موضوعات = پژوهش هنر
هنر

واکاوی نقش‌مایۀ زن در قالی‌های تصویری دورۀ قاجار از منظر اروین پانوفسکی (1892-1968م.) (مطالعه موردی: سه قالیچه با نقش نیم‌تنۀ زن)

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 06 اردیبهشت 1404

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.376308.2034

الهه پنجه باشی، شقایق گدازگر

چکیده قالی‌های تصویری که حاصل پیوند سنت با تجدد هستند، در زمان حکومت قاجار به اوج تولید رسیدند. این قالی‌ها مضامین متنوعی مانند تصویر پادشاهان، آثار باستانی ایران، داستان‌های ادبی، مضامین دینی و تصویر حیوانات را دربرمی‌گرفتند. همچنین نمونه‌های متفاوتی از قالی‌های تصویری خلق شد که در آن‌ها تصویر زنان جایگزین نقش‌ونگارهای سنتی و مرسوم شد. هدف پژوهش حاضر، شناخت یکی از طرح‌های نادر قالی دستباف دورۀ قاجار با نقش نیم‌تنۀ زن و کشف علت خلق و لایه‌های معنایی مستتر آن، براساس رویکرد شمایل‌نگاری از منظر پانوفسکی است. سؤال پژوهش حاضر این است که علل پیدایش تصویر زن در قالیچه‌های تصویری دورۀ قاجار چیست و این تصاویر بر چه معنای نهفته‌ای دلالت دارند. پژوهش پیش‌رو از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. جمع‌آوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای صورت پذیرفته و تعداد نمونه‌های مورد مطالعه، سه قالیچۀ منقوش به نیم‌تنۀ زن است. در پیدایش تصویر زن بر قالیچه‌های تصویری زمان قاجار عوامل متعددی مانند هم‌زمانی خلق این قالیچه‌ها با دورۀ قاجار، گسترش روابط با اروپا، رواج چاپ سنگی، ورود عکس و کارت‌پستال‌ها به ایران، نقاشی طبیعت‌گرایانه، اندیشۀ انسان‌مدارانه، تغییر در سبک پوشش، روابط و جایگاه سیاسی-اجتماعی زنان و کثرت تصاویر زنان در آثار هنری دورۀ قاجار مؤثر بوده‌اند. همگامی هنرمندان با جنبش‌های آن زمان نشان‌دهندۀ هم‌آهنگی آشکار تصویر این قالیچه‌ها با تحولات فراوان حاکم بر این عصر است. قالی‌بافان قاجاری متأثر از شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمانۀ خود و نامطلع از خاورگرایی غربی‌ها، جریانات و تحولات جامعه را در قالیچه‌ها بازتاب می‌دهند.

هنر

سلیقه و سبک در طراحی مدِ لباس حلال، بازنمایی هویت در بستر سرمایه فرهنگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 تیر 1405

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.409205.2245

ربابه غزالی

چکیده این پژوهش به بررسی رابطه میان سلیقه و سبک در طراحی لباس با تأکید بر مد حلال می‌پردازد و می‌کوشد نسبت میان زیبایی‌شناسی فردی و هویت فرهنگی را تبیین کند. در این چارچوب، سلیقه به‌مثابه تجلی ترجیحات شخصی و تجربه زیباشناختی فرد تعریف می‌شود، در حالی‌که سبک به‌عنوان ساختاری فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در نظر گرفته می‌شود که الگوهای کلان طراحی را سامان می‌دهد. مد حلال، برخاسته از مفاهیم اسلامیِ حیا، عفت و مسئولیت اخلاقی، صرفاً مجموعه‌ای از محدودیت‌های پوششی نیست، بلکه نظامی معنایی و زیباشناختی است که در پی ایجاد تعادل میان پوشیدگی، آراستگی، هویت‌مندی و خلاقیت قرار دارد.
با اتکا به رویکرد انسان‌شناختی و بهره‌گیری از نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، این پژوهش نشان می‌دهد که مد حلال طی دو دهه اخیر از جریانی حاشیه‌ای به یکی از میدان‌های تأثیرگذار فرهنگی و اقتصادی بدل شده است. در این روند، مد حلال نه‌تنها به بازتعریف پوشش اسلامی انجامیده، بلکه به ابزاری برای هویت‌یابی، تمایز اجتماعی و بازنمایی نمادین ارزش‌های دینی در قالب سبک پوشش تبدیل شده است. با وجود این اهمیت، ادبیات پژوهشی موجود همچنان با خلأ نظری قابل‌توجهی مواجه است؛ به‌ویژه فقدان چارچوبی منسجم که بتواند رابطه‌ی میان سلیقه فردی، سبک طراحی و اصول زیباشناختی–اخلاقی اسلام را به‌صورت نظام‌مند تبیین کند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه تحلیلی میان‌رشته‌ای مبتنی بر طراحی لباس و انسان‌شناسی، منطبق با آموزه‌های اسلامی، به‌منظور روشن‌ساختن این روابط مفهومی است.

هنر

« خوانش مفهوم «فرودست» در طراحی نقاب هوشمند «آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید»از بهناز فرهی

دوره 18، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 165-189

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.361796.1939

فاطمه مرسلی توحیدی

چکیده گایاتری چاکراورتی اسپیواک، نظریه‌پرداز فمنیسم پسااستعماری، با وام گرفتن اصطلاح «فرودست» از سنت مطالعات مارکسیستی، این مفهوم انتقادی را در توصیف زنان، به مثابه دیگریِ فرودست و در حاشیه، در چهارچوب نظریه پسااستعماری تبیین کرد. «آیا فرودست می‌تواند سخن بگوید»، عنوان پروژه نقاب‌های تعاملیِ هوشمند، طراحی شده توسط بهناز فرهی، معمار و طراح لباس هوشمندِ ایرانی‌الاصل است که اجرای آن با الهام از نقاب‌های زنان بندری جنوب ایران، صورت گرفته است. پروژه نقاب‌های چشمک زن با ایجاد زبان اختصاصی برای ارتباط، به سوژه فرودست امکان مقاومت در برابر هژمونی مردسالار می‌دهد و با هدف گسترش حوزه طراحی انتقادی بر پیکره فناوری‌های نوین و هوشمند، طراحی شده است.
پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی، بر آن است تا با اشاره به ظرفیت‌های گسترده پوشیدنی‌های تعاملی هوشمند در حوزه بیانگری و بسط مفاهیم انتقادی، به خوانش مفهوم فرهنگی سوبالترن و روابط در هم تنیده آن با مناسبات قدرت، بپردازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است، مقاومت، به مثابه همبسته دائمی نهاد قدرت، درنقاب هوشمند «آیا فرودست می تواند سخن بگوید» ازطریق توسعه زبان فردی و تولید کد مورس توسط هوش مصنوعی، به محدود کردن سلطه سوژه می‌انجامد؛ تا جایی که می‌توان این کنش سوژه‌زدا و مرکز‌گریز را در شکل امکان «اشکال ایجابی مقاومت» از سوی دیگری فرودست، تفسیر کرد.

