کلیدواژه‌ها = بازنمایی
ارتباطات

تحلیل جرم‌شناختی از بازنمایی بزه‌دیدگی زن در پرتو سبک زندگی در فیلم سینمایی رگ خواب

دوره 17، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 215-234

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.356967.1903

آیلین دائمی، مریم عباچی، سید علی میر ابراهیمی

چکیده سینما به‌مثابۀ عنصری فرهنگی و به‌عنوان یکی از عرصه‌های بازنمایی مسائل اجتماعی، نقش مؤثری در افزایش سطح آگاهی جامعه و در پی آن کاهش سوگیری شناختی در این قلمرو دارد. یکی از این بازنمایی‌ها، خشونت علیه زنان و در پی آن بزه‌دیدگی این قشر آسیب‌پذیر است. تحقیق حاضر با هدف بررسی جرم‌شناختی بازنمایی بزه‌دیدگی زنان در آثار سینمایی، به مطالعۀ موردی فیلم سینمایی رگ خواب به روش تحلیل محتوایی پرداخته است. یافته‌های تحقیق بیانگر این امر است که شخصیت اصلی فیلم، مینا، به‌عنوان بزه‌دیدۀ ایدئال ناشی از ساختارهای اجتماعی، با انتخاب سبک زندگی ریسک‌پذیر موجب شتاب‌دهندگی در بزه‌دیدگی خود شده و در یک جامعۀ سنتی و ایدئولوژیک و در نبود حمایت‌های اجتماعی و قانونی، بزه‌دیدگی مکرر و ثانویۀ او را به همراه داشته که بازنمایی گوشه‌ای از واقعیت است. همچنین واقعیت اجتماع در قلمرو بزه‌دیدگی زنان به‌مراتب جدی‌تر از بازنمایی آن در آثار سینمایی است و بی‌توجهی به این مقوله می‌تواند تأثیرات جبران‌ناپذیری بر پیکرۀ جامعه بر جای گذارد. به‌عنوان نتیجۀ این تحقیق، به ضرورت ساخت آثاری سینمایی بدون سانسورهای فرهنگی برای حساس‌سازی، آگاهی‌بخشی و ایمن‌سازی افراد و در راستای اثرگذاری بر سیاست‌گذاری‌ها و قانون‌گذاری‌های هدفمند و حمایتی، به‌ویژه در زمینۀ رفع تبعیض علیه زنان، و دسترسی همۀ زنان بزه‌دیده در هر شکل و قالبی به نظام عدالت کیفری در جهت اهداف جرم‌شناسی کاربردی و برای پیشگیری از خشونت علیه زنان در جامعه تأکید شده است.

هنر

بازنمایی مضامین خانواده و جنسیت در چهل‌وسومین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر

دوره 17، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 259-285

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.390421.2136

ابوالفضل اقبالی

چکیده جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر مهم‌ترین رویداد سالانۀ کشور در عرصۀ سینما به‌شمار می‌رود. در چهل‌وسومین دورۀ جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر، 33 فیلم در بخش سودای سیمرغ روایت خود را از زیست‌جهان جامعۀ ایرانی و به‌ویژه موضوع زنان و خانواده ارائه کردند و در معرض ارزیابی و قضاوت مخاطب قرار دادند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این روایت‌ها در حوزۀ خانواده و جنسیت صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. از آنجا که مسئلۀ پژوهش فهم و تحلیل موضع و رویکرد فیلم‌ها به مقوله‌ها و سنجه‌ها است، ابتدا تمامی شاخص‌ها به‌صورت مقوله‌های مثبت و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ارائه و سپس همگرایی یا واگرایی فیلم‌ها نسبت به شاخص‌ها توسط بیست پژوهشگر حوزه‌های علوم اجتماعی، رسانه، مطالعات زنان و خانواده ارزیابی می‌شود. در یک ارزیابی کلان‌نگر و اجمالی می‌توان گفت آثار سینمایی این دوره از جشنوارۀ فیلم فجر موضع نسبتاً همگرا با رویکرد انقلاب اسلامی به موضوع جنسیت و خانواده اتخاذ کرده‌اند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در بیشتر شاخص‌های چهارده‌گانۀ ناظر به موضوع مورد مطالعه، سهم آثار و فیلم‌های همگرا نسبتاً بیشتر از آثار واگرا است.

ادبیات

بازنمایی تصویر زنان در سفرنامۀ «از پاریز تا پاریس»

دوره 15، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 471-489

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.350518.1852

بهرام رضایی ویشه سرایی، محمّدعلی خزانه دارلو، محمود رنجبر

چکیده
یکی از مهم‌ترین آثاری که در آن تصویر دیگری اعم از «دیگری درون‌فرهنگی» و «دیگری برون‌فرهنگی» انعکاس می‌یابد، سفرنامه است. در این نوع از نوشته‌ها تصاویر زنان، مردان، شهرها، مکان‌های خاص زیارتی، سیاحتی و ... می‌تواند سوژۀ تصویرپردازی قرار گیرد. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی با تلفیق سه رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان، بازنمایی و تصویرشناسی نوشته شده است. هدف از این پژوهش تحلیل بازنمایی انواع تصاویر زنان و پیش‌فرض‌هایی است که نویسنده در چارچوب آن به این نوع از بازنمایی اقدام کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در سفرنامۀ از پاریز تا پاریس زنان با ملیت‌های شرقی و غربی به دو دسته تقسیم می‌شوند: زنان تاریخی و زنان معاصر؛ نویسنده تصاویر زنان تاریخی را به‌صورت غیرمستقیم و از طریق مطالعۀ متن‌ها (بینامتنی) بازنمایی می‌کند و بازنمایی تصاویر زنان معاصر را -که یا با تجربۀ حضوری به‌صورت مستقیم با آن‌ها در ارتباط بوده یا به‌صورت غیرمستقیم از طریق ارتباط با دیگران (بیناشخصی) مطالبی دربارۀ آن‌ها شنیده- با تجربۀ ترکیبی (ترکیبی از تجربۀ حضوری و بیناشخصی) انجام می‌دهد. دراین سفرنامه عنوان‌های مختلف نویسنده در سایۀ هویت برساخت «استاد روشنفکر تاریخ» قرار می‌گیرد و با همین هویت تصویر زنان معاصر و زنان درباری و عامۀ تاریخی در شرق و غرب بازنمایی می‌شود..

