثرت تصاویر زنان در آثار هنری دورۀ قاجار مؤثر بوده‌اند. همگامی هنرمندان با جنبش‌های آن زمان نشان‌دهندۀ هم‌آهنگی آشکار تصویر این قالیچه‌ها با تحولات فراوان حاکم بر این عصر است. قالی‌بافان قاجاری متأثر از شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمانۀ خود و نامطلع از خاورگرایی غربی‌ها، جریانات و تحولات جامعه را در قالیچه‌ها بازتاب می‌دهند.

مقاله پژوهشی فرهنگی

مطالعه انتقادی وضعیت موجود حجاب استایل های ایرانی در اینستاگرام

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 آبان 1404

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.392331.2144

مریم فتحی اصل، سید محمد حسین هاشمیان، حسین مهربانی فر

چکیده تحولات جدید عصر مدرنیته و رسانه‌ای شدن انسان مدرن در نسبت با پیوند دین داری و مد منجر به کنشگری به نام حجاب استایل شده است حجاب استایل یک پدیده جهانی است و مختص ایران نمی‌باشد اما از آنجا که حجاب به عنوان یک ارزش در جامعه ایران تلقی می‌شود این پدیده در ایران اهمیت بیشتری یافته و با توجه به تعاریف متعدد این پدیده نوظهور، پژوهش حاضر در راستای فهم این پدیده به گفتگو با کارشناسان حوزه عفاف و حجاب، مد و لباس آشنا با شبکه‌های اجتماعی پرداخته و با کدگذاری گفته‌های کارشناسان با روش داده بنیاد چیستی پدیده شامل صورت بندی تعاریف، خاستگاه پدیده، ویژگی‌ها و انواع دنبال کنندگان استخراج شد؛ در ادامه با تحلیل داده‌ها عوامل گسترش در سه دسته « رفتاری»، « معرفتی و شناختی»، « ساختاری» ارائه شد و یافته‌ها حاکی از آن است که شکل گیری پدیده و راهبردهای مواجهه با آن در بستر «اقتضائات تمدن مدرن» و «رسانه‌ای شدن» می باشد که در آن عوامل «مدیریتی» و «ساختاری» تاثیر گذار هستند و به ترتیب این عوامل شرایط زمینه‌ای و شرایط مداخله گر نام گذاری شده که باعث شکل گیری راهبردها در بعد «دینی»، «اقتصادی»، «تبلیغی و رسانه‌ای»، «فرهنگی و اجتماعی» و «آموزشی» شده‌اند. با بررسی وضعیت موجود، جامعه ایرانی با پیامدهای «دینی»، «روانی و اخلاقی»، «فکری و فرهنگی» و «اجتماعی» مواجه است. در نهایت بعد از ترسیم مدل مبنی بر وضعیت موجود راهبردهای مواجهه جهت دستیابی به وضعیت مطلوب احصا و در پنج بعد «اقتصادی»، «اجتماعی»، «قانونی»، «رسانه‌ای» و «فرهنگی» ارائه شده است.

مقاله پژوهشی تاریخی

بازنمایی وضعیت زنان ایرانی در سفرنامه‌های غربی و تأثیر آن بر امنیت و حضور اجتماعی آنان در فضاهای عمومی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 آذر 1404