هنر

بررسی عناصر و شاخصه‌های موثردر طراحی پوشاک ورزشی زنان ایرانی از المپیک 1996 تا 2020 با استفاده از نظریه کارکردگرایی

دوره 18، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 191-212

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.375758.2044

فرشته بدرخانی، امیرحسین چیت سازیان، صدیقه نایفی

چکیده اهمیت لباس در اجرای فعالیت‌ها و برنامه‌های ورزشی بر کسی پوشیده نیست، در این مقاله کوشش شده‌است تا لباس‌های رسمی زنان در هفت دورة حضور مسابقات المپیک تابستانی پس از انقلاب اسلامی ایران بررسی شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای سعی در تحلیل لباس‌های زنان المپیکی ایران با استفاده از عکس‌های سایت‌های معتبر داخلی و خارجی داشته و باتوجه به نظریه کارکردگرایی در مورد تبیین ارتباط انسان با محیط خود به ارزیابی این لباس‌ها پرداخته‌است. داده‌ها که تعداد 62 تصویر لباس زنان المپیکی ایران بوده، به صورت هدفمند انتخاب شده‌اند و تحلیل محتوا نیز از نوع کیفی است. پاسخ‌گویی به سؤالاتی در خصوص عوامل زمینه‌ای تأثیرگذار بر طراحی و تولید این نوع از پوشاک به لحاظ کارکردگرایی و همچنین شناسایی بُعد زیبایی‌شناختی از لحاظ رنگ و تزیینات البسه نیز از اهداف این پژوهش می‌باشند. نتایج نشان داد که عوامل فرهنگ، دین، نوع ورزش و شرایط جغرافیایی بر طراحی این لباس‌ها از لحاظ فنی و هنری تأثیرگذار بوده‌است و تغییرات شکل گرفته در طراحی این لباس‌ها به‌صورت تدریجی پدیدار شده است.. از دیگر یافته‌ها در این پژوهش وجود دید سطحی در بعد زیبایی‌شناسی و نبود نشانه‌های فرهنگی ایرانی_اسلامی در تزیینات لباس‌ها و فقدان انسجام در طراحی لباس‌ها است.

هنر

مؤلفه‌های فمینیسم در فیلم‌های برگزیدۀ جشنواره‌های بین‌المللی سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی

دوره 18، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 259-281

https://doi.org/10.22059/jwica.2026.385321.2103

سید جواد ظفرمند، - فاطمه متصدعی

چکیده این پژوهش به تبیین مؤلفه‌های فمینیسم در فیلم‌های سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی برگزیده در جشنواره‌های بین‌المللی می‌پردازد. هدف، بررسی تطبیقی تحول این مؤلفه‌ها طی سه دهه (۱۳۷۰-۱۳۹۰) و شناخت تحولات رویکردهای سه نسل از فیلم‌سازان زن ایرانی به مسائل جنسیتی است. باوجود حضور برجستۀ زنان در سینمای پس از انقلاب ایران، مطالعات نظام‌مند دربارۀ تجلی گفتمان فمینیسم در آثارشان، به‌ویژه آثاری که در جشنواره‌های بین‌المللی به نمایندگی از سینمای زنان ایران حضور داشته‌اند، انجام نشده است. این پژوهش با تمرکز بر شکاف موجود، به بررسی سیر تحول مؤلفه‌های فمینیستی در سه نسل فیلم‌سازان زن و تعامل آن با شرایط اجتماعی ایران می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که بنی‌اعتماد (دهه ۷۰) با فمینیسم رادیکال و موج دوم هم‌راستاست. میلانی (دهه ۸۰) به فمینیسم رادیکال، لیبرال و سوسیالیستی گرایش دارد، اما گرایش به فمینیسم رادیکال و موج دوم، در آثار او نیز، غالب است. پناهنده (دهه ۹۰) ضمن تأکید بر فمینیسم رادیکال و موج دوم فمینیسم، به فمینیسم لیبرال و موج اول فمینیسم رجعت می‌کند. از منظر کمّی، داده‌ها تأیید می‌کنند که بیش از ۹۰٪ مضامین در کل آثار منتخب، متعلق به موج‌های اول و دوم هستند و مؤلفه‌های موج سوم سهمی نزدیک به صفر دارند. بدین ترتیب، نتایج پژوهش بیانگر ایستایی گفتمانی در سینمای زنان ایران، و نشان‌دهندة آن است که این سینما علی‌رغم ظرفیت‌های انتقادی، در یک چرخۀ تکراریِ مطالبات حل‌نشده، گرفتار آمده است.

هنر

زن در خوانش پوستر بیناتمدنی استارباکس، از منظر بیش‌متنیت ژرارد ژنت

دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 62-84

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.383243.2089

صفیه حاتمی، اکرم محمدی زاده، آرزو خانپور

چکیده استارباکس نام بزرگ‌ترین کافی‌شاپ زنجیره‌ای جهان در آمریکا با بیش از 28000 شعبه در سرتاسر جهان است. لوگو این برند با برگرفتگی از سایرن، یکی از زنان اساطیری یونان، طراحی شده و استارباکس ویژگی زیبایی، جذابیت و اغواگری او را به‌عنوان نمادی از جذابیت خود در جذب مشتری به‌کار برده است. لوگو این برند توسط مسعود نجابتی، هنرمند پیشکسوت معاصر، دستمایۀ خلق اثری بیناتمدنی شده است. لزوم شناخت فرایند تولید معانی مرتبط با زن و نحوۀ بازنمایی آن در هنر معاصر براساس نظریات جدید بیانگر ضرورت این تحقیق است. این مقاله معطوف به این هدف است که اثر نجابتی را براساس رویکرد بیش‌متنیت ژنت که نقش زیادی در شکل‌گیری، خوانش و نقد آثار بیناتمدنی دارد، تحلیل کند و به این سؤالات پاسخ دهد: 1. در فرایند برگرفتگی پوستر استارباکس، از لوگو استارباکس چه نظام‌های نشانه‌ای و چگونه مورد همان‌گونگی یا تراگونگی قرارگرفته‌اند؟ 2. مفاهیم صریح و ضمنی، هماهنگ یا متضاد مرتبط با زن در لوگو استارباکس و پوستر آن کدام‌اند؟ مقالۀ حاضر کیفی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. نتایج تحلیل اطلاعات که به شیوۀ کتابخانه‌ای گردآوری شد نشان داد گونه بیش‌متنی در این اثر از نوع تراوستیسمان است. شعار رایج گفتمان آزادی‌خواهانه در ایران و غرب برون‌‌متن مورد اقتباس نظام نوشتاری است و این اثر بیناتمدنی، بینافرهنگی و ترجمه‌ای کوشیده است با ایجاد تراانگیزشی، تراارزشی، تراوجهی، تراقهرمانی و ترازمانی از طریق نظام نوشتاری و تصویری، دلالت‌های مفهومی حاکم بر ایدئولوژی آزادی‌خواهانۀ غربی را، با مطرح‌کردن مفاهیم ضمنی مانند ظلم، منفعت‌طلبی و سوءاستفاده به چالش بکشد.