بازنمایی و برساخت سوژۀ زن سرپرست خانوار در سینمای ایران (نشانه‌شناسی فیلم‌های روسری آبی، کافه‌ترانزیت و دهلیز)

دوره 14، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 241-265

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.335846.1732

نسرین محمدپور، مسعود تقی آبادی، وحید شالچی

چکیده این پژوهش درصدد بررسی برساخت سوژۀ زن سرپرست خانوار در سینمای بعد انقلاب است تا با استفاده از تفسیر فوکو و آلتوسر از سوژگی، بدین ­سؤال پاسخ دهد که سوژۀ زن سرپرست خانوار در این آثار سینمایی به چه صورتی برساخت و بازنمایی شده است؟ پژوهش با روش نشانه‌شناسی و بهره‌گیری از الگوی فیسک و بارت و تلفیق آن با رویکرد سلبی و کاودری صورت گرفته که با نمونه‌گیری هدفمند، سه فیلم «روسری آبی، کافه­ترانزیت، و دهلیز» از دهۀ  70، 80 و 90 برای تحلیل برگزیده شده است. نتایج نشان می‌دهد که قدرت در این فیلم‌ها بر قداست خانواده و لزوم مدیریت زن در آن پرداخته و گفتمان خانه‌دار بودن زن را بازتولید کرده است. ازسوی دیگر شاهد برساخت زن وفادار در قبال تعهد به همسر یا خانواده و عهده‌دار نقش‌های مردانه هستیم. زنانگی مطلوبی که در فیلم‌ها به‌تصویر کشیده است، شامل 1) برساخت زنِ خانه‌دار، وفادار، سرپرست‌ خانوار و حامی شوهر؛ 2) زن ِسرپرست‌ خانوار و متعهد به خانواده و شاغل؛ 3) زن ِسرپرست ‌خانوار، عفیف و عشق‌ورز است. معانی فرهنگی فیلم‌ها عبارتند از: طبقۀ اجتماعی پایین زن‌های سرپرست خانوار؛ در معرض قضاوت قرار داشتن زن‌های سرپرست خانوار جوان؛ مشکلات معیشتی و اقتصادی آنان؛ نگاه برساخت‌شدۀ مردم به آنها؛ ایفای نقش‌های چندگانه و مادرانگی قوی؛ تفاوت‌های فرهنگی و ارزشی اقوام مختلف؛ ازخودگذشتگی و فداکار بودن و ترسیم سنت‌های قدیمی‌‌ بیوه‌گی زنان. همچنین تمامی زنان سرپرست خانوار سعی در تغییر و شروع دوباره دارند، اما در مواجهه با جامعه، سنت‌ها، کلیشه‌های جنسیتی و برتراندیشی مردانه، فرصت توانمندسازی را از آنها می‌گیرد.
 

بازنمایی زنانگی در نقاشی‌‌های زنان کُرد (تحلیل نشانه‌‌شناختی نقاشی‌‌های نگین وکیلی و اکرم کریمی)

دوره 14، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 267-290

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.333299.1709

کویستان شهابی، جمال محمدی

چکیده هدف این نوشتار تحلیل نشانه‌شناختیِ بازنماییِ زنانگی در نقاشی‌های زنان کُرد است. میدان مطالعه، نقاشانِ زن در شهر سنندج در دو دهۀ اخیر است که دو تن از و پرکارترینِ آن‌ها، به شیوۀ نمونه‌گیری هدفمند، انتخاب شده‌اند. تحلیل تابلوهای نگین وکیلی و اکرم کریمی، بر اساس مدل نشانه‌شناسیِ اجتماعی کرس و لیون، در سطوح سه‌گانۀ معانی بازنمودی و تعاملی و ترکیبی، بیانگر آن است که دو نقاش، به‌رغم اشتراک در مضمون و سبک بازنمایی، به دو نقطۀ متفاوت می‌رسند: زنانگیِ بازنموده در نقاشی‌های وکیلی نوعی جنسیت‌گرایی بازاندیشانه است، اما در آثار کریمی نوعی جنسیت‌گرایی منفعلانه. در تابلوهای وکیلی چون الگوی پیوندِ عناصر، روایتی است، راه برای بازاندیشی در هویت زنانه باز می‌شود، اما در تابلوهای کریمی عناصرِ تصویر بر اساس الگویی مفهومی به هم پیوند خورده‌اند و لذا ناخواسته نوعی جنسیت‌گرایی منفعلانه بازتولید می‌شود. وکیلی سوژه را در فضایی طبیعی و باز که یادآور جایگاه زن در تفکر اسطوره‌ای است نمایش می‌دهد، اما کریمی سوژه را در فضای خانه که تداعی‌گر جایگاه او در جوامع سنتی است بازنمایی می‌کند. تابلوهای وکیلی مخاطب را فرامی‌خوانند تا به نقش عوامل بیرونی در شکل‌بخشیدن به هویت و سرنوشت زنان توجه کند، اما تابلوهای کریمی مخاطب را به همدلی و همذات‌پنداری با زنی که محور اصلی زندگی خانوادگی است فرا می‌خوانند. سوژۀ بازنموده در آثار هر دو نقاش در متن عناصر نسبتاً مقدسِ جوامعِ سنتی (طبیعت و خانواده) به نمایش درمی‌آید، اما اولی ما را به تأمل انتقادی در آن وضعیت وادار می‌کند، و دومی ناخواسته ما را در نوستالژی آن وضعیت فرو می‌برد.

خوانش جنسیتی از چهارمین و پنجمین دوره پوسترهای تبلیغاتی انتخابات شورای شهر در سه شهر تهران، شیراز و اهواز

