مقاله پژوهشی
ادبیات
عزت ملاابراهیمی؛ ستاره نوبخت؛ محمد رضا کوهی
چکیده
پیر بوردیو، مردمشناس معاصر فرانسوی، به قابلیتهای ادبیات و ترسیم اوضاع اجتماعی توجه ویژهای دارد. از نظر او، قدرتیافتن یک فرد در میدانهای مختلف و میزان سهیمشدن او در مدیریت میدان قدرت به سرمایۀ خاصی بستگی ندارد، بلکه به حجم و ترکیبی از انواع سرمایهها وابسته است. از آنجا که جامعهشناسی انتقادی بوردیو، افزون بر بعد عینی و ...
بیشتر
پیر بوردیو، مردمشناس معاصر فرانسوی، به قابلیتهای ادبیات و ترسیم اوضاع اجتماعی توجه ویژهای دارد. از نظر او، قدرتیافتن یک فرد در میدانهای مختلف و میزان سهیمشدن او در مدیریت میدان قدرت به سرمایۀ خاصی بستگی ندارد، بلکه به حجم و ترکیبی از انواع سرمایهها وابسته است. از آنجا که جامعهشناسی انتقادی بوردیو، افزون بر بعد عینی و ساختاری، بعد ذهنی حیات اجتماعی را نیز مورد توجه قرار میدهد، میتواند ظرفیت لازم برای بازشناسی انواع سرمایهها را در رمان کارناوال شهر (کرنفال المدینه) در اختیار قرار دهد تا زمینۀ درک شرایط جامعۀ فلسطین فراهم شود. از اینرو پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر نظریۀ «انواع سرمایۀ» پیر بوردیو، به ارزیابی این رمان میپردازد و آن را در چهار سطح سرمایۀ فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نمادین واکاوی میکند. یافتههای تحقیق نشان میدهد سرمایۀ اجتماعی مردم فلسطین بهشدت رنگ باخته و سبب ایجاد محدودیتها و کاستیهایی در سرمایههای اقتصادی و فرهنگی آنها شده است. اما حضور پررنگ عشق در بستر خانواده و نیز در سطوح ملی، سرمایۀ نمادین بارزی در این داستان محسوب میشود. مبارزه با اشغالگری و امیدواری برای رفع محدودیتهای ریشهای نیز عامل نجاتدهنده و امیدبخش دیگری است که به زندگی نابسامان مردم فلسطین، جان تازهای میبخشد. در حقیقت سرمایۀ نمادین را میتوان اهرم مؤثری برای مواجهه با مشکلات فردی و اجتماعی شخصیتهای داستان و بهطور کل مردم فلسطین، در شرایط سخت و آشفتۀ اجتماعی بهشمار آورد.
مقاله پژوهشی
ادبیات
زهرا محققیان
چکیده
تحلیل پیوند میان جنسیت و استعمار، از محورهای بنیادین در مطالعات انتقادی گفتمان استعماری به شمار میرود. واکاوی ماهیت این ارتباط، نه تنها قلمرو مطالعات استعمارپژوهی را گسترش میدهد، بلکه ابعاد پیچیدهی موضوع جنسیت و نقشهای چندگانهی زنان را در دلِ پدیدهای چون استعمار بازنمایی میکند. سارا میلز، به عنوان نظریهپرداز و فمینیست ...