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.397688.2169

محسن پرویش

چکیده سفرنامه‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی و فرهنگی، نقشی کلیدی در شکل‌دهی به تصورات یک ملت از ملتی دیگر دارند.این مساله در میان سفرنامه های غربی بیشتر دیده می شود. سفرنامه‌های غربی دربارۀ ایران به‌ویژه در قرون اخیر تصویری خاص و غالباً کلیشه‌ای از زنان ایرانی ارائه داده‌اند که این بازنمایی‌ها صرفاً در متون باقی نمانده و تأثیرات عمیقی بر واقعیت زیسته، امنیت و چگونگی حضور اجتماعی زنان ایرانی در فضاهای عمومی گذاشته است. این مقاله به تحلیل انتقادی بازنمایی وضعیت زنان ایرانی در سفرنامه‌های غربی می‌پردازد و نشان می‌دهد این متون فراتر از اسناد تاریخی، ابزارهایی برای شکل‌دهی به یک دیگری شرقی بوده‌اند. پژوهش حاضر با اتکا بر چارچوب نظری شرق‌شناسی ادوارد سعید و مفهوم نگاه خیرۀ مالوی نشان می‌دهد چگونه تصویر کلیشه‌ای زن ایرانی به‌عنوان موجودی منزوی و محصور در فضای خصوصی در این سفرنامه‌ها ساخته و تثبیت شده است. این مقاله با فراتررفتن از تحلیل متنی صرف، پیامدهای ملموس این بازنمایی‌ها را بر واقعیت زیستۀ زنان ایرانی بررسی می‌کند. مطابق نتایج، این تصویرسازی‌ها نه‌تنها تصورات مخاطبان غربی را شکل داده، بلکه با نفوذ در گفتمان‌های داخلی بر امنیت روانی و فیزیکی زنان و همچنین کیفیت و چگونگی حضور اجتماعی آنان در فضاهای عمومی تأثیرات عمیق و ماندگاری بر جای گذاشته است.

مقاله پژوهشی تاریخی

ضرورت آگاهی زنان به علم‌آموزی و بهداشت از نگاه روزنامه شکوفه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 بهمن 1404

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.385461.2104

سید جواد موسوی دالینی، هاجر قوقی

چکیده آگاهی از وضع نسوان در دوره قاجاریه مستلزم توجه به نشریات آن عصر است؛ در واقع زنان به عنوان رکن مهم خانواده و جامعه مورد تحقیق قرار می‌گیرند. روزنامه‌ی شکوفه با توجه به نگاه نسبتا دقیقی که در عرصه‌ی وضع بهداشت، چه برای خانواده و چه برای مدارس داشت و همچنین اشاره‌های متعدد به لزوم علم‌آموزی زنان، دارای اهمیتی برجسته برای شناخت نقش و جایگاه زن و آگاهی از شرایط عمومی در زمان مورد نشر محسوب می‌شود. این پژوهش درپاسخ به این مسأله است که ضرورت تعلیم وآگاهی‌بخشی زنان را نسبت به اهمیت علم‌آموزی و بهداشت از نگاه روزنامه شکوفه مورد بررسی قرار دهد. یافته تحقیق حاکی از این است که روزنامه شکوفه نماینده تفکری بود که سعی داشت دیدگاه سنتی نسبت به علم‌آموزی زنان را منسوخ کرده و در این برهه زمانی، شناساندن مدل‌های زیستی زنان کشورهای غربی و اهمیت دادن به شخصیت زن، سبب گردید، تا افق‌های نوینی برای آگاهی زنان ایرانی در عرصه‌های علم‌آموزی و بهداشت بگشاید.
با توجه به اینکه بحث بهداشت برای مدارس پیش زمینه و امری لازم و ملزوم در کنار عوامل دیگر برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب علم آموزی و به تبع آن رشد کشور است، بر اساس نگاه این روزنامه به ابعاد مختلف این موضوع توجه شده است. این پژوهش با روش کتابخانه‌ای و شیوه‌ی توصیفی-تحلیلی به تحقیق پرداخته و ارزش وجودی زن در خانه و اجتماع را مشخص می‌کند.

مقاله پژوهشی ارتباطات

واکاوی تحلیلی تأمین اجتماعی در برنامه هفتم توسعه: تبیین نقاط قوت، ضعف و موانع تحقق (با تاکید بر حوزه زنان)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 بهمن 1404