هنر

مقایسۀ تطبیقی تحلیل پدیدارشناسی بدن زنان در فشن مفهومی از منظر مارک جانسون: مطالعۀ موردی آثار ری کاواکوبو، الکساندر مک‌کوئین و حسین چالایان

دوره 17، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 461-480

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.378256.2046

ساره سیاحی، رضا افهمی، فریناز فربود

چکیده فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائۀ کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقش‌هایی متفاوت از بدن می‌شود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جدایی‌پذیربودن ذهن و بدن در اندیشۀ اندیشمندان پدیدارشناس متأخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط فلسفۀ بدن جانسون با فشن مفهومی به مطالعۀ موردی سه هنرمند مطرح این حوزه یعنی ری کاواکوبو، الکساندر مک‌کوئین و حسین چالایان پرداخته شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای جمع‌آوری اطلاعات از روش اسنادی (کتابخانه) استفاده شد. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که بدن‌مندی پدیدارشناختی از منظر مارک جانسون چگونه در فشن مفهومی و بدن زنان شکل گرفته است.  به‌نظر می‌رسد در آثار مورد مطالعه، چهار مدل از بدن‌های جانسون اعم از بوم‌شناختی، پدیدارشناختی، اجتماعی و فرهنگی قابل‌تحلیل است. بدن بوم‌شناختی که عدم جدایی ذهن و بدن را نشان می‌دهد، مهم‌ترین بخش از اهداف طراحان لباس مورد مطالعه است؛ چرا که این طراحان در تلاش‌اند تا گفتمان تفکر، بدن و لباس را به شیوه‌های نو بدعت‌گذاری کنند. بدن فرهنگی و اجتماعی یکی از شاخص‌ترین مفاهیم کار هنرمندان حوزۀ فشن مفهومی است که تفاوت‌های فرهنگی و برهم‌کنش‌های اجتماعی بدن با تأکید بر زنان را از طریق لباس به تصویر می‌کشد. از این‌رو می‌توان مفاهیم و معانی بدن از دیدگاه مارک جانسون را در فشن مفهومی مشاهده و تحلیل کرد.  

هنر

تحلیل نشانه‌شناسانۀ بازنمایی زنان در تبلیغات با رویکرد نظریات ژولیا کریستوا

دوره 17، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 498-518

https://doi.org/10.22059/jwica.2025.381328.2070

نادیا معقولی، شقایق یعقوبی

چکیده تعریف زن‌بودن در این جهان مردانه به‌وسیلۀ نشانه‌ها طبیعی‌سازی شده است. درواقع تمدن بشر برمبنای مردسالاری بنا شده و در این روند یکی از راه‌های کنترل و محدودکردن زنان، رواج باورها و ارزش‌گذاری جنسیت‌زده بوده است. در پژوهش حاضر با فرض اینکه امروزه مقادیر زیادی از این باورها با نحوۀ بازنمایی زنان در رسانه به جامعه القا می‌شود، آگهی‌های بازرگانی تلویزیونی مواد شوینده از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ مورد توجه قرار گرفت؛ چرا که تلویزیون رسانه‌ای تأثیرگذار در سبک زندگی و الگوی مصرف است و در بیشتر متون ذکرشده، مصرف‌کنندۀ اصلی این محصولات، زنان نمایانده شده‌اند. تبلیغات مانند هر متن دیگری شامل نشانه‌ها و لایه‌های معنایی است و برای پی‌بردن به این معانی و تأثیر آن‌ها بر رواج مردسالاری در جامعه، از تحلیل نشانه‌شناسانه با رویکرد به نظریات ژولیا کریستوا اندیشمند انتقادی، استفاده شد که زنان را به رهایی سوبژکتیویتۀ خود دعوت می‌کند. بازنمایی امری است که سبب فرهنگ‌سازی می‌شود و در بستری که بازنمایی براساس فرهنگ مردسالارانه شکل گیرد، این امر رواج می‌یابد و بدیهی تلقی می‌شود. در این راستا نحوۀ بازنمایی زن معناکاوی شد تا معانی جنسیت‌زده طبیعی‌سازی شود که سبب تثبیت باورهای مردسالارانه می‌شود.

هنر

شمایل‌شناسی جایگاه زن در نگارۀ اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامۀ طهماسبی (962-967 ق) با آرای اروین پانوفسکی (1892-1968 م)

دوره 17، شماره 1، بهار 1404، صفحه 21-38

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.364193.1960

الهه پنجه باشی، مطهره سیفی

چکیده شاه طهماسب صفوی در نیمۀ دوم حکومتش راه افراطی‌گری را در پیش گرفت و زنان را خانه‌نشین کرد. فالنامۀ طهماسبی (962-967 ق) به سفارش شاه طهماسب نگارش شد. اروین پانوفسکی (1968-1892 م) از پژوهشگران تاریخ هنر است که رویکرد شمایل‌شناسی را روشمند کرد. او سه سطح معنایی برای خوانش اثر هنری قائل شد که در آن، محقق به دنبال ارزش‌های نمادین یک جامعه است که هنرمند ناخودآگاه در اثرش بازتاب می‌دهد. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که با توجه به آرای پانوفسکی چه باور نهادینه‌شده‌ای دربارۀ زن در نگارۀ اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامۀ طهماسبی بازتاب یافته است. هدف پژوهش، ریشه‌یابی باورهای دورۀ شاه طهماسب دربارۀ جایگاه زن و بازتاب آن در این نگاره در فالنامۀ طهماسبی است. پژوهش به شیوۀ کیفی و تطبیقی-تحلیلی انجام می‌گیرد و هدف آن بنیادی است. روش جمع‌آوری مطالب کتابخانه‌ای است و با رویکرد شمایل‌شناسانه صورت گرفته است. نمونۀ آماری، نگارۀ اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامۀ طهماسبی است. مطابق نتایج، نگاره متأثر از قرآن است، اما عناصری در آن (حالت سرزنشگر آدم نسبت به حوا، طاووس، مار-اژدها) هستند که در قرآن نیامده است. پس نگارگر از متون دیگری الهام گرفته است که برگرفته از منابع باستانی‌اند. ریشۀ محدودیت‌های زنان در این دوره را می‌توان باورهای افراطی دانست که از استحاله‌های کهنی مانند جنگ دو جنسیت نرینه و مادینه، انجام گناه نخستین توسط حوا و سرزنش جنس زن می‌آید؛ بنابراین نگاره به‌منزلۀ سندی است که بازتاب‌دهندۀ این باورها دربارۀ زن در جامعۀ مردسالار عصر شاه طهماسب است.