بیشتر
تحلیل پیوند میان جنسیت و استعمار، از محورهای بنیادین در مطالعات انتقادی گفتمان استعماری به شمار میرود. واکاوی ماهیت این ارتباط، نه تنها قلمرو مطالعات استعمارپژوهی را گسترش میدهد، بلکه ابعاد پیچیدهی موضوع جنسیت و نقشهای چندگانهی زنان را در دلِ پدیدهای چون استعمار بازنمایی میکند. سارا میلز، به عنوان نظریهپرداز و فمینیست ادبی معاصر، با رویکردی انتقادی و جنسیتی تبیین میکند که متون زننوشت، برخلاف غفلتِ رایج در جریان استعمارپژوهی، نقشی کلیدی در بسط و تداومِ ساختار استعماری ایفا کرده و واجد «عاملیتی فعالانه» هستند. با توجه به خلأ تئوریک در ادبیات فارسیِ این حوزه، نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن بررسیِ مبانی نظری میلز و دستاوردهای آن، با تحلیل یکی از نمونههای موردی وی، زوایای عملیِ این دیدگاه را واکاوی کند. در پایان نیز، قوتها و کاستیهای این نظریه با هدف جریانسازی در فضای فکری فارسیزبانان و کنشگران حقوق زنان مورد ارزیابی قرار میگیرد. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که میلز با استراتژی «استعمارزدایی از درون»، درصدد فراهم آوردن زمینههای رهایی از استعمار بیرونی است. از این منظر، تلاش او بیش از آنکه نقدی بر عملکرد زنان باشد، کنشی فمینیستی جهت اعتباربخشی به نوشتار زنانه و اثبات توانمندی و خلاقیت آنان در تولید آثار ادبی و هنری، حتی در بسترهای صلبِ تاریخی است.
مقاله پژوهشی
هنر
ساره سیاحی؛ رضا افهمی؛ فریناز فربود
چکیده
فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائۀ کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقشهایی متفاوت از بدن میشود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جداییپذیربودن ذهن و بدن در اندیشۀ اندیشمندان پدیدارشناس متأخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط ...
بیشتر
فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائۀ کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقشهایی متفاوت از بدن میشود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جداییپذیربودن ذهن و بدن در اندیشۀ اندیشمندان پدیدارشناس متأخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط فلسفۀ بدن جانسون با فشن مفهومی به مطالعۀ موردی سه هنرمند مطرح این حوزه یعنی ری کاواکوبو، الکساندر مککوئین و حسین چالایان پرداخته شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای جمعآوری اطلاعات از روش اسنادی (کتابخانه) استفاده شد. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که بدنمندی پدیدارشناختی از منظر مارک جانسون چگونه در فشن مفهومی و بدن زنان شکل گرفته است.
بهنظر میرسد در آثار مورد مطالعه، چهار مدل از بدنهای جانسون اعم از بومشناختی، پدیدارشناختی، اجتماعی و فرهنگی قابلتحلیل است. بدن بومشناختی که عدم جدایی ذهن و بدن را نشان میدهد، مهمترین بخش از اهداف طراحان لباس مورد مطالعه است؛ چرا که این طراحان در تلاشاند تا گفتمان تفکر، بدن و لباس را به شیوههای نو بدعتگذاری کنند. بدن فرهنگی و اجتماعی یکی از شاخصترین مفاهیم کار هنرمندان حوزۀ فشن مفهومی است که تفاوتهای فرهنگی و برهمکنشهای اجتماعی بدن با تأکید بر زنان را از طریق لباس به تصویر میکشد. از اینرو میتوان مفاهیم و معانی بدن از دیدگاه مارک جانسون را در فشن مفهومی مشاهده و تحلیل کرد.
مقاله پژوهشی
ادبیات
علی سلیمی؛ علی پروانه؛ حدیث دارابی
چکیده
جنبش زنان در جهان عرب ابتدا توسط مردان شروع شد، اما سرانجام زنان رهبری آن را بهدست گرفتند. «عایشه تیمور» شاعر سنتگرای مصری و «می زیاده» نویسندۀ نوگرای سوری از دو موضع متفاوت، ندای این آزادیخواهی را سر دادند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این جنبش در دنیای عرب با تأملی در اندیشۀ این دو نویسنده میپردازد و ...