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.406986.2236

زهرا جان نثاری، فاطمه سادات صفوی، حسین حاج محمدی

چکیده این پژوهش به واکاوی تحلیلی بند پنجم سیاست‌های کلی برنامه هفتم توسعه در حوزه تأمین اجتماعی، با تأکید ویژه بر وضعیت زنان می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین ظرفیت‌ها، کاستی‌ها و موانع تحقق این سیاست در راستای تحقق عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری‌های جنسیتی است. مطالعه حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و از نوع مطالعات اسنادی انجام شده و داده‌های آن از طریق بررسی منابع اولیه و ثانویه گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد مهم‌ترین قوت این بند، انطباق آن با الگوهای جهانی از طریق تأکید بر «نظام چندلایه» و «جامعیت» است که امکان پوشش گروه‌های مختلف زنان را فراهم می‌سازد. با این حال، ضعف اصلی در عدم شفافیت سازوکارهای اجرایی و منابع مالی پایدار نهفته است. دو چالش عمده نیز شناسایی شد: ۱) چالش‌های کلان مانند پیری سریع جمعیت و فشار بر صندوق‌های بیمه‌ای، و ۲) چالش‌های ساختاری مانند موازی‌کاری نهادها و حکمرانی ناکارآمد. در حوزه زنان، این بند نتوانسته به نیازهای خاصی چون اشتغال ناپایدار، بار مسئولیت مراقبت و آسیب‌پذیری در سالمندی پاسخ گوید. در نتیجه، اگرچه این بند از پشتوانه نظری قدرتمندی برخوردار است، تحقق آن مستلزم تدوین برنامه‌ای عملیاتی برای اصلاح ساختار حکمرانی، پایدارسازی منابع مالی و اتخاذ راهبردهایی جهت مقابله با چالش جمعیتی با درنظرگیری عدالت جنسیتی است.

مقاله پژوهشی ارتباطات

نذر به مثابه کنش آیینی چندلایه در زندگی زنان: مطالعه مردم‌نگارانه در شهر یزد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.400087.2182

فریبا صدیقی، زینب بافکار، آتنا السادات زرگرچی، سید متین پارسائیان، مهتا باغشاهی، مبینا شاطرزاده

چکیده نذر به‌عنوان یکی از آیین‌های دینی رایج، واجد کارکردهای متنوعی در بسترهای فرهنگی و اجتماعی مختلف است. این پژوهش با هدف فهم معنای نذر از منظر زنان در شهر یزد و بررسی اهداف و سطوح مختلف این کنش آیینی انجام شده است. رویکرد نظری پژوهش بر مبنای مفاهیم هدیه مارسل موس، دارم اجتماعی ویکتور ترنر، سایبان مقدس پیتر برگر، حافظه فرهنگی یان آسمن و تطهیر مری داگلاس شکل گرفته و روش پژوهش، مردم‌نگاری کیفی مبتنی بر حضور میدانی، مشاهده و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با زنان نذرکننده در شهر یزد بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نذر برای زنان یزدی صرفاً یک کنش مذهبی نیست، بلکه به‌مثابه کنشی چندلایه عمل می‌کند که واجد معانی روانی، اجتماعی، فرهنگی و دینی است. از منظر مشارکت‌کنندگان، نذر مفاهیمی چون «پل ارتباطی با امر قدسی»، «تکیه‌گاه»، «کنش مشروط» و «حافظه آیینی» را در بر می‌گیرد. نذر همچنین در چارچوب نوعی اقتصاد اخلاقی آیینی معنا می‌یابد که در آن دعا و نذر برای دیگری به‌عنوان شرطی برای خیر و آرامش فرد تلقی می‌شود. اهداف نذر در تجربه زنان در سه سطح قابل تحلیل است: سطح خرد (فردی) شامل خواسته‌هایی چون موفقیت در تحصیل یا اشتغال؛ سطح میانه (خانوادگی) در پیوند با سلامت خانواده و حفظ پیوندهای نسلی؛ و سطح کلان (فرهنگی‌ـ‌دینی) مرتبط با بازیابی هویت دینی و مشارکت در رفع فقر فرهنگی از طریق نذورات آگاهی‌بخش. در مجموع، نذر در تجربه زیسته زنان یزدی، سازوکاری برای معنا دادن به زندگی، بازسازی کرامت شخصی، و مواجهه با عدم قطعیت زندگی روزمره است.