هنر

عوامل مؤثر بر انتخاب لباس اجتماع زنان با رویکرد مدیریت بدن فوکو و گیدنز (مطالعۀ موردی: زنان 20 تا 30 ساله در شهر تهران)

دوره 17، شماره 1، بهار 1404، صفحه 57-75

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.363645.1950

مریم مونسی سرخه

چکیده مدیریت بدن و رابطۀ آن با قلمروهای اجتماعی و فرهنگی (جامعه‌شناسی بدن)، انسان را عاملی جسم‌مند تعریف می‌کند. به عبارتی بودن در جهان و آگاهی انسان توسط بدن معین می‌شود. لباس یک تمهید دلالت‌گرایانه و متأثر از رخدادهای اجتماعی است که روی بدن قرار می‌گیرد. با اجتماعی‌شدن انسان، بدن او به‌عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی تعریف می‌شود و برخی کردارهای بدنی اهمیت می‌یابند. مدیریت بدن فرد به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگی‌های ظاهری، رابطۀ مستقیمی با انتخاب نوع لباس دارد. سؤال پژوهش این است که عوامل مؤثر بر انتخاب انواع لباس اجتماع زنان، با رویکرد مدیریت بدن فوکو و گیدنز چیست. هدف پژوهش، شناخت عوامل انتخاب لباس اجتماع زنان برای نمایش اندام مطابق با رویکرد مدیریت بدن است. روش پژوهش تحلیلی، همبستگی و پیمایشی و شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و میدانی است. جامعۀ آماری شامل زنان 20 تا 30 ساله در شهر تهران و تعداد نمونه 384 نفر است. داده‌ها با پرسشنامۀ محقق‌ساخته به روش تصادفی ساده جمع‌آوری شدند. یافته‌ها نشان داد مدیریت بدن در ساختارهای اجتماعی متغیر است. گاهی انتخاب لباس اجتماع برای متناسب‌سازی با تفکر سایرین در جامعه و ابزار قدرت است و گاهی برای دستیابی به پذیرش‌های مثبت و همسو با فعالیت‌های اجتماعی است

هنر

نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و بررسی عوامل تأثیرگذار در آن (مطالعۀ موردی: دختران و زنان 20 تا 40 سال شهر تهران در سال 1400-1401)

دوره 17، شماره 1، بهار 1404، صفحه 77-98

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.363841.1955

مریم نیک‌روش، عباس نامجو

چکیده پوشاک زنان در نقش پدیده‌ای اجتماعی پس از انقلاب، تغییرات فراوانی پیدا کرد و سبک خیابانی پوشش روزمره تنوع یافت. با توجه به آنکه تیپ هنری یکی از سبک‌های رایج پوشش دهه‌های اخیر و از خرده‌فرهنگ‌های شکل‌دهندۀ فرهنگ ایرانی است، پژوهش حاضر با هدف شناخت تیپ هنری به گروش پوشاک دختران و زنان شهر تهران صورت گرفته و نسبت تیپ هنری به گروش پوشاک و عوامل اثرگذار در آن را بررسی می‌کند. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعۀ آماری آن شامل دختران و زنان 20 تا 40 سالۀ هنری‌پوش است. حجم نمونه 123 نفر از بین گروه‌های هنری و غیرهنری انتخاب شد و جمع‌آوری داده‌ها با پرسشنامۀ محقق‌ساخته صورت گرفت. براساس یافته‌ها، رشتۀ تحصیلی و شغل هنری با گروش به تیپ هنری ارتباط دارد. بین تنوع و آزادی در طرح و رنگ، اکسسوری‌ها، جذابیت، به‌کارگیری و تلفیق نقوش سنتی، مدرن و دست‌دوز، ارتباط معنادار وجود دارد. گسترش تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی، افزایش هنرمندان دانشگاهی و غیردانشگاهی، بازاندیشی هویت زنان در جامعۀ ایران با گروش به تیپ هنری ارتباط معناداری دارد. طبق نتایج، تیپ هنری در بین هنرمندان، فراوانی بیشتری دارد. خاستگاه خانوادگی تأثیری در گروش به این سبک ندارد. گروش رشته‌ها و مشاغل غیرهنری نشان داد تیپ هنری به‌عنوان یکی از سبک‌های خرده‌فرهنگ خاص بر سایر افراد جامعه تأثیرگذار است. طیف وسیع طرح، رنگ و مدل بیشترین تأثیر را در گروش به تیپ هنری نشان داد

هنر

بازنمایی هویت فرهنگی زنان و دختران درطرح جلد داستان‌های کودک کشورهای عربی

دوره 16، شماره 4، زمستان 1403

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.363476.1951

غفران بریمو، عفت السادات افضل طوسی

چکیده تصویرسازی جلد کتاب‌های کودکان به‌عنوان یک رسانه، نقش مهمی در انتقال مفاهیم فرهنگی ایفا می‌کند؛ تصاویری که می‌توانند هویت فرهنگی کودک را به‌صورت غیرمستقیم تقویت کنند.
پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که هویت فرهنگی دختران و زنان در تصویرسازی جلد داستان‌های کودکان کشورهای عربی چگونه نمایش داده شده است. به این ترتیب با هدف شناخت هویت فرهنگی به‌ویژه هویت عربی دختران و زنان عرب‌زبان به بررسی جامعه آماری پرداخته شد. در این راستا 249 جلد کتاب داستانی از شش کشور عربی شامل مصر، عراق، لبنان، سوریه، عربستان سعودی و امارات متحدۀ عربی برای گروه سنی ب مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش، تحلیلی-تطبیقی است.
نتایج نشان داد غنی‌ترین کشور در زمینۀ نمادهای تصویری فرهنگی امارات متحدۀ عربی و ضعیف‌ترین کشور در این زمینه سوریه است. چهرۀ دختران و زنان عرب در بیشتر تصاویر به چشم می‌خورد. همچنین نخل به‌عنوان نمادی از جغرافیای طبیعی به‌ویژه در انتشارات عراق، نماد مهمی از هویت عربی است. تزئینات نیز نقش مهمی در نمایش هویت اسلامی این کشورها داشته‌اند. زنان سالمند در طرح جلد اغلب انواع داستان محجبه هستند و حجاب یکی از بارزترین نمادهای تصویری است، اما این نماد در کشورهای لبنان و سوریه، در تمام گروه‌های سنی کم‌رنگ است. به‌نظر می‌رسد می‌توان به این نتیجۀ کلی دست یافت که هویت دختران و زنان روی جلد کتاب‌های کودک کشورهای عربی جامعۀ آماری پژوهش حاضر آمیزه‌ای از نمادهای هویت عربی و اسلامی است. اما بیش از همه بر نمادهای جغرافیایی و طبیعی تأکید شده است.

هنر

نقش زنان بختیاری در توسعۀ گردشگری و اقتصاد محلی با تأکید بر کارآفرینی اجتماعی و تولید پوشاک سنتی در الگووارۀ پایدار