دوره 13، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 467-490

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.325575.1626

پیام اکرمی‌پور، نفیسه شریفی

چکیده خوانش جنسیتی از چهارمین و پنجمین دوره پوسترهای تبلیغاتی انتخابات شورای شهر در سه شهر تهران، شیراز و اهواز
چکیده
این مقاله مطالعه ‏ای کیفی و میان‏ رشته ‏ای بر جنبه‏ های جنسیتی هشت  پوستر‏ تبلیغاتی کاندیداهای زن و مرد چهارمین و پنجمین دوره انتخابات شورای شهر در تهران، شیراز و اهواز است. هشت  پوستر مورد نظر با بهره‏ گیری از روش نمونه ‏گیری هدفمند از میان تعداد زیادی  پوستر انتخاباتی موجود در سایت‏ های گوناگون اینترنتی انتخاب شده ‏اند و  به لحاظ محتوایی و  نیز جنبه ‏های فنی عکس مورد تحلیل قرار گرفته ‏اند. این مقاله با به ‏کارگیری نظریه انتقادی برجر و ارتباطات غیرکلامی و با تمرکز بر حالات بدنی، نوع نگاه و طرز پوشش کاندیداهای زن و مرد بحث می‏ کند که چگونه ارزش‏ ها، نگرش‏ ها و باورهای جنسیتی در  پوسترهای تبلیغاتی بازنمایی می‏ شود. این پژوهش نشان می‏ دهد درحالی‏ که تأکید بر جذابیت و زیبایی زنان، آنان را ابژه ‏وار در برابر نگاه خیره و قضاوت مردانه قرار داده است، مردان را فاعلیتی قدرتمند و توانمند به تصویر می‏ کشد. در واقع، نحوه بازنمایی زنان و مردان در پوسترهای انتخاباتی، که در این مقاله مورد تحلیل قرار گرفته ‏اند، باورها و کلیشه ‏های جنسیتی پنهانی را آشکار می ‏کنند که تعیین ‏کننده نقش ‏ها و موقعیت اجتماعی دو جنس در شرایط فرهنگی‌ـ اجتماعی جامعه امروزند.
 
 

تصویر زن در سینما (تحلیلی بر ده فیلم دهة 1380 سینمای ایران)

دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 231-250

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.324892.1617

جلیل کریمی، سیاوش قلی پور، مریم هوری

چکیده با نزدیک‏تر شدن رویکردها و ایده‏ های علمی و هنری به همدیگر و مطرح‌شدن نسبت بین جامعه و هنر، تصویر ارائه‏شده از گروه‏های مختلف، به‌ویژه گروه‏های فرودست جامعه، از جمله زنان، در رسانه‏ها به موضوعی جدی برای پژوهش بدل شد. مقالة حاضر می‏کوشد با اتکای به ایده‏های نظریة فمینیسم و رویکرد گفتمان‏کاوی، نحوة بازنمایی این تصویر را در آثار سینمایی (ده فیلم) دهة 1380 در ایران توصیف و نسبت تصاویر برساختة آن‌ها را با گفتمان‏های سیاسی غالب در این دوره تحلیل کند. بر‌اساس یافته‏ها، در بیشتر فیلم‏ها، بازنمایی زندگی زنان به سمت مدرن‏تر‌شدن و متمایل به ایده‏های غیرمردسالارانه می‏رود، اما این زنان مدرن هم هرگز در حالتی قطبی قرار نمی‏گیرند. آنان هم‌زمان ویژگی‏های اصلی هر دو گفتمان را با خود دارند. با توجه به کلیت تصاویر، به‏رغم تأثیرپذیری این آثار از نگرش کارگردانان و تعلقات گفتمانی آن‌ها، جلوه‏هایی بازتابی از شرایط اجتماعی مسئلة «زنانگی و مردانگی» در این فیلم‏ها دیده می‏شود. گویی بازتابی از شرایط گذار واقعی جامعه از مرحلة سنتی‏تر به مدرن‏تر در فیلم‏ها نیز وجود دارد.

بازنمایی شخصیت زن در کتاب‌های خاطره‌نگاری دفاع ‌مقدس (مطالعة موردی کتاب‌های ساجی، صباح، زیباترین روزهای زندگی و چراغ‌های روشن شهر)

دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 251-271

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.324479.1608

مریم سادات میری، محمدصادق نصرالهی

چکیده کتاب‌های خاطره‌نگاری دفاع ‌مقدس یکی از سندهای ماندگار در تاریخ ایران اسلامی است. روز 31 شهریور 1359 رژیم بعث عراق به ایران حملة نظامی کرد و جنگ تحمیلی آغاز شد. حضور زنان دوشادوش مردان از ابتدای جنگ و فعالیت آن‌ها در قالب گروه‌های امدادی و پشتیبانی مسئولیتی بود که برعهده ‌گرفته و تا پایان جنگ این وظیفه خطیر را انجام دادند. زنان رزمنده پس از جنگ به ثبت خاطرات خود و دیگر زنان رزمنده در قالب رمان، خاطره‌نگاری و تاریخ شفاهی از جنگ پرداختند. مقالة حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی ابعاد شخصیتی زنان رزمندة دفاع مقدس در 4 کتاب‌ خاطره‌نگاری منتخب پرداخته است. این چهارکتاب تحت عنوان صباح، ساجی، چراغ‌های روشن شهر و زیباترین روزهای زندگی ضمن آنکه با محوریت شخصیت زن نگاشته شده، آثار به‌روز و اثرگذار در این عرصه‌اند. یافته‌های این مقاله با استفاده از روش تحلیل مضمونی نشان می‌دهد که بازنمایی شخصیت زنان در چهار حوزة معنایی بینش،‌ گرایش، کنش و عوامل شخصیت‌ساز قابل طبقه‌بندی است. در حوزة بینش مواردی همچون اعتقادات دینی، اخلاقی و انقلابی قابل طرح است و در حوزة گرایش مضامینی مانند روحیات خودساخته، مقتدر، منزجر از جنگ، کنجکاو و عفیفانه ذکر شده است. در حوزة کنش نیز مواردی همچون کمک‌رسانی، فعالیت‌های مذهبی، انقلابی، نظامی، فرهنگی و مقید به انجام‌دادن فرایض دینی احصا شده و در پایان نیز عوامل شخصیت‌ساز با محوریت خانواده مورد تأکید قرار گرفته است.

تحلیل بازنمایی فرهنگ جنسیتی در رمان‌های نویسندگان زن ایران طی سه دهه

دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 291-318

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.320505.1559

غزل کریمی سنگدهی، رضا ستاری، سید قاسم حسنی

چکیده در میان همة ژانرهای ادبی، رمان بیشترین ارتباط را با جامعه و زندگی واقعی دارد. همچنین نویسندگان زن، برای نوشتن از جنبه‌های گوناگون زندگی و جنسیت خویش، از آغاز گونة ادبی رمان را برگزیده‌اند. این مقاله با روش تحلیل محتوایی به بررسی مسائل مربوط به زنان در رمان‌های نویسندگان زن سه دهة 1370، 1380 و 1390 ایران می‌پردازد و تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی هر دهه را بر محتوای رمان‌ها نشان می‌دهد. به همین منظور، از هر دهه دو رمان برای بررسی انتخاب شده و نتیجه‌ حاکی از آن است که دگرگونی‌های اجتماعی و فرهنگی تأثیر بسیاری بر دیدگاه نویسندگان زن در پرداخت شخصیت‌ها و مسائل زنانه دارد و تحول محتوای رمان‌ها منطبق با تحولات جامعه و متأثر از آن است. در رمان‌های دهة 1370، سلطة مردانه و خشونت پررنگ‌تر است و زنان قدرت و جایگاهی ندارند. شخصیت‌های زن رمان‌های دهة 1380 نیز شرایط تقریباً مشابهی با دهة قبل دارند و بحث هویت‌یابی در این دهه بسیار پررنگ و مهم است. زنان رمان‌های دهة 1390 اما به استقلال و آزادی عمل دست یافته‌اند، فعالانه در جامعه حضور می‌یابند و دغدغه‌ها و مطالبات متفاوتی دارند.