مقاله پژوهشی ادبیات

اخلاق، جنسیت و روایت تاریخی در کوروش‌نامۀ افسرالملوک عاملی: تأملی در امکان‌ها و محدودیت‌های سوژگی زنانه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 تیر 1405

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.413401.2269

نرگس اسکویی

چکیده منظومۀ حماسی کوروش‌نامه سرودۀ افسرالملوک عاملی از نمونه‌های کم‌شمار حماسه‌سرایی زنان در ادبیات فارسی معاصر است که تاریخ هخامنشی را در قالب روایتی اخلاق‌محور، دینی و باستان‌گرا بازپردازی می‌کند و از این حیث در تقاطع ادبیات، تاریخ‌نگاری و بازنمایی جنسیت قرار می‌گیرد. مسئلۀ اصلی این پژوهش آن است که شاعری زن، در مواجهه با ژانری مردمحور و تاریخی شاهانه، چگونه امکان مداخله در روایت گذشته را می‌یابد و تا چه اندازه می‌تواند در بازسازی معنای تاریخ نقشی فعال ایفا کند. مقاله با تکیه بر مفهوم «جنسیت به‌مثابه مقولۀ تحلیلی» در نظریۀ جوان اسکات و مفهوم «اقتدار روایی زنان» در آرای سوزان لنزر، نشان می‌دهد که اخلاق‌محوری کوروش‌نامه را نمی‌توان به‌تنهایی نشانۀ زنانه بودن متن دانست؛ زیرا این ویژگی با گفتمان‌های دیگری چون باستان‌گرایی پهلوی، اخلاق دینی، سنت تعلیمی فارسی و الگوهای رایج روایت‌پردازی تاریخی نیز پیوند دارد. بااین‌حال، بررسی شیوۀ توزیع مکث‌های روایی، کاهش توصیف خشونت، حضور داورانۀ روایتگر، بازتعریف مشروعیت سیاسی، و حذف یا محدودسازی صداهای زنانه نشان می‌دهد که عاملی درون همین گفتمان‌های مسلط، امکان نوعی مداخلۀ روایی محدود، مذاکره‌گر و متناقض را پدید می‌آورد؛ مداخله‌ای که می‌توان آن را در نسبت با موقعیت جنسیتی مؤلف نیز تحلیل کرد. در نتیجه، کوروش‌نامه نه روایتی زنانه به معنای ذاتی و ثابت کلمه، بلکه متنی است که امکان‌ها و محدودیت‌های سوژگی زنانه را در ژانر تاریخی ـ حماسی آشکار می‌سازد

مقاله پژوهشی هنر

سلیقه و سبک در طراحی مدِ لباس حلال، بازنمایی هویت در بستر سرمایه فرهنگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 تیر 1405

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.409205.2245

ربابه غزالی

چکیده این پژوهش به بررسی رابطه میان سلیقه و سبک در طراحی لباس با تأکید بر مد حلال می‌پردازد و می‌کوشد نسبت میان زیبایی‌شناسی فردی و هویت فرهنگی را تبیین کند. در این چارچوب، سلیقه به‌مثابه تجلی ترجیحات شخصی و تجربه زیباشناختی فرد تعریف می‌شود، در حالی‌که سبک به‌عنوان ساختاری فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در نظر گرفته می‌شود که الگوهای کلان طراحی را سامان می‌دهد. مد حلال، برخاسته از مفاهیم اسلامیِ حیا، عفت و مسئولیت اخلاقی، صرفاً مجموعه‌ای از محدودیت‌های پوششی نیست، بلکه نظامی معنایی و زیباشناختی است که در پی ایجاد تعادل میان پوشیدگی، آراستگی، هویت‌مندی و خلاقیت قرار دارد.
با اتکا به رویکرد انسان‌شناختی و بهره‌گیری از نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، این پژوهش نشان می‌دهد که مد حلال طی دو دهه اخیر از جریانی حاشیه‌ای به یکی از میدان‌های تأثیرگذار فرهنگی و اقتصادی بدل شده است. در این روند، مد حلال نه‌تنها به بازتعریف پوشش اسلامی انجامیده، بلکه به ابزاری برای هویت‌یابی، تمایز اجتماعی و بازنمایی نمادین ارزش‌های دینی در قالب سبک پوشش تبدیل شده است. با وجود این اهمیت، ادبیات پژوهشی موجود همچنان با خلأ نظری قابل‌توجهی مواجه است؛ به‌ویژه فقدان چارچوبی منسجم که بتواند رابطه‌ی میان سلیقه فردی، سبک طراحی و اصول زیباشناختی–اخلاقی اسلام را به‌صورت نظام‌مند تبیین کند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه تحلیلی میان‌رشته‌ای مبتنی بر طراحی لباس و انسان‌شناسی، منطبق با آموزه‌های اسلامی، به‌منظور روشن‌ساختن این روابط مفهومی است.