دوره 16، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 377-398

https://doi.org/10.22059/jwica.2024.370343.2000

سهیلا خسروی، روشنک داوری

چکیده رشد اقتصاد بومی و محلی و توانمندسازی زنان با بهره‌گیری از شیوه‌های گوناگون از جمله کارآفرینی اجتماعی در بستر توسعۀ پایدار، از اهدافی است که در این حوزه دنبال می‌شود. پژوهش حاضر، با هدف بررسی و تحلیل نقش زنان بختیاری در توسعۀ گردشگری و اقتصاد محلی ایران با تأکید بر اهمیت نقش کارآفرینی اجتماعی و تولید پوشاک سنتی بختیاری به‌عنوان عوامل کلیدی در این توسعه می‌پردازد. این تحقیق، از روش‌های کیفی و کمی بهره گرفته است. جمع‌آوری داده‌ها با پرسشنامه و مصاحبه‌های میدانی با مردم استان چهارمحال و بختیاری و مطالعات کتابخانه‌ای انجام شده است. جامعۀ آماری، زنان بختیاری و نمونۀ مورد سنجش 389 نفر هستند و تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری و مدل‌های تحلیلی انجام گرفته است. نتایج نشان می‌دهد زنان قوم بختیاری تأثیر بسزایی بر توسعۀ گردشگری و اقتصاد محلی دارند و با کارآفرینی اجتماعی، به ایجاد فرصت‌های شغلی و توسعۀ فعالیت‌های اقتصادی محلی می‌پردازند. تولید پوشاک سنتی بختیاری به‌عنوان یکی از مشاغل اصلی، نقش ویژه‌ای در ترویج و توسعۀ گردشگری فرهنگی و تاریخی مناطق مورد نظر و توانمندسازی زنان دارد. براساس یافته‌ها، توسعۀ کارآفرینی اجتماعی و تولید پوشاک سنتی می‌تواند به افزایش رفاه افراد این اقوام و مناطق محلی کمک کند. در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های محلی، توجه به این نکته و اخذ تدابیر مناسب به‌منظور حمایت از این فعالیت‌ها و توسعۀ آن‌ها می‌تواند قدم مناسبی در مسیر تحقق اهداف توسعۀ پایدار باشد.

هنر

شمایل شناسی نقش مایۀ زن در دیوارنگاره های سقانفار کیجاتکیۀ بابل

دوره 16، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 287-313

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.354892.1890

ثمره رضائی، عطیه یوزباشی

چکیده سقانفارها بناهایی مربوط به دورۀ قاجارند که برخاسته از معماری بومی و آیینی مازندران هستند. در نقوش تصویری دیوارنگاره‌های سقانفار کیجاتکیۀ بابل، مضامین تصویری با محوریت زن به‌وفور دیده می‌شود. این پژوهش با هدف شناخت مضامین تصویری دیوارنگاره‌های سقانفار کیجاتکیۀ بابل و علل اهمیت نقش‌مایۀ زن و تحلیل بار معنایی این نقوش براساس رویکرد شمایل‌شناسی صورت گرفت. سؤالات پژوهش عبارت‌اند از: 1. چه مضامینی در دیوارنگاره‌های سقانفار کیجاتکیۀ بابل قابل‌مشاهده است؟ 2. دلایل ظهور و وفور نقش‌مایۀ زنانه در دیوارنگاره‌های سقانفار کیجاتکیۀ بابل چیست؟ 3. بار معنایی لایه‌های نقش‌مایۀ زن در سقانفار کیجاتکیۀ بابل براساس رویکرد شمایل‌شناسی چیست؟ این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. از هر تقسیم‌بندی نقوش سقانفارها به شیوۀ غیرتصادفی (حماسی، ماورایی، نمادین و فعالیت روزمره) یک تصویر شاخص با رویکرد شمایل‌شناسی تشریح شده است. مسئلۀ بازتعریف نقش زن در جامعه، خانواده و عرصۀ هنر در دوران قاجار اوج گرفت. از سوی دیگر، تأثیر منطقۀ جغرافیایی و شیوۀ امرارمعاش، مفهوم جنسیت را در مناطق شمالی ایران متحول کرد. در ظهور نقش‌مایۀ زنان، عوامل تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حائز اهمیت هستند. هم‌زمانی برهۀ تاریخی بنای تکیه با دورۀ قاجار، تغییرات بنیادین در روابط اجتماعی، سبک پوشش، جایگاه سیاسی و تعدد تصاویر زنان در دورۀ قاجار گویای پیوند مستقیم این نقوش با تحولات سیاسی-اجتماعی حاکم بر جامعۀ زمان خود است و تأثیرپذیری هنرمندان بومی در انعکاس از شرایط سیاسی و اجتماعی را در یک بافت تاریخی خاص روایت می‌کند.

هنر

تأثیر روابط بینامتنی داستان بلند مار و مرد در جلب مشارکت مخاطب در جریان خوانش متن (با درنظرگیری نقش شخصیت زن در خوانش بینامتنی اثر)

دوره 16، شماره 1، بهار 1403، صفحه 111-132

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.366445.1975

شاهرخ امیریان، یعقوب آژند

چکیده داستان بلند مار و مرد (1355-1357) اثری از سیمین دانشور است که براساس روایت‌های اسطوره‌ای، متون مقدس و روایت‌های مذهبی نوشته شده است. مبنای نظری این نوشتار در مطالعه و بررسی سهم بینامتنی روایات مذکور در ساخت و پرداخت آن اثر ادبی، تعریف نظری لوران ژنی از مفهوم بینامتنیت در مقالۀ «راهبرد اشکال» است که در آن، در تفاوت دریافت خود از بینامتنیت (معروف به بینامتنیت نرم) و بینامتنیت ژولیا کریستوا (معروف به بینامتنیت سخت) پیشنهاد می‌کند: زمانی باید از بینامتنیت سخن به میان آورد که بتوان عناصری فراتر از واحد لغوی از متن پیشین را در متن جدید بازیابی کرد. به عبارت دیگر ارتباط متن‌های مورد نظر، فراتر از ارتباط واژگانی و روابط صوری است. ژنی ارتباط بینامتنی دو متن را نه با جمع مبهم و مرموز تأثیرات یکی بر دیگری، بلکه با میزان ارتباط درونی دو متن با یکدیگر و چگونگی نفوذ و تأثیرگذاری یکی بر دیگری مرتبط دانسته و بر دو نوع بینامتنیت قوی و ضعیف تأکید می‌کند. از نظر او، زمانی که دو متن دست‌کم از دو جنبۀ صوری و مضمونی با هم ارتباط داشته باشند، بینامتنیت قوی و زمانی که ارتباط متون با یکدیگر در یکی از این دو سطح متوقف شود، بینامتنیت ضعیف برقرار می‌شود. پژوهش حاضر از حیث نوع، مطالعه‌ای کیفی محسوب می‌شود. داده‌های مطالعاتی جستار از منابع کتابخانه‌ای مهیا شده است. پردازش تحلیل داده‌ها با روش توصیفی-تحلیلی انجام می‌شود. جستار در نتیجه با رابطه‌جویی کاربست شخصیت زن و بینامتنیت، متن مار و مرد را از دیدگاه خوانش مخاطب بارت تبیین می‌کند.