تحلیل بازنمایی زن شاغل در فیلم‌های سینمای ایران پس از انقلاب

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-34

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.323615.1593

اعظم راودراد، زهرا مجدی زاده

چکیده نحوة بازنمایی زنان شاغل در رسانه‏ها‏ از عوامل فرهنگی اجتماعی تأثیرگذار بر رد یا تأیید کلیشه‏های جنسیتی سنتی مربوط به زنان و اشتغال آن‏ها به شمار می‏رود و می‏تواند در تغییر باورهای فرهنگی مربوط به اشتغال زنان مؤثر واقع شود. هدف این مقاله، مطالعة بازنمایی زنان شاغل در سینمای ایران پس از انقلاب است. در بخش نظری تحقیق، از نظریة بازنمایی هال استفاده شده است. روش تحقیق نیز برمبنای الگوی نشانه‏شناسی جان فیسک بوده است. نتایج حاصل از مطالعة بازنمایی زنان شاغل در سینمای ایران نشان می‏دهد که زنان شاغل مدرن، برخلاف کلیشة زن سنتی، دارای قدرت،‏ توانمندی و استقلال بیشتری در زندگی خود بوده و تابع مردان نیستند. در بیشتر آثار‏ ساخته‏شده با محوریت زنان شاغل، سعی شده است ضمن نقد ایدئولوژی مردسالاری، از برابری‌طلبی و شایسته‏سالاری در اشتغال دفاع شود. به‌رغم تلاش برای دوری از نگاه مردسالارانه،‏ شاهد طبیعی‌سازی نقش خانه‏داری برای زنان هستیم.

برساخت تصویر «زن» در نشریات تخصصی هنری در دورۀ اصلاحات (1376 تا 1384)

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 35-63

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.322199.1576

سیده راضیه یاسینی

چکیده رسانه‏های مکتوب، از جمله نشریات تخصصی هنری یا هنری‌ـ ادبی، می‏توانند از واقعیت‏های اجتماعی تصویری برساخته را عرضه کنند که در فهم مخاطبان آن‌ها از جامعه بسیار تأثیرگذار است، پژوهش در این مقاله با پرسش از اینکه؛ چه برساختی از زنان در نشریات تخصصی هنری یا هنری‌ـ ادبی در دورۀ اصلاحات (1376ـ1384) صورت گرفته است، بر آن است تا رویکرد هر‌یک از نشریات مورد مطالعه را در پرداختن به زنان و مسائل آنان دریابد. بدین منظور با بهره‏گیری از نظریۀ بازنمایی استوارت هال و با استفاده از تحلیل مضمون (تحلیل تماتیک)، 27 نشریۀ هنری یا هنری‌ـ ادبی منتشره در دورۀ مزبور مطالعه شده است. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که نشریات مورد نظر، در سه گروه، رویکردهای متفاوتی به موضوع داشته‏اند؛ در یک دسته از نشریات، تصویر زن یا به غیبت رفته یا از آن احتراز شده است. در دستۀ دوم، تصویر زن در حاشیه قرار داده شده و در دستۀ سوم، به‏طور برجسته‏ای، برساخت گفتمانی از زن صورت گرفته است. تحلیل مضامین این نشریات نشان داد که تصویر بازنمایی‏شده از زنان، بسته به رویکردهای گاه تجاری برخی نشریات، به‏ویژه نشریات سینمایی، الزاماً با هدف تقویت گفتمان اصلاحات برساخته نشده، اما متأثر از نگاه مشارکت‏جوی زنان در گفتمان اصلاحات بوده است.

بازنمایی زن در ضرب المثل‌های گیلکی

دوره 12، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 623-645

https://doi.org/10.22059/jwica.2021.313742.1499

جواد نظری مقدم

چکیده ضرب‌المثل‌ها به‌منزلة یکی از عناصر مهم ادبیات شفاهی می‌توانند بازتابی از باورها و نگرش‌های حاکم بر جامعه باشند. یکی از موضوعات مهم تحقیقات حوزة اجتماعی بررسی چگونگی بازنمایی زن در فرهنگ و ادبیات شفاهی است. در این مطالعه، تلاش می‌شود با بررسی مثل‌های گیلکی به تصویری نسبتاً روشن از چگونگی جایگاه زن در جامعة گیلان دست یابیم. این مطالعه یک بررسی توصیفی تحلیلی بوده که در آن ضمن تحلیل محتوای چهار کتاب «فرهنگ مثل‌ها و اصطلاحات گیل و دیلم»، «جادکفته گبان»، «ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات گیلکی» و کتاب «ضرب‌المثل‌های گیلکی»، که حاوی 4562 ضرب‌المثل حوزة شرق و غرب و مرکز گیلان هستند، تعداد 182 ضرب‌المثل مرتبط با موضوع پژوهش احصا شده است. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل تماتیک استفاده شده و مثل‌های با مضامین مشترک و مشابه ذیل پنج مقولة کلان تصویری از سویه‌های مثبت زنان، تصویری از سویه‌های منفی زنان، زن به‌مثابة عنصری فرودست، زن به‌مثابة عنصری فرادست و زن به‌مثابة عنصری برابر در نسبت با مرد دسته‌بندی شدند و مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد تصویر زن در فرهنگ مردم گیلان متنوع و چندوجهی است و اگرچه در بخشی از مثل‌ها زن به‌مثابة عنصری ضعیف و فرودست بازنمایی می‌شود، بخش درخور توجهی از ضرب‌المثل‌ها بر نقش زن به‌مثابة عنصری فرادست یا برابر با مرد در جامعه دلالت دارد.