جغرافیا

بررسی ازدواج مردان مهاجر افغانی با دختران ایرانی و آثار و پیامدهای اجتماعی آن بر کشور بر مبنای جغرافیای جرم و آسیب های اجتماعی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 343-358

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58299

کیومرث یزدان پناه درو

چکیده در دوران اقامت طولانی مهاجران افغانی در ایران، حدود 30 هزار نفر از زنان ایرانی با مردان افغانی ازدواج کردند. ازدواج زنان ایرانی با افغان‌ها نگران‌کننده است؛ به‌ویژه که 98‌درصد از این ازدواج‌ها با شکست همراه‌اند. غیرقانونی‌بودن ازدواج با اتباع غیرمجاز، مشکلات شناسنامه‌ای، تحصیلی، بهداشتی و اسکان فرزندان آنان را در پی دارد و زنان را دچار سردرگمی و آوارگی می‌کند. با توجه به اینکه اکثر افرادی که تن به چنین ازدواج‌هایی می‌دهند از طبقۀ ضعیف‌اند، ضروری ا‌ست با برنامه‌ریزی‌های منطقی آنان را با عواقب دردسرساز بعدی آشنا کنیم. برخی از این زنان و دختران، که عمدتاً از طبقات پایین اجتماع هستند، بر اثر فریب و شیادی اتباع افغانی یا فروش از سوی پدرانشان، به ازدواج مردان افغانی درمی‌آیند. بسیاری از این ازدواج‌ها نا‌موفق است و اغلب از همان بدو ازدواج با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند. اولین مشکلی که با ازدواج هر زن ایرانی با مرد افغانی رخ می‌نماید، از دست دادن تابعیت ایرانی این بانوان است. بسیاری از این زنان مدتی پس از ازدواج با افغانی‌ها در آن‌سوی مرزها رها می‌شوند یا شوهران آن‌ها پس از مدتی باز‌می‌گردند و آن‌ها و فرزندانشان را با مشکلات عدیدۀ روحی و روانی و اقتصادی و اجتماعی به حال خود می‌گذارند.

آسیب های اجتماعی و فرهنگی دانشجویان دانشگاه ها (با تأکید بر دختران دانشجو)