هنر

خوانش ترامتنی قالیچه زن نشسته محفوظ در گالری احدزاده

دوره 15، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 493-515

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.353617.1877

ساحل عرفان منش

چکیده در دوره قاجار تصاویر زنان بیشتر در قالب زنان اسطوره‌ای یا غربی در قالی‌های تصویری بافته شده است. از جمله قالیچه‌های این دوره که تحت تأثیر هر دو گفتمان قرار گرفته، قالیچه زن نشسته‌ محفوظ در گالری احدزاده است. این قالیچه از نظر شکل ظاهری شباهت بسیار به قالیچه ملکه ارمنستان دارد و همچنین تحت تأثیر قالیچه دنیا بر پشت گاوماهی نیز است. با توجه به آنکه این قالیچه برگرفته از یک قالیچه با مضمون اسطوره‌ای و یک قالیچه از زن غربی است، لذا آنچه در این پژوهش به آن پرداخته می‌شود، ارتباط میان متن‌ها با یکدیگر است. هدف از این پژوهش، بررسی و مطالعه چگونگی ارتباط قالیچه ملکه انگلستان و قالیچه دنیا، با قالی محفوظ در گالری احدزاده است و به این پرسش پاسخ می‌دهد: ارتباط این قالیچه‌ها که بیانگر دیدگاه غربی و اسطوره‌ای است با قالیچه احدزاده چگونه قابل تبیین است؟ چه دگرگونی‌هایی در فرایند شکل‌گیری این ارتباط رخ داده است؟ پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تطبیقی و بر اساس دیدگاه بیش متنیت ژنت شکل گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان داد هر دو شاخه تقلیدی و تغییری میان متن‌های موجود واقع شده است. رابطه متن اول و سوم از نوع بیش‌متنی و رابطه متن دوم و سوم از نوع بینامتنی است. همچنین رابطه متن اول و سوم از گونه تراگونگی است، تغییر هم در سبک و هم در مضمون رخ داده و متن جدید تنها به یک گفتمان نمی‌پردازد بلکه گفتگومندی میان دو گفتمان غرب‌گرایی و باستان‌گرایی را بیان می-کند و قالیچه هویت جدید یافته است.

هنر

بازیابی نظام سایزبندی لباس بانوان ایرانی بر اساس مطالعات آنتروپومتریکی

دوره 15، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 567-594

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.353975.1881

پرستو زمانی، خشایار حجتی امامی، فریده حاجیانی

چکیده از جمله عوامل مهم در تولید پوشاک، الگوسازی و نظام سایزبندی لباس است. لباس به مثابه یک اثر فرهنگی‌هنری باید تناسب لازم با بدن انسان را داشته باشد. الگوسازی بر اساس سایز بدن افراد اقدام مهمی در این زمینه است. سایزبندی کلی همواره نمی‌تواند پاسخگوی تمام افراد جامعه باشد، زیرا برخی افراد از لحاظ اندامی نامتناسب با استانداردهای جهانی هستند. بنابراین جمع‌آوری داده‌های ابعادی متناسب با آناتومی افراد جامعه و طراحی الگو برای اندام آنان می‌تواند به بهره‌وری بیشتر از پوشاک بومی کمک کند. با وجود اختلاف در ابعاد بدنی ایرانیان با دیگر کشورها، همچنان از داده‌های ابعادی آنان در ترسیم الگو استفاده می‌شود. هدف این پژوهش بررسی مغایرت‌های انداز‌ه‌ای موجود در شیوه‌های متداول سایزبندی لباس و ارائه راهکار است. پرسش آن است که جمع‌آوری اطلاعات آنتروپومتری افراد تا چه‌اندازه می‌تواند به بهبود شیوه سایزبندی پوشاک کمک ‌کند؟ این تحقیق کاربردی است و به روش بررسی منابع کتابخانه‌ای و تحلیل داده‌های‌ اندازه‌گیری‌شده حاصل از پژوهش میدانی انجام شده‌اســت، از این‌رو ماهیتی کمی‌-کیفی دارد. برای این‌منظور با استفاده از شیوه نمونه‌گیری تصادفی، ابعاد بدنی 1290 نفر از بانوان 20 تا 44 ساله اندازه‌گیری و سایز آن‌ها از 32 تا 58 دسته‌بندی شد. با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS به تحلیل داده‌ها پرداخته‌شد. در نهایت اندازه‌های دسته‌بندی شده بانوان با اندازه‌های سیستم مولر مقایسه گردید. باتوجه به یافته‌ها، در بسیاری از پارامترها تفاوت چشمگیری میان ابعاد اندامی ایرانیان و اندازه‌های ذکرشده در سیستم مولر وجود داشت، در نتیجه مجموعه‌ای از اعداد جدید براساس اطلاعات آنتروپومتری بانوان ایرانی در نظام سایزبندی جایگزین گردید.

هنر

مطالعه تطبیقی پوشاک اساطیر انسانی در نقاشی‌های دیوارى با زنان سوریه دوره روم(رویکرد کارکردگرایی مالینوفسکی)

دوره 15، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 595-627

https://doi.org/10.22059/jwica.2023.357663.1914

الاء بصل، ابوالقاسم دادور، فاطمه کاتب، مریم مونسی سرخه

چکیده اساطیر رومی به دلیل تجسم خدایان در قالب پیکره‌هایی انسانی با توانایی‌های ماوراءطبیعی، دارای جایگاهی مقدس و جاودانه بوده‌اند و از ارزش هنری و تاریخی برخوردارند. اسطوره‌ها شامل خدایان، نیمه‌خدایان و صحنه‌های حماسی و نمادین، در نقاشی‌های دیواری رومی سوریه تصویر شده‌اند. این نقاشی‌ها به نمایش رسوم و اصول اخلاقی می‌پردازند و نحوۀ پیروی از مذهب و ارزش کارکردی و درونی جامعه را بیان می‌کنند. پوشش زن، به‌عنوان مؤلفه‌ای نشانگر تمدن، در بخش مهمی از جامعۀ سوری روم تجسم یافته است. هدف، شناسایی مضامین اسطوره‌ای در نقوش انسانی و شناخت معانی آنهاست. در این راستا فرم‌های ظاهری پوشش زن در پنج نقاشی‌ دیواری بررسی و سپس با پوشش زن سوری در دورۀ روم تطبیق داده می‌شود که با مؤلفه‌های نیاز و نهاد مالینوفسکی تحلیل می‌شود. پرسش آنست که از منظر کارکردگرایی، وجوه اشتراک و افتراق پوشاک در نقاشی‌های دیواری و زنان سوریۀ دورۀ روم با تأکید بر عناصر اسطوره‌ای مالینوفسکی چیست؟ نتایج نشان داد که نوع پوشش زنان و رنگ‌های به‌کاررفته در نقاشی‌ها و لباس زنان سوریۀ دورۀ روم، علاوه‌بر پاسخگویی به نیاز به پوشش، در جهت پاسخگویی‌ به نیازهای فرهنگی و انسجام روحی ازقبیل اخلاق‌مداری، باورهای اجتماعی و دین‌مداری نیز برآمده است. در جامعۀ سوریۀ دورۀ روم، نهادها در خدمت برآورده‌کردن نیازهای زنان بودند و نقش مثبتی در بقای کلی جامعه داشتند. روش پژوهش، تطبیق تاریخی- تحلیلی و شیوۀ گردآوری اطلاعات، اسنادی است.