چگونگی بازنمایی جایگاه زنان در موسیقی سنتی ایران در دهه 1360

دوره 11، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 325-344

https://doi.org/10.22059/jwica.2020.285595.1317

اسفندیار غفاری نسب، فاطمه رفاهت

چکیده آثار هنری در هر جامعه مجموعه اطلاعاتی از وضعیت اجتماعی به‌دست می‌دهد که می‌توان با رمزگشایی و درک آن به ویژگی‌های جامعة معاصر دست یافت. آثار موسیقی نیز به‌منزلة نوعی هنر و رکن مهمی از نظام فرهنگی، از طریق ارائه و نمایش مفهوم زن، نقش درخور توجهی در بازتاب مناسبات جنسیتی جوامع دارد. موسیقی سنتی ایران به‌منزلة هنری که در فضای فرهنگی‌ـ اجتماعی ایران تولید شده است می‌تواند در شناخت شاخصه‌های فرهنگی جامعة ایران مؤثر باشد. پژوهش حاضر با موضوع بازنمایی زن در موسیقی سنتی دهة 1360 در ایران، به دنبال کشف چگونگی بازنمایی و تصویر زن در اشعار خوانده‌شده در این آثار است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است و با استفاده از نظام مقوله‌بندی استقرایی به تحلیل محتوای 53 شعر از 43 آلبوم منتشر‌شده در دهة 1360 پرداخته است. حاصل این تحلیل با دوازده مفهوم، ذیل سه عنوان زن به‌مثابة ابژة عشق سالم، زن به‌مثابة ابژه‌ای اجتماعی و زن به‌مثابة ابژة عشق رمانتیک و اروتیک و مقولة مرکزی زن به‌مثابة ابژة عشق کامل مقوله‌بندی شده است. تحلیل محتوای اشعار حاکی از حضور حداقلی زنان در عرصة عمومی و اجتماعی است و دیدی منفی در قالب کدهای فرهنگی به آنان وجود دارد. با‌این‌حال، زن در عرصة خصوصی در قالب رابطه‌ای عاشقانه و به‌عنوان ابژة عشق مرد جایگاه برجسته‌ای دارد و عشق سالم با ویژگی تقارن و پیش‌شرط برابری به وی ابراز شده است.

ارتباطات

بازنمایی جنگ از دیدگاه همسران جانبازان شهید در ادبیات داستانی دفاع مقدس؛ مطالعۀ مجموعۀ داستانی اینک شوکران

دوره 11، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 151-177

https://doi.org/10.22059/jwica.2019.280254.1266

میثم فرخی، مرجان صادقی

چکیده زنان جانبازان دفاع مقدس علاوه بر مصائبی که دیده‏اند، به دلیل تجربة مستقیم و غیرمستقیم که از دوران دفاع مقدس به دوش می‏کشند، به‏مثابة راویانی غیررسمی، می‏توانند تاریخ مقاومت، ایثار و مجاهدت رزمندگان را در جبهه‏های جنگ بازگو کنند. بنابراین، این پژوهش به دنبال بررسی بازنمایی جنگ از دیدگاه همسران جانبازان شهید در ادبیات داستانی دفاع مقدس است. در این میان، مجموعة شش‏جلدی اینک شوکران انتشارات روایت فتح، که به داستان زندگی، مشقت‏ها و ایثار جانبازان شهید به روایت همسران آن‏ها پرداخته است، به‌منزلة نمونة هدفمند مورد تحقیق انتخاب شده و به روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی تجزیه و تحلیل شده است. ازاین‏رو، بررسی این مجموعه می‏تواند شیوة بازنمایی جنگ و دفاع مقدس را به روایتی زنانه در مقابل سایر داستان‏های مردانة جنگ مشخص کند. نتایج نشان می‏دهد شیوة بازنمایی مقولة هویت، روابط اجتماعی، ارزش‏ها و هنجارهای اجتماعی، دوران جنگ و پس از جنگ در این مجموعه‌داستان چگونه ساماندهی شده است که در این زمینه جنگ تأثیری بسزا بر زندگی همسران جانبازان داشته است؛ ولی، بااین‏حال، آن‏ها با وجود مشکلات فراوان به زندگی عادی خود ادامه داده‏اند و صبورانه همسر خود را در جنگ و پس از جنگ همراهی و حمایت کرده‌اند. در این مجموعه‌داستان، جنگ عرصة همدلی بود. مردم در همدردی با همسایگان، از برگزاری عروسی برای فرزندانشان ممانعت می‎کردند و زنان برای بودن در کنار همسرانشان به کمترین‎ها، بدون هیچ اعتراضی، اکتفا می‎کردند. همچنین، هویت غالب برای رزمندگان و همسران و خانواده‌هایشان هویت مبتنی‏بر روحیة انقلابی و ایثار بوده است.

ارتباطات

بازنمایی جنسیت در انیمیشن‏ های ایرانی (مطالعۀ موردی انیمیشن‏ های مهارت‏ های زندگی برای کودکان و بچه‏ های ساختمان گل‌ها)

دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صفحه 25-46

https://doi.org/10.22059/jwica.2019.278893.1252

سمانه فروغی، یاسر فروغی

چکیده آنچه در مطالعات فرهنگی و رسانه‏ای اهمیت زیادی دارد شیوة بازنمایی نقش‏ها، خرده‏فرهنگ‏ها، گروه‏ها، اقوام، جنسیت و غیره است. حال هنگامی‌که پای مخاطب کودک به میان می‏آید، اهمیت این آموزش‏ها دوچندان می‏شود، زیرا کودکان با تماشای ژانر محبوبشان‌ـ انیمیشن‌ـ آموزش‏های مقدمانی در رابطه با نقش‏ها، کلیشه‏ها و هویت جنسیتی را می‏آموزند. هدف این مقاله مقایسة انیمیشن‏های مهارت‏های زندگی برای کودکان و بچه‏های ساختمان گل‌ها از منظر جنسیت است. مقالة پیش رو با تکیه بر تحلیل کیفی و رویکرد نشانه‏شناختی براساس آرای جان فیسک به واکاوی و بررسی کلیشه‏های جنسیتی رایج در دو مجموعة ذکرشده می‏پردازد. بدین منظور، همة قسمت‏های دو انیمیشن‏ مطالعه شدند. نتایج تحقیق نشان می‏دهد در هر دو برنامه از لحاظ تعداد کاراکترها زنان و مردان به میزان تقریباً برابر بازنمایی شده‏اند. در مجموعة مهارت‏های زندگی برای کودکان مردان اغلب با صفات برتر و شایسته‏تری مانند قدرت تفکر و تصمیم‏گیری بالا، دانایی و کاردانی، اعتمادبه‌نفس بالا، ارتباطات اجتماعی گسترده، خوشرویی و خوش‏صحبتی بازنمایی شده‏اند. درحالی‌که بازنمایی زنان اغلب با بدنمایی و توأم با کلیشه‏های جنسیتی سنتی مانند غرغرکردن، شایعه‏پراکنی، وابستگی و عدم استقلال شخصی، غیبت‌کردن، عدم کنترل خشم و پرخاشگری، گریه‌کردن در هنگام مشکلات و دستپاچگی است. در مقابل، انیمیشن بچه‏های ساختمان گل‌ها نگاهی مثبت‏تر و مساوات‏طلبانه‏تری به جنسیت دارد. مردان در این مجموعه با صفاتی چون خانواده‏دوستی، قدردانی، مبادی آداب و اجتماعی‌بودن، پرتلاش و حمایت‏گربودن به تصویر کشیده شده‏اند و در بازنمایی زنان صفات بارزی چون زیبایی و آراستگی، آینده‏نگری، توجه به جزئیات، تجهیز به مهارت‏های متعدد، تسلط بر خود و منطقی‌بودن، باانگیزه و مستعد مشهود است.