دوره 4، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 25-45

https://doi.org/10.22059/jwica.2012.28511

طیبه فردوسی، مهدی آقاپور

چکیده آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی دختران نظیر رفتارهای ناهنجار، فراغت غیر مفید، سردرگمی هویتی، استعمال مواد مخدر، جرایم جنسی، بی‌تفاوتی یا پرخاشگری سیاسی و... در بین بخشی از دانشجویان به-طور نسبی وجود دارد که عمدتاً ناشی از علل و عوامل خارج از دانشگاه است. مطالعات در این زمینه به‌ویژه در بخش دختران دانشجو اندک، موضوعات غیر کاربردی و نتایج آن‌ها مبهم است و ارتباطی با راهبردهای فرهنگی ندارند. اندک بودن مطالعات برای شناخت هدفمند آسیب‌های اجتماعی بیانگر لزوم تصویب سیاست‌ها و برنامه‌های لازم برای مطالعه، پیشگیری و کاهش این آسیب‌ها در دانشگاه‌ها است. هدف از این مطالعه، بررسی آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی در بین دانشجویان دانشگاه‌ها با تأکید بر دانشجویان دختر می‌باشد که با روش اسنادی و فراتحلیل مطالعات انجام یافته است. با لیست‌برداری، غربالگری و اعتبارسنجی مطالعات موجود، 16 مطالعه و سند علمی مجزا شده و مشخصات و نتایج آنها فراتحلیل شد. یافته حاکی از آن است که مطالعه و شناخت آسیب‌های اجتماعی دختران دانشجو، بازنگری در راهبردها و نظارت بر اجرای آن‌ها، تربیت نیروی انسانی آموزش دیده، تشکیلات فرهنگی مناسب، استفاده از اطلاعات کمیته‌های علمی و آموزشی و مراکز مشاورة دانشجویی، بکارگیری شیوه‌های فرهنگی کارآمد، استفاده از نیرو‌های مددکار همگی زمینة تحقق راهبردهای فرهنگی را افزایش داده و کاهش آسیب‌های اجتماعی در بین دانشجویان را امکان‌پذیر می‌سازد. آسیب‌های اجتماعی دختران دانشجو با آسیب‌های روانی آنان ارتباط داشته و سیاست‌ها و برنامه‌های فرهنگی مناسب برای آن‌ها باید تنظیم و اجرا گردد.

نفقه و نیازهای درمانی زوجه

دوره 7، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 405-419

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58303

محمد حسن صادقی مقدم، امین امیرحسینی

چکیده در‌باب مصادیق نفقۀ زوجه، در برخی موارد میان فقها اختلاف‌نظر وجود دارد. بنابراین، برای نمونه در زمینۀ هزینه‌های درمان، درصورتی‌که میزان آن بسیار درخور ‌توجه باشد، میان فقها اختلاف‌نظر است و نظر فقها در پاسخ به این سؤال که آیا هزینه‌های درمان زوجه جزء نفقه است یا نه و درصورتی‌که زوجه خود متمکن باشد، آیا بازهم امکان مطالبۀ هزینه‌ها را تحت نفقه دارد؟ آرای مختلفی از سوی فقها مطرح است. محاکم در این زمینه رویۀ واحدی ندارند. بنابراین، به نظر می‌رسد که پرداخت هزینه‌های دارو و درمان نیز بر‌عهدۀ مرد است، زیرا دلایل این امر نظیر ضرورت معاشرت به معروف، اهمیت بیشتر هزینه‌های درمان از مواردی نظیر مسکن و پوشاک، وجوب نفقۀ درمان به قرینه، وجوب نفقۀ زوجه در دوران بیماری را روشن می‌کند. بنابراین، در صورت استنکاف، اعسار و عجز شوهر، زن می‌تواند بر‌اساس مادۀ 1130 قانون مدنی و در صورت اثبات عسر و حرج بر‌اساس مادۀ 1130 قانون مدنی از دادگاه تقاضای طلاق کند؛ اما اگر زوجه خود توانایی پرداخت هزینه‌ها را دارد، به نظر می‌رسد امکان طرح دعوای طلاق از سوی وی را به دلیل عدم تحقق شرایط عسر و حرج باید غیرممکن دانست.

بررسی وضعیت زنان در برنامه‏ های توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی پس از انقلاب

دوره 6، شماره 1، بهار 1393، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.51664