هنر

خوانش ترامتنی یکی از لباسهای زنانه موجود در موزه پوشاک سلطنتی برگرفته از سوزن دوزی بلوچ

دوره 15، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 451-469

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.350527.1848

فاطمه شیرازی، نسترن نوروزی

چکیده ترامتنیت ژنت از رویکردهای مهم در خوانش و بررسی روابط میان متن‌ها است که این روابط را در شکل‌های گوناگون آن مورد بررسی قرار داده و به پنج دستۀ اصلی تقسیم می‌کند که عبارت‌اند از: بینامتنیت، فرامتنیت، پیرامتنیت، سرمتنیت و بیش‌متنیت. پژوهش پیش‌رو براساس ترامتنیت ژنت به خوانش یکی از لباس‌های زنان موجود در موزۀ پوشاک سلطنتی می‌پردازد. این لباس بیش‌متنی است که پیش‌متن آن پوشاک سوزن‌دوزی زنان منطقۀ بلوچستان است، از این‌رو ارتباطی میان این متن‌ها شکل گرفته که قابل بررسی است. هدف از این پژوهش، مطالعه و بررسی چگونگی ارتباط سوزن‌دوزی لباس مذکور با پیش‌متن‌های آن در سوزن‌دوزی‌های بلوچ است و به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد: ارتباط این لباس سلطنتی-درباری با پیش‌متن‌های سوزن‌دوزی بلوچ آن براساس ترامتنیت ژنت، چگونه تبیین می‌شود؟ در فرایند شکل‌گیری این ارتباط چه دگرگونی‌هایی صورت گرفته است؟ پژوهش حاضر به شیوۀ تحلیلی- تطبیقی و توصیفی، براساس بیش‌متنیت ژنت صورت گرفته، و تجزیه و تحلیل داده‌ها در آن به‌صورت کیفی است. این پژوهش نشان داد که رابطۀ دو متن از گونۀ بیش‌متنیت تراگونگی است و گذار از پیش‌متن به بیش‌متن با دگرگونی‌هایی در ساختار صوری، محیط، گفتمان، کارکرد، کاربرد و... همراه بوده است.

هنر

مطالعه تاثیر عامل گشودگی به تجربه بر تغییرات ترجیح رنگی زنان

دوره 15، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 181-204

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.347115.1822

الهه شهراد، رضا افهمی، روح اله باقرزاده

چکیده رنگ زبانی خاموش، اما قدرتمند است. با توجه به اهمیت نقش رنگ در برقراری ارتباط و جلب‌توجه افراد، شناسایی ترجیح رنگی زنان و عوامل مؤثر بر آن می‌تواند ابزاری کارآمد در بسیاری از حوزه‌های جهان مدرن مانند ارتباطات، تجارت و تولید کالا و محتوا ایجاد نماید. این مقاله با هدف شناسایی تأثیر عامل گشودگی به تجربه (به‌عنوان یکی از ابعاد شخصیت) بر تغییرات ترجیح رنگی زنان انجام ‌یافته است. به‌منظور جمع‌آوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه جمعیت شناختی، ترجیح رنگی و آزمون ده‌گویه‌ای شخصیت (TIPI) استفاده ‌شده است. نمونه آماری شامل ۲۱۳ نفر از زنان ساکن تهران است که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش واریانس یک‌طرفه در ارتباط با میزان ترجیح رنگی نشان می‌دهد که زنان با سطوح مختلف گشودگی به تجربه در ارتباط با میزان ترجیح رنگ‌های بنفش، قرمز و نارنجی دارای ترجیحات متفاوتی هستند به این صورت که با بالا رفتن سطح گشودگی به تجربه امتیاز به رنگ‌های قرمز و نارنجی افزایش و به رنگ بنفش کاهش می‌یابد. همچنین، تحلیل داده‌ها در بخش ترجیح رنگ منتخب بیانگر آن است که زنان با سطوح گشودگی به تجربه بالا رنگ قرمز را به‌عنوان رنگ ترجیحی خود انتخاب می‌نمایند. تفسیر نتایج در ارتباط با رنگ تنفری حاکی از آن است که زنانی که از رنگ آبی و سفید متنفر هستند، دارای سطح گشودگی به تجربه پایین‌تری می‌باشند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره در ارتباط با ترجیح رنگ‌‌های گرم، سرد و خنثی نشان می‌دهد زنان با سطوح گشودگی به تجربه مختلف در ارتباط با رنگ‌های گرم و خنثی دارای ترجیحات متفاوتی هستند.براساس نمودار با بالارفتن سطح گشودگی به تجربه میانگین امتیاز به رنگ‌های گرم افزایش و به رنگ‌های خنثی کاهش می‌یابد. در نهایت نتایج لزوم توجه به عاملیت گشودگی به تجربه در پیش‌بینی ترجیحات رنگی را مورد تایید قرار می‌دهد .. یافته‌های پژوهش حاضر می‌تواند در بسیاری از حوزه های کاربردی مانند روانشناسی، بازاریابی، ارتباطات، تبلیغات و طراحی مد مورداستفاده قرار گیرد.

هنر

نشانه شناسی درون فرهنگی نقشمایه ترکیبی پرنده_با_سر_زن در انگشتری‌های فلزی سپهرنشانه‌ای سلجوقیان ایران

دوره 14، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 519-543

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.343422.1793

معینه السادات حجازی، پریسا شاد قزوینی

چکیده نقش‌مایه‌های ترکیبی انسان-پرنده مفاهیم گسترده و گاه متضادی در تمدن بشری دارند. در دوران اسلامی با وجود تحریم صورتگری، همچنان نقوش انسانی و حیوانی، دستمایۀ تزئینات آثار هنر اسلامی بوده و در آثاری چون انگشتری به صورت‌های مختلف به‌کار رفته است. انگشتر در فرهنگ اسلامی اعتباری خاص دارد و بازتاب‌دهندۀ خصایص فرهنگی و باوری مستور در آن است. در میان حکومت‌های مسلمان در ایران، سلجوقیان از جمله اولین حکومت‌هایی هستند که با گستردگی جغرافیایی خود به شکوفایی فرهنگی رسیدند و در سپهر نشانه‌ای آنان، نقش‌مایۀ پرنده با سر زن در انگشتری‌ها هویتی قابل‌اعتنا داشت. این مقاله در ارتباطات درون‌فرهنگی سپهر نشانه‌ای سلجوقیان، پدیداری نقش‌مایۀ پرنده با سر زن در انگشتری این دوره را مطالعه می‌کند و به این پرسش پاسخ می‌دهد که در بازنمود این نقشینه چه معنای باورمداری از منظر سپهر نشانه‌ای مستتر است. در این مجال، از روش تحلیل نشانه‌شناسی فرهنگی مکتب تارتو با استفاده از نظریۀ سپهر نشانه‌ای یوری لوتمان استفاده شده است. رهیافت بحث بدین معنا منتج شد که محیط چندفرهنگی تمدن سلجوقیان ایران در درون خود متشکل از سه سپهر نشانه‌ای اسلامی، ترکی و ایرانی است. گفت‌وگوی درون‌فرهنگی موجب پدیداری نقشینۀ پرنده با سر زن با دو ترکیب بصری شد. نقوش همنشین با این نقش‌مایه به مفاهیم باروری، قدرت، رشد و نیک‌خواهی اشاره دارد که ارتباط این‌گونه انگشتری را با خاستگاه‌های زنانه قوت می‌بخشد. ارتباطات درهم‌تنیدۀ اشتراکات فرهنگی مستتر در باورهای مذهبی اسلامی، تفکرات قومی ترکی و اندیشه‌های ایرانی موجب ایجاد هویتی یکپارچه در انگشترهای سلجوقیان ایران شده است.