جامعه شناسی

بازنمایی زنانگی در سریال‏ های شبکۀ محلی ایلام

دوره 9، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 209-229

https://doi.org/10.22059/jwica.2017.230942.857

حسن پیری، یارمحمد قاسمی، صدیقه پیری

چکیده زنانگی، به‌مانند مردانگی، پدیده‏ای فرهنگی و تاریخی است که در جوامع مختلف به طرق گوناگون برساخت و معنا می‏شود. در پژوهش حاضر، «زنانگی» در سه مجموعه از سریال‏های شبکۀ محلی مرکز ایلام بررسی و تحلیل شده است. هدف اصلی تحقیق این است که مشخص شود سریال‏های شبکۀ محلی استان چه تصویری از زنانگی را نشان می‏دهند. برای این منظور، تلفیقی از چارچوب مفهومی گافمن، بوردیو و رویکردهای فمنیستی در حوزة رسانه استفاده شده است. روش تحقیق حاضر تحلیل محتوای کیفی از نوع تلفیقی است. برای کشف مفاهیم و مقولات آشکار و پنهان متن از تکنیک کدگذاری استفاده شده است. نمونۀ مورد مطالعه به صورت هدفمند، سه مجموعه از سریال‏های پرمخاطب‏ سیمای ایلام انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که این سریال‏ها با بازنماییِ شکل خاصی از زنانگی به‌منزلة زنانگی هژمونیک، بر پذیرش و تقویت آن تأکید می‏کنند و در برابرِ بازنمایی زنانگی متکثرِ دیگری که در جامعه حضور دارند یا مقاومت کرده است یا از آن به‌مثابة زنانگی نابهنجار، نامتعارف و حاشیه‏‏ای یاد می‏کند.

هنر

نحوۀ بازنمایی زن در زیست‏ جهان مدرن در فیلم‌های اصغر فرهادی (مطالعۀ موردی: چهارشنبه‌سوری، دربارۀ الی و جدایی نادر از سیمین)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 147-170

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.60312

سهیلا صادقی فسائی، شیوا پروائی

چکیده فیلم‌های سینمایی، به‌طور ضمنی یا آشکار، تصویری از واقعیت‏های اجتماعی را بازنمایی می‏کنند؛ درواقع، بخشی از فرهنگ جنسیتی در رسانه‌ها بازتولید می‌شود.اصغر فرهادی از کارگردان‏هایی است که در فیلم‏هایش به مسائل و موضوعات خانوادگی و اجتماعی می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که در فیلم‌های سینمایی اصغر فرهادی، «زنان» در زیست‏جهان مدرن چگونه بازنمایی می‏شوند؟ این پرسش در چارچوب رویکرد بازنمایی مطرح شده است. روش تحقیق استفاده‌شده در این تحقیق، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی است و مضامین آشکار و پنهان موجود در فیلم‌های مطالعه‌شده شناسایی شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد فیلم‌های مطالعه‌شده بازنمایی‏ای از زنان با مقولاتی چون«برساخت زن مدرن در‌آمیخته به سنت؛ تضاد استقلال و وابستگی زنان؛ دروغ‏گویی و پنهان‏کاری زنان، خشونت علیه زنان؛ حضور مناسبات جنسیتی و روحیۀ مردسالارانه نسبت به زنان و ناامنی روان‌شناختی زنان» را به تصویر می‏کشند. این مقولات در‌نهایت مقولۀ هسته‏ای «زن در کشاکش سنت و مدرنیته» را خلق می‏کند.

جامعه شناسی

بازنمایی روابط درونی خانواده درپنج فیلم سینمای دهۀ 1380 ایران

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 171-192

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.60313

احسان آقابابایی، مهوش خادم الفقرایی

چکیده روابط اعضای خانوادة ایرانی، متناسب با شرایط جدید، در سال‌های کنونی تغییر کرده و در حال شکل‌پذیری به گونه‌ای جدید است. سینمای ایران با خلق کلیشه‌هایی از روابط، شخصیت‌ها و موقعیت‌ها، نقش مهمی در برساخت ذهنی انسان ایرانی به روابط خانوادگی دارد. در همین زمینه، این مقاله به دنبال توصیف بازنمایی روابط عمودی و افقی اعضای خانواده در فیلم‌ها، تفسیر کنش‌های اعضای خانواده در موقعیت‌های بحران و حل مسئله و تفسیر پیوند وضعیت خانواده در فیلم‌ها با شرایط اجتماعی و سیاسی دهة هشتاد است. روش استفاده‌شده، تحلیل روایت است که با کمک نظریة چتمن سامان یافته و حجم نمونه متشکل از پنج فیلم شام آخر (1380)، تب (1382)، رؤیای خیس (1384)، کنعان (1386) و هفت دقیقه تا پاییز (1388) از دهة هشتاد است. نتایج حاکی از آن است که خانوادۀ بازنمایی‌شده، خانواده‌ای بحران‌زده است. کنش‏های خشونت‌آمیز و رخداد طلاق، این بحران را نمایندگی می‏کنند و فاصله‌گیری از نقش‏های سنتی و فردگرایی دلایل این بحران‌اند. در این بین، سینمای ایران در موقعیت‌های بحران به جای حل مسئلۀ مورد نظر، یا با بازگشت به سنت‌ها به شکل موقت، آن را به تأخیر می‌اندازند یا با ایجاد ابهام در روابط و نقش‌ها به تشدید بحران منجر می‌شود.