فرشاد مومنی، سمیه ارضرومچیلر، عطیه هنردوست

چکیده دستیابی به توسعه و بهبود کیفیت زندگی از آرمان‏هایی است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول کرده است. یکی از مقولات بسیار مهم در امر توسعه، که مدت‏ها مورد غفلت نظریه‌پردازان و سیاستگذاران قرار گرفته بود، موضوع زنان است. از‌این‌رو، در این پژوهش، هدفْ بررسی وضعیت و موقعیت زنان در برنامه‏های توسعه پس از انقلاب است. روش استفاده‌شده، توصیفی‌ـ تحلیلی است و تحلیل یافته‏ها بر‌اساس الگوی نظری نهادگرایی، با تأکید ویژه بر دیدگاه‌های آمارتیا سن، انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‏دهد، عمق اختلاف و تفاوت برنامة اول و دوم توسعه با نظریه‌های سن بسیار زیاد است و مهم‏ترین عامل مؤثر در این تفاوت، رشدمحور‌بودن این برنامه‏هاست. با توجه به رویکرد غالب در برنامة سوم، یعنی توانمندسازی زنان، با تأکید بر فراهم‌کردن زمینه‌های لازم برای افزایش مشارکت زنان، حرکتی همسو با دیدگاه سن صورت گرفته و توجه به آموزش، بهداشت، اشتغال، مشارکت سیاسی، و‌... به‌منزلۀ روش‏هایی برای افزایش توانمندی‏های زنان در نظر گرفته شده‏اند. روح حاکم بر برنامة چهارم توسعه، ایدة جنسیت، و توسعه و ارتقای سطح کیفیت زندگی افراد، از طریق تحول اساسی در متغیرهای اقتصادی، آموزشی، و بهداشتی مورد توجه قرار گرفته است. مروری بر شاخص‏های توسعة انسانی، توسعة جنسیتی، و توانمندسازی زنان نشان می‏دهد که طی اجرای برنامه‏های اول تا چهارم، وضعیت زنان از لحاظ بهداشت و آموزش بهبود نسبی پیدا کرده است.

جایگاه ایران در میان کشورهای منطقة خاورمیانه و آسیای مرکزی در افق سال 2015 براساس شاخص‏های توانمندسازی زنان

دوره 5، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 345-372

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.36484

عزت ملاابراهیمی، یاشار تارودی ممقانی، عطیه هنردوست

چکیده اهداف توسعة هزاره به بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورها می‏پردازد و داده‏های سالانة مربوطه این امکان را برای بسیاری از محققان فراهم می‏آورد که به مطالعه و پیش‏بینی روند توسعة کشورها بپردازند. در این میان، کشور ایران در یکی از برنامه‏های پُراقبال ‏بلندمدت خود، موسوم به چشم‌انداز ایران 1404، جایگاه نخست را در میان کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی متصور شده است. با توجه به تأکید بر جایگاه زنان در توسعة اقتصادی کشور، در این پژوهش سعی شده که با استفاده از داده‏های گزارش‌شده درخصوص هدف سوم از اهداف توسعة هزاره، که متضمن ارتقای جایگاه زنان است، جایگاه ایران در میان کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی پیش‏بینی شود. به عبارت دیگر، در این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که آیا ایران در سال 2015 در میان پنج کشور اول منطقه قرار خواهد گرفت؟ برای بررسی این موضوع، مقادیر شاخص‏های مرتبط استخراج و با استفاده از مدل‏ سری زمانی ARIMA ارزش آتی شاخص‏های مورد هدف در سال 2015 تخمین زده شده و براساس ارزش‏های پیش‏بینی‌شده رتبة ایران در میان کشورهای دیگر گزارش شده است. نتایج نشان می‏دهد که برخلاف اینکه ایران توانسته است در اغلب زیرشاخه‏های هدف سوم توسعة هزاره به اهداف موردنظر در برنامه‏های توسعه‏ای نزدیک شود، در مقیاس بین‏المللی هنوز نتوانسته به اهداف خود دست یابند و نیازمند تغییر در سیاستگذاری است.