هنر

واکاوی نشانه ‏های حضور حرم‏سرا در آثار فرنگی ‏سازی مکتب نقاشی اصفهان

دوره 14، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 463-487

https://doi.org/10.22059/jwica.2022.334445.1722

بتول معاذالهی، زینب صابر

چکیده در دوران اصفهان صفوی، سیاست محبوس‌نمودن شاهزادگان در حرم‏سرا باعث شد به‌تدریج شاه از کنش جدی در عرصة سیاست کناره‏ گیری کند و در مقابل حرم‏سرا به کانونی از قدرت مبدل شود که در آن مادر شاه، زنان و خواجه ‏سرایان ابتکار عمل سیاسی را به‌دست گیرند. در دوران سلیمان، این کانون به حدی قدرتمند شد که آن را مالک اصلی شاه نامیدند. در همین زمان بود که نقاشی فرنگی ‏سازی به‌عنوان سبک مسلط هنری شناخته شد و رو به گسترش نهاد. مقالة حاضر با توجه به هم‌زمانی قدرت‏یابی حرم‏سرا و رونق فرنگی ‏سازی در دوران حکومت شاه‌سلیمان، در پی پاسخ به این پرسش است که جریان فرنگی ‏سازی مکتب نقاشی اصفهان، در بازنمایی قدرت رو به گسترش حرم‏سرا و ساکنانش، چگونه عمل کرد؟ خوانش نقاشی‏ های ذکرشده نشان می‏دهد که آثار فرنگی‏سازی از منظر چشم شاه‌سلیمان به موضوع زنان و حرم‏سرا نظر می‏ افکند و با حذف زنان به‌عنوان عاملان قدرت، فقط به نمایش نشانه ‏هایی مربوط به مکان زیست آنان، چون اشاره به «فضای درونی/ اندرونی در معماری» که اینک خودِ سلیمان در آن مستقر شده بود، اکتفا می‌کند و از طریق تأکید بر «نگاه خیره به مخاطب»، به «بازتکثیر نگاه مردانه» دست می‏زند.

هنر

گفت‏وگومندی سراسطوره‌های مسلط بر هنر دورۀ‏ قاجار و نقش آن در تصویرگری شخصیت شیرین

دوره 11، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 179-197

https://doi.org/10.22059/jwica.2019.282063.1288

مهین سهرابی، بهمن نامورمطلق، فاطمه مهرابی

چکیده سراسطوره‏های مسلط بر فرهنگ و هنر هر جامعه شکل‏دهندة گفت‏وگوهایی هستند که به جریان‏های فرهنگی و خلق هنری در آن جامعه جهت می‏دهند. در دورة‏ قاجار، ورود و ترویج سراسطورة فرنگ در ایران باعث به‌وجودآمدن تحولاتی شایستة توجه در حوزة فرهنگ و هنر شد. یکی از نمودهای پربسامد و تأثیرگذار چنین تحولی در تصویرگری و به‏خصوص تصویرگری زنان مفهوم «دیگری» این دوره بود. ازاین‏رو، این پژوهش با انتخاب «شخصیت شیرین»، که شخصیتی با ظرفیت بالا برای «دیگری»شدن و «فرنگی»شدن در آن دوره بود، به مطالعة گفت‏وگومندی (باختینی) سراسطوره‏های مسلط بر هنر دورة‏ قاجار پرداخت. این مطالعه در پی پاسخ به این پرسش شکل گرفت که در یک جامعه، که در یک ‏زمان تحت تأثیر چند سراسطورة مختلف است، نحوة تأثیرگذاری سراسطوره‏ها بر شکل‏گیری و تحولات یک ایکون‏ اسطوره‏ای کلان چگونه است؟ بدین منظور، بررسی تصاویر موجود از صحنة «آبتنی شیرین»‌ـ به‏منزلة پیکرة مطالعاتی‌ـ با روش تحلیل‏های بینامتنی و بیناگفتمانی بدین نتیجه رسید که در دورة‏ قاجار بین سه سراسطورة فرنگی، ایرانی و اسلامی گفت‏وگویی شکل‏ گرفته که سراسطورة اسلامی در آن نقش میانجی دو سراسطورة دیگر و فراهم‏کنندة مقدمات گفت‏وگو را برعهده داشته، اما درنهایت، باگذشت زمان و قوت‌گرفتن این گفت‏وگو، سراسطورة اسلامی از آن خارج ‏شده است.

هنر

تحلیل فرایند معنازایی در پوستری اجتماعی از پریسا تشکری براساس آرای کریستوا

دوره 11، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 199-231

https://doi.org/10.22059/jwica.2019.276154.1219

زهرا شهریاری، فریده آفرین

چکیده هدف پژوهش شرحِ چگونگی بهرة پریسا تشکری، به‌عنوان طراح زن، از امکانات بصری پوستر برای القای معانی و پیام‏های خاص است. روشن‏کردن معنا و پیام پوستر متکی به مشاهده، توصیف و تفسیر ویژگی‏ها و کیفیت بصری و تجسمی با اتکا به مؤلفه‏های فرایند معنازایی در نظریة زبان کریستواست. مؤلفه‏های ذکرشده را تبادل امر نمادین، امر نشانه‏ای و بینامتنیت تشکیل می‏دهند. بهره از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد هرمنوتیکی نشان می‏دهد دو امر نشانه‏ای و نمادین در این پوستر در حال تبادلی بی‏وقفه‌اند و به فرایند معنازایی جهت می‏دهند. جابه‌جایی‏های عناصر مفهومی و بصری زن و گل، گلبرگ گل و دهان، گلدان گل و بستر پرورش، آب و مواد لازم برای پرورش، اشاره به وجه دوگانة نوشتار روی گلدان‏، تبادل امر نشانه‏ای و نمادین را نشان می‏دهد. مطالعة بینامتنیت با تأکید بر تکنیک گلدوزی پرورش سه جنبة خلاقة وجودی زنان‌‌ـ یعنی نوشتار، احیای گلدوزی و صداپروری آنان‌ـ را برجسته می‏کند.

هنر

نقد روان‌شناختی شخصیت اصلی زن فیلم رگ خواب (1396) از دیدگاه طرح‌وارۀ جفری یانگ

دوره 11، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 233-249

https://doi.org/10.22059/jwica.2019.281443.1282

فاطمه شاهرودی

چکیده مقالة حاضر با هدف نقد روان‌شناختی فیلم رگ خواب از دیدگاه نظریة طرح‌وارة جفری یانگ انجام پذیرفته است. تلاش فیلم‌ساز در بیان دنیای ذهنی شخصیت زن فیلم باعث شده بتوان فیلم را از دیدگاه طرح‌واره تحلیل کرد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه می‌توان حوادث زندگی قهرمان اصلی زن فیلم را براساس دیدگاه طرح‌واره تبیین کرد؟ اطلاعات به‌کاررفته در این مقاله از طریق روش کتابخانه‌ای و مشاهدة مستقیم و روش تحقیق به صورت توصیفی‌ـ تحلیلی است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که وجود دو طرح‌وارة «رهاشدگی» و «وابستگی» در شخصیت زن فیلم را می‌توان از عوامل مؤثر در مشکلات و حوادث تلخ زندگی او دانست. نیمة اول فیلم به چگونگی شکل‌گیری و تکرار این دو طرح‌واره در زندگی قهرمان زن اختصاص یافته است و در نیمة دوم فیلم حرکت به سمت تغییر و بهبود طرح‌واره‌ها را شاهدیم.