بیشتر
جنبش زنان در جهان عرب ابتدا توسط مردان شروع شد، اما سرانجام زنان رهبری آن را بهدست گرفتند. «عایشه تیمور» شاعر سنتگرای مصری و «می زیاده» نویسندۀ نوگرای سوری از دو موضع متفاوت، ندای این آزادیخواهی را سر دادند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این جنبش در دنیای عرب با تأملی در اندیشۀ این دو نویسنده میپردازد و به این پرسش پاسخ میگوید که این جنبش چه فرازوفرودهایی پیموده است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد در جهان عرب، دو جریان فکری این موضوع را به چالش کشیدهاند. یکی سنتگرای افراطی و مخالف با هرگونه حضور زنان در جامعه و دیگری جریانی که پیشرفت زنان را فقط در آزادی بیقیدوشرط از سنتهای پیشین و تقلید از غرب میدانست. در این میان، یک رویکرد اعتدالی توسط عایشه تیمور و می زیاده بهوجود آمد که نقطۀ بهینۀ این جنبش را در ترکیبی متعادل از سنت و مدرنیسم، با رعایت شئون زندگی اجتماعی میدانست. هرچند خاستگاه فکری این دو بهکلی متفاوت بود، یکی در سنت اسلامی ریشه داشت و دیگری یک مسیحی متأثر از غرب و متمایل به مدرنیته بود، اما به باور آنها، ایجاد دگرگونی در نگاه به زن و رفتار با او، یک ضرورت تاریخی شمرده میشد؛ بنابراین، هرگاه بحث از حقوق تضییعشدۀ زنان به میان میآمد، این دو با هم یکصدا میشدند و این امر، نقشی بسیار مؤثر در پیشرفت این جنبش در جهان عرب بر جای گذاشت.
مقاله پژوهشی
هنر
نادیا معقولی؛ شقایق یعقوبی
چکیده
تعریف زنبودن در این جهان مردانه بهوسیلۀ نشانهها طبیعیسازی شده است. درواقع تمدن بشر برمبنای مردسالاری بنا شده و در این روند یکی از راههای کنترل و محدودکردن زنان، رواج باورها و ارزشگذاری جنسیتزده بوده است. در پژوهش حاضر با فرض اینکه امروزه مقادیر زیادی از این باورها با نحوۀ بازنمایی زنان در رسانه به جامعه القا میشود، آگهیهای ...
بیشتر
تعریف زنبودن در این جهان مردانه بهوسیلۀ نشانهها طبیعیسازی شده است. درواقع تمدن بشر برمبنای مردسالاری بنا شده و در این روند یکی از راههای کنترل و محدودکردن زنان، رواج باورها و ارزشگذاری جنسیتزده بوده است. در پژوهش حاضر با فرض اینکه امروزه مقادیر زیادی از این باورها با نحوۀ بازنمایی زنان در رسانه به جامعه القا میشود، آگهیهای بازرگانی تلویزیونی مواد شوینده از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ مورد توجه قرار گرفت؛ چرا که تلویزیون رسانهای تأثیرگذار در سبک زندگی و الگوی مصرف است و در بیشتر متون ذکرشده، مصرفکنندۀ اصلی این محصولات، زنان نمایانده شدهاند. تبلیغات مانند هر متن دیگری شامل نشانهها و لایههای معنایی است و برای پیبردن به این معانی و تأثیر آنها بر رواج مردسالاری در جامعه، از تحلیل نشانهشناسانه با رویکرد به نظریات ژولیا کریستوا اندیشمند انتقادی، استفاده شد که زنان را به رهایی سوبژکتیویتۀ خود دعوت میکند. بازنمایی امری است که سبب فرهنگسازی میشود و در بستری که بازنمایی براساس فرهنگ مردسالارانه شکل گیرد، این امر رواج مییابد و بدیهی تلقی میشود. در این راستا نحوۀ بازنمایی زن معناکاوی شد تا معانی جنسیتزده طبیعیسازی شود که سبب تثبیت باورهای مردسالارانه میشود.
مقاله پژوهشی
هنر
فاطمه متصدعی؛ فتح الله زارع خلیلی
چکیده
با افزایش آگاهی عمومی دربارۀ مسائل جنسیتی و تلاش برای اعطای جایگاه برابر به زنان، تبعیض مثبت در سینما، بهخصوص در مراسم اسکار در مقام بزرگترین رویداد سینمایی جهان، بهعنوان راهکاری برای توجه مضاعف به زنان و مسائلشان مطرح میشود. این امر موجب شده فیلمهایی با موضوع زنان در سالهای اخیر، در بخشهای مختلف اسکار، حضوری گسترده داشته ...