فراتحلیل پژوهش های انجام شده درباره «نابرابری جنسیتی»

دوره 5، شماره 1، بهار 1392، صفحه 125-142

https://doi.org/10.22059/jwica.2013.30355

عبدالحسین کلانتری، فاطمه فقیه ایمانی

چکیده مسأله برابری زن و مرد از موضوعاتی است که در دهه‌های اخیر، ذهن جامعه علمی را بسیار به خود مشغول کرده است؛ صاحب‌نظران متعددی در این حوزه به ایراد نظر پرداخته و در این راستا، متفکرین اسلامی در پی تبیین مسأله عدالت و برابری از منظر اسلام و نقد رویکردهای فمینیستی برآمده‌اند. هم‌چنین، پژوهش‌های مختلفی نیز در این حوزه انجام شده است. در این مقاله، ضمن مروری کوتاه بر آراء مذکور با استفاده از مرور سیستماتیک، پژوهش‌های صورت گرفته در حوزه برابری جنسیتی فراتحلیل گردید. بر این اساس، از میان پژوهش‌های انجام شده، 20 مورد در بازه زمانی دهه 80 انتخاب و بررسی شد. نتایج این مرور نشان می‌دهد که در سطح پروبلماتیک و چرایی نابرابری، حدود 55 درصد سؤالات، جنبه اجتماعی داشتند؛ 24 درصد جنبه اقتصادی و تنها حدود 21 درصد به عوامل فرهنگی پرداخته‌اند. در سطح عوامل مؤثر بر نابرابری، از میان عوامل اجتماعی «کلیشه-های جنسیتی»، «نظام پدرسالاری» و «جامعه‌پذیری جنسیتی» با 7/17 درصد، از میان عوامل اقتصادی «اشتغال زنان» با 6/16 درصد و از میان عوامل زمینه‌ای «قومیت» و «تحصیلات» با 7 درصد، بیش‌ترین عوامل ذکر شده بوده‌اند. رویکرد اتخاذ شده در تمامی موارد، رویکرد تساوی‌گرایانه به مقوله برابری و عدالت جنسیتی بوده است. در نتیجه به این نکته اشاره شده که پژوهش‌های انجام شده، به‌صورت فراگیری تلقی فمینیستی از برابری را مفروض گرفته‌اند. جا دارد در پژوهش-های آینده، با رویکردهای بومی به مقوله عدالت جنسیتی، مؤلفه‌های اسلامی مبنای پژوهش قرار گیرد.

نظریه های فرهنگی فمینیسم و دلالت های آن بر جامعه ی ایران

دوره 2، شماره 1، تابستان 1389

زهرا پیشگاهی فرد، امیر قدسی

چکیده فمینیست ها بر این باورند که تاکنون جهان را «مردان» تعریف کرده اند و «زنان»، در این تعریف مردانه نادیده انگاشته شده اند، از این رو، هسته های اصلی تمامی نظریه های فمینیستی، برابری زن و مرد در همه ی زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. سال ها طول کشید تا نظریه های فمینیستی وارد عرصه ی جامعه شناسی شود و امروزه این نظریه ها در حوزه های علوم اجتماعی، مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی حضوری برجسته و پررنگ دارد، چنان که اکنون در دانشگاه های مختلف جهان، رشته های مختلف «مطالعات زنان» شکل گرفته و فعالان این جنبش سعی دارند زندگی و روابط اجتماعی مربوط به زنان را از منظر جامعه ی زنان ترسیم کنند. شکل هدایت جامعه از دوران گذار از سنت به مدرنیته و نوع مواجهه با امواج تجددخواهانه، نحوه ی تعامل هویت ایرانی با شریعت اسلامی و چالش های مرتبط با جامعه ی زنان ایران در تناظر با نظریه های فمینیستی که ریشه در تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشته مورد دقت این نوشتار است. فرضیه ی تحقیق بر این پایه استوار است که میان جایگاه حقیقی زنان در فرهنگ ملی و دینی و مطالبات واقعی این جامعه تعارضی وجود نداشته و بروز زمینه های احساس تبعیض، متأثر از درک نادرست از مبانی و اصول دینی و تبیین جانب دارانه آن از نگاه مردسالارانه بوده است. روش تحقیق مقاله نیز مبتنی بر روش کتابخانه ای، تحلیل یافته ها و کشف دلالت های نظریه های فمینیستی درجامعه می باشد.

ابر واژگان

نشریات مرتبط