باستان شناسی

بازنمایی الهة آناهیتا در شواهد باستان‌شناختی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 225-248

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.60316

بهروز افخمی، صبا فرج زاده، سید مهدی حسینی نیا

چکیده آب در ایران باستان بسیار ارجمند بوده است. برای پاسداری و محافظت از آب، چند ایزد وجود داشته که آناهیتا محبوب‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌آمد. محبوبیت و جایگاه آناهیتا را با بررسی در آثار هنری ایران باستان می‌توان مشاهده کرد. بی‌تردید، وجود و استمرار باورهای اساطیری و مذهبی برآمده از دل فرهنگ و تاریخ ایرانی، مهم‌ترین عامل حضور همیشگی آناهیتاست. بنابراین، نقش آناهیتا نه‌تنها به‌‌منزلۀ عنصری تجسمی در هنر، که بیشتر دربردارندة مفاهیمی نمادی و بنیادین بوده است. این تحقیق، به تجزیه‌وتحلیل تجسمی نقوش آناهیتا و توصیف فضاها و ترکیبات تصویری آن در هنر ادوار تاریخی ایران باستان از قبیل مهرها، سکه‌ها، نقوش برجسته‌ها و ظروف فلزی در دوران ساسانی و مقایسه با مناطق و حوزه‌های فرهنگی دیگر پرداخته است. تحقیق از نوع کیفی و روش آن تحلیلی‌ـ تطبیقی است و چنین نتیجه گرفته می‌شود که هستی و وجود تاریخی آناهیتا متعلق به میراث معنوی ایرانی است که صرفاً از جنبۀ مادی از مناطق و حوزه‌های فرهنگی دیگر چون؛ بابل، فنیقیه، یونان و روم باستان تأثیر پذیرفته است.

فرهنگی

شیوۀ بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی ایران و امریکا

دوره 8، شماره 1، بهار 1395، صفحه 83-99

https://doi.org/10.22059/jwica.2016.59117

اعظم راودراد، فروغ محمدی

چکیده رسانه‏ها نه‌تنها بازتاب‌دهندۀ واقعیت‌ها بلکه شکل‏دهندۀ آن‌اند و بر درک و شناخت ما از جهان پیرامون اثر می‏گذارند. به‏رغم آنکه زنان در دهه‏های اخیر در کنار نقش‏های سنتی خود به فعالیت در عرصه‏های اجتماعی، که در گذشته مختص مردان تلقی می‏شد، روی آورده‏ و جایگاه خود را در بسیاری از آن‌ها تثبیت کرده‏اند، به‏نظر می‏رسد رسانه‏ها همچنان تصویری کلیشه‏ای از آنان ارائه داده و بیشتر بر نقش‏های سنتی و ویژگی‏های برساختۀ آنان تأکید دارند. در این مطالعه، به دنبال شناخت نحوۀ بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی ایران و مقایسۀ آن با نحوۀ بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی امریکا هستیم. ابتدا با مرور برخی تحقیقات انجام‌شده در مورد امریکا وضعیت زنان در این تبلیغات تشریح شده است. سپس مقوله‏های قابل مقایسه از این تحقیقات استخراج و در مطالعۀ مورد ایران به‌کار گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که تبلیغات بازرگانی این دو کشور در زمینۀ بازنمایی زنان تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و اغلب شبیه به هم عمل می‏کنند و هر دو نقش‏ها و ویژگی‏هایی کلیشه‏ای را به زنان نسبت می‏دهند.

هنر

تحلیل روایی و نشانه‌شناختی تصویر زن مطلقه در سینمای ایران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 421-436

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58351

مریم رفعت جاه، نیلوفر هومن

چکیده این مطالعه تلاشی است برای واکاوی سوژۀ زن مطلقه در محتوای روایی و تصویری سینمای ایران. بدین منظور، با به‌کارگیری رویکرد برساخت‌گرا در نظریۀ بازنمایی استوارت هال، به‌منزلۀ چارچوب نظری، و با استفاده از روش تحلیل ساختار روایت بارت و تحلیل نشانه‌شناختی فیسک در سه سطح رمزگان واقعیت، بازنمایی و ایدئولوژی، فیلم‌های استراحت مطلق و ناهید تحلیل و ارزیابی شده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که: 1. ساختار روایی فیلم‌ها سه‌بخشی است، 2. روایت‌ها در فضای شهری اتفاق می‌افتد، 3. بحران‌هایی که زن مطلقه با آن‌ها مواجه می‌شود، مهم‌ترین مضامین را تشکیل می‌دهند، 4. زنِ با‌درایت مهم‌ترین تیپ مطرح است، 5. نشان‌دادن مردسالاری، تدبیر زنانه در برابر بی‌درایتی مردانه و تفوق شر بر خیر، مهم‌ترین دغدغه‌های ایدئولوژیک مطرح‌شده در فیلم‌ها هستند.

جامعه شناسی

بازنمایی جنسیت در پوستر فیلم‏ های پرفروش‏ پنجاه سال اخیر سینمای ایران

دوره 7، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 295-312

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.58296

احسان آقابابایی، داود زهرانی

چکیده امروزه، در گفتمان سینمایی، پوستر فیلم بخش مهمی از نمایش فیلم محسوب می‏شود. این پوسترها از گفتمان اجتماعی و سیاسی دوران ساخت فیلم متأثرند و هدف مقالۀ حاضر توصیف بازنمایی جنسیت در پوستر فیلم‏های پرفروش‏ تاریخ پنجاه سال اخیر سینمای ایران و تفسیر روند تغییرات محتوایی در ارتباط با شرایط گفتمانی دوران نمایش فیلم‏ها و پوسترهاست. برای نیل به هدف یادشده، 47 پوستر از ‏فیلم‏های پرفروش تاریخ پنجاه‌سالۀ اخیر سینمای ایران انتخاب شدند. همچنین، برای تحلیل از روش نشانه‏شناسی «گیلیان دیر» به‌منزلۀ چارچوب مفهومی استفاده شده است. گزارش‌نویسی مقاله نیز بر‌اساس روند تغییرات انجام شده است. نتایج نشان می‏دهند که به‌طور‌کلی پوسترهای فیلم‏ها مردمحورند و از گفتمان اجتماعی و سیاسی دوران نمایش تأثیر پذیرفته‏اند. بدین معنا که محتوای پوسترها از برنامۀ مدرنیزاسیون محمدرضا شاه، انقلاب اسلامی، جنگ هشت‌سالۀ ایران و عراق، نوسازی و مصرف‌گرایی تأثیر پذیرفته و در محتوای خود آن را بازنمایی کرده‌اند.