بیشتر
با افزایش آگاهی عمومی دربارۀ مسائل جنسیتی و تلاش برای اعطای جایگاه برابر به زنان، تبعیض مثبت در سینما، بهخصوص در مراسم اسکار در مقام بزرگترین رویداد سینمایی جهان، بهعنوان راهکاری برای توجه مضاعف به زنان و مسائلشان مطرح میشود. این امر موجب شده فیلمهایی با موضوع زنان در سالهای اخیر، در بخشهای مختلف اسکار، حضوری گسترده داشته باشند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که موضوع زن در این فیلمها، فرصتی برای ثبت حضور زنان در سینما است یا اینکه پوششی است بر بازتولید هژمونی مردسالار. نظریۀ فمینیستی فیلم، سینما را یک فناوری جنسیت میداند که میتواند با کلیشههای جنسیتی مقابله کند یا آنها را درونی سازد. طبق این نظریه باید از سطح محتوای ظاهری فیلمها گذشت و به تحلیل «شخصیتپردازی»، «ساختار بصری و صوتی» و «ساختار روایی» فیلمها پرداخت. برای پاسخ به سؤال این پژوهش، چهار فیلم با موضوع زنان (بلوند، حرفهای زنانه، بیچارگان و آناتومی یک سقوط) از مراسم اسکار در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ که نزدیک به زمان انجام این پژوهشاند (۲۰۲۴) انتخاب و سپس برحسب سه شاخصۀ مطرح در نظریۀ فمینیستی فیلم، تحلیل شدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علیرغم پیشرفت در حوزۀ آگاهی جنسیتی در سالهای اخیر، در کنار فیلمهایی که به دنبال ثبت حضور زنان بهعنوان یک سوژۀ اجتماعی هستند، فیلمهایی نیز حضور دارند که از طریق عملکردهای نهان در ساختار خود، هژمونی مردسالار را درونی میسازند و این عمل را زیر سطح محتوای ظاهری خود که نقد فرهنگ جنسیتی است، پنهان میکنند.
مقاله پژوهشی
هنر
محسن بدره؛ زهرا ستاریان؛ مهرانگیز شعاع کاظمی
چکیده
موضوع خیانت زن به شوهر در سالهای اخیر در سینمای ایران پرتکرار و در جامعه نیز با افزایش روبهرو شده که ضرورت بررسی آن را مینمایاند. با توجه به محدودیتهای شرعی، عرفی و مجوز ساخت و پخش فیلمها، سازندگان غالباً تلاش کردهاند تا صراحتاً به این مضمون نپردازند، بلکه آن را کنار مفاهیم دیگری قرار دهند تا برای مخاطب پذیرفتنیتر شود. چارچوب ...
بیشتر
موضوع خیانت زن به شوهر در سالهای اخیر در سینمای ایران پرتکرار و در جامعه نیز با افزایش روبهرو شده که ضرورت بررسی آن را مینمایاند. با توجه به محدودیتهای شرعی، عرفی و مجوز ساخت و پخش فیلمها، سازندگان غالباً تلاش کردهاند تا صراحتاً به این مضمون نپردازند، بلکه آن را کنار مفاهیم دیگری قرار دهند تا برای مخاطب پذیرفتنیتر شود. چارچوب ارزشیای که خیانت زن به شوهر در آنها تعریف میشود، از سالها قبل برساخته شده و حالا این مضمون را نیز در خود جای میدهد. این چارچوبهای ارزشی و ایدئولوژیک، گفتمان را میسازند؛ بنابراین، این پژوهش گفتمانی را که فیلم به آن تعلق دارد و مفاهیمی که در لایههای پنهان فیلم تبلیغ میشود مطالعه و تحلیل میکند. پژوهش براساس شیوۀ تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف به تحلیل گفتمان فیلمهای مغز استخوان، پل چوبی، بنفشۀ آفریقایی، شب یلدا، تیغ و ترمه، برف روی کاجها و علفزار میپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که خیانت زن به شوهر در فیلمهای بررسیشده تقبیح نمیشود، بلکه همراستا با ارزشهای پیشساختۀ دیگری تعریف و توجیه میشود. در چنین گفتمانی، رویکردهای غیردینی و ضددینی، فمینیستی، لیبرالیستی و مدرنیستی در کنار هم و در برابر رویکردهای دینمدارانه، خانوادهمحور، اخلاقمدار، سنتگرا و دارای هویت و اصالت بومی تعریف میشوند.