ارتباطات

تحلیل نشانه‏ شناختی هویت جنسیتی در تلویزیون

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jwica.2015.56774

ثریا احمدی، سید وحید عقیلی، سید محمد مهدیزاده

چکیده بازنمایی‏ زنان در رسانه‏ها بیان‏کنندة تصورات عمومی دربارة هویت و تفاوت‏های جنسیتی بوده و مدام در کار خلق یا تأیید یا تغییر این تصورات است. رسانه‏ها تلاش می‏کنند آنچه را می‏خواهند بازنمایی کنند، نه آنچه واقعیت دارد. مفهوم هویت جنسیتی، که در دنیای امروز به واسطة مدرنیته دگرگون شده، از موضوعاتی است که در دنیای واقع و در قاب تلویزیون تفاوت‏هایی یافته است. از‌این‌رو، این مقاله شیوة بازنمایی هویت جنسیتی را در محتوای روایی تلویزیون بررسی کرده است. بدین منظور، با استفاده از تحلیل نشانه‏شناختی فیسک در سه سطح رمزگان واقعیت، بازنمایی و ایدئولوژی سریال زمانه تحلیل و ارزیابی و با استفاده از رویکرد برساخت‏گرا در نظریة بازنمایی استوارت هال، به‌منزلة چارچوب نظری، این موضوع بررسی شده است. مؤلفه‏هایی مانند فردگرایی، استقلال مادی زنان، قدرت تصمیم‏گیری و انتخاب، الگوهای روابط بین فردی، سبک پوشش و مصرف کالا و نقش‏های حرفه‏ای زنان بازنمودی از جست‌وجوی هویت و مؤلفه‏های غالب هویتی مدرن‌اند. به نظر می‏رسد در این سریال بازنمایی‏های زنانه نمایش‌دهندة شخصیتی هستند که خصلت‏های سنتی و مدرن را به‌طور تلفیقی به همراه دارند. هویت سنتی با ارزش و نگرش‏ مادری و همسری به‌منزلة هویت برتر بازنمایی‌شده و هویت مدرن محتوم به بحران است.

تقابل سنت و مدرنیته؛ کشمکشی گفتمانی در الگوهای بازنمایی (تحلیلی بر شیوه های بازنمایی روابط دختر و پسر در سریال های ایرانی)

دوره 6، شماره 1، بهار 1393، صفحه 95-118

https://doi.org/10.22059/jwica.2014.51669

سهیلا صادقی فسایی، محمدحسین شریفی ساعی

چکیده امروزه همه ما در جامعه‌ رسانه‌ای غوطه‌وریم. در این میان، تلویزیون یکی از مهمترین ابزارهای جامعه­پذیری در جوامع مدرن است و سریال­های تلویزیونی یکی از بهترین ابزارهای انتقال ارزش­ها در زندگی اجتماعی. هدف از این پژوهش، تحلیل نشانه­شناختی شیوه­های بازنمایی روابط دختر و پسر در سریال­های تلویزیونی بوده است. بدین منظور با استفاده از روش نشانه­شناسی، به بررسی سه سریال ایرانی پربیننده در سال­های 1388، 1389 و 1390 پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می­دهند که این روابط در سریال­های مختلف، در مجموع در سه قاب­ گفتمانی متفاوت قرار می­گیرند: «گفتمان سنت»، «گفتمان نیمه­سنتی» و «گفتمان مدرن». هر یک از این گونه­ها با دلالت­های رسانه­ای مختلفی رمزگذاری شده­اند. گفتمان سنت، با «عدم رابطه» دختر و پسر همراه بود اما گفتمان نیمه­سنتی که برای انطباق سنت با نیازهای اجتماعی جدید پدید آمده است، میزان محدود و مشروعی از رابطه پیش از ازدواج بین دختر و پسر را پذیرفته است («روابط غیرعاشقانه»)؛ رابطه­ای که با اطلاع خانواده­ها صورت می­گیرد. در هر دو مورد، بازنمایی با "خوب ­نمایی" همراه بوده است. اما از سوی دیگر، در رسانه ملی با بازنمایی گفتمان مدرن در روابط دختر و پسر هم مواجه­ بوده­ایم. ویژگی الگوهای مدرن، پیدایش روابط عاطفی شدید پیش از ازدواج بین دختر و پسر بوده است؛ رابطه­ای که نه خانواده­ها از آن اطلاعی دارند و نه رضایتی. الگویی از بازنمایی که همیشه با "بدنمایی" رسانه­ای همراه بوده است. تقابل «سنت و مدرن» و «عقل و عشق» از مهمترین تقابل­های بازنمایی شده در این سریال­ها بوده است. 

نشانه شناختی تصویر زن در سینمای ابراهیم حاتمی کیا

دوره 4، شماره 1، بهار 1391، صفحه 85-105

https://doi.org/10.22059/jwica.2012.24395

سیدمحمد مهدیزاده، معصومه اسمعیلی

چکیده پژوهش حاضر با هدف نشانه شناختی تصویر زن در سینمای ابراهیم حاتمی کیا انجام شده است. فیلم های مورد بررسی چهار فیلم دیده بان، بوی پیراهن یوسف، روبان قرمز و دعوت، از شانزده فیلمی است که این فیلم ساز از 1365 تاکنون در چهار دور? جنگ، سازندگی، اصلاحات و اصولگرایی ساخته است. داده ها با استفاده از روش نشانه شناسی به صورت کیفی به دست آمده‌اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که زنان در فیلم‌های اولیه حاتمی‌کیا که به واسط? ارتباط با فضای جنگ، آثاری مردانه هستند، جایگاهی ندارند. مردها در محور رخدادها قرار داشتند و زن ها بدون حضور مردها تعریف نمی شدند، سوژه‌ها و موضوعاتی که اصلاً زن در آن ها جایگاهی نداشت. دور? اول فیلم سازی حاتمی کیا اصلاً به حضور زنان نیاز نداشت، اما از دوره های بعدی و با ورود حاتمی کیا به فضای شهر و تمرکز او روی مسائل اجتماعی جنگ، پای زنان طبیعتاً به سینمای حاتمی کیا باز می شود. اما همه این زن ها همواره یک نفر بوده و هستند و تنها با گذشت زمان ابراهیم حاتمی کیا، نقش زنان را پررنگ تر می